فصل هفتم :پوشاک

 

 

 

فصل هفتم :

 

پوشاک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل هفتم: پوشاک

پوشاک

ایجاد لباس ناشی از احتیاج انسان به دفاع از عوارض طبیعی بخصوص در مقابل سرما بوده است. لیکن لباس نیز مثل هر گونه وسیله زندگی که پا از دایره رفع احتیاج ابتدائی بیرون می گذارد حالت تفننی به خود می گیرد و در طول زمان از صورت ابتدائی خود بیرون آمده، اقوام مختلف روی زمین هر یک بنا به مقتضیات اقلیمی و آداب و رسوم و درجه فرهنگ و تمدن خود، به ایجاد لباس های گوناگون پرداخته و در دوخت و شکل و تزئین آن ابتکارات گوناگون بوجود آوردند. بطوریکه لباس نیز مثل تمام وسایل زندگی جلوه گاه ذوق و هنر بشری گردیده و مظهر لطافت وذوق و تکامل سلیقه اقوام ملل شده است (ذکاء، یحیی1336 :6).

پوشاک زنان در روستای امام ده:

آنچه بیش ازهمه در نوع لباس زنان دراین منطقه تاثیر گذاشته است، عبارت است از :

1 ـ آب و هوای معتدل و مرطوب که باعث شده است، تنوع لباس در فصول مختلف بوجود آید.

2 ـ محیط روستا

3 ـ نوع ساخت خانه ها

4 ـ فعالیت و مشارکت زنان در کار شالیکاری

 

ویژگی و نوع پوشاک زنان میانسال و کهنسال:

Ø     در فصل تابستان که هوا گرم است لباس زنان از جنس نخ، چیت، تترون می باشد.

Ø     نوع پارچه های انتخابی زنان معمولا پرگل است و پارچه دارای رنگ آمیزی زیاد است.

Ø     معمولا زنان پیراهن های بلند و چین دار بر تن می کنند.

Ø     شلوار زنان گشاد و آزاد و نخی می باشد.

Ø     معمولا زنان روسری های نخی که بصورت X در پشت سر گره می خورد، بر سر می کنند، همچنین روسری بعد از عبور از چانه در بالای سر به هم می رسد؛ و نیز روسری لچک (سه گوش) بر سر خود می نهند و در بسیاری از مواقع دو گوشه جلوی لچک را از دوطرف به زیر گوشه سوم آن در پشت گردن می برند و یا با عبور از روی هم آن را روی سر گره می زنند.

Ø     زنان میانسال و کهنسال این روستا هنگامی که در محل می خواهند، جاهایی همانند: بر سر شالیزار ها، باغ ها و خانه همسایه خود بروند. با همان لباس خانگی و نهایتاً یک چادر رنگی یا چادرشب بر کمر خود می بندند

Ø     زنان میانسال و کهنسال این روستا  به هنگام بیرون رفتن از محل چادر سفید یا رنگی و یا چادر شب بر روی کمر خود می بندند و گاهی اوقات در بعضی از جاها چادر بر سر خود می گذارند.

Ø     در تابستان به هنگام بیرون رفتن جوراب های ضخیم مشکی برروی شلوارهای خود به پا می کنند و در زمستان جوراب های پشمی به پا می کنند.

Ø     در زمستان زنان بر روی لباس های خود ژاکت ،کت مخمل و لباس های گرم بر تن می کنند.

Ø     کفش زنان معمولا کفش های راحتی مشکی، گالش، دمپایی های مشکی  می باشد و در مواقع باران و برف چکمه به پا می کنند.

باید گفت: لباس زنان میانسال و کهنسال این روستا تغییری نکرده است و از گذشته تا امروز به همین شکل بوده است.

 

ویژگی و نوع پوشاک دختران جوان:

Ø     معمولا دختران و زنان جوان در تابستان بلوز آستین بلند و دامن بلند بر تن می کنند و یا سارافون همراه با بلوذ و شلوار برتن می کنند.

Ø     شلوارهای دختران از جنس نخ می باشد.

Ø     معمولا روسری نخی بر سر می گذارند و از جلو به صورت معمولی گره می زنند و همیشه روسری بر سر می گذارند.

Ø     دختران به هنگام بیرون رفتن ،در محل خود بصورت معمولی ، همانطور که در خانه لباس می پوشند به بیرون می روند اما هنگام رفتن به محل دیگر یا شهر مانتو و شلوار به تن می کنند  و نوع پوشش بیرونی آنها همانند سایر نقاط دیگر کشور می باشد.

Ø     در زمستان دختران ژاکت ، کت و لباس های گرم برتن می کنند . به هنگام بیرون رفتن کاپشن یا  پالتو برتن می کنند.

Ø     کفش های دختران امروزه با جاهای دیگر تفاوتی ندارد.

Ø     در گذشته دختران جلیزقه های تزئینی بر روی لباس های خود بر تن می کردند اما امروزه اینطور نیست.

Ø     در گذشته دختران لباس هایی با رنگ شاد بر تن می کردند اما امروزه رنگهای ساده را انتخاب می کنند . (مشاهدات و نقل از: زینب حسن دوست اربوکلایه، رقیه حسن دوست اربوکلایه ، زهرا حسن دوست اربوکلایه ).

 

پوشاک مردان در روستای امام ده:

ویژگی و نوع پوشاک مردان میانسال و کهنسال:

Ø     لباس مردان در تابستان از جنس نخ می باشد.

Ø     معمولا مردان پیراهن و شلوار پارچه ای بر تن می کنند.

Ø     مردان مسن کت و شلوار بر تن می کنند و رنگ آن هم تیره می باشد.

Ø     در گذشته مردان علاوه بر کت و شلوار و جلیغه هم بر تن می کردند.

Ø     در گذشته مردان کلاه شاپو بر سر می گذاشتند.

Ø     در گذشته مردان عادی کفش شان گالش بوده است اما آنهایی که از نظر مالی مرفه بودند کفش هایی از جنس چرم استفاده می کردند.

Ø     در پاییز و زمستان مردان از لباس های پشمی و بافتنی از قبیل کلاه، جوراب، شال گردن، ژاکت، دستکش، کت و شلوار بر تن می کنند.

 

پوشاک پسران جوان:

Ø     معمولا پسران و مردان جوان در تابستان پیراهن آستین کوتاه و تی شرت و شلوار پارچه ای یا جین بر تن می کنند.

Ø     کفش پسران و مردان جوان اسپرت یا کتانی می باشد.

Ø     پسران معمولا در زمستان از ژاکت، کاپشن، شال گردن و کلاه استفاده می نمایند.

Ø     در گذشته کفش پسران و مردان جوان گالش بوده است (نقل ازمرحوم مرتضی حسن دوست اربوکلایه ، ابراهیم حسن دوست اربوکلایه ، صمد حسن دوست اربوکلایه).

فصل ششم : ساختار اقتصادی

 

 

فصل ششم :

 

ساختار اقتصادی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل ششم: ساختار اقتصادی

اقتصاد

اقتصاد وسیله ای است برای بررسی برخی از جنبه های مادی تطبیق انسان با محیط . اقتصاد بر حسب ساده ترین تعریف آن، بررسی نحوه کاربرد وسایل معین برای دستیابی به منابع دلخواه است، این وسایل می تواند پول، زمان و حتی مهارت های اجتماعی باشد. بنابراین معنای وسیع ، هر جامعه ای اقتصاد دارد و تقریبا هر فعالیت انسانی از جنبه های اقتصادی برخوردار است (رنجبر ، محمود، ستوده، هدایت الله1383 :  162).

مردم شناسی اقتصادی به بررسی و مطالعه شرایط تولید مادی انسان می پردازد  و از همین رو به مسائل زیست محیطی و فناوری تکنولوژی نیز علاقمند است. موضوع دیگر، داد و ستد و مبادلات و نیز مسائل حقوقی مربوط به مالکیت و  بهره برداری از اشیا و اشکال گوناگون استفاده از تولید ، توزیع و مصرف خدمات است (ریویر، 1379 : 124).

مردم شناسان با کمک و بهره جویی از علم اقتصاد، جامعه ابتدائی و در حال رشد را مورد مطالعه قرار می دهند. آنها نظریه ها و مفاهیم را از علم اقتصاد گرفته و از آن برای فهم تولید، توزیع و مصرف استفاده می نمایند (رنجبر، محمود ، ستوده، هدایت الله  1383 : 163).

مشاغل کشاورزی

شالیکاری

1 ـ برنج

گیاهی است یکساله علفی چمنی با ساقه ای راست و بدون کرک به بلندی حد اکثر 1 تا 1.5متر و برگ های سبز تیره خطی سر نیزه ، با لبه ای زبر و بدون کرک و گل آذین . منشعب و بر شانه ای سنبله ای پانیکول و راست یا سر به زیر و واژگون با سنبلچه های بدون میخک یا سیخکی کوتاه.

برنج یکی از محصولات مهم زراعی ایران است که در قسمتهای شمالی ایران و بخش هایی از استان فارس، بلوچ، خوزستان ، اصفهان و آذربایجان کاشت می شود.

برنج ابتدا در کشورهای آسیایی شناخته شد سپس آفریقائی ها برنج را بعنوان غذا مورد استفاده قرار دادند و بعد آمریکائیها و اروپائیها با آن آشنا شدند.

گیلان بعلت رطوبت زیاد از مناسبترین مناطق کشت برنج است . در مازندران، گرگان ، خوزستان و نواحی گرمسیر فارس و اصفهان نیز کشت برنج مرسوم است، اما برنج گیلان از نظر کیفیت نه تنها نسبت به محصولی که در سایر نقاط کشور تولید می شود برتری دارد بلکه در دنیا نیز بی رقیب می باشد.

اکنون در بسیاری از کشورهای جهان نظیر ممالک خاور دور خاورمیانه و کشورهای خاورمیانه، برنج غذایی دائمی مردم می باشد. دانه های برنج دارا ی مواد مغذی مختلفی از قبیل پروتئین، چربی و قند است. همچنین انواع ویتامین A، D ،E ، ب کمپلکس در برنج یافت می شود. در خاکستر گیاه برنج و نیز دانه های آن مواد معدنی و شیمیایی فراوانی نظیر: کلسیم ، منیزیم، پتاسیم ، فسفر، آهن، سدیم ، یتامین ، ریبوفلاوین و نیاسین یافت می شود. هر صد گرم برنج معمولی بطور متوسط دارای 360 کالری انرژی است.

برنج در مرور زمان ویتامین خود را از دست می دهد، بدین جهت برنج تازه مقدار بیشتری ویتامین را در خود ذخیره دارد، همچنین در پوست دانه های برنج مقدار قابل توجهی ویتامین های مختلف یافت می شود که در جریان سفید کردن برنج از دست می رود. (گروه پژوهشگران ایران ، 1374 :412 ).

2 ـ انواع برنج در گیلان

از نظر مشخصات گیاه شناسی و زراعی سه نوع برنج در گیلان کشت می شود که عبارتند از:

1 ـ انواع برنج های صدری که طول دانه های آن بیش از 7 میلیمتر و به دانه های دراز معروف هستند.

2 ـ انواع برنج های چمپا و چمپای رسمی و بی نام با طول دانه 7 ، 6 میلیمتر که بعنوان دانه متوسط شناخته می شود.

3- انواع برنج های دانه کوتاه یا گرده با طول دانه 5 ، 6 میلیمتر کشت برنج های گروههای 1 ، 2 در گیلان بیش از گروه 3 عمومیت دارد. مهمترین انواع برنج صدری که در گیلان کشت می شوند عبارتست از صدری، دم سیاه، حسن سرایی، میرزا عنبربو، موسی طارم، صدری دم زرد، صدری دم سفید، صدری امیری و معمولی است؛ وانواع برنج بی نام ، حسنی، مولایی، رسمی و قریب نام برد .(گروه پژوهشگران ایران،1374 : 129).

3 ـ انواع برنج زیر کشت روستای امام ده

در این روستا برنج های صدری ، دم سیاه، حسن سرایی، علی موسی کاظمی، حسنی، خزر، طارم و... می کارند و برداشت می کنند.(نقل از تمامی اهالی روستا).

4 ـ برنجکاری

کارهای برنجکاری در بهار شروع می شود و در پاییز پایان می پذیرد. اگرچه فنون کشت در مجموع یکسان است ولی زمان عملیات مختلف می تواند از یک ناحیه کوچک به ناحیه دیگری تغییر نماید، بدین ترتیب در نقاطی که آب رودخانه بطور دائم جریان ندارد شخم زنی از فصل زمستان شروع می شود تا بتوان از آب باران در این فصل استفاده کرد ولی معمولا این شخم ها از اوایل فصل بهار انجام می گیرد. این تفاوت زمانی ناشی از شرایط محلی آب و هوا، شرایط آبیاری و همچنین مدت زمان لازم برای انواع بذرهای برنج است. (بازن ،مارسل؛برومبرژه ،کریستیان 1365 :40 ).

5 ـ مراحل کاشت برنج

مرحله اول:شخم زدن

ابتدا زمین کشت برنج را آبگیری می کنند و آنرا کاملا سیراب می کنند، در این روستا آب رودخانه بطور دائم جریان ندارد، از اواخر زمستان به دلیل بارندگی زیاد آبگیری را آغاز می کنند و بعد از سیراب کردن زمین ها، آنرا سه باردر زمان های مختلف شخم می زنند .

شخم اول در اواخر زمستان صورت می گیرد و بعد از ده روز شخم دوم را می زنند و شخم سوم را قبل از نشاء کاری انجام می دهند.

زمانیکه شخم دوم را انجام می دهند (مرزبندی) هم صورت می گیرد. مرزبندی ( یعنی تمییز کردن مرزها )؛ در این مرحله مرزهای بین دو زمین و گوشه های زمین که مشخص کننده حدود زمین فردی با فرد دیگر است و برای رفت و آمد می باشد درست می کنند. بعد از درو محصول تا شروع کار جدید در این مرزها علفهای هرز بالا می آید و به زمین های کشاورزی تجاوز می کند که کشاورزان باید این علف های هرز را از بین ببرند و مرزها را تمییز کنند، و اندازه مرزها به همان اندازه قبل در بیاید و نباید حدود مرزها را تغییر بدهند. برای مرزبندی کردن زمین های زراعی از بیل های دسته بلند به نام (گرباز) استفاده می کنند.  امروزه به خاطر استفاده از علف کش های قوی شخم زدن راحت تر از گذشته انجام می گیرد و برای شخم زدن در گذشته از گاو آهن استفاده می کردند و امروز بوسیله تیلر صورت می گیرد.

مرحله دوم: جو افشاندن

در زمان شخم زدن دوم، مرحله جو افشاندن برنج در این روستا آغاز می شود . در این مرحله اهالی روستا بعد از 14 فروردین استخاره می کنند و روز سعد را انتخاب می نمایند و باید ذکر کرد که روز 13 فروردین را نحس می دانند و مرحله جو افشاندن را به هیچ وجه در این روز انجام نمی دهند.

ابتدا جو ( شلتوک برنج ) را 24 ساعت داخل آب قرار می دهند و بعد از 24 ساعت لای ساقه های برنج یا پلخوم ( نوعی گیاه خود رو می باشد ) قرار می دهند تا جوانه بزند. به این دلیل جو را لای  ساقه های برنج یا پلخوم قرار می دهند که این دو گیاه خاصیت گرما دارد و باعث می شود که جو های برنج (شلتوک های برنج) زودتر جوانه بزند.

بعد از سه روز جوانه های برنج را در تکه ای از زمین کشاورزی که کاملا صاف و هموار و آبگیری شده ،می پاشند و به آن سوته (خاکستر کاه سوخته) اضافه می کنند و معمولا یک ماه طول می کشد که توم بیجار(همان سبزه برنج ) تهیه شود و خیلی مراقبت لازم است تا آفت نزند و باید مواظب باشند تا آب کافی به زمین برسد. باران بی موقع باعث خراب شدن توم بیجار (همان سبزه برنج ) می شود (نقل از: ابراهیم حسن دوست اربوکلایه ، نرگس حسندوست اربوکلایه و مرحومه شهربانو حسن دوست اربوکلایه).

امروزه  در این روستا برای بدست آوردن توم بیجار از روش گلخانه ای استفاده می کنند یعنی بعد از خیس کردن جو (شلتوک های برنج) آن را در ساقه های برنج یا پلخوم قرار می دهند تا جوانه بزند و بعد از جوانه زدن آنها را در یک تکه زمین صاف و هموار و آب گیری شده می پاشند که طول زمین 10 الی 12 متر و عرض آن 3 متر می باشد. روی زمین بذر پاشیده شده پلاستیک می کشند و در مدت کم به آن سر می زنند و رسیدگی می کنند تا به آن آب کافی برسد. ( نقل از : ابراهیم حسندوست اربوکلایه ، نرگس حسن دوست اربوکلایه و مرحومه شهربانو حسن دوست اربوکلایه).

روش گلخانه ای چند مزیت دارد:

1- آب به اندازه کافی به بذرها می رسد.

2- توم بیجار (سبزه برنج)زودتر بدست می آید.

3- از آفات هایی نظیر باران بی موقع در امان است (نقل از: نرگس حسن دوست اربوکلایه).

مرحله سوم: نشاء کردن

موقع نشاء کاری سابقا در پنجک بهار (50 روز از بهار گذشته) آغاز می شده است اما امروزه 40 تا 45 روز از بهار گذشته ، آغازمی شود.

نشاء کاری کار بسیار سخت و طاقت فرسایی است و مختص خانم ها می باشد.

در این مرحله گاهی اوقات آقایان توم بیجار (جوانه های سبز) را از زمین می کنند و داخل تشت یا سینی قرار می دهند و در اختیار خانم ها می گذارند تا آنها عمل نشاء را انجام دهند.در این مرحله خانم ها در یک ردیف می ایستند و جوانه های سبز شده را با هم می کارند واز جلو به عقب حرکت می کنند . به این علت اینگونه حرکت می کنند تا به نشاء های کاشته شده برخورد نکنند و آنها خراب نشوند. زنها در حال نشاء کردن با هم ترانه های محلی می خوانند تا سختی کار را کمتر حس کنند. در انتهای کار که به زمین های نشاء شده نگاه کنیم تصور خواهیم کرد که جای نشاء های کاشته شده از قبل تعیین شده است اما اینطور نیست این هنر کشاورزان خانم است که با زحمت فراوان عمل نشاء را انجام می دهند.

بعد از نشاء کاری یک مقدارکود شیمیایی و مواد آلی در شالیزار می ریزند تا برنج ها تقویت شوند و برنج ها ضعیف نشوند.از این مواد زیاد استفاده نمی کنند زیرا در صورت مصرف زیاد مزه و بوی برنج از بین خواهد رفت. یک مقدار به زمین ها سم علف کش و داروی ضد کرم ساقه خوار برنج می زنند تا رشد علف های هرز خنثی شود. زیاد از سم استفاده نمی کنند زیرا برنج سمی می شود .و علف های هرز را  در مرحله وجین کاملا از بین می برند. در گذشته به جای کود شیمیایی و مواد آلی از کود حیوانی نظیر گاو، پرندگان، کود نوغان ( پیله کرم ابریشم ) برای تقویت زمین استفاده می کردند.

بعد از نشاء دوباره مرزها را تمییز می کنند که معمولا علف های هرز سرسخت که سگ واش گویند، رشد می کنند و کشاورز باید این علف ها را از بین ببرد و این کار مختص آقایان است. یکی از علف های هرز به نام سورف بعد از نشاء در میان ساقه های برنج رشد می کند که شبیه خود ساقه های برنج است که کشاورز باید آنها را در مرحله وجین از بین ببرد و مانع رشد آنها شود.

درمورد این علف هرز یک ضرب المثل قدیمی رایج است:

به جای برنج بنه ، سوروف بنه آب بخورده

معنی: به جای ساقه های برنج ، ساقه های سوروف آبیاری شده است.

منظور: موقعی که شالیزار را آبیاری می کنند تا ساقه های برنج آبیاری شوند ، علف سروف هم آبیاری می شود و آن هم رشد می کند و چون رشد این علف سریع تر از ساقه های برنج است، این ضرب المثل را به کار  می برند ( نقل از نرگس حسن دوست اربوکلایه ،  مرحومه محترم نژاد قاسم).

مرحله چهارم:وجین کاری

وجین کاری یعنی دفع و از بین بردن علف های هرز در زمینهای شالیکاری .

دانه های علفهای هرز به دلیل آنکه در آب زمین های شالیکاری قرار دارد به سرعت رشد می کند. از این رو برای جلوگیری از رشد این علف های هرز طی مراحل مختلف کشاورزان وجین کاری می کنند.

در این روستا دو هفته پس از نشاء کاری وجین اول آغاز می شود و وجین دوم وقتی گیاه برنج بلندتر شد ،صورت می گیرد. وجین سوم اگر دوباره علف هرز وجود داشت ، انجام می شود.

امروزه به دلیل استفاده از سم و علف کش ها مرحله دوم وجین راحتتر صورت می گیرد و مرحله سوم به ندرت انجام می شود.

کار وجین به اینصورت است که کشاورزان بین برنج ها می روند و علف های هرز را از بین می برند و زمین را تمییز می کنند و هرچه زمین های شالیکاری تمییز تر باشد ،رشد برنج بهتر خواهد بود .وجین کاری توسط خانم ها انجام می شود و به اینصورت است که خانم ها در یک ردیف می ایستند و به طرف جلو حرکت می کنند و علف های هرز را از بین می برند و با هم ترانه هایی  می خوانند  تا سختی کار را کمتر حس کنند  ( نقل از نرگس حسن دوست اربوکلایه ، مرحومه شهربانو حسن دوست اربوکلایه).

مرحله پنجم : برداشت و درو کردن برنج

بعد از رسیدن برنج و زرد شدن خوشه های برنج و سنگین شدن خوشه ها عملیات درو آغاز می شود که زمان درو در این روستا معمولا 15 مرداد آغاز می شود . معمولا درو کردن برنج به عهده آقایان است اما زنها نیز برای درو کردن شرکت می کنند.

در این مرحله آب مزارع را قطع می کنند و کار درو را آغاز می کنند و درو کردن بوسیله داس هایی صورت می گیرد که به شکل خاصی توسط آهنگران ساخته می شود که به آن ( داره) گویند و این داس سبکتر از داس های معمول نقاط دیگر است. کشاورزان بخاطر گرمای زیاد بر سر خود کلاه های حصیری می گذارند.

طریقه درو کردن:

ابتدا کشاورزان ساقه های برنج را مشت مشت می گیرند و با دره می برند و با یکی از ساقه های برنج گره می زنند و روی بوته های ساقه های برنج قرار  می دهند و مشته های برنج را به مدت 24 ساعت می گذارند تا در مقابل نور خورشید خشک شود و بعد از 24 ساعت ، 10 یا 12 مشت را با هم با پیچک ( پیچ چند ساقه برنج )بسته بندی می کنند و سپس دسته های برنج را جمع آوری کرده و به انبار برنج انتقال می دهند. ( نقل از: ابراهیم حسن دوست، صمد جسن دوست، نرگس حسن دوست )

6 ـ خرمن کوبی

بعد از انتقال برنج به انبارها ،بعد از مدتی آن را به وسیله ماشین های خرمن کوبی که نیروی محرکه آن تیلر است، برنج ها را خرمن می کنند که بوسیله یک تسمه لاستیکی تیلر را به خرمن کوب وصل می کنند و دانه های برنج در این مرحله از ساقه و خوشه جدا می شود . ساقه های برنج را برای خوراک دام و پیچک ( طناب دور برنج ) و در گذشته برای سقف خانه ها بکار می بردند. امروزه ماشین های خرمن کوبی جدیدتری آمده که نیازی به آوردن محصول به خانه نیست و در همان مزرعه برنج را خرمن می کنند و کسانیکه در مزرعه خرمن کردن برایشان دشوار است و مکانی برای ماشین های خرمن کوبی ندارند در خانه های خود خرمن می کنند.( نقل از : ابراهیم حسن دوست اربوکلایه، نرگس حسن دوست اربوکلایه).

7- شالیکوبی و سفید کردن برنج

در این مرحله برنج های خرمن شده را به کارخانه های برنج کوبی (شالیکوبی) می برند تا محصول خود را سفید کنند. در این مرحله ابتدا به مدت 24 ساعت برنج های خرمن شده را خشک می کنند و سپس دوباره برنج را می تراشند تا برنج سفید شود. بعد از سفید کردن برنج کار شالیکاری به اتمام می رسد.

8 - روش آبیاری شالیکاری

آبیاری زمینهای شالیکاری، هسته اصلی کار است. برای کشاورزان آب از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. آب برای آبیاری زمین های شالیکاری این روستا از سد منجیل تهیه می شود . ابتدا آب از سد منجیل به رودخانه رود بنه و سپس در نهرهای جاری شالیزار انتقال می یابد. (نقل از اهالی روستا).

میراب

میراب کسی است که به شالیزارها نظارت دارد که آب به اندازه کافی به همه جای زمین ها برسد؛و تقسیم کننده آب می باشد و نوبت آب هر کس را در هفته مشخص می کند.

وظایف میراب

1ـ تقسیم عادلانه آب برای زمین های شالیکاری.

2 ـ بازرسی دقیق زمینها .اگر گاهی آب به زمینی نرسد ، سریعا اقدام کند و مانع را از میان بردارد ؛ یا اگر زمینی بیش از حد آبیاری شد جلوی آب را بگیرد و آب را مهار کند.

نحوه انتخاب میراب

انتخاب میراب بر عهده اهالی روستا می باشد و اهالی روستا میراب را بر حسب نحوه کار کردن ،اخلاق خوب فرد،کسی که از نظر مالی ضعیف است انتخاب می کنند و رای می دهند .هرکس که رای بیشتری در بین اهالی روستا آورد به عنوان میراب انتخاب می شود.

مزد میراب

مزد میراب معمولا بعد از درو کردن برنج به ازای هر یک هکتار زمین از صاحب زمین 4 الی 5 دسته برنج می گیرد؛ که هر 4 الی 5 دسته برنج معمولا 10 کیلو برنج بعد از سفید کردن می شود ( نقل از ابراهیم حسن دوست اربوکلایه، طاهر حسن دوست اربوکلایه، نرگس حسن دوست اربوکلایه).

9 ـ رسم مناصبه ( نصف شده )

در این روستا رسم بر این است هر کس که دارای زمین کشاورزی است و خود کشاورز نیست و یا دیگر قادر به کشاورزی نمی باشد ، زمین کشاورزی خود را به یک کشاورز واگذار می کند و قراردادی تنظیم می کنند که کشاورز بر روی زمین کار کند و تمام مسئولیت زمین را کشاورز بر عهده بگیرد. در انتهای کار یعنی برداشت محصول و سفید کردن برنج نصف محصول کشاورز را بردارد و نصف دیگر به صاحب زمین تعلق می گیرد.

امروزه به خاطر بالا بودن هزینه ها، کشاورز مقداری پول برای خرید کود شیمیایی و سم از صاحب زمین می گیرد.

متاسفانه باید گفت به خاطر دلیلی که در پارگراف ذکر شد اکثر کشاورزان زمین کشاورزی فرد را برای کاشت قبول نمی کنند و به همین خاطر خیلی از صاحبان زمین ، زمین های خود را رها کرده اند. و ضربه سنگینی به صاحبان زمین و اقتصاد کشور وارد شده است.

 

10 ـ رسم بیا شرط

زمانی پیش می آید که صاحب زمین به پول احتیاج دارد به همین دلیل زمین خود را به یک کشاورز واگذار می کند و در عوض مقداری پول از کشاورز دریافت می کند و قرارداد تنظیم می کنند زمانیکه صاحب زمین پول را در زمان تعیین شده به کشاورز برگرداند کشاورز وظیفه دارد زمین را به صاحبش تحویل دهد. در طول مدت قرارداد کشاورز می تواند از محصول زمین استفاده نماید ( نقل از : حجت ابراهیمی ، صمد حسن دوست اربوکلایه).

11- رسم گیشه یاور( بیجار سری، گیشه عروس)

در این روستا کسی که نو عروس دارد ،در فصل شالیکاری رسم بر این است که نوعروس دوستان و آشنایان خود را بعنوان یاور ( کمک کننده )جمع کند و بر سر زمین خانواده داماد ( پدر شوهر و مادر شوهر ) ببرد و به آنها کمک کند تا نشاء کاری یا وجین کاری آنها تمام شود . در عوض خانواده داماد به عروس یک قواره پارچه یا چادر شب بعنوان لگلابت ( هدیه ) تقدیم می کنند و از دوستان و آشنایان عروس با میوه و شیرنی پذیرایی می کنند . در این روز ترانه های شاد محلی هم خوانده می شود.

این رسم نوعی همیاری محسوب می شود. ( نقل از: آسیه ابراهیمی، نرگس حسن دوست اربوکلایه، خدیجه خانی ).

12- برنج دوباره(خوشه چینی)

بعد از درو کردن برنج ، ساقه های برنج نارس رشد می کند و به ساقه می نشیند و نیز فصل درو کردن به پایان رسیده است . بعضی از اهالی محل که خوشه چین هستند بر سر زمین ها می روند و خوشه های برنج را درو می کنند و فرقی نمی کند که از کدام زمین  می باشد.و معمولا کسانیکه از زمین کمی برخوردار هستند مشغول به جمع آوری این ساقه های برنج می شوند .

این رسم نوعی دگریاری ناهمتراز از نوع فرادست به فرو دست می باشد. ( نقل از خدیجه خانی، زینب حسن دوست اربوکلایه، صمد حسن دوست اربوکلایه).

جمع آوری خوشه ها :

در مرحله انتقال برنج های درو شده از شالیزار به انبار های برنج،در مسیر راه مقداری از خوشه های برنج خواهد ریخت . این خوشه های برنج توسط خوشه چین جمع آوری می شود و برای خود بر می دارد. معمولا کسانیکه این خوشه ها را جمع آوری می کنند از زمین کمی بر خوردار هستند.

این رسم نوعی دگریاری ناهمتراز از نوع فرادست به فرو دست می باشد. ( نقل از خدیجه خانی، رینب حسن دوست اربوکلایه، صمد حسن دوست اربوکلایه).

رسم هاشو- واشو (رفتن - آمدن)

در مراحل (نشاء، وجین، برداشت) همیاری وجود دارد که به آن هاشو ـ واشو گویند. این همیاری بدین صورت است که اگر کسی در یکی از مراحل کشاورزی بعنوان نیروی انسانی به کمک دوستان،  خویشان و همسایه خود برود در عوض آنها در مرحله بعدی به آن کمک  خواهد کرد.

در مورد این رسم در میان افراد روستا یک ضرب المثل قدیمی رایج است:

امروز تی هَنَم نشاء     فردا تی بیا اَمِ وجین

معنی: امروز من برای تو می آیم نشاء، فردا تو بیا برای ما وجین

منظور: این ضرب المثل نشانه همیاری در کار شالیکاری است.

 

 

نوغان داری (پرورش پیله کرم ابریشم)

پرورش کرم ابریشم می تواند بعنوان فعالیت بهاره به راحتی در تقویم فعالیت های کشاورزی جای داده شود هنگامی که زنان در برنجزارها مشغول نشاء برنج و سپس وجین علف های هرز هستند ، مردان خانواده که اغلب توسط بچه ها و یا زنان سالخورده یاری می شوند، به پرورش کرم ابریشم می پردازند. در ساختن تلمبارها، چیدن برگ توت، تغذیه کرم ها و ... فقط در کارهایی که باید به سرعت انجام گیرد و بخصوص موقع جمع کردن پیله ها، زنان و مردان گرد هم می آیند. (بازن، مارسل؛ برومبرژه، کریستیان 1365 : 111).

 

مراحل اصلی دوره پرورش کرم ابریشم

مدت زمان هر دوره کامل پرورش نوغان ( پیله کرم ابریشم ) در حدود 45 روز است که مراحل آن بوسیله پوست اندازی های مختلف کرم ابریشم مشخص می شود . (بازن ، مارسل؛ برومبرژه ، کریستیان  1365 : 113).

اهالی این روستا زمانیکه این شغل رایج بود، معمولا در 15 اردیبهشت که زمان رویش برگ های توت است، این کار را انجام می دادند . قوطی های محتوی تخم نوغان ( تخم کرم ابریشم ) را از اداره نوغان داری ( پرورش کرم ابریشم ) تهیه می کنند و هر کشاورز بر حسب توتستان خود سهمیه ای از تخم نوغان (تخم کرم ابریشم ) دارد.

آنها را برای رشد سریع در خانه و در محلی که دمای معتدل دارد قرار می دهند . بعد از 12 روز کرم های کوچک از تخم خود خارج می شوند بعد کرم ها را به ظرف و جعبه های مخصوص که از مخلوط گل ، کود گاو له شده درست شده است ، منتقل می کنند و برای خوراک آنها ، روی جعبه ها را از برگ توت خرد شده می پوشانند تا کرم ها از آن تغذیه کنند. کرم ها بعد از، تخم در آمدن به صورت سفید رنگ در می آیند ، در این هنگام در روز سه نوبت با برگ های توت کامل تغذیه آنها را تامین می کنند.و کرم ها داخل این جعبه دوباره به خواب می روند و در فاصله 3 الی 5  روز کرم ها بزرگ می شوند، آنها را در این زمان به ساختمان تلمبار انتقال می دهند. صاحب تلمبار در روز 2 بار با شاخه های توت تازه کرم ها را تغذیه می کند و بعد از تغذیه کرم ها ، شاخه های توت خالی از برگ (ژگر) را جمع آوری می کنند و جایش شاخه های برگ تازه قرار می دهند . بعد از پوست اندازی آخر کرم ها تغذیه آنها بیشتر می شود که ابتدا روزی سه بار و در پایان بطور شبانه روز باید تغذیه شوند. ابتدا کرم ها اشتهایشان برای خوردن زیاد است بعد از مدتی اشتهای خود را کم کم از دست می دهند و به رنگ زرد تبدیل می شوند و حالت شیشه و براق پیدا می کنند. صاحب تلمبار در این موقع شاخه های بید یا شمشاد در داخل تلمبار قرار     می دهد که کرم ها برای تبدیل به پیله خود از روی این شاخه ها بالا می رود .

وقتی کرم ها تبدیل به پیله ابریشم شد باید سریعا جمع آوری شود تا تبدیل به پروانه نشود زیرا که آفات بزرگی به بار می آورد.

پرورش کرم ابریشم یکی از کارهای اصلی اهالی این روستا محسوب می شد و تا قبل از سال 1376 این کار رایج بوده است اما متاسفانه بخاطر از بین رفتن توتستانها و گسترش یافتن شالیکاری، این شغل از بین رفته است و بنا بر گفته اهلی روستا این شغل منفعتی برایشان نداشته است و در شالیکاری منفعت بیشتر است به خاطر همین توتستانهای خود را تبدیل به زمین های زراعی نموده اند و دیگر کسی نوغان داری ( پرورش پیله کرم ابریشم ) ندارد .(نقل از سلیمان معصوم زاده معروف به کربلایی علی معصوم زاده ،  لیلا ابراهیمی ، طاهر حسن دوست اربوکلایه،  زبیده ترابی).

پیله های جمع آوری شده دو نوع است که از لحاظ قیمت کاملا با هم فرق می کند و از هم تفکیک می شوند :

1- پیله های سفت و سالم

2- پیله های نا مرغوب که بر اثر فضولات کرم لکه دار شده و یا پیله های نرم و مرطوب است.

 

برای فروش پیله ها دو راه وجود دارد:

1- آن ها را به دفاتر محلی ( اداره نوغان و پرورش کرم ابریشم )تحویل می دهند که در آنجا پیله ها را با هوای گرم و یا بخار آب خفه کرده ، دوباره دسته بندی می کنند و به کارخانه های ریسندگی دولتی رشت می فرستند که اکثریت ابریشم تولید شده در گیلان در آنجا کشیده می شود .

2- پیله ها را در بازار به فروش می رسانند و تجار آنها را خریداری و به ریسندگی های مهم خارج از منطقه ( بخصوص مشهد )می فرستند. (بازن، مارسل؛ برومبرژه، کریستیان 1365 : 116 ).

در این روستا برای فروش پیله های خود از هر دو روش استفاده می کردند (نقل از سلیمان معصوم زاده، طاهر حسن دوست اربوکلایه، زبیده ترابی ).

 

خبر کردن همسایه ها برای جمع آوری پیله های کرم ابریشم

جمع آوری کردن پیله های ابریشم باید سریع انجام گیرد و صاحب پیله های کرم ابریشم نمی تواند به تنهایی این کار را انجام بدهد در این حالت موقع جمع آوری کردن، همسایه های خود را قبل از نهار خبر می کند . بعد از جمع آوری کردن پیله های کرم ابریشم ، صاحبخانه به میهمان ها نهار می دهد . به بچه ها پولی به نام (واجیمی) می دهد و بعد از ظهر نشینی دارند. این کار نوعی همیاری است که مرسوم بوده است (نقل از سلیمان معصوم زاده، طاهر حسن دوست اربوکلایه، زبیده ترابی، لیلا ابراهیمی ).

 

مشاغل تولیدی

مشاغل تولیدی خانگی توسط بانوان

صنایع دستی:

شرایط خاص جغرافیایی گیلان، هوای مرطوب، کوههای پوشیده از جنگل و مناظر زیبا و رنگارنگ از یک سو و سوابق طولانی چند هزار ساله مردم این سرزمین در هنر و صنعت از سوی دیگر موجب گردیده است که گیلان از دوران های کهن تا امروز صنایع و دست ساخته های زیبا و متنوع، گوناگون و پر محتوا داشته باشد، شکی نیست که صنایع دستی با سنت و آداب رسوم جامعه و تفکر و بینش هنرمندان و سازندگان و نیز محیط جغرافیائی و طبیعی رابطه مستقیم و بسیار نزدیک دارد به همین جهت از صنایع ماشینی متمایز می باشد.

قبل از تولد ماشین کلیه مصنوعات توسط دست یا ابزار دستی ساخته می شد اما هر اثری که مصنوع دست باشد نمی توان جزء صنایع دستی بشمار آورد. بطور کلی منظور از صنایع دستی آن گروه از ساخته های دست انسان است که در خلق و ایجاد آنها ذوق و هنر بکار رفته باشد، چنانکه برخی از صاحبنظران در تعریف و توجیه آن گفته اند:

صنایع دستی به آن گروه از صنایع اطلاق می شود که نمام یا قسمت اعظم مراحل ساخت فرآورده آن با دست انجام گرفته و در چارچوب فرهنگ و بینش های و ذوق و هنر انسان های هر منطقه با توجه به دیدگاه های قومی آنتن ساخته و پرداخته می شود. (گروه پژوهشگران ایران به سرپرستی ابراهیم اصلاح عربانی،1374 : 29 ).

در این روستا صنایع های دستی متعددی وجود دارد که بعضی از آنها در گذشته رایج بوده است و امروزه کمرنگ شده است و بعضی از آنها دیگر بچشم نمی خورد. معمولا صنایع دستی توسط زنان روستا از گذشته تا به امروز تولید می شده است.

1 ـ حصیر بافی:

یکی از محصولات و صنایع دستی مهم گیلان در گذشته نه چندان دور به دلیل تناسب با شرایط زیستی و اقلیمی این خطه از اقبال عمومی برخوردار بود حصیر یا بوریا است ( اداره کل آموزش، انتشارات تولیدات فرهنگی  1380 : 100 ).

در این روستا از حصیر برای بافت زیر انداز، پوشاندن دیوار، کلاه، زنبیل، سفره استفاده می کنند و معمولا بصورت ساده می بافند و روی آنرا با کاموا و نخ رنگی نقش هایی مانند گل می دوزند.

امروزه حصیر بافی در این روستا به ندرت بچشم می خورد و تعداد محدودی از افراد به حصیر بافی مشغول هستند که تعداد آنها به شمارش انگشتان دست و یا کمتر می رسد . برای فروش به شهر ها می برند و یا سفارش کار از اطرافیان خود می گیرند و می بافند (نقل از تمامی اهالی روستا و مشاهدات و تجربه).

2 ـ دست بافت ها :

دست بافت هایی که زنان این روستا می بافند معمولا از جنس نخ ابریشم یا کاموا می باشد . معمولا دست بافت های این روستا لباس، شال، جوراب، کلاه، دستکش است که زنان در فصول گرم سال در شب به عنوان سرگرمی می بافند. دست بافت های ابریشمی از قبیل روپشتی، رومیزی، روتلوزیونی و ... را زنان و علی الخصوص دختران جوان می بافند و برای تزئین منازل خود بکار می برند. (نقل از زینب حسن دوست اربوکلایه ، نرگس حسن دوست  اربوکلایه و مشاهدات).

3 ـ جارو دستی:

زنان روستا در تابستان معمولا در اواسط مرداد شاخه های گروز (گیاهی که از آن جارو دستی درست می کنند) با داس می برند و سپس با شانه ی مو روی این شاخه ها می کشند و تمام دانه های آنرا می گیرند وسپس شاخه های تمییز شده را در آفتاب قرار می دهند تا خشک شود و در انتها دسته بندی می کنند و به هم وصل می کنند و جارو را درست می کنند. ساختن جارو دستی امروزه هم کم و بیش رایج است. (نقل از: زینب حسن دوست اربوکلایه ، مرحومه شهربانو حسن دوست اربوکلایه ، مرحومه محترم نژاد قاسم  و مشاهدات).

 

مشاغل خدماتی

صنایع ماشینی

1- کارخانه های برنجکوبی

همانطور که گفته شد هسته اصلی اقتصاد این منطقه بر کشاورزی استوار است و کشت اصلی این روستا برنج است.این امر باعث ایجاد کارخانه های برنجکوبی در این روستا شده است. در این روستا 5 کارخانه برنجکوبی وجود دارد، که 3 کارخانه در پایین محله گاویه و 2 کارخانه در بالا محله گاویه واقع است. 3 کارخانه برنجکوبی این روستا مدرن است و از دستگاههای مجهز و جدید استفاده می نمایند و دو کارخانه هم از دستگاههای قدیمی وسنتی گازوئیلی استفاده می نمایند. صاحبان این کارخانه ها خود کشاورز هستند و فقط زمان برداشت برنج و فروش برنج در کارخانه ها فعال هستند و در بقیه فصول سال کارخانه تعطیل است و هیچ استفاده ای نمی شود.

در کارخانه های برنج کوبی، برنج ها را خشک می کنند ، برنج ها را سفید می کنند و همچنین اهالی روستا برای فروش محصول خود، از این کارخانه ها استفاده می نمایند (نقل از سلیمان معصوم زاده ، صمد حسن دوست اربوکلایه).

نحوه فروش برنج در کارخانه های برنجکوبی:

در این روستا مرسوم است ، اگر برنج ها را برای فروش در کارخانه ها بگذارند، خریداری که برنج را برای نمونه در دست خود می گیرد تا عطر و بو و نوع برنج را امتحان کند ، آنرا به گونی برنج بر نمی گرداند بلکه آنرا در ظرفی می ریزند؛ بعد از زیاد شدن برنج های نمونه ، آنرا برای کمک به یک فقیر می دهند. این کار نوعی دگریاری ناهمتراز انوع فرادست به فرودست می باشد. ( نقل از صمد حسن دوست ).

2 ـ کارخانه های چوب بری

یکی از صنایع طبیعی استان گیلان چوب درختان است، در این روستا به خاطر استفاده فراوان از چوب باعث شده است که کارخانه های چوب بری به وجود آید.در این روستا 3 کارخانه چوب بری وجود دارد که یک کارخانه بالا محله گاویه واقع است و دیگری در محله اربوکلایه واقع است. و نیز یک کارخانه چوب بری در پائین محله گاویه واقع است. محصولاتی که از چوب در این کارخانه ها تهیه میشود برای ساخت خانه ها، پنجره سازی، تهیه نئوپان، گهواره، چهارپایه، نردبان و... استفاده می شود.

 

شکار و صید ماهی

ماهیگیری معمولا ماهیگیری از پائیز تا اوایل بهار آغاز می شود و توسط مردان جوان و پسران روستا صورت می گیرد. و در نهر ها و رودخانه اطراف روستا ماهیگیری می کنند و زمینهای شالیکاری بعد از برداشت محصول خالی می ماند و به خاطر بارندگی زیاد آب جمع می شود به همین دلیل در این زمینها ماهی دیده می شود. ماهیگیری بوسیله قلاب ماهیگیری ( میکال )صورت می گیرد و طعمه روی قلاب، کرم خاکی می باشد. ماهی هایی که در این روستا صید می شود ماهی بینو، کولی وکپور است.

این ماهی ها معمولا برای مصرف روزانه خود استفاده می شود.

 

شکار با تله زمینی(رادم تنی):

این نوع شکار برای به دام انداختن پرندگانی چون بلبل، گنجشک، جیمجیرک  و ... است.

طرز درست کردن تله زمینی:

ابتدا یک چوب بلند را که سر آن تراشیده شده بر روی زمین فشار می دهیم. سپس سر تراشیده شده آن را با سیخ داغ سوراخ می نمائیم و چوب دیگر را حالت شتاب که سر آن نخ وصل است به چوب اول رد می کنیم و سر چوب تراشیده را کرم خاکی یا پلخوم قوشه ( گیاهی شبیه تمشک ) می زنیم تا دام و تله ای برای پرندگان باشد. زمانیکه پرنده می خواهد آن را بخورد داخل تله می افتد و پا یا گردن آن به تله گیر می کند. ( نقل از هادی حسن دوست اربوکلایه، فریدون حسن دوست اربوکلایه).

 

شکار با تله هوایی(دام تنی):

این شکار برای به دام انداختن پرندگانی چون خودتکا، چنگر، مرغابی و...است و در اواخر پائیز و زمستان صورت می گیرد.

این تله توسط تور و چوب ساخته می شود و این شکار معمولا در غروب در زمین های شالیکاری انجام می گیرد (نقل از هادی حسن دوست اربوکلایه، فریدون حسن دوست  اربوکلایه، سلیمان معصوم زاده معروف به کربلایی علی معصوم زاده).

 

از دیگر منابع اقتصادی این روستا کاشت سبزیجات و سیفیجات ، میوه جات از قبیل : خُوج (گلابی جنگلی)، پرتغال، نارنج، گوجه سبز و ...و نگهداری دام از قبیل گاو، پرورش طیور، کاشت انواع درختان می باشد.

اهالی روستا محصولات خود را به بازارهای هفتگی می برند و به فروش  می رسانند.

مشاغل خدماتی

این روستا دارای مشاغل خدماتی مختلف می باشد که این مشاغل به شرح زیر می باشد:

v    کپی و پرینت، کلوپ و سی دی فروشی

v    قهوه خانه

v    آرایشگری

v    خیاطی

v    سوپرمارکت و بقالی

v    قصابی

v    مغازه های سوپر مارکت و بقالی با فروش چند منظوره

 

مشاغل اداری

این روستا دارای مشاغل اداری به شرح زیر می باشد:

v    شورایاری روستای امام ده

v    پایگاه بسیج بالا محله امام ده

v    پایگاه بسیج پایین محله امام ده

 

مشاغل اداری همراه با خدمات و درمان

این روستا دارای مشاغل اداری همراه با خدمات و یا درمان به شرح زیر می باشد:

v    پست بانک واقع در بالا محله امام ده و مخابرات

v    درمانگاه

v    خانه بهداشت

 

 

فصل پنجم:مسکن ومعماری

 

 

فصل پنجم:

 

 

مسکن ومعماری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل پنجم: مسکن ومعماری

مسکن و معماری در روستای امام ده

مسکن یکی از نیازهای اساسی انسان است که همراه با توسعه و ارتقاء سطح زندگی ابعاد مختلف و پیچیده ای پیدا می کند. مسکن در گذشته بیشتر مفهوم سر پناه بود در حالیکه امروز مسکن مهمترین کانون تجلی حیات فرهنگی و اجتماعی افراد جامعه محسوب می شود. و بخش قابل ملاحظه از فعالیت های اقتصادی نیز در آنجا انجام می گیرد. مشخصه کمی و کیفی مسکن مانند سطح مسکونی و برخورداری از تسهیلات زندگی چه بصورت مستقیم نظیر آب و برق و تلفن و مصالح بکار برده شده و چه بصورت غیر مستقیم نظیر دسترسی به مراکز آموزشی، درمانی، تجاری و ... یکی از مهمترین شاخص های توسعه اقتصادی و اجتماعی محسوب می شود و ملاک رده بندی جوامع مختلف در زمینه توسعه پایدار قرار می گیرد( گروه پژوهشگران ایران ،1374 : 114).

 

خانه های روستا و نمای محله

در این روستا خانه های قدیمی و خانه های جدید و به شکلهای مختلف دیده می شود که در میان باغ ها و درختان سرسبز و یا در اطراف شالیزار قرار دارد. و راههای پر پیچ و خم دارد که ناشی از ساخت و تعیین محوطه های خانه می باشد وحد و مرز مشخصی را نشان نمی دهد. درست است که محوطه های خانه ها بطور نامنظم مشخص شده است ، اما از درون دارای مرزبندی و تقسیم بندی مشخصی است.

 

محوطه خانه های روستای امام ده

هر محوطه خانه ای به وسیله پرچین هایی (حصارهای دور خانه)  مشخص شده است و این پرچین ها (حصارهای دور خانه) علاوه بر مشخص کردن فضای هر خانه ، محافظی برای باغها در مقابل طیور و چهارپایان است.

پرچین ها در این روستا از جنس چوب، حصیر، نی، و امروزه بیشتر از بلوک سیمانی است، که پرچین های از جنس چوب ، نی ،حصیر بصورت نامنظم و بدون ترتیب می باشد ولی پرچین های از جنس بلوک سیمانی دارای نظم و ترتیب است. بیشتر خانه های این روستا درب ورودی ندارد و خانه هایی که درب دارند در میان روز همیشه باز است.

در هر یک از خانه های اهالی این روستا چاه آب، حوضچه های آب سیمانی، باغچه های زیبای سبزی و گل، درختان میوه ، درختان صنعتی و همچنین درخت توت برای کرم های ابریشم و ساختمانهایی نظیر: تلمبار، طویله، لانه مرغ، کندوج(خزانه برنج) به چشم می خورد. در ضمن باید گفت: خانه های این روستا معمولاً دارای حیاط های وسیع و بزرگ هستند.

 

خانه های سبک قدیم

مصالح ساختمانی

در گذشته مصالح ساختمانی که برای ساخت خانه در این روستا بکار می بردند از محیط و طبیعت خود تهیه می کردند که این مصالح عبارتند از :چوب، طناب (وریس) که از پوست درختان تهیه می شود، و طناب که از ساقه برنج(کُلُش) تهیه می شود، کاه گِل (مخلوط گل و ساقه برنج )، سنگ ، فَل(سبوس برنج)، و... .اغلب مصالح ساختمانی را خود از منابع طبیعی اطراف خود تهیه می نمودند (مشاهدات و نقل از: مرحومه شهربانو حسن دوست اربوکلایه، صمد حسن دوست اربوکلایه).

پی ریزی و زیر سازی

از ویژگی اصلی خانه های قدیمی بلند بودن پی خانه ها می باشد و دلیل آن این بود که خانه از نم و رطوبت در امان باشد.

برای ساختن پی خانه ابتدا سطح زمین را صاف و هموار می کردند و روی آنرا می کوباندند و سپس کرسی و پی را با سنگ و کاه گل (گل+ساقه برنج) می ساختند و باید گفت: هر کس توان خریدن سنگ را نداشت و با همان کاه گل (گل+ساقه برنج) و فَل (سبوس برنج) پی خانه خود را می ساخت و روی پی را با کاه گل (گل+ساقه برنج) به وسیله دو چی(ماله) یا دست می پوشاندند. تا این قسمت کار به خاطر جلوگیری از سرایت رطوبت به پایه های چوبی ساختمان بوده است، بعد با تکه های سنگ صاف روی پی ها را می پوشاندند. وقتی زیر سازی اول به پایان رسید، ابتدا چوب های کوتاه به طور قائم قرار می دادند و سپس الوارهای استوانه ای قرار می دادند و لابه لای آنها کاه گل می ریختند تا محکم و استوار شود و سپس عکس الوارهای استوانه ای دوباره الوارهای قطور قرار می دادند و سپس الوارهای بلند و قطور استوانه را روی آنها قرار می دادند و با طناب محکم می بستند و بعد از آن تیرهایی بصورت عمودی روی الوارهای استوانه ای قرار می دادند و سپس بصورت افقی تیرهایی را روی تیرهای عمودی قرار می دادند که به این صورت زمینه را برای کف خانه آماده می نمودند و روی آنرا کاه گل (گل+ساقه برنج) و فل (سبوس برنج) می پوشاندند تا کف خانه آماده شود. (مشاهده و نقل از: مرحومه شهربانو حسن دوست اربوکلایه، صمد حسن دوست اربوکلایه).

دیوار

دیوارها در گذشته از چوب و کاه گل (گل+ساقه برنج) ساخته می شد و دو نوع بوده است:

1ـ زگمه ای( ورجینی)

2ـ زیگالی

 

1ـ دیوار زگمه ای یا ورجینی

این نوع دیوار از الوارهای گرد و استوانه ای است که زگمه یا ورجین اطلاق می شود که بر روی هم چیده می شود . وانتهای الوار را گود می کنند تا سرهای الوار با هم متصل شود و با طناب محکم می بستند. این نوع دیوار بسیار مقاوم و محکم بوده است و قدیمیترین نوع ساخت دیوار است.

2- دیوار زیگالی

رایجترین فن دیوار سازی بوده است و نازک تر از دیوار زگمه ای بوده است که تیرک های عرضی (زیگالی)را بطور افقی یا مورب قرار می دادند. نسبت به دیوارهای زگمه ای جدیدتر بوده است.

و در انتها دیوارها را با کاه گل (گل+ساقه برنج) می پوشاندند در آخر فقط کاه گل دیده می شد و کار را با ماله (دوچی)صاف می کردند. معمولا دیوارها را برای ساخت اتاق ها بکار می بردند.

پنجره ها و درب ها

معمولا در خانه های قدیمی پنجره دیده نمی شود و یا اگر پنجره ای باشد خیلی کوچک است و به این دلیل است است که از سرما در زمستان در امان باشند و گرما از اتاق خارج نشود و کاملاً حفظ شود. درب های اتاق بسیار کوتاه می باشد بطوریکه کسی که قد بلند است کاملا خمیده وارد اتاق می شود. و از جنس چوب ساخته می شدند (مشاهده و  نقل از:  صمد حسن دوست  اربوکلایه).

بام ها

بعد از اتمام دیوارها شروع به ساختن بام خانه می کنند که معمولاً سقف خانه را بلند می گیرند. ابتدا برای ساختن سقف خانه تیرهای افقی را بر روی دیوارها قرار می دادند و چهار طرف این تیرها به صورت تضاد چوب های قطور استوانه ای قرار می دادند و با طناب محکم می بستند و به صورت مثلثی به سمت بالا چوب ها را به هم متصل می کنند و متصل کردن چوب ها بوسیله طناب صورت می گیرد و در انتها نوک بام را تیز و با شیب تند درست می کردند تا باران به سمت پایین کاملا سرازیر شود و روی آن را با گالی یا ساقه برنج(کُلُش) می پوشانند و نوک آنرا یک گمج سفالی و یا سطل پلاستیکی قرار می دادند تا ساقه های برنج (کُلُش) یا گالی از شدت باد بلند نشود ( نقل از: صمد حسن دوست اربوکلایه).

نرده های چوبی

یکی از عناصر تزئینی خانه های این روستا نرده های چوبی است که دور تا دور ایوان و تالارها نرده های چوبی نصب می کنند که علاوه بر زیبایی محافظی است که کودکان به پایین پرت نشوند و همچنین از وارد شدن حیوانات به خانه جلوگیری می کند (نقل از: زینب حسن دوست اربوکلایه، صمد حسن دوست اربوکلایه و مشاهدات).

تلارها

ما در خانه های قدیمی دو نوع تلار مشاهده می کنیم:

1 ـ تلار بالا ( تلار دورین)

2 ـ تلارچه

تلار بالا (تلار دورین)

این گونه تلار در طبقه دوم خانه قرار دارد و چون طبقه بالای خانه است به آن تالار بالا می گویند و چون مانند اتاق فضای بسته ای دارد به آن (تلار دورین) یعنی داخل خانه گویند و در تمام فصول سال مورد استفاده است. اینگونه تلارها در همه خانه ها وجود ندارد و فقط در خانه های دو طبقه موجود است (نقل از: زینب حسن دوست اربوکلایه ، صمد حسن دوست اربوکلایه و مشاهدات).

 تلارچه

اینگونه تلارها در فضای باز در کنار اتاق ها قرار دارد و مانند ایوان می باشد و یک مقدار از اتاق ها در ردیف بالاتر قرار دارد و در فصل تابستان که گرم است ، اهالی روستا از این فضا استفاده می کنند. در آنجا می نشینند و شب ها پشه بند می زنند و همانجا می خوابند. (نقل از : زینب حسن دوست اربوکلایه ، صمد حسن دوست اربوکلایه و مشاهدات و تجربه).

اتاق ها

خانه های قدیمی این روستا معمولا دارای دو اتاق است . استفاده اتاق ها با هم متفاوت است. معمولا یک اتاق مختص به خودشان است و روزانه از آن استفاده می کنند و اتاق دیگر مختص میهمان ها می باشد و زمانیکه میهمان دارند از آن اتاق ها استفاده می نمایند. کلا از اتاق ها در فصل پاییز و زمستان استفاده می نمایند.

اتاق ها : مذکر و مونث(حجاب های نامرئی)

هرچند تمایزات بین نسل ها و طبقات سنی ممکن است تقسیم اتاق ها به کاربردهای خاصی را درپی داشته باشد، بر خلاف عرف معمول، فضایی وجود ندارد که منحصرا به مردان یا زنان اختصاص یافته باشد. همچنان که گفتیم، این عدم افتراق اتاق های خانه بر حسب جنس یکی از مشخصات برجسته آداب زندگی در گیلان است.

در ایران مرکزی، زنان به مقتضای حفظ ناموس در اتاق دور از انتظار به نام اندرون محصورند. برعکس، در جامعه کرانه خزر ، زنان و مردان مشترکا در فضاهای واحد رفت و آمد می کنند و میهمان ها را بدون اکراه مخاطب قرار می دهند (حتی اگر میهمان از افراد نزدیک خانواده نباشد )، و اینها همه رفتارهایی است که باعث شده است که آنان به عنوان زنان سبک شهرت یابند. اما آیا می توان گفت که هیچ گونه تقسیم بندی در فضای خانه بر حسب جنس وجود ندارد؟ در زندگی روزمره ، حدود و مرزهایی نامرئی زنان را از مردان جدا می کند، در عین حال که همه در یک اتاق جمع می شوند.

ساعت شش بعد از ظهر یک روز زمستانی است. مرد در اتاق پایین را ، که همسرش در آنجا مشغول تهیه شام است ، باز می کند. بچه ها به شتاب پاهای خود را جمع و جوانها یواشکی سیگارهای خود را خاموش می کنند. سکوت حکمفرما می شود پدر بلافاصله به ته اتاق می رود و می نشیند و به دیوار تکیه می دهد. بچه های کوچکتر به فضای مادری پناه می برند، در حالیکه جوان ها مودبانه از پدرشان فاصله می گیرند و هرگز به دیوار تکیه نمی دهند. فقط میهمان است (اگر میهمانی در آنجا حضور داشته باشد) که می تواند از همان امتیازهایی برخوردار باشد که بزرگتر خانه  دارا است. پس از اندک زمانی که با تشریفات و تعارفات می گذرد، جو راحت تری برقرار می شود ولی تا پایان نشست هیچکس حق عبور از حدود نامرئی که فضای مردان را از فضای زنان و بچه های کوچکتر جدا میکند ، ندارد. گاهی سفره ای جداگانه برای هریک از دسته های میهمان پهن می کنند. در اغلب موارد، زنان و مردان برسر یک سفره غذا را صرف می کنند، ولی، با این حال ، جایی را که برای آنان در نظر گرفته شده است را ترک نمی کنند. اگر اتفاقی دور از انتظار رخ دهد و عبور از این مرز ضرورت پیدا کند ، یکی از پسران جوان که هم پدر سری است و هم مادر سری نقش میانجی بین این دو را ایفا میکند.

عدم تمایز اتاق ها بر حسب جنس به مثابه تداخل فضاهای مختص مردان و زنان نیست. هنگام دیدار خویشاوندان، مردان غالبا ته ایوان می نشینند و زنان هم در ابتدای ایوان می نشینند و دو جمع کوچک را تشکیل می دهند. (برومبرژه، کریستیان،1370 :125 )

نمای بیرونی خانه های قدیمی

در خانه های قدیمی روستا وقتی وارد حیاط می شویم فقط از جلو نما دارد که پله می خورد و به سمت بالا می رویم و سه طرف دیگر خانه کاملا فضای بسته ای است که فضای جلوی خانه، محل پاکیزه ای است و در معرض دید است و پشت خانه که نمایی ندارد معمولا برای کارهایی که به دور از دید دیگران انجام می دهند استفاده می نمایند. سرویس بهداشتی از قبیل توالت درحیاط و پشت خانه ساخته می شود که معرض دید دیگران نباشد و همچنین از آلوده شدن فضاهای دیگر حیاط خانه جلوگیری شود.

محل آشپز خانه های قدیمی:

معمولا مکان ساخت آشپزخانه خارج از خانه، در حیاط بوده است و داخل آشپزخانه ها یک اجاق هیزمی ایجاد می کردند. در آنجا آشپزی می کردند و بعد از آماده شدن غذا به داخل خانه می رفتند و آنجا غذا را می خوردند. کسانیکه دارای چراغ نفتی بودند در همان اتاق خانه آشپزی می نمودند.

 

زمان تغییر مسکن و معماری در روستای امام ده:

خانه های این روستا تقریباً از سال 1352 شروع به تغییر کردن نمود. علت آن رواج یافتن مصالح ساختمانی جدید از قبیل حلب، بلوک های سیمانی، گچ، سیمان و ... بوده است. (نقل از: صمد حسن دوست اربوکلایه).

بطور کلی طی دو دوره در این روستا نوع خانه ها و سبک معماری آن تغییر نموده است :

دوره اول: سانحه زلزله رودبار 1369

دوره دوم: سانحه برف سنگین 1384

دوره  اول : سانحه زلزله رودبار 1369

در سال  1369 زمانیکه زلزله در بعضی از مناطق گیلان علی الخصوص در رودبار رخ داده بود ،دراین روستا نیز خسارت زیادی به بار آمد بطوریکه بعضی از خانه ها بطور کامل از بین رفتند و این باعث شد مردم خانه های خود را دوباره بسازند. در این دوره به سبک معماری قدیم اما از مصالح جدید برای ساخت خانه ها استفاده نمودند.

دوره دوم: سانحه برف سنگین 1384

در زمستان 1384 بر اثرسانحه برف که در تمام نقاط گیلان باریده بود بعضی از خانه ها خراب شدند و این اتفاق تقریبا همزمان با زلزله بم در کرمان بوده است. به دلیل سوانح دولت وام پنج میلیون تومانی بدون بهره در اختیار مردم قرار داد تا خانه های جدید و به سبک امروز و طبق نقشه مهندسی و مقاوم در برابر سوانح طبیعی از قبیل سیل و زلزله ساخته شود، این طرح مورد استقبال بسیاری از اهالی روستا قرار گرفته است و بسیاری از خانه ها تغییر کرده است.

 

خانه های سبک جدید:

مصالح ساختمانی که برای ساخت خانه در این روستا بکار می برند دیگر از محیط طبیعی خود نیست و فقط چوب است که با قطع درختان خود تهیه می کنند و دیگر مصالح ساختمانی را خریداری می کنند و برای ساخت خانه بکار می برند. این مصالح از قبیل آجر البرز، بلوک سیمانی، حلب، ایرانیت، سیمان، آهن، میله گرد، میخ، گچ و... است.

پی سازی و زیر سازی:

امروزه بخاطر تغییرات آب و هوایی و بوجود آمدن مصالح ساختمانی جدید و محکم پی خانه ها نسبت به گذشته کوتاه تر می باشد و پی خود را بر حسب نقشه ساختمانی درست می کنند و با بلوک سیمانی و سیمان می سازند و داخل آن را با شن و ماسه پر می کنند و امروزه در زیر خانه ها پارکینگ یا انبار برنج درست می کنند و از فضای خالی آن استفاده می کنند.

دیوارها:

امروزه دیوارهای خانه را از مصالحی چون آجر، بلوک سیمانی همراه با سیمان می سازند و در انتهای کار دیوارها را با گچ سه بار می پوشاندند.

پنجره ها و درب ها:

امروزه بر خلاف گذشته خانه ها دارای پنجره های زیادی می باشند و درب های خانه بصورت معمولی می باشد. جنس درب و پنجره ها از آلومینیم می باشد و درب های اتاق های داخل از چوب می باشد.

بام ها

بعد از اتمام دیوارها قبل از ساختن ظاهر بنا از قبیل گچ سفید کشیدن و... بام خانه را درست می کنند و ابتدا با چوب سر بندی می کنند و سپس با حلب یا ایرانیت روی آنرا می پوشانند امروزه شیب بام ها کم است و برای اینکه مواقع بارندگی، آب بر روی بام نماند، لوله های حلبی بروی آن نصب می کنند که باران به سمت پایین سرازیر شود، امروزه سقف ها بصورت دو شیب ساخته می شود . و از روبرو نمای 8 دارد.

نرده ها

همانطور که گفتیم یکی از عناصر تزئینی خانه های قدیمی این روستا نرده می باشد اما امروزه به علت نداشتن تلارچه و ایوان بزرگ از نرده های تزئینی استفاده نمی شود و فقط در خانه های قدیمی دیده می شود.

اتاق ها

امروزه خانه ها یک طبقه می باشد و هر یک از اتاق هایی که ساخته می شود کاربرد خاص خود را دارد . همانند: اتاق خواب، پذیرایی، آشپزخانه و...

نمای بیرونی خانه های جدید

خانه های جدید روستا وقتی به آن نگاه کنیم  دارای اسکلت و بنای مرتبی است و از سه طرف قابل دید است اما پشت خانه در معرض دید نیست.

از فضاهای پشت خانه برای کارهایی که به دور از چشم دیگران انجام می دهند استفاده می نمایند و سرویس بهداشتی در حیاط و پشت خانه ساخته می شود که مورد دید دیگران نباشد و همچنین از آلوده شدن فضا های دیگر حیاط خانه جلوگیری شود. باید گفت که در خانه های جدید سرویس بهداشتی داخل هم ساخته می شود اما در روز از آن استفاده نمی کنند و فقط شبها مورد استفاده است و دلیل آن آلودگی توالت ها می باشد ( نقل از اهالی روستا ).

 

ساختمان های فرعی

1 ـ تلمبار

تلمبار نوعی ساختمان های سبک هستند که از تیرهای عمودی ساخته شده اند و داربست و سقف بر روی آن قرار گرفته است. سقف که از ساقه های برنج (کولوش) و گالی پوشیده شده ، شیب تندی دارد و بسیار پایین می آید. پوشش زخیمی از ساقه های برنج مانند پرده ای اطراف ساختمان را پوشانده و به دیوارهای اطراف متصل است. تنها منفذی که از آن و بوسیله نردبان می توان به داخل آن رفت توسط  پرده ای پارچه ای بسته می شود و همه ی این کارها برای ایجاد گرمای مداوم در تلمبار انجام می گیرد. ( بازن، مارسل، برومبرژه، کریستیان با همکاری اصغر عسگری خانقاه و اصغر کریمی : 1365 : 114).

این ساختمان مهمترین استفاده ای که از آن می شود پرورش پیله کرم ابریشم بوده است و امروزه متاسفانه در این روستا به علت از بین رفتن توتستان ها این شغل بر کنار رفته است و از تلمبار استفاده های دیگری می شود.

پرورش کرم ابریشم فقط بمنزله یک فعالیت کمکی محسوب می شود، تلمبار هم بنای مستقلی نیست بلکه قسمتی از ساختمانی واحد شامل چندین بخش همجوار (طویله، اصطبل و ...) است که دیوارهای کم ضخامت آنها را از یکدیگر جدا می سازد ( برومبرژه ،کریستیان1370 : 138 ).

امروزه در این روستا بخاطر نبودن پرورش پیله کرم ابریشم، تلمبار به ندرت دیده می شود. تلمبارهای باقی مانده را بعنوان طویله و انبار برنج استفاده می کنند (نقل از ابراهیم حسن دوست اربوکلایه و طاهر حسن دوست  اربوکلایه).

2 ـ کندوج

خزانه هایی که روی ستون سوار و مرتفع اند (کندوج، کوتی) برای حفاظت و نگهداری برنج مستعدترند. این خزانه هاچندین گونه اند: در دلتای سفید رود هرمی شکل، در جلگه شرقی به شکل خانه، در دهستان های پره سر و گیل دولاب در مغرب استان، مدور یا خمپاره ای شکل، در ناحیه ای بندرت مستقر بر روی ستون اند ،که در آن خزانه خوابیده و همتراز خاک غلبه دارد.

این خزانه ها ،که از رطوبت زمین و گزند جانوران گزنده محفوظ می مانند (قطعات مدور چوبی که در انتهای فوقانی ستون ها نصب می شوند خزانه را از خسارت موش خرما مصون می دارند). برای نگهداری خوشه های برنج شرایط مناسبی دارند . همچنین ، برای تامین شرایط بهتر، هواکش از کف خزانه تا خرک بام و در وسط مشته ها نصب می کنند تا عمل تهویه و خشک شدن دانه ها به صورت مستمر انجام گیرد ( برومبرژه ،کریستیان1370 :146).

در این روستا کندوج ها به صورت هرمی شکل است و امروزه کندوج ها به ندرت دیده می شوند و دیگر ساختمان کندوج را نمی سازند و بجای آن از انبارهای برنج معمولی یا از تلمبار استفاده می نمایند و تعداد کندوج ها به اندازه شمارش دست ها و حتی کمتر رسیده است.

3- لانه مرغ

لانه مرغ بنایی است کوچک ، که در کنار طویله واقع است و اهالی روستا برای نگهداری مرغ و خروس های خود از آن استفاده می نمایند. این بنا بدون استثنا در همه ی خانه های این روستا وجود دارد.

4- طویله

طویله بنایی است با سقف بلند، که برای نگهداری گاوها و گوساله ها مورد استفاده می باشد. این ساختمان هم در اکثر خانه های روستایی به چشم می خورد.

5 ـ چاه آب و حوضچه ها

در هر خانه روستایی یک چاه آب و یک حوضچه سیمانی وجود دارد که معمولا به دور از طویله و مستراح می باشد و در مکان پاکیزه حیاط قرار دارد. عمق چاه های روستا معمولا 8 تا 10متر می باشد و در گذشته برای ساخت چاه ها از آجر یا خشت استفاده می کردند و امروزه از حلقه های سیمانی استفاده می نمایند. ( مشاهدات و نقل از زینب حسن دوست ، صمد حسن دوست ).

 

 

 

فصل چهارم: امکانات

 

 

فصل چهارم:

 

 

امکانات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل چهارم: امکانات

امکانات روستای امام ده :

امکانات زیر بنایی:

1 ـ  برق

این روستا از سال 1363 دارای برق شده است. اهالی این روستا در گذشته برای روشنایی از فانوس، چراغ گرسوز و چراغ زنبوری استفاده می نمودند.

2- آب

در این روستا برای استفاده از آب آشامیدنی و شستشو و تأمین آب کشاورزی در گذشته از رودخانه و نهرها و چاههای آب استفاده می کردند.

سپس در سال 1387 از شهرستان کیسم خدمات  لوله کشی آب بهداشتی به این روستا ارائه داده شده است و در سال 1390  اهالی روستا خدمات لوله کشی آب بهداشتی را در خانه های خود انجام داده اند و دارای آب بهداشتی هستند و برای آشامیدن و شستشوی خود از این آب استفاده می کنند ((هادی حسن دوست اربوکلایه و مشاهدات )).

3- گاز و نفت

در این روستا برای تامین گاز ابتدااز کپسول های گاز استفاده می کردند و متأسفانه ابتدااز لوله کشی گاز برخوردار نبودند. مواد نفتی خود را از فروشگاه مواد نفتی تهیه می کنند و معمولاً نفت را بیشتر در فصل پاییز و زمستان مصرف می کنند.

در اواخر سال 1390 اهالی روستا اقدام به لوله کشی گاز نموده اند تابتوانند از امکانات گاز شهری برخوردار شوند.(مشاهدات در اسفند 1390 ).

4- تلفن

این روستا از سال  1375 دارای تلفن شده است و امروزه در بیشترخانه ها تلفن وجود دارد. در گذشته برای تماس با راه دور به مخابرات محل رجوع می کردند.

در حال حاضراکثر اهالی روستا دارای تلفن همراه هستند و ارتباط برقرار کردن با یکدیگر برایشان خیلی راحت شده است. ((مشاهدات )).

5 - راههای ارتباطی

این روستا تقریباً در کنار جاده اصلی قرار دارد و بخاطر همجوار بودن با روستای نال کیاشهر لنگرود، در راههای ارتباطی بین لاهیجان و لنگرود قرار دارد. خیابان داخل روستا از سال 1383 آسفالت شده است. تمامی کوچه ها نیز نام گذاری شده است.

امکانات بهداشت و درمان:

1- درمانگاه

درمانگاه روستای امام ده در پایین محله و در سال 1366 تأسیس شده است و متأسفانه دارای دکتر ثابتی نمی باشد و معمولا دکتر ها به صورت هفتگی در یک روز معین به درمانگاه می آیند و اگر نتوانند بیمار رادرمان کنند به بیمارستان  های رودبنه یا لاهیجان اعزام می کنند.

2- خانه بهداشت

خانه بهداشت روستای امام ده در پایین محله در سال 1348 تأسیس شده است . در این مکان واکسینه کردن کودکان، مشاوره جلوگیری از بارداری، گرفتن فشار خون و فرستادن نیروی انسانی در محل برای گرفتن فشار خون، کنترل آبهای آشامیدنی، کنترل طیور و...انجام می شود. قبل از انقلاب اسلامی نیروی انسانی از طرف سپاه دانش تأمین می شد و امروزه توسط بهیار تأمین می شود. ((نقل از : صمد حسن دوست اربوکلایه و مشاهدات )).

3- آب شرب

این روستا در گذشته برای استفاده از آب آشامیدنی ، چاه حفر می کردند. سازه اطراف چاه را به دور از توالت و طویله می سازند، اما متأسفانه با همه این کارها آب غیربهداشتی بوده است واهالی روستا برای بهتر شدن آب و دفع میکروب ها معمولا هر دو هفته یکبار کلر و نمک درون چاه می ریختند و هر سه ماه یکبار آب چاه را می کشیدند و داخل چاه را تمییز می کردند و دوباره کلر و نمک می زدند. معمولا قبل از مصرف آب چاه آنرا می جوشاندند.

در سال 1387 توسط سازمان آب شهرستان لاهیجان آب شرب برای خوردن به وسیله لوله کشی از شهر به روستا انتقال داده می شد، و مردم از آب شرب برای خوردن از این آب استفاده می کنند. در سال 1390  اهالی روستا خدمات لوله کشی آب بهداشتی را در خانه های خود انجام داده اند و دارای آب بهداشتی هستند و برای آشامیدن و شستشوی خود از این آب استفاده می کنند ((مشاهدات )).

4- حمام

در گذشته در خانه ها حمام وجود نداشت و تعداد اندکی از خانه ها دارای حمام بودند. یک حمام عمومی در پایین محله امام ده واقع می باشد که امروزه هیچ استفاده ای از آن نمی کنند و به صورت متروکه در آمده است.

5- امراض شایع در روستا

مردم این روستا از گذشته تا به حال به خاطر عدم وجود آب آشامیدنی تصفیه شده، از بیماریهای عفونی و روده ای  و ناراحتی کلیه رنج می برند امروزه به خاطر وجود آب بهداشتی امید است از این بیماری کاسته شود.

 بیماری قند و دیابت به خاطر مصرف زیاد برنج و حبوبات شایع می باشد.

سکته های قلبی و سکته های مغزی در این روستا دیده می شود که منجر به فلجی و زمین گیرشدن افراد می شود و اکثریت میان سال و کهنسال می باشند.

همچنین به خاطر کار زیاد و طاقت فرسا در مزارع ، استخوان درد و کمردرد و روماتیسم رایج می باشد.

 

امکانات تفریحی و رفاهی روستای امام ده:

1- قهوه خانه ها

در این روستا قهوه خانه های فراوانی وجود دارد که مردان روستا غروب بعد از اتمام کارهای روزانه خود به قهوه خانه ها می روند و با هم بحث و گفتگو می کنند چای می خورند و استراحت می کنند.

2- زمین والیبال

در این روستا در کنار جاده اصلی و در کنار قهوه خانه ها زمین والیبالی قرار دارد که مردان جوان و میانسال با هم والیبال بازی می کنند و اوقات فراغت خود را در آنجا می گذرانند.

3-زمین فوتبال

زمین فوتبال در سال 1384 به کمک اهالی روستا و دهیار محل در ابتدای روستای اربوکلایه و در کوچه تختی واقع در پایین محله امام ده تأسیس شده است و در گذشته به آن باغ بزرگ (پیله باغ) می گفتند. معمولا در زمین فوتبال پسران جوان و نوجوان مشغول بازی هستند و اوقات فراغت خود را در آنجا می گذرانند. اما متاسفانه به خاطر عدم رسیدگی به این مکان تفریحی ظرف این مدت کوتاه از بین رفته است.

 

امکانات آموزشی :

1- مدرسه ابتدائی

این روستا تقریبا از سال 1345 دارای مدرسه ابتدائی بوده است که تا قبل از انقلاب دارای 3 کلاس بوده است که اول و دوم ابتدائی با هم تحصیل می کردند و سوم و چهارم نیز همچنین و کلاس پنجم وششم با هم در یک کلاس درس می خواندند. کلاسها مختلط بودند. بعد از انقلاب اسلامی مدرسه مورد مرمت قرار گرفت، تعداد کلاسها بیشتر شد و مقاطع تحصیلی بطور جداگانه در هر کلاس تشکیل می گردد اما هنوز به خاطر کم جمعیت بودن ، کلاس ها بصورت مختلط تشکیل می گردد.

2- مدرسه راهنمایی

این روستا از سال 1365دارای مدرسه راهنمایی شده است و بصورت شیفتی تدریس صورت می گیرد ،یک شیفت دختران و شیفت دیگر پسران تحصیل می کنند.

3-دبیرستان

این روستا از سال 1377 دارای دبیرستان شده است که متاسفانه همه رشته های نظری تدریس نمی شود و فقط رشته علوم انسانی و اول دبیرستان تدریس می شود .در این دبیرستان هم کلاسها شیفتی برگزار می شود  و برای ادامه تحصیل به شهرستان روبنه یا لاهیجان می روند.

سازمان ها و نهادهای اداری ، مذهبی ، عمومی

1- شورای حل اختلاف

این شورا در پایین محله گاویه واقع است و کارش بررسی شکایات اهالی روستا می باشد و این شورای حل اختلاف علاوه بر پایین محله و بالا محله،روستاهای همجوار به نام های سادات محله (رعیت محله) و چاف امام ده را تحت پوشش دارد. (نقل از : یوسف وکیل صادقی رئیس شورای حل اختلاف).

2- شورای محل

هر محل یعنی پایین محله ، بالا محله، اربوکلایه برای خود بطور مستقل دارای یک شورای محل می باشد،و وظیفه آن رسیدگی به مشکلات مردم ، مهر زدن مدارک خرید و فروش زمین ، و کارهای مربوط به روستا و محل خود می باشد(نقل از ناصر حسن دوست رئیس شورای محل روستای اربوکلایه).

3- مساجد و قبرستان

این روستا دارای 3 سه مسجد و قبرستان است و هر محل ( بالا محله، پایین محله، اربوکلایه ) دارای یک مسجد و قبرستان می باشد و هر محل مراسم عزا، عزاداری، صحبت های همگانی مردان، انجمن (روضه) هفتگی زنان در مسجد محل خودشان انجام می شود.

4- دفتر بسیج

این روستا دارای دو دفتر بسیج است که یکی در بالا محله امام ده در کنار مسجد واقع است و دیگری در پایین محله امام ده در کنار مسجد واقع است.

5- بقعه سید بی بی

این بقعه در کنار مسجد پایین محله گاویه واقع است و از لحاظ اعتقادات اهالی روستا حائز اهمیت است  و در سال 1388 مورد باسازی قرار گرفته است.

6- آژانس و تاکسی تلفنی

این روستا در سال 1384 دارای تاکسی تلفنی شده است که در پایین محله گاویه در کنار مغازه ها واقع می باشد، و نام آن آژانس الیاس می باشد.

7 ـ مخابرات

مخابرات در بالا محله گاویه در کنار جاده اصلی واقع است در گذشته زیاد مورد استفاده اهالی بوده است ولی امروزه با وجود تلفن در خانه ها استفاده از مخابرات کم شده است. و در این محل به عنوان پست بانک هم استفاده می نمایند.

از سال 1385 در این روستا تلفن همراه نیز رایج شده است و تقریبا اکثر افراد روستا در سنین مختلف از تلفن همراه استفاده می نمایند.

8- مغازه و قهوه خانه ها

این روستا در بالا محله و پایین محله دارای مغازه و قهوه خانه های بسیاری می باشد. در مغازه ها میوه، وسایل شوینده ، بهداشتی، انواع خوراکی ها و نوشیدنی ها و... به فروش می رسد.

در قهوه خانه ها که پاتق آقایان می باشد معمولاً چای، کلوچه، بیسکویت، لوبیا پخته، باقالی پخته و... به فروش می رسد.

قصابی ها و آلاچیق هایی وجود دارد که معمولا برای خرید گوشت یا بصورت خانوادگی و یا مجردی برای خوردن کباب و تفریح به آنجا مراجعه می کنند.

آرایشگاه پیرایش مردانه، ظروف کرایه و... دراین روستا وجود دارد.

9- نانوائی

این روستا دارای یک نانوائی می باشد که در پایین محله واقع است و نان لواش می پزد. اهالی روستا برای خرید نان های دیگر به رودبنه و لاهیجان و بالامحله شیر جو پشت مراجعه می کنند.

10 ـ مغازه های خدماتی

این روستا دارای مغازه های خدماتی نظیر: سوپرمارکت، بقالی، آتلیه عکس، پیرایش مردانه، خدمات کامپیوتر و ویدئو کلوپ و... به صورت پراکنده می باشد و تعداد به صورت انگشت شمار می باشد.

فصل سوم:جغرافیای انسانی و سیاسی جمعیت روستای امام ده

 

 

 

فصل سوم:

 

جغرافیای انسانی و سیاسی جمعیت روستای امام ده

 

 

 

 

 

 

 

فصل سوم: جغرافیای انسانی و سیاسی جمعیت روستای امام ده

جمعیت روستای امام ده

این روستا طبق سرشماری 1375 دارای 320 خانوار و جمعیت آن 983 نفر می باشد (بنابرگفته اطلاع رسان رئیس شورای حل اختلاف روستای امام ده).

 

زبان و گویش محلی روستای امام ده:

مطالعه گویش های رایج استان گیلان نخستین بار توسط سیاحان و جهان گردان فرنگی صورت پذیرفت. تحقیقات اولیه در این زمینه گرچه با اصول علمی زبان شناسی منطبق نبود، اما بعد ها سنگ بنای دانشی شد که بطور گسترده مورد پیگیری قرار گرفت. بررسی گویش های گیلکی به دلیل گوناگونی و وسعت لهجه تحت تکلم ، امری است دشوار که در این مختصر نمی گنجد چرا که در نقاط مختلف گیلان اعم از کوهستان ها و جلگه های سرسبز آن ، تنوع لهجه ها و گویش ها به خوبی آشکار است.

گویش گیلکی وابسته به زبانهای آریایی است که قرن ها و هزاره ها در برابر نفوذ فرهنگ اقوام بیگانه موجودیت خود را حفظ کرده است.گیلکی را زبانشناسان جزء زبانهای شمال غربی ایران یا گروه زبانهای ایرانی کرانه دریای کاسپی می دانند.

زبان و لهجه هایی که از لهجه های باستانی غرب ایران (ماد-پارت)ریشه می گیرند، زبانهای غربی و آنها که از قسمت شرقی ریشه می گیرند، شرقی خوانده می شوند. زبانهای غربی به نوبه خود به شمال غربی تقسیم می شوند. زبان فارسی کنونی جزء گروه فرعی جنوب غربی است.

زبان های شمال غربی شامل: مرکزی، گویش اطراف بحر خزر، کردی، زازا، گورانی، بلوچی، مازندرانی، گیلکی، تالشی و تاتی می شود.

گویش گیلکی خود به شاخه کلی گیلکی رشتی و لاهیجانی تقسیم می شود . شاید بتوان رودخانه سفید رود را مرز مشخص کننده محدوده های این دو گویش محسوب کرد. جالب توجه آنکه این دو گویش خود در نواحی مختلف جلگه ای استان با تفاوت های کوچک و گاه آشکاری تکلم می شوند. در مناطق کوهستانی دامنه مرطوب گیلان گویش های دیگری کاربرد عامی دارد.

محدوده ده گویش ها و لهجه های گیلان ارتباط مستقیم با محدوده های طبیعی، ارتفاعات و محیط زیست دارد(اداره کل آموزش ،انتشارات تولیدات فرهنگی،1380 :46 ـ 44 ).

این روستا دارای زبان فارسی با گویش گیلکی لاهیجانی می باشد.

 

دین و مذهب روستای امام ده

اهالی روستای امام ده دارای دین اسلام و مذهب شیعه می باشند.

 

تقسیمات محلی روستای امام ده:

روستای امام ده براساس تقسیمات محلی خود، دارای 3 محله می باشد:

بالامحله امام ده:

این محل در ابتدای روستا و بالای روستا و در کنار جاده اصلی قرار دارد و کاملاً محسوس است وجمعیت آن تقریباً 350 نفر می باشد.

پایین محله امام ده:

این محل در انتها و داخل روستا و پایین روستا قرار دارد و هسته اصلی روستا را تشکیل می دهد و بیشترین امکانات روستا در این محل قرار داده شده است و جمعیت این محل تقریبا 650 نفر می باشد.

ده اربوکلایه

 این محله دارای یک ده کوچک به نام اربوکلایه می باشد که از دهه 50 با از بین رفتن جاده اصلی آن و کم شدن جمعیت این روستا و مهاجرت اهالی این روستا به پایین محله امام ده ، امروزه جزء پایین محله امام ده محسوب می شود وتقریباً 130 نفر از جمعیت پایین محله امام ده را تشکیل می دهد.

درباره نام اربوکلایه باید گفت: این ده در گذشته دارای درختان اربه بسیاری بوده است که به مرور زمان این درختان از بین رفته ، جایش را زمین های زراعی گرفته ، و فقط نامش باقی مانده است. و باید گفت: در گذشته قبل از اصلاحات ارضی این محله منطقه ارباب نشینی بوده و به خاطر داشتن جاده اصلی درگذشته محل پر رفت و آمدی بوده است که به روایتی ارباب کلایه هم می گویند. (نقل از اهالی ده اربوکلایه ).

روستای امام ده دارای دو روستای همجوار به نام های سادات محله (رعیت محله) و چاف می باشد و در کل این 5 روستا دارای یک شورای حل و اختلاف واقع در پایین محله می باشند. (بنابرگفته اطلاع رسان رئیس شورای حل اختلاف روستای امام ده و مشاهدات ).

 

وجه تسمیه و سرگذشت تاریخی روستای امام ده:

روستای امام ده نام دیگر روستای گاویه است. نام روستا بعد از انقلاب اسلامی ایران از روستای گاویه به روستای امام ده تغییر کرد.

درباره نام گاویه باید گفت قبل از آباد شدن این روستا و بوجود آمدن زمینهای زراعی و خانه ها، مرتع بزرگ و سرسبزی بود که بعنوان چراگاه گاوها مورد استفاده بود، به مرور زمان این مرتع بزرگ از بین رفت و جایش را به زمین های زراعی وخانه ها داد و امروزه اثری از آن مرتع نیست و فقط نام گاویه بین مردم باقی مانده است ) نقل از: مرحوم مرتضی حسن دوست اربوکلایه).

 

 

صل دوم :محیط طبیعی و جغرافیایی

 

 

فصل دوم :

 

محیط طبیعی و جغرافیایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم :محیط طبیعی و جغرافیایی

 گيلان

استان هميشه سبز گيلان از شمال به درياي مازندران ،از جنوب به رشته كوه هاي البرز، از شرق به استان مازندران و از غرب و شمال غربي به استان اردبيل محدود است. گيلان در قسمت جنوب با عبور از رشته كوه هاي البرز با استان زنجان و قزوين ارتباط دارد.

اين استان در 36 درجه 36 دقيقه تا 38 درجه و 27 دقيقه عرض شمالي و 48 درجه و 25 دقيقه تا 50 درجه و 34 دقيقه ي طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار دارد.

گيلان با مساحتي حدود 14711 كيلومتر مربع شمالي ترين استان كشور و مركز آن شهرستان رشت است.

اين استان حدود 9/0 درصد از مساحت كل كشور را در بر گرفته و پس از كهكيلويه و بوير احمد كوچكترين استان كشور است ((اداره ي كل آموزش، انتشارات و توليدات فرهنگي،1380 : 15 )).

جمعيت استان گيلان طبق سرشماري سال 1375 جمعیت آن 2241896 نفر تعيين شده است. اين جمعيت به نسبت سال 1335 تقريبا دو برابر شده است.

استان گيلان بعد از استان تهران پر تراكم ترين استان كشور است. پراكندگي جمعيت و امكان دستيابي به خدمات اوليه در گيلان زندگي در نقاط روستايي به ويژه در جلگه مركزي گيلان را كه در آن آبادي ها به هم نزديك تر هستند و در ارتباط با شهر ها قرار دارند امكان پذير نموده است. آمارگيري سال1365  نشان از آن دارد كه هر 5 كيلومتر مربع از مساحت استان گيلان يك روستا وجود دارد. مهم ترين ويژگي چگونگي پراكندگي جمعيت در گيلان كم جمعيت بودن نسبي شهر ها و پر جمعيت بودن نسبي روستا در مقايسه با كل كشور است. ((اداره ي كل آموزش،انتشارات و توليدات فرهنگي، 1380 : 43 )).

گيلان بر اساس تقسيمات كشوري داراي 11 شهرستان و 43 شهر و27  بخش و 95 دهستان است. شهرستان هاي گيلان به نام هاي آستارا،آستانه ي اشرفيه، بندرانزلي، تالش،  رشت، رودبار، رودسر، صومعه سرا، فومن، لاهيجان، لنگرود مي باشد. ((اداره ي كل آموزش،انتشارات و توليدات فرهنگي،1380 : 52))

اين استان از آنجايي كه در مجاورت درياي مازندران قرار دارد داراي آب  و هواي معتدل و مرطوب است، چنانكه رطوبت برخي نقاط آن گاه تا بيش از 99 درصد مي رسد((اداره ي كل آموزش،انتشارات و توليدات فرهنگي،1380 :18 )).

 

لاهيجان

مركز شهرستان لاهيجان شهر لاهيجان مي باشد و اين شهرستان داراي دو شهر به اسامي سياهكل و لاهيجان است و بخش هاي آن به نام هاي ديلمان، سياهكل، مركزي مي باشد.

بخش ديلمان: مركز آن روستاي ديلمان و دهستان هاي آن ديلمان و پير كوه است.

بخش سياهكل: مركز آن شهر سياهكل و دهستان هاي آن توتكي، خرارود و مالفجان است.

بخش مركزي: مركز آن شهر لاهيجان و دهستان هاي آن آهندان، بازكياگوراب، رودبنه، شيرجوپشت، لفمجان، ليلستان و ليل است. ((اداره ي كل آموزش،انتشارات و توليدات فرهنگي،1380 : 52)).

در اينجا بايد ذكر كرد كه دهستان رودبنه تبديل به شهر توریستی شده است  (( مشاهده ))

جمعيت شهرستان لاهيجان براساس آخرين سرشماري 204302 نفر است. ((اداره ي كل آموزش،انتشارات و توليدات فرهنگي،1380 : 60)).

و بايد گفت لاهيجان داراي بيش از 200 آبادي مي باشد و از نظر مناطق جنگلي در رديف هاي آخر شهر هاي استان گيلان محسوب مي شود و داراي دو كوه به نام شيطان كوه و عطا كوه است. مهم ترين گونه هاي درختان جنگلي عبارتند از راش، بلوط، توسكا، ون، گيلاس وحشي است((تهراني، 1385: 14 )).

لاهيجان در اصل لاه+جان بوده كه لاه به معناي ابريشم و جان پسوند مكان است و در نتيجه لاهيجان به معني شهر ابرشيم مي باشد((سعيديان، 1383 :764 )).

بناي شهر لاهيجان در سال 705 ه.ق به دست اولجايتو فتح شد سپس امير تيمور  به اين منطقه لشكر كشيد. شاه عباس اول پس از شكست خان احمد وارد لاهيجان شد. پس از سقوط سلسله ي كيائي حاكمان صفوي در اين شهر حكومت كردند. از حوادث ناگوار تاريخ لاهيجان به طاعون سال 703 ه.ق. آتش سوزي سال 850 ه.ق  و اشغال آن توسط روس ها در سال 1725 ميلادي مي توان اشاره كرد. ((زنده دل،1384 :374 )).

بناي شهر لاهيجان به لاهيج بن سام بن نوح نسبت داده مي شود. لاهيجان را در ايام گذشته به نام دارالاماره يا دارالامان سپس به نام لاهيجان المبارك خوانده اند((سعيديان، 1383 : 763)).

مراكز ديدني لاهيجان شيطان كوه، بلوار آزادي و استخر لاهيجان، باغ هاي زيباي چاي، آرامگاه كاشف السلطنه، موزه ي چاي ايران، پارك كودك ، پارك شهر، بناهاي تاريخي، ميدان سردار جنگل((چهار پادشاهان))، ايستگاه كشاورزي، كارخانه ي توليد چاي خشك، ارامگاه شيخ زاهد گيلاني و جاده ي كوهستاني سياهكل به ديلمان، مناطق تاريخي و ييلاقي و ديلمان مي باشد (( اداره ي كل آموزش، انتشارات و توليدات فرهنگي،1380: 60 )).

و آثارمهم طبيعي، تاريخي و مذهبي ديگر شهرستان لاهيجان عبارت از :

تالاب اميركلايه

پل خشي لاهيجان، گوكه، نياكو و كيسم

خانه ي قديمي محمد صادقي

بقعه ي شمس الدين لاهيجي، سيد اسماعيل، سيد ابراهيم، آقا سيد محمد و پير حسن و پير مسعود.

تي تي كاروانسرا و  كاروانسرا ي سياهكل

مسجد جامع و اكبريه((زنده دل، 1384 :374 )).

بايد ذكر كرد تله كابين شیطان کوه لاهیجان سال 1383 در لاهيجان ساخته شده است و به بام سبز معروف است  و مورد استقبال زياد مردم قرار  گرفته است و از نقاط مختلف کشور و جهان برای تفریح به این مکان تفریحی سفر می کنند.

محصولات اين شهرستان چاي، برنج، مركبات، بادام زميني، كنف، گياهان دارويي، محصولات دامي و پرورش طيور از فعاليت هاي اقتصادي مردم اين سامان است.

در شهرستان لاهيجان دارای كارخانه چاي، ابريشم، چوب بري برنجكوبي و غيره وجود داشت. نمد مالي، حصير بافي، زنبيل بافي، چادرشب بافي، انواع گلدوزي از مصنوعات آنجاست.

كشت درخت توت و تربيت كرم ابريشم از قديم الایام از جمله فعاليت هاي پر ثمر مردم لاهيجان بوده است((سعيديان ، 1383 : 765)).

سوغات اين شهر كلوچه، مرباجات، چاي بهاره، رشته خشكار، ترشي هاي محلي، سبزي محلي، صنايع دستي، چوبي، سبد بافي و بامبو بافي است.

 

روستاي امام ده

موقعيت جغرافيايي روستاي امام ده

روستاي امام ده نام ديگر روستاي گاويه است و اين ده در دهستان شيرجوپشت، بخش مركزي، شهرستان لاهيجان استان گيلان قرار دارد. اين روستا در 05 ، 5 درجه طول جغرافيايي و 15 ، 37 درجه عرض جغرافيايي و  15 متر ارتفاع قرار دارد.

اين منطقه دشتي، معتدل و مرطوب در  19 كيلومتري شمال خاور آستانه اشرفيه است. و سفيد رود كهنه در 1 كيلومتري باختر آبادي مي گذرد((سازمان جغرافيايي نيرو هاي مسلح،1371 : 25 )).

آب و هواي روستاي امام ده

از آنجا اين روستا در استان گيلان قرار دارد و اين استان نيز در مجاورت درياي مازندران است داراي آب و هواي معتدل و مرطوب است.

درختان روستاي امام ده

درختان را مي توان به دو دسته تقسيم كرد:

درختان ميوه دار

درختان بدون ميوه.

درختان میوه دار

اين دسته از درختان درختاني هستند كه ميوه مي دهند و خاصيت خوراكي دارند و مي توان از ميوه هاي آن براي خوراك استفاده كرد و در زيبايي طبيعت نقش اساسي دارند. در اين روستا اين نوع از درختان بسيار به چشم مي خورد و به طور پراكنده در باغ ها و حياط خانه ها ديده مي شود. از قبيل: درخت گوجه سبز، درخت انگور، درخت انجير، درخت شفتالو، درخت هلو، درخت کیوی،  درخت كونوس ((ازگيل))، ازگيل ژاپني، درخت گلابي جنگلي((خوج))،  درخت انار ترش، درخت انار شيرين، درخت آلو جنگلي، درخت نارنج، درخت پرتغال، درخت ليمو، درخت سيب، درختان توت، درختان شاه توت، درخت گردو، درخت فندق، درخت به،  درخت اربه )نام درختی است و میوه ای شبیه خرمالو می دهد ولی به اندازه یک فندق است ( و…

بايد ذكر درختان سيب، نارنج، گوجه سبز، انگور، انجير،  ازگيل((كونوس))بيش از درختان ديگر وجود دارد و بقيه ي درختان به صورت پراكنده وجود دارد.  علاوه بر آن در خت اربه در روستای اربوکلایه ، بیشتر از سایر درختان دیگر رویش داشته اما متأسفانه به مرور زمان از بین رفته و امروزه به صورت انگشت شمار به چشم می خورد و نام آن بر روی این روستا  باقی مانده است.                                                  

درختان بدون ميوه

اين دسته از درختان، درختاني هستند كه ميوه نمي دهند و از چوب هاي آنان در صنعت و فروش ساختن خانه و زيبايي طبيعت استفاده مي كنند. در اين روستا درختاني چون درخت صنوبر، صنوبر تبريزي، توسكا، عَرعَر، شمشاد  به چشم می خورد. 

بايد ذكر كرد بعضي از درختان علاوه بر استفاده از ميوه ي آنها مي توان در صنعت به كار برد از قبيل درخت توت علاوه بر استفاده خوراكي از برگ هاي آن براي خوراك كرم هاي ابريشم هم استفاده مي شود و درخت گردو هم علاوه برجنبه ي خوراكي از چوب آن در صنعت استفاده مي شود كه امروزه درختان گردو و توت كم شده است و به ندرت به چشم مي خورد.

 

گل هاي روستاي امام ده

در باغچه هاي كوچك خانه هاي روستايي و در كنار نهرها، رود خانه ها و زمين هاي شاليكاري اين روستا گل هايي به چشم مي خورد كه بعضي از آنها خودرو  و بعضي از آنها را خود اهالي روستا مي كارند و پرورش مي دهند. از قبيل: گل لاله، رز، محمدي، داوودي، سرخ، ياس، عروس، نرگس، شقايق، تي تي)گل زرد رنگی شبیه گل داوودی که در فصل بهار رویش دارد.( ، آفتاب گردان، شيپوري و... ميباشد.

 

سبزیجات و سیفیجات روستای امام ده

همانطور که می دانیم تمام خانه های روستایی دارای باغچه می باشند که این خود یکی از عوامل خودکفایی می باشد. در این روستا تمامی اهالی دارای باغچه های سبزی می باشند و بیشتر مواد خوراکی خود را خود تولید می کنند و سبزیجات معطر و گیاهانی چون : جعفری، گشنیز ، چوچاق، شیوید، تره ، سیر، پیازچه، پیاز، سیب زمینی، گزنه، نعنا، پونه محلی، سیرکوهی، فلفل سبز، کدو حلوائی، بادمجان ، گوجه فرنگی، خیارچنبل، بلال، خربزه، هندوانه، شاهی، ترب سفید، ترب سیاه، تخمه آفتاب گردان،  ترش واش)سبزی و گیاه خودرو است و برگهای ریز سه قسمتی دارد و ترش مزه است(، خال واش) گیاه خودرو و علفی که مخصوص گیلان است( ، لوبیا، باقلا، چشم بلبلی، گروز (جارو دستی)، سیه ٱ (اسپند محلی) و... می باشد.

 

انواع جانوران در روستای امام ده

جانوران را می توان به دو دسته مهره داران و بی مهره تقسیم نمود، ما نیز بر این اساس جانوران موجود در این روستا را ذکر می کنیم:

جانوران مهره دار:

خصوصیت بارز این جانوران این است که دارای ستون مهره می باشند، و خود مهره داران دارای چند گروه می باشند و ما بر حسب تقسیم این گروه جانوران مهره دار این روستا را ذکر می کنیم:

1 ـ ماهی ها

این روستا به دلیل وجود نهر های آب و رودخانه ، دارای ماهی می باشد و معمولاً پسران جوان و نوجوان آنها را صید می کنند و به عنوان خوراک خانواده مصرف  می شود. ماهی هایی از قبیل کپور ، بینو، و کولی در این نهر ها به چشم می خورد.  علاوه بر این ماهی های غیر خوراکی همانند سبیلی در این رود ها و نهر ها دیده می شود که با صید آنها مجدداً در آب رها می کنند.

2 ـ دو زیستان

همانطور که می دانیم دو زیستان جانورانی هستند که در خشکی زندگی می کنند ولی در آب تخم ریزی می کنند و نوزاد آنها با آب شش تنفس می کنند و وقتی بالغ شوند دارای شش می شوند. در این روستا دو زیستانی چون قورباغه و وزغ وجود دارد و سودی که دارد این است که حشرات موذی را شکار می کنند.

3 ـ خزندگان

جانوران تخم گذار هستند و دارای پوست های سخت می باشند و با شش تنفس می کنند. در این روستا خزندگانی چون لاک پشت، مارمولک، سوسمار و انواع مارها به چشم می خورند.

4 ـ پرندگان

این  گروه از جانوران دارای پر، تخم گذار و خونگرم  هستند و با  شش  تنفس  میکنند. این روستا دارای پرندگان متنوعی می باشد که بعضی از پرندگان را خود اهالی روستا نگهداری می کنند و پرورش می دهند و از پرندگان استفاده های مختلفی می کنند.

استفاده هایی که از این گروه جانوران می کنند به شرح زیر است:

1.از تخم های آنها برای خوراک خود استفاده می نمایند.

2.از گوشت آنها  برای خوراک خود استفاده می نمایند.

3.از پرهای آنها برای تهیه بالش و متکا استفاده می نمایند.

4.از پرندهای مثل خروس به عنوان ساعت استفاده می نمایند.

5. پرورش بعضی از پرندگان علاوه بر خوراک، بعنوان سرمایه است و به فروش می رسند.

پرندگانی که تقریبا تمام اهالی روستا نگهداری می کنند مرغ، خروس و اردک می باشد و بعضی از اهالی روستا غاز ، بوقلمون، مرغ اسرائیلی و کبوتر نیز نگهداری می کنند.

پرندگان موجود در روستا که معمولا پسران جوان و بعضی

از مردان آنها را شکار می کنند از قبیل: بلبل، گنجشک، سار، نیشک، جیمجیرک، گبر و..میباشد.

 

5 ـ پستانداران

در این روستا پستانداران مختلفی به چشم می خورد که اهالی روستا بعضی از آنها را نگهداری می کنند و از آنها استفاده می کنند این حیوانات عبارتند از :

ـ اسب: این حیوان نجیب و چهارپا امروزه کمتر به چشم می خورد به طوریکه تعداد آن کمتر از انگشتان دست می باشد و تعداد آنها از اواخر ده 70 کم شده است. در گذشته از این حیوان برای رفت وآمد و حمل و نقل استفاده می کردند و در شالیزارها مورد استفاده قرار می گرفت ولی امروزه جای آن را موتور ،تیلر، ماشین ها، لودرها  و... گرفته است.

ـ گاو و گوساله: این حیوان چهار پا تقریبا در بیشتر خانه های این روستا به چشم می خورد و بعنوان سرمایه ای برای آنها محسوب می شود و استفاده های بسیاری از این حیوان می کنند که عبارتند از:

1. از گاو ماده برای زایش و پرورش گوساله استفاده می کنند.

2. از مواد لبنی که از شیر گاو ماده گرفته می شود استفاده می کنند.

3. از گاو نر در گذشته در کارهای زراعی استفاده می کردند.

4. گاو نرامروزه برای خرید وفروش پرورش داده می شود.

ـ سگ: این حیوان با وفا در این روستا زیاد به چشم می خورد و به دو نوع تقسیم می شوند:

1 ـ سگ های ولگرد و هار: این نوع سگها خطرناک می باشد و در باغ ها و بیشه ها می باشد و اهالی از آنها فاصله می گیرند و یا آنها را از بین می برند.

2 ـ سگهای تربیت شده و خانگی: این نوع سگها را بعضی از اهالی روستا برای محافظت از خانه و پرندگان خود نگهداری می کنند. از آنجا که سگ حیوانی نجس است، فقط در حیاط نگهداری می شود و کلیه ظروفی که برای غذا دادن این حیوان استفاده می کنند جدا می باشد.

ـ گربه: این حیوان ملوس در این روستا بسیار زیاد است و به دو گروه تقسیم می شود:

1.گربه های بیرونی : این گربه ها در همه جای روستا به چشم می خورد و استفاده ای از آنها نمی شود.

2 .گربه های خانگی: این گربه ها تربیت شده هستند و بعضی از اهالی روستا برای از بین بردن حیوانات موزی مثل موش از آنها در خانه نگهداری می کنند و اعتقاد دارند گربه برکت خانه است.

ـ موش: این حیوان جزء آفت و ضرر محسوب می شود و اهالی روستا در برخورد با این حیوان آن را از بین می برند.  باید گفت: برای از بین بردن این حیوان موذی از سم های مختلف مرگ موش، تله موش و گربه استفاده می نمایند.

ـ روباه و شغال: این حیوانات چهار پا در باغ ها و بیشه ها و جنگل های اطراف این روستا وجود دارد و بیشتر مواقع مرغ و خروس های اهالی را شکار می کنند. امروزه با از بین رفتن جنگل ها و باغ های بزرگ این جانوران کمتر به چشم می خورند.

 

بی مهرگان:

این دسته از جانوران بدون ستون مهره هستند و به چندین دسته تقسیم می شود و ما بر حسب این تقسیم جانوران موجود در این روستا را ذکر می کنیم:

1 ـ کرم ها: این روستا دارای چندین نوع کرم است از جمله کرمک، کرم خاکی و زالو و... می باشد.

2 .نرم تنان: بدن نرم تنان نرم و بدون حلقه و معمولا دارای صدف می باشد . در این روستا نرم تنانی چون حلزون به چشم می خورد.

3 .بند پایان: بند پایان چند قسمت است و دارای اسکلت خارجی و پاهای بند بند است .خود چندین گونه است.

الف) انواع حشرات: در این روستا حشرات بسیار گوناگونی به چشم می خورد از جمله : پشه، پروانه های گوناگون، مالاریا، دارا کولا (حشره ای است همانند مورچه اما دمی زهر آلود دارد که با برخورد با بدن انسان موجب متورم و قرمزی پوست می شود ) ، مورچه، زنبور و... است.

ب)عنکبوتیان: عنکبوتیان دومین گروه از بند پایان می باشند ،در این روستا نیز انواع عنکبوت ها به چشم می خورد و عقرب یکی از این دسته از جانوران می باشد که در این روستا دیده می شود.

ج)هزار پایان : سومین گروه بند پایان ،هزار پایان می باشد، در این روستا هزار پا بسیار زیاد است.

 

حیوانات منقرض شده در روستای امام ده

بنا بر گفته اطلاع رسان در زمان گذشته تقریبا 70 الی 80 سال پیش این روستا دارای جنگل های انبوه بوده است. بعد ها به مرور زمان این جنگل ها از بین رفته و جای آن را زمین های زراعی و خانه ها گرفته است. با از بین رفتن جنگل نسل حیواناتی چون خرس، خوک، گراز، بعضی از انواع پرندگان، حشرات و... منقرض شده است و بعضی از آنها از جمله روباه، شغال و حشرات کم شده است (نقل از: مرحوم مرتضی حسن دوست اربوکلایه ).

 

فصل اول: طرح تحقیق

 

 

 

فصل اول :

 

طرح تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول: طرح تحقیق

مقدمه

تحقيق در مردم شناسي كار بسيار دشواري است زيرا هدف اصلي آن كشف حقيقت زندگي و رسيدن به عمق كنش و رفتار مردم يك منطقه است. اين گردآوري و جمع آوري نتيجه ي تحقيق در يكي از روستاي شهرستان لاهيجان به نام روستاي امام ده مي باشد و سعي بر اين است كليه ي جوانب روستا از قبيل فرهنگ و آداب و رسوم، اقتصاد، معيشت و همچنين نحوه ي درآمد و... آن را بررسي كنيم. شايد اين پژوهش باعث شود اين روستاي ناشناخته در ميان ديگر پژوهشگران شناخته شود و كارهاي تحقيقاتي ديگري در آنجا صورت بگيرد.

 

تك نگاري يا مونو گرافي(MONOGARAPHY)

مونو گرافي يا تک نگاري عبارت است از بررسي عميق و همه جانبه ي يك امر اجتماعي يا مجموعه ي اخلاقي كاملاً محدود مانند: خانواده، يك گروه يا يك روستا و يا يك كارخانه و امثالهم. در واقع در اين تكنيك يك روستا يا يك كارخانه يا يك گروه محدود را انتخاب و سعي مي كنيم جوانب و زواياي گوناگون واقعيت را به طور عمقي و همه جانبه مورد مطالعه قرار بدهيم ((قرائي مقدم،1381: 118)).

 

تاريخچه ي مونو گرافي در جهان

لفظ مونو گرافي به معناي يكتا نگاري است و چنان كه در مقدمه ي كتاب خارك ((جزيره ي خارك در دوره ي استيلاي نفت 1342))آمده بر توصيفي جامعه و نكته بين كه با روش علمي درباره ي واحدي اجتماعي صورت مي گيرد اطلاق مي شود. اگر چه واضع نام و پايه گذار اين شيوه ي تحقيق دانشمند فرانسوي لوپه LEPLAY بوده كه از نيمه ي قرن 19 به اين گونه تصوير سازي از واقعيت هاي منظم در باب جامعه اي دهقاني از همان اواسط قرن19 آغاز شد، اما بررسي هاي موضوعي و محلي درباره ي ده يا دهكده ي خاص و بيان و اوصاف و احوال ان به طور كامل و دقيق و تنها در قرن 20 نشات يافته و رونق گرفته است. ظاهراً علت عمده ي توجه به مطالعه ي روستا و پژوهش در باب زندگي روستا نشينان تحول سريع و شگرفي بود كه بر اثر ارتباط با حيات شهري و ورود تمدن ماشيني پديدار شد و دنياي ساكن روستا را به كلي دگرگون كرده بود. اين تحول عظيم غير منتظره مشكلات بسيار به بار آورد و مسائلي گران بر خاطر انديشمندان همه ي جامعه مطرح كرد و از جمله در آمريكا سبب شد كه در 20 سال نخست قرن حاضر تحقيقات روستايي رواج و اهميت يابد و دامنه اش وسعت گيرد و مباحث آن تمهد و تنوع يابد.چنان كه در سال 1950 جامعه شناسي روستايي آمريكا حدود 11 مبحث عمده را شامل مي شد و اين شمار در سال  1973 تا به 31 مبحث بالغ گرديده و پيوسته اين درخت رويان شاخه ها و جوانه هاي تازه برآورد.

مونو گرافي هاي اوليه بيشترجنبه هاي تاريخي داشتند. چنان كه در پايان قرن پيش آدامز ((ADAMS)) مطالعات تاريخي درباره ي روستاهاي نيواينگلند انجام داده و تحقيقات مشابه در سال هاي  1906و 1907 دو محقق ديگر به نام ويليلام و ويلسون  WILIOM ـ WILSON  تحقق پذيرفته بود. اما مطالعات تجربي در باره ي دهات معاصر آمريكا از حدود سال 1910 آغاز شد و پژوهش گران فراواني به تصويري همه سو نگر از دهات و وصف زندگي مردم در اين عرصه به كار برد و بر ديگران تعليم كردند.از جامعه شناس آمريكايي كه نخستين مونو گرافي روستايي را در دهه ي دوم قرن 20 منتشر كرد ،يك مرد روحاني به نام ويلسون است كه 16 بررسي در باره ي جامعه و موسسات مذهبي انجام داد. روحاني ديگر به نام گيل در باره ي انحطاط و كاهش نفوذ كليساي روستايي نشر كردند و تدابيري در اين اين مشكل پيشنهاد نموده است.

در اروپا واز جمله در فرانسه نيز نخست پژوهش هاي تاريخي مورد عنايت بود. به عنوان نمونه مي توان از دو كتاب"در نظام قديم اثر بابو"(babeau)((1882)) و((دهقانان،كارگران از 700 سال قبل تا كنون)) اثر آونل(Avenel )((1889)) ياد كرد. پس از جنگ جهاني دوم به تاثير جامعه شناسي آمريكايي و روشهاي بررسي كه در آن سرزمين متداول بود جامعه شناسان اروپايي واز جمله فرانسويان به پژوهش در باره ي وضع كنوني دهات خود پرداختند. برنو و بلانكار مونوگرافی كاملي در باره ي يك ده فرانسوي منطقه ي نرماندي عرضه داشتند ((1953)) و در آن از تاريخ، جغرافيا، جمعيت، اقتصاد، عوامل اساسي مردم از گهواره تا گور و نيز از انديشه ها  پندار هاي جمعي، ارزشها، اصول و قواعد اجتماعي به دقت و تفضيل سخن راندند. روستا نگاري در ممالك ديگر اروپايي بعد از ربع تا اول قرن 20رواج و اشاعه يافت. در آلمان در سال 1927 تحقيقات درباره ي 12 ده پيرامون رود رن صورت گرفت. ((بر گرفته از كتاب صفي نژاد 1345 : 10 ـ 5 )).

 

مونو گرافي يا تک نگاري در ايران  (monography) در ایران

در ايران تک نگاري هايي توسط پژوهش گران انجام گرفته كه از ارزش و اعتباري در زمينه هاي اجتماعي، اقتصادي، شهري و روستايي و عشايري برخوردار است. از آن جمله شادروان نادر افشار نادري به عنوان مردم شناس با تيره هاي مختلفي از عشاير مدت هاي طولاني زندگي كرده بود، در كوچ آن ها در ييلاق و قشلاقشان حضور داشت. زير چادرهايشان مي خوابيد، روي جاجيم هاشان مي نشست،... او بيشترين و عميق ترين پژوهش ها را در مورد عشاير ايران انجام داده بود. شادروان نادرافشار نادري به حق يكي از برجسته ترين پژوهشگران ايراني در زمينه ي علم مردم شناسي است ((رنجبر، ستوده 1383: 97)).

 

موضوع تحقيق

روستا هاي ايران داراي فرهنگ بسيار غني مي باشد زيرا نخستين تجمع انسان ها در قديم همين روستاها بوده است و براي اينكه به فرهنگ كلي جامعه پي ببريم بايد فرهنگ و روابط اجتماعي و اقتصادي روستاها را بررسي كنيم.

هر روستا به ويژه در ايران واحدي مستقل و مجموعه اي كامل است. از لحاظ جغرافياي علمي جديد ده در ايران كوچك ترين واحد جمعيت و اقتصادي و جغرافيايي است و در نهاد ان نوعي كولكتيويزم اقتصادي و اجتماعي و عمراني قابل تصديق است. از قديمي ترين زمان ها دهكده يك واحد تشكيلاتي بوده كه اساس حيات اجتماعي ايران را تشكيل مي داده است و جايي بوده كه در آن دسته هايي از مردم خود را براي همكاري اقتصادي و سياسي متشكل  مي كرده اند و اهميت ده به اعتبار اينكه واحد تشكيلاتي در زندگي روستايي است. در قرون وسطا و از آن پس تا به امروز برقرار بوده است ((وثوقي،1377: 18)). موضوع تحقيق  مونوگرافي روستاي امام ده مي باشد و آن را از نظر فرهنگي، سياسي، اجتماعي و... مورد بررسي قرار مي دهيم.

 

بيان مسأله

همان طور كه گفته شد مونوگرافي يا تگ نگاري بررسي عميق و همه جانبه ي يك مجموعه ي اجتماعي مي باشد و ما در اين جا مونوگرافي روستاي امام ده را داريم كه وضع جغرافيايي، جمعيت، سواد، بهداشت، آداب و رسوم، شيوه ي معيشت، اقتصاد، شغل ها، نوع مسكن، لباس و مراسم هاي مختلف آن و.... مورد بررسي قرار مي دهيم و اين كار سبب مي شود اين روستا در ميان پژوهشگران شناخته شود.

 

هدف تحقيق

انگيزه و هدف تحقيق در اين روستا ((روستاي امام ده)) اين است كه با آداب و رسوم، ادبيات عامه، باورها، اعتقادات و...رايج و فراموش شده ي آنها آشنا شده و باثبت كردن آنها ديگران را نيز آشنا سازيم.

 

اهميت موضوع تحقيق

همان طور كه ما شاهد هستيم در روستا ها آداب و رسوم، اعتقادها، باورها و نوع پوشش و... تغيير كرده است و بعضي از آداب ورسوم ها رو به فراموشي رفته است و ديگر به چشم نمي خورد و به غير از تعاريف عده اي از اهالي روستا كه جز افراد كهن سال و ميان سال هستند باقي مانده است و كمتر به آنها توجه مي شود.

بنابراين با جمع آوري تعاريف همين افراد و ثبت آنها شايد باعث شود فرهنگ ها و آداب و رسوم فراموش شده بار ديگراحيا شود و مورد استفاده قرار گيرد.

 

روش تحقيق

انواع روش در مطالعات اجتماعي

به طور كلي در مطالعات اجتماعي از دو روش استفاده مي شود كه اصطلاحا يكي را ((روش پهنايي)) يا پهناگر كه در مطالعات جامعه شناسي كاربرد دارد و ديگري را ژرفانگر يا ژرفايي گويند كه خاص مطالعات مردم شناسي است.

روش پهنانگر يا ((پهنايي))

تحقيقات پهناگر يا روش پهنانگر از روش هاي عمده اي است كه در مطالعات و تحقيقات اجتماعي مورد اسفتاده قرار مي گيرد. در اصطلاح جامعه شناسي روش پهنا نگر عبارت است از مشاهده ي جوامع در حد وسيع آن و هدف بدست آوردن خصايص عمومي است.

در واقع روش پهنانگر روشي است با محدوده ي بسيار گسترده. البته بايد اشاره كنيم كه هر چند تحقيقات پهنانگر در برابر تحقيقات عمقي يا ژرفا نگر قرار مي گيرند و اين گمان را به وجود مي آورند كه فاقد دقت  واعتبار و اهميت هستند و به نتيجه ي آنها نمي توان اعتماد كرد، اما اين گمان درست نيست و نتيجه ي اي گونه تحقيقات هرگز سطحي تلقي نمي شود و داراي اهميت و اعتبار زياد و در مواردي نيز اجتناب ناپذير است.

به عنوان مثال زماني كه قرار است نظر جمعيت وسيعي در باره ي موضوع خاص مورد مطالعه قرار بگيرد ناچار بايد به چنين روشي تمسك جست. بدين جهت معولا اين دو روش ((روش هاي پهنانگر و ژرفانگر)) به عنوان مكمل در يك تحقيق به كار گرفته مي شوند.

يكي از مهم ترين ابزاري كه در روش هاي پهنا نگر مورد استفاده قرار مي گيرد پرسشنامه است.

روش ژرفانگر يا(( ژرفايي))

اين روش در جوامع محدود و گروه هاي كوچك مورد استفاده قرار مي گيرد. منظور به كار بردن ((روش ژرفانگر)) مطالعه ي جامعه ي خاصي است كه وسعت آن محدو است و پژوهشگران مي توانند با استفاده از آن مسائل مورد مطالعه را عميقاً و به تفضيل مورد تجزيه و تحليل قرار دهند. در  اين  روش  فنون  خاصي  كه  به  كار مي رود مي توان مطالعه ي   موارد خاص ((برگزيده)) و مونو گرافي را نام برد ((قرائي مقدم: 117:1381-116)).

پس روش تحقيق ما روش ژرفانگر و فن مونوگرافي مي باشد و همان طور كه گفته شد مونو گرافي بررسي عميق و همه جانبه يك امر اجتماعي يا مجموعه ي اجتماعي كاملاً محدود است و به صورت ميداني انجام مي پذيرد.  بايد گفت: قبل از شروع هر كار ميداني بايد پيش زمينه اي داشته باشيم. به همين دليل بايد ابتدا از روش كتابخانه اي استفاده نمائيم و بعد از آن كار اصلي خود را به صورت ميداني انجام دهيم.

 

ابزار و وسائل جمع آوري اطلاعات

در اين تحقيق براي جمع آوري اطلاعات از طريق مصاحبه، مشاهده، مشاهده همراه با مشاركت، بررسی  بعضي از اسناد كتبي و شفاهي و ضبط تصاوير از طريق دوربين عكاسي صورت گرفته است.

 

ادبيات مسأله

در اين بخش از تحقيق به كار هايي كه در اين زمينه شده است اشاره مي كنيم.

در اول بايد ذكر شود كه در مورد روستاي امام ده هيچ گونه پژوهشي صورت نگرفته است و فقط درمورد روستاهاي مشابه آن چندين مونو گرافي صورت گرفته شده است كه يكي از اين مونوگرافي ها روستاي آبكنار مي باشد كه توسط ليلا پرويز آبكنار در سال1377 انجام شده است و پژوهشي است نواقص بسيار زيادي دارد.

يك كتاب 3 جلدي به نام گيلان توسط پژوهشگران ايران در سال 1374نوشته شده است. اين كتاب از لحاظ اطلاعات كامل مي باشد اما به صورت كلي استان را مورد پژوهش قرار داده است كه بعضي از آداب و رسوم و فرهنگ هاي روستاها شهر هاي آن با هم متفاوت است كه در اين كتاب ذكر نشده است.

در پژوهش مردم شناسي بايد جامعه هاي كوچك را مورد پژوهش قرار دهيم تا به نتيجه ي مطلوب برسيم.

فصل هشتم:خوراک

 

 

 

فصلهشتم:

 

خوراک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خوراک

وعده های غذایی

اهالی روستای امام ده به طور کل دارای 3 وعده غذایی اصلی یعنی: صبحانه،ناهار، شام می باشند.

علاوه بر آن دارای دو میان وعده در روز یعنی بین صبحانه ـ ناهار و بین ناهار ـ شام می باشند.

نوع تغذیه

اهالی این روستا به خاطر داشتن آب و هوایی معتدل و مرطوب، داشتن پوشش گیاهی متنوع در محیط طبیعی خود و  نگهداری از دام و طیور باعث شده که دارای غذاهای متنوعی باشند و برنج که هسته ی اصلی از تولیدات کشاورزی آنها می باشد، در وعده های اصلی و میان وعده غذایی شان نقش به سزایی دارد . و ما در اینجا به برخی از غذاهای محلی این روستا که اکثریت از همین منابع تهیه می شود، اشاره می نماییم:

موادلبنیدرروستایامامده

همانطور که گفته شد اکثر اهالی روستا دارای گاو ماده (شیرده) می باشند و با دوشیدن شیر گاوهای خود مواد لبنی روزانه خود را تهیه می کنند. این روستا علاوه بر استفاده از شیر معمولی، از آن ماست، کره، پنیر، روغن و دوغ تهیه می کنند.

ماست

مهمترین و اصلی ترین مواد لبنی بعد از شیر، ماست می باشد؛ اهالی روستا ماست برای مصرف روزانه خود تهیه می کنند.

طرزتهیهماست:

 ابتدا شیر را بعد از دوشیدن کاملاً صاف می کنند و آنرا از یک صافی رد می کنند تا کاملاً تمییز شود، و سپس آنرا می جوشانند و بعد از جوشاندن، آنرا با مایع ماست، مایع می زنند. معمولاً برای تهیه کردن ماست، آنرا در ظرف سفالی مایع می زنند. زیرا ظروف سفالی آب اضافی ماست را می گیرد و ماست شل نمی شود و علاوه بر ظروف سفالی، از ظرف های پلاستیکی و شیشه ای هم برای مایع زدن ماست استفاده می نمایند.

دوغوکره

بعد از ماست، ماده لبنی دیگری که اهالی روستا درست می کنند، کره می باشد که مقداری ماست در طول هفته جمع آوری می کنند و آنرا داخل نیره ( ظروف سفالی و خمره ای شکل است که برای کره گیری مورد استفاده است) می ریزند و نیره را آن قدر تکان می دهند که چربی ماست گرفته شود، چربی از ماست جدا شده را کره می گویند و بقیه ماست که آبکی و ترش است دوغ می باشد.

پنیر

برای تهیه کردن پنیر ابتدا شیر جوشانده شده را مایع پنیر یا قرص پنیر می زنند و بعد از مدتی که یک مقدار پنیر خودش را گرفت آن را داخل پارچه ای سفید و تمییز پهن می کنند و روی آن را کاملاً می پوشانند و تکه سنگی روی آن قرار می دهند تا خود را کاملاً بگیرد.

موقع تهیه کردن پنیر نکاتی که لازم است رعایت شود اینست که:

1 ـ شیر کاملاً جوشانده شود.

2 ـ پنیر تازه درست شده را مصرف نشود و هرچه پنیر کهنه تر خورده شود برای سلامتی مفید تر است.

و در آخر باید گفت: پنیر کمتر و ماست بیشتر از مواد لبنی دیگر تهیه می شود.

پنیرابیچ

یک نوع غذای محلی است که منبع اصلی این غذا پنیر و تخم و مرغ است که ما در اینجا به طرز تهیه در ست کردن آن اشاره می کنیم.

موادلازم:

1 ـ پنیر سیاه مزگی (پنیر از مشک گرفته شده)  

2 ـ کره

3 ـ شیوید تازه یا خشک 

4 ـ تخم مرغ

طرزتهیه:

ابتدا پنیر سیاه مزگی را همراه کره تفت می دهیم و بعد از تفت دادن مقداری شیوید اضافه می کنیم سپس تخم مرغ را اضافه می کنیم و وقتی کاملا پخت می توان آنرا میل نمود.

این خوراک را اهالی روستا موقع صبحانه تدارک می بینند و همراه با برنج یا نان می خورند.

 

برنجکته (بدونروغن)

هسته اصلی غذای اهالی روستای امام ده برنج می باشد و می توان گفت: در سه وعده اصلی غذای خود (صبحانه، ناهار، شام) و گاهی اوقات در میان وعده به صورت کته تهیه کرده و می خورند و طرز تهیه کردن آن به شرح زیر می باشد:

موادلازم:

1 ـ برنج           

2- آب           

3 ـ نمک

طرزتهیه:

ابتدا برنج را نیم ساعت قبل از پخت خیس می کنیم و به ازای هر یک پیمانه برنج، یک پیمانه آب اضافه می کنیم و در انتها یک پیمانه آب بیشتر از پیمانه برنج اضافه می کنیم و یک مقدار نمک به آن اضافه می کنیم، و آنرا روی شعله زیاد می گذاریم تا آب برنج کاملاً گرفته شود و بعد از گرفته شدن آب شعله را کم می کنیم وآنرا دم می گذاریم تا کاملاً پخته شود . وقتی دور برنج زرد شد نشانه پخت برنج می باشد.

آشبرنج

آش غذایی است که اهالی روستا معمولا در مواقع سرماخوردگی و در فصل پاییز و زمستان در هنگام شام مصرف می کنند  و طریقه درست کردن این غذا به شرح زیر می باشد:

موادلازم:

1 ـ برنج

2 ـ آب  

3 ـ آبغوره

4 ـ گوشت یا مرغ خرد شده                                      

5 ـ نمک ، فلفل، زردچوبه

6 ـ سبزیجات معطر: گشنیز + جعفری + اسفناج (در فصل آن) + نعنا

طرزتهیه:

ابتدا برنج را با آب می گذاریم بپزد و آب آن باید به مقداری باشد که آش رقیق شود و در حال پختن برنج گوشت یا مرغ پخته شده را اضافه می کنیم. بعد از مدتی که آش جا افتاد سبزیجات خرد شده و نمک و فلفل و زردچوبه و آبغوره را اضافه می نمائیم و قتی تمام مواد آش کاملا پخت غذا آماده می باشد.

شیربرنج

شیر برنج از جمله غذایی است که اهالی روستا معمولا در ماه رمضان ، صبح عاشورا ، موقع صبحانه یا شام تدارک می بینند  و طریقه درست کردن آن به شرح زیر می باشد:

موادلازم:

1 ـ شیر      

2 ـ برنج       

3 ـ شکر          

4 ـ گلاب         

5 ـ آب

طرزتهیه:

ابتدا برنج را به مدت 2 ساعت خیس می نمائیم سپس آن را می گذاریم تا با آب بپزد زمانیکه یک مقدار برنج شل شد، شیر را به آن اضافه می نمائیم و وقتی برنج در شیر یک مقدار لعاب پس داد شکر و گلاب را اضافه می نمائیم و می گذاریم تا کاملا بپزد.

 

سبزیجات

سبریجات از جمله محصولات اهالی روستا است که موقع برداشت آن در تمام فصول می باشد. با این گونه محصولات انواع غذای محلی متنوعی تهیه می کنند و در وعده های غذایی آنان نقش بسزایی دارد. این غذاها به شرح زیر می باشد:

 

خورشتترشواش

موادلازم:

1 ـ سبزی معطر محلی: ترش واش + خال واش + چوچاق + نعنا + چغندر

2 ـ سیر سرخ شده  

3 ـ پیاز سرخ شده  

4 ـ گوجه فرنگی سرخ شده                       

5 ـ بادمجان کباب شده یا سرخ شده 

6 ـ مرغ یا گوشت 

7 ـ آب

8 ـ نمک و فلفل و ادویه 

9 ـ آبغوره  

10 ـ روغن

طرزتهیه:

ابتدا سبزی های خرد شده را کاملا سرخ می کنیم تا آب اضافی آن هم گرفته شود سپس پیاز سرخ شده و سیر سرخ شده و تکه های مرغ یا گوشت و مقداری آب اضافه می کنیم تا کم کم و آرام آرام خورشت بپزد و آب خورشت باید طوری باشد که خورشت شل یا سفت نشود . وقتی خورشت کمی پخت مقداری نمک و فلفل و ادویه و آبغوره را اضافه می کنیم و در انتهای کار گوجه فرنگی سرخ شده و بادمجان سرخ شده یا کباب شده را داخل آن اضافه می کنیم.

این خورشت را معمولا با برنج مصرف می شود. در کنار آن هم ماهی شور یا دودی و پیاز خام، سیرخام، دیده می شود و در فصل بهار و تابستان به علت وجود سبزی ترش واش می توان تهیه نمود و در فصل های دیگر به صورت سبزی فریز شده می توان این خورشت را تهیه نمود.

اهالی روستا این غذا را در مجالس و میهمانی ها ی خود تهیه و تدارک می بینند و یکی از غذاهای اصلی آن ها محسوب می شود.

ترشیتره

موادلازم:

1 ـ سبزیجات محلی : جعفری+ گشنیز + اسفناج + چوچاق + پونه محلی +  اشکنه   (چغندر)خرد شده

2ـ لوبیا         

3 ـ آرد برنج   

4 ـ رب انار ترش 

 5 ـ سیر سائیده شده 

6 ـگوشت ماهیچه (برحسب سلیقه)  

 7 ـ نمک، فلفل، ادویه  

8 ـ آب

طرز تهیه:

ابتدا لوبیا را می گذاریم تا بپزد وقتی پخت، سبزی های خرد شده را به آن اضافه می کنیم به طوریکه خورشت شل یا سفت نشود. بعد از مدت زمانیکه که سبزی ها پخت. سیر سائیده شده ، رب انار ترش، نمک، فلفل، ادویه را به آن اضافه می کنیم . سپس ماهیچه پخته را به خورشت اضافه می کنیم.  در انتها آرد برنج را اضافه می کنیم تا خورشت لعاب دار شود. بعد از نیم ساعت خورشت آماده است.

این غذا را معمولا با برنج کته و ماهی شور یا دودی می خورند و در کنار آن پیاز، سبزی خوردن، سیر خام و ماست مصرف می شود.

در این روستا این غذا را در همه فصول سال درست می کنند و یکی از غذا های اصلی آنها محسوب می شود.

سیرابیچ

موادلازم:

1 ـ برگ سیر تازه خرد شده  

2 ـ تخم مرغ                                                  

3 ـ روغن یا کره محلی                    

4 ـ نمک ، فلفل، زردچوبه

طرزتهیه:

ابتدا برگ های سیر تازه خرد شده ( برگ های سیر شبیه به تره )را با روغن یا کره محلی تفت می دهیم وقتی کاملاً سرخ شد به آن تخم مرغ را اضافه می کنیم و روی آن نمک، فلفل، زردچوبه را اضافه می کنیم. وقتی تخم مرغ آن پخت غذا آماده است.

این غذا را با برنج کته می خورند و در کنار آن تربچه، ماست، سبزی خوردن، و ماست مصرف می شود. در فصل پاییز و زمستان به علت وجود برگ سیر تازه می توان تهیه نمود. و جزئی از غذاهای اصلی اهالی این روستا محسوب می شود.

بادمجان

بادمجان از جمله محصول صیفیجاتی اهالی روستا است که موقع برداشت آن از اواخر بهار تااوایل پاییز می باشد. با این محصول انواع غذای محلی متنوعی تهیه می کنند و در وعده های غذایی آنان نقش بسزایی دارد. این غذاها به شرح زیر می باشد:

میرزاقاسمی

موادلازم:

1 ـ بادمجان کباب شده

2 ـ پیاز سرخ شده

3 ـ سیر سرخ شده

4 ـ تخم مرغ

5 ـ روغن

6 ـ نمک، فلفل ، زرد چوبه، ادویه

7 ـ گوجه فرنگی خرد شده یا رنده شده

8 ـ رب گوجه فرنگی

طرزتهیه:

ابتدا پوست بادمجان کباب شده را از آن جدا می کنیم و سپس آنرا خرد می کنیم. بادمجان های خرد شده را با سیر سرخ شده و پیاز سرخ شده تفت می دهیم و بعد نمک، فلفل ، زرد چوبه، ادویه و گوجه فرنگی رنده شده و رب گوجه فرنگی را اضافه می کنیم و کاملا همه ی مواد ها را با هم مخلوط می کنیم و در انتهای کار تخم مرغ را اضافه می کنیم و درب قابلمه را می گذاریم تا کاملاً پخته شود.

این غذا را معمولا با برنج کته و ماهی شور یا دودی مصرف می کنند و در کنار آن سیر خام یا پیاز خام یا سبزی خوردن یا ماست دیده می شود.

ورقه

این غذا به این علت که بادمجان ها را ورق ورق و نازک برش می خورد، به آن ورقه گویند.

موادلازم:

1 ـ بادمجان   

 2 ـ گوجه فرنگی    

 3 ـتخم مرغ         

 4 ـ روغن                      

 5 ـ نمک و فلفل

طرزتهیه:

ابتدا بادمجان ها را پوست کنده و آنها را حلقه حلقه می کنیم و  سپس به آن نمک می زنیم و بعد از 10 دقیقه بادمجان ها را فشار می دهیم تا آب و تلخی بادمجان گرفته شود و سپس بادمجان ها را در روغن داغ سرخ می کنیم و سپس گوجه فرنگی ها را حلقه حلقه شده را سرخ کرده و در کنار بادمجان ها قرار می دهیم، در انتهای کار تخم مرغ را به آن اضافه کرده و به آن نمک و فلفل می زنیم . زمانیکه تخم مرغ ها کاملاً پخت، خوراک آماده است.

این غذا را معمولا با برنج کته می خورند و در کنار آن سبزی خوردن، پیاز خام، سیر خام و ماست مصرف می شود.

کلکباب

موادلازم:

1 ـ بادمجان کباب شده

2 ـ سیر سائیده شده

3 ـ گردو سائیده شده                             

4 ـ گل پر، نمک، فلفل

5 ـ آب انار ترش

6 ـ رب انار ترش                                

7 ـ سبزیجات معطر محلی: چوچاق + پونه محلی + جعفری + گشنیز

طرزتهیه:

ابتدا پوست بادمجان های کباب شده را از آن جدا می نمائیم و بادمجان ها را له می کنیم و سپس سیر سائیده شده ، گردو سائیده شده، گل پر، نمک، فلفل، آب انار ترش، رب انار ترش و سبزیجات معطرمحلی را اضافه می نمائیم و کاملا با هم مخلوط می کنیم و سپس آن را در یخچال می گذاریم تا خنک شود و بعد می توان آن را میل کرد.

این خوراک را می توان به عنوان دسر غذا خورد . اهالی این روستا این خوراک را بیشتر در مجالس و میهمانی های خود تدارک می بینند و بیشتر در فصل تابستان بخاطر برداشت بادمجان تهیه می نمایند.

شکمپربادمجان:

مواد لازم:

1 ـ بادمجان های متوسط

2 ـ گردو سائیده شده

3 ـ گوجه فرنگی متوسط

4 ـ رب انار ترش

5 ـ روغن

6 ـ نمک ، فلفل، ادویه

7 ـ سبزیجات معطر محلی: چوچاق + نعنا + جعفری + گشنیز

طرزتهیه:

ابتدا بادمجان ها را از وسط برش می دهیم و به آنها نمک می زنیم سپس تک تک بادمجان ها را فشار می دهیم تا آب بادمجان ها گرفته شود، سپس آنها را سرخ می نمائیم. گردو سائیده شده و رب انار ترش و سبزیجات معطر محلی و نمک ، فلفل، زردچوبه را با هم سرخ می نمائیم و مواد آماده شده را داخل شکم بادمجان ها می ریزیم و چند گوجه فرنگی را چهار قاچ کرده و آغشته به مواد می کنیم و داخل یک قابلمه قرار می دهیم و یک مقدار آب اضافه می کنیم تا با بخار بپزد.

این غذا را همراه با برنج می خورند و در کنار آن ماست، سبزی خوردن، زیتون دیده می شود و اهالی روستا برای میهمانی ها و مجالس خود این غذا را تدارک می بینند. این خوراک را در فصل تابستان به دلیل برداشت بادمجان تهیه می نمایند.

لوبیا و باقالی

لوبیا و باقالی از جمله محصولات اهالی این روستا است که موقع برداشت آن از اواخر بهار تااوایل پاییز می باشد. با این محصول انواع غذای محلی متنوعی تهیه می کنند و در وعده های غذایی آنان نقش بسزایی دارد. این غذاها به شرح زیر می باشد:

 

باقلاقاتوق

موادلازم:

1ـ لوبیای تازه یا خشک

2 ـ شیوید          

3 ـ سیر سائیده شده

4 ـ تخم مرغ                

5- آب                      

6 ـ روغن

7 ـ نمک، فلفل، زردچوبه

طرزتهیه:

ابتدا پوست لوبیا ها را از آن جدا می کنیم و اگر لوبیا خشک بود 24 ساعت قبل از پوست کندن آنرا خیس می کنیم تا پوست آن را بتوان جدا نمود و آنرا در یک قابلمه می ریزیم و به آن شیوید، سیر سائیده شده و نمک، فلفل، زردچوبه را به آن اضافه می کنیم و با روغن یک مقدارتفت می دهیم و بعد از تفت دادن یک مقدار آب به آن اضافه می کنیم ، آب خورشت به مقداری باشد که خورشت شل یاسفت نشود و می گذاریم کاملاً بپزد. وقتی لوبیا ها کاملاً پخت به آن تخم مرغ اضافه می کنیم. وقتی تخم مرغ آن پخت خورشت آماده است.

این غذا را معمولاً با برنج کته و ماهی شور یا دودی می خورند و در کنار آن سبزی خوردن، سیر خام و ماست مصرف می شود.

در این روستا این غذا را در همه فصول سال مصرف می کنند. در تابستان به علت برداشت لوبیای تازه، خورشت را با لوبیای تازه و در زمستان از لوبیای خشک شده برای تهیه این غذا استفاده می نمایند.

این غذا جزء غذاهای اصلی و روزانه اهالی روستا محسوب می شود.

لوبیا پخته

مواد لازم

1 ـ لوبیا تازه یا خشک شده(خیس شده)

2 ـ فلفل سبز یا فلفل سیاه و یا قرمز

3 ـ نمک

4 ـ زرد چوبه

5ـ گوجه رنده شده

طرز تهیه:

ابتدا لوبیای تازه دانه دانه شده و یا خشک شده را باآب بر روی شعله گاز می گذاریم تا پخته شود، معمولا مدت زمان پخت لوبیا 3 ساعت می باشد. و ما زمانیکه یک مقدار لوبیای مان پخته شد؛ نمک، فلفل (سبز یا قرمز یا سیاه) و زرد چوبه و گوجه فرنگی رنده شده را اضافه می کنیم تا لوبیای مان مزه دار شود. زمانیکه لوبیای ما کاملاً پخته شد، آماده خوردن می باشد.

این غذا را معمولاً با برنج کته می خورند و در کنار آن سبزی خوردن، سیر خام و پیاز مصرف می شود.

در این روستا این غذا را در همه فصول سال مصرف می کنند. در تابستان به علت برداشت لوبیای تازه، خورشت را با لوبیای تازه و در زمستان از لوبیای خشک شده برای تهیه این غذا استفاده می نمایند.

این غذا جزء غذاهای اصلی و روزانه اهالی روستا محسوب می شود.

 

باقالی پخته

مواد لازم:

1 ـ باقالی تازه یا خشک شده

2 ـ گل پر

طرز تهیه:

ابتدا باقالی دانه دانه شده را با آب ولرم بروی شعله گاز می گذاریم تا کاملاً پخته شود، سپس در حال پخته شدن یک مقدار نمک اضافه می کنیم تا مزه دار شود. زمانیکه باقالی ها کاملاً پخته شد، آن را با گل پر صرف می کنند.

این نوع خوراک را اهالی روستا معمولاً هنگام عصرانه صرف می کنند و در فصل پاییز و زمستان طرفدار زیادی دارد.

باقالا پلو

مواد لازم:

1 ـ باقالا

2 ـ برنج به اندازه هر نفر یک پیمانه

3ـشوید ، نعنا خشک شده

4 ـ روغن نباتی یا کره محلی

5 ـ مرغ یا گوشت پخته شده

طرز تهیه :

ابتدا پوست باقالا ها را کاملاً گرفته می شود سپس در آب ولرم بر روی شعله آتش قرار داده می شود تا یک جوش بزند و نرم شود، زمانیکه پخت باقالایی هاآماده شده آب آن را کاملاً می گیرند. سپس برنج خیس شده همانند پخت برنج کته بر روی شعله گاز قرار داده می شود زمانیکه جوش برنج آماده شد، شوید و باقالی و یک مقدار روغن را داخل آن اضافه می کنیم و کاملاً با یکدیگر همزده شود و زمانیکه آب برنج کاملاً گرفته شد. شعله گاز را کم می کنیم. بعد از نیم ساعت که برنج مان کاملاً پخته شد. آماده خوردن می باشد.

معمولا با قالا پلو را اهالی روستا با مرغ و گوشت و یا ماهی دودی صرف می کنند و در کنار این غذا ماست و خیار گذاشته می شود.

کوکوچشمبلبلی

موادلازم :

1 ـ لوبیا چشم بلبلی تازه (چرخ کرده)

2 ـ تخم مرغ

3 ـ آرد

4 ـ نمک ، فلفل ، ادویه و زرد چوبه

5 ـ پیازه رنده شده

6 ـ سیر رنده شده

طرزتهیه:

ابتدا چشم بلبلی چرخ شده و پیاز، سیر رنده شده و تخم مرغ را با هم مخلوط می کنیم و نمک، فلفل، ادویه و زرد چوبه و مقداری آرد را اضافه می کنیم و در انتها کم کم مایع کو کو را برمی داریم و در روغن داغ سرخ می کنیم.

این کوکو را معمولا با برنج خورده می شود و در کنار غذای دیگر برای خود و برای پذیرایی از میهمان های خود تدارک میبینند و فقط در تا بستان به خاطر برداشت لوبیای تازه می توان تهیه کرد.

گوجه فرنگی (پامادور)

گوجه فرنگی (پامادور ) از جمله محصول صیفیجاتی اهالی روستا است که موقع برداشت آن از اواخر بهار تااوایل پاییز می باشد. با این محصول در انواع غذای محلی متنوع و چاشنی غذا نظیر رب گوجه فرنگی نقش بسزایی دارد. این غذاها به شرح زیر می باشد:

پامادور خورشت (همانند املت):

مواد لازم:

1 ـ گوجه فرنگی خرد شده

2 ـ پیاز خرد شده

3 ـ روغن یا کره محلی

4 ـ تخم و مرغ

5 ـ نمک، فلفل، زردچوبه

طرز تهیه:

ابتدا پیاز خرد شده را داخل روغن داغ شده تفت می دهیم و در بین تفت دادن زردچوبه را اضافه می کنیم تا پیازمان رنگ به خود بگیرد و کاملاً سرخ شود سپس گوجه فرنگی (پامادور) خرد شده را داخل آن اضافه می کنیم و با یکدیگر هم می زنیم تا کاملاً با یکدیگر مخلو ط شود و سپس درب پوشی بر روی آن می گذاریم تا کاملاً پخته شود زمانیکه آب گوجه کاملاً گرفته شد و حالت برشتگی به خود گرفت، به آن نمک و فلفل اضافه می کنیم و کاملاً آن را هم می زنیم سپس تخم و مرغ را به آن اضافه می کنیم . در انتها زمانیکه تخم و مرغ ها کاملاً پخته شد. خورشت مان آماده است.

این خورشت را معمولاً اهالی روستا با برنج کته بدون روغن صرف می کنند و در کنار آن ماهی شور یا دودی، خیار ، پیاز خام و ماست و دوغ دیده می شود.

گوجه فرنگی (پامادور ) علاوه بر این غذا، غذاهایی نظیر املت، املت جنگی (خرد کردن گوجه های به صورت بزرگ) تهیه می شود و در سایر غذاها نقش عمده ای دارد.

علاوه بر آن با گوجه فرنگی اهالی روستا رب گوجه فرنگی تهیه می نمایند و رب گوجه فرنگی نقش بسزایی در غذاهای روزمره خود دارد.

خورشت ها و غذاهای تهیه شده با گوشت سفید و گوشت قرمز

 

ترشفسنجان

موادلازم:

1 ـ گردو چرخ کرده (سائیده شده)    

2 ـ آب  

3 ـ رب انار ترش 

4 ـ رب گوجه فرنگی 

5 ـ گوشت مرغ یا اردک   

6 ـ نمک و فلفل و ادویه

7 ـ سبزی محلی (پونه محلی+چوچاق) سائیده شده

طرزتهیه:

ابتدا گردو چرخ شده را با آب مخلوط می کنیم تا گردو ها از هم جدا شوند و روی شعله گاز قرار می دهیم و سپس گوشت مرغ یا اردک تکه شده را داخل قابلمه می ریزیم تا با گردو ها پخته شود و می گذاریم آرام آرام بپزد و بعد رب انار ترش و  نمک و فلفل و ادویه و یک مقدار رب گوجه فرنگی و سبزی های معطر محلی را اضافه می کنیم .وقتی گردو ها کاملا روغن انداخت و مرغ یا اردک آن کاملا پخت، خورشت آماده است و نباید خورشت شل یا سفت شود و به قول اهالی این روستا خورشت را باید تکه ای در بیاوریم.

این خورشت را معمولا با برنج آبکش شده و روغن دار می خورند و در کنار آن زیتون، سبزی خوردن، سیرو ... مصرف می شود. در همه فصول سال می توان تهیه نمود.

این غذا جزء اصلی ترین غذاهای اهالی روستا محسوب می شود و در تمام میهمانی ها، عروسی ها، عزا و مصیبت ها و ...تدارک می بینند.

این خورشت در گذشته نعل گردو و سیاه قاتوق (خورشت سیاه رنگ) می گفتند. زیرا در گذشته بعد از آماده شدن خورشت فسنجان نعل اسب تمییز شده را داغ می کردند و وقتی کاملاً ذوب می شد، داخل خورشت قرار می دادند تا تمامی روغن خورشت گرفته شود و خورشت رنگ سیاهی پیدا می کرد. اما امروزه چنین کاری را نمی کنند و حدوداً  25 الی 30 سال پیش رواج داشته است.

ماهیسرخشده

موادلازم:

1 ـ ماهی سفید تازه     

2 ـ نمک و فلفل      

3 ـ آرد          

4 ـ آب نارنج یا آب لیمو                  

5 ـ  روغن

طرزتهیه:

ابتدا ماهی تمییز شده را تکه تکه می کنیم و به آن نمک و فلفل اضافه می کنیم و سپس تکه ماهی را به آرد آغشته می نمائیم تا به ماهیتابه نچسبد، سپس آنها را در روغن داغ سرخ می نمائیم و در انتهای کار یک مقدار آب نارنج یا آب لیمو به ماهی ها اضافه می کنیم تا بوی ماهی کاملا گرفته شود. این غذا را معمولا با برنج آب کش روغن دار می خورند و در کنار آن زیتون، تربچه، سبزی خوردن و  کاهو دیده می شود.

این غذا از خوراک اصلی اهالی این روستا محسوب می شود و در فصل پاییز و زمستان و اوایل بهار بخاطر صید ماهی ، مورد مصرف اهالی این روستا می باشد. بیشتر در مجالس و میهمانی های خود این غذا را تدارک می بینند.

ملاویچ(شکمپرماهی)

موادلازم:

1 ـ ماهی تازه

2- رب انار ترش یا رب گوجه سبز

3- گردو سائیده شده                  

4 ـ نمک ، فلفل، ادویه، زردچوبه

5 ـ روغن

6 ـ آب لیمو یا آب نارنج                   

7- چوب انجیر

8 ـ سبزیجات معطر : گشنیز + چوچاق + پونه محلی

طرزتهیه:

ابتدا ماهی را تمییز می کنیم و داخل شکم آن را خالی می کنیم و وقتی کاملا ماهی را تمییز کردیم ،می گذاریم تا آب آن کاملا گرفته شود . سپس رب انار ترش یارب گوجه سبز همراه با گردو نمک، فلفل، زردچوبه، ادویه و سبزیجات معطرخرد شده را با هم مخلوط می کنیم و تفت می دهیم و وقتی مواد آماده شد، داخل شکم ماهی را با آن پر می کنیم و دو طرف آنرا به هم می چسبانیم . اگر شکم ماهی در حال باز شدن بود آنرا می دوزیم و یا خلال دندان می زنیم که باز نشود. روی ماهی هم مقداری مواد می زنیم و یک مقدار آب نارنج با آب لیمو میزنیم و سپس ماهی آماده شده داخل ماهی تابه روی چوب انجیر قرار می دهیم تا به ماهی تابه نچسبد و آن را روی چراغ نفتی یا گاز در شعله کم قرار می دهیم و روی قابلمه یک در پوش می گزاریم تا با بخار پخته شود و حدود 3 الی 4 ساعت طول می کشد تا پخته شود .

این غذا را معمولا با برنج آب کش شده و روغن دار می خورند اهالی این روستا این خوراک را در مجالس و میهمانی های خود تدارک می بینند و بیشتر در فصل پاییز و زمستان و اوایل بهار به خاطر صید ماهی درست می کنند .

کبابگوشت

موادلازم:

1ـ گوشت گاو یا گوساله تکه تکه شده       

2 ـ انجیر نارس رنده شده 

3 ـ نمک و فلفل 

4 ـ پیاز خرد شده

طرزتهیه:

ابتدا گوشت گوساله یا گاو خرد شده ونمک و فلفل و پیاز خرد شده را با هم مخلوط می کنیم و بعد به سیخ می کشیم و بعد روی هیزم و آتش کباب می کنیم .

این غذا را معمولا با برنج کته و کره می خورند و همراه آن پیاز خام، ماست، سبزی خوردن، زیتون استفاده می شود.

این غذا بهترین غذای اهالی روستا محسوب می شود اما بخاطر گران بودن گوشت، کمتر این غذا را تهیه می کنند و هنگام گردش رفتن و سور دادن این غذا را تهیه می کنند و می خورند.

قیمهرشتی

این خورشت به خاطر داشتن پیاز فراوان و چاشنی آبغوره ، قیمه رشتی نام نهاده اند.

موادلازم:

1 ـ لپه

2 ـ پیاز سرخ شده 

3 ـ گوشت سرخ شده                                             

4 ـ سیب زمینی خلال شده (سرخ کرده)

5 ـ آبغوره

6 ـ روغن

7 ـ رب گوجه فرنگی

8 ـ آب

9- نمک و فلفل و زردچوبه

طرزتهیه:

ابتدا لپه را از روز قبل خیس می کنیم و سپس لپه های خیس شده را همراه با پیاز سرخ شده و گوشت خرد شده در یک قابلمه با هم تفت می دهیم و بعد از آن آب را به آن اضافه می کنیم تا کاملا بپزد و سپس رب گوجه فرنگی را اضافه می کنیم و می گذاریم خورشت آرام آرام بپزد و در انتهای کار سیب زمینی سرخ شده ، نمک و فلفل و زردچوبه و آبغوره را اضافه می کنیم.

این خورشت را معمولا با برنج می خورند و در کنار آن پیاز، سبزی خوردن، ماست، تربچه مصرف می شود. اهالی روستا این غذا را در همه فصول سال و در مجالس و میهمانی های خود تدارک می بینند.

 

واویشکا

موادلازم:

1 ـ گوشت گوساله یا گوسفندی خرد شده

2 ـ پیاز خرد شده

3 ـ گوجه فرنگی رنده شده

4 ـ روغن

5 ـ تخم مرغ

6 ـ نمک ، فلفل، زردچوبه

طرزتهیه:

ابتدا گوشت های خرد شده همراه با پیاز خرد شده تفت میدهیم و بعد از آن یک مقدار آب اضافه می کنیم، تا با آب پخته شود و سپس رب گوجه فرنگی و گوجه رنده شده و نمک، فلفل ، زردچوبه و ادویه را اضافه می کنیم و می گذاریم تا کاملا پخته شود وقتی آب آن گرفته شد روغن را به آن اضافه می کنیم تا یک مقدار سرخ شود و در انتها تخم مرغ را به آن اضافه می کنیم و می گذاریم تا بپزد.

این خوراک را معمولا با برنج کته می خورند و در کنار آن ماست، سبزی خوردن، پیاز مصرف می شود.

و از غذاهای اصلی اهالی این روستا  محسوب می شود  این خوراک را در مجالس و میهمانی های خود تدارک می بینند. همچنین این غذا در ماه رمضان هنگام سحری تهیه می کنند . و در همه فصول سال می توان تهیه کرد .

چنگرواویشکا

چنگر نام پرنده ای شکاری است که در فصل پاییز و زمستان شکار می شود و در مرداب و زمین های شالیکاری دیده می شود و از لحاظ خوراک خیلی حائز اهمیت است.

موادلازم:

1 ـ گوشت چنگر خرد شده

2 ـ پیاز سرخ شده

3 ـ گوجه فرنگی رنده شده

4 ـ رب گوجه فرنگی

5 ـ آب

6 ـ نمک، فلفل، زردچوبه

طرزتهیه:

ابتدا گوشت چنگر خرد شده را با پیاز تفت می دهیم و سپس با یک مقدار آب می گذاریم تا بپزد وبعد از مدتی که پخت رب گوجه فرنگی و گوجه رنده شده و سپس نمک، فلفل وادویه را اضافه می کنیم و می گذاریم که کاملا بپزد. این غذا را همراه با برنج مصرف می کنند و در کنار آن تربچه، پیاز، سبزی خوردن، ماست، زیتون استفاده می شود. درفصل زمستان و پاییز بخاطر شکار این پرنده، می توان این غذا را تهیه نمود و بخاطر گران و کمیاب بودن پرنده ، اهالی این روستا، این غذا را به ندرت تدارک می بینند.

 

زیتونپرورده

موادلازم:

1 ـ زیتون هسته جدا شده

2 ـ رب انار ترش + آب انار ترش                                

3 ـ نعنا و چوچاق سائیده شده

4 ـ مغز گردو سائیده شده 

5 ـ گل پر، نمک، فلفل

6 ـ سیر سائیده شده 

7 ـ روغن زیتون

طرزتهیه:

ابتدا تمام موادهای ذکر شده را با هم مخلوط می کنیم و وقتی کاملا موادها را با هم مخلوط کردیم آنرا در یخچال قرار می دهیم تا خنک شود و بعد از خنک شدن می توان آنرا مصرف کرد.

این خوراک را می توان بعنوان دسر غذا خورد و اهالی روستا برای مجالس و میهمانی های خود تهیه می نمایند و در تمام فصول سال می توان تهیه نمود.

 

سایرغذاهایرایجدرروستایامامده

در این روستا علاوه بر غذاهایی که ذکر شد، غذاهای دیگری نظیر: یتیمچه (شش انداز)،کباب مرغابی، کباب خوتکا، کوکوسبزی، کوکوسیب زمینی، کوکوی مرغ، انواع پخت مرغ، سیب زمینی سرخ شده، اُملت، باقالا پلو، قرمه سبزی، تخم مرغ سرخ شده، کاچی، به همراه برنج کته بدون روغن، کاچی، فرنی و ... تهیه می شود.

همچنین در این روستا به تازگی غذاهایی چون ماکارونی، آش رشته، شله زرد، عدس پلو، لوبیا پلو، استامبولی، ساندویچ و انواع نوشیدنی ها نظیر نوشابه رایج شده است.

انواع ترشیجات ، شیرینی جات و چاشنی ها

شیرهاربهدوشاب

از میوه ای به نام اربه گرفته میشود. این میوه ی فصل پائیز است. این شیره به عنوان رنگ و طعم دهنده غذا مورد استفاده می باشد. رنگ آن قهوه ای تیره است و گرم می باشد. شیره ی اربه را با خاک تمییز و مخصوص مخلوط می کنند که از حالت چسبندگی خارج شود و تلخی آن از بین برود.

کاربرد این شیره، به عنوان رنگ غذا می باشد و برای تهیه ته دیگ برنج آبکش، استفاده می نمایند که ته دیگ یک مقدار روغن ، برنج و شیره اربه را مخلوط کرده و سپس بقیه برنج آب کش شده را اضافه می نمایند.

ربانارترش

موادلازم:

1 ـ انار ترش دانه دانه شده               

2 ـ نمک                 

3 ـ  آب

طرزتهیه:

ابتدا انارهای ترش دانه دانه شده را له می کنیم و سپس با یک مقدار آب می جوشانیم و بعد از یک مقدار جوشاندن آن را صاف می کنیم تا هسته ها و  تفاله های انار گرفته شود و سپس آب انار را می جوشانیم و در حین جوشاندن نمک را اضافه می کنیم. وقتی رب سفت شد و رنگ سیاهی پیدا کرد، آماده می باشد و معمولا تهیه کردن این رب 24 ساعت طول می کشد.

این رب را اهالی روستا به عنوان چاشنی غذا ، در خوراک های خود بکار می برند.

اواخر شهریور و در پاییز که فصل انار ترش می باشد اهالی این روستا رب انار ترش را درست می کنند.

ربگوجهسبز

مواد لازم:

1 ـ گوجه سبز هسته جدا شده ترش            

2 ـ  نمک                    

3 ـ  آب

طرزتهیه:

ابتدا گوجه سبزهای ترش و هسته جدا شده را با مقداری آب می جوشانیم و بعد از جوشاندن آنرا از صافی رد می کنیم تا تفاله های گوجه سبز گرفته شود و سپس آب گوجه سبز را همراه مقداری نمک آن قدر می جوشانیم تا سفت شود و رنگ سیاهی پیدا کند که معمولا 12 ساعت طول می کشد تا رب آماده شود.

این رب را اهالی روستا به عنوان چاشنی غذا، در خوراک های خود به کار می برند. در اواخر خرداد تا اوایل شهریور که فصل گوجه سبز می باشد اهالی این روستا رب گوجه سبز ترش را درست می کنند.

دلار (دلال)

موادلازم:

1 ـ سبزیجات معطر محلی: کودکودو + گشنیز + نعنا + چوچاق + پونه محلی خرد شده 

2 ـ نمک

طرزتهیه:

ابتدا سبزی های معطر خرد شده را با نم کار می سائیم و نمک را کم کم موقع سائیدن اضافه می نمائیم وقتی سبزی ها کاملا سائیده شد دلار آماده می باشد.

دلار را می توان در تمام فصول سال در این روستا تهیه نمود و اهالی این روستا دلار را به جای نمک با میوه جاتی از قبیل: گوجه سبز، خیار، پرتغال و...، همچنین با ماست و دوغ  و در برخی از غذاها به عنوان چاشنی استفاده می نمایند.

آبکونوس(آبازگیل)

موادلازم:

1 ـ آب               

2 ـ کونوس ( ازگیل ) سفت( نارس )                 

3 ـ نمک

ابتدا کونوس های تمییز شده و خشک را با آب نمک در یک ظرف سفالی یا پلاستیکی می ریزیم و درب های آنرا سفت می بندیم و به مدت 40 روز می گذاریم تا کونوس ها کاملا پخته شود . وقتی ازگیل ها پخت، آماده خوردن می باشد. معمولا اواسط پاییز اهالی روستا آب کونوس را درست می کنند و در شب های بلند زمستان علی الخصوص شب یلدا که دور هم هستند با هم می خورند.

ترشیهفتبیجار

موادلازم:

1 ـ بادمجان خرد شده

2 ـ سیر خرد شده

3 ـ گوجه فرنگی خام خرد شده                       

4- سبزیجات معطر: پونه محلی + چوچاق

5 ـ سرکه                                         

6 ـ نمک و فلفل و زردچوبه

7 ـ فلفل سبز خرد شده

8 ـ سیب زمینی ترشی خرد شده

طرزتهیه:

ابتدا تمامی مواد ذکر شده را با هم مخلوط می کنیم و داخل شیشه می ریزیم و درب آنرا می بندیم و بعد از ی کماه که ترشی جا افتاد آماده خوردن می باشد. این ترشی را اهالی روستا معمولا در فصل تابستان درست می کنند زیرا تمامی مواد ذکر شده ، موقع برداشت شان تابستان می باشد.

سیرترشی

موادلازم:

1 ـ بوته های سیر سالم و تمییز شده               

2 ـ سرکه

3 ـ نمک

طرزتهیه:

ابتدا بوته های سیر را در یک ظرف می ریزیم و نمک وسرکه را به آن اضافه می کنیم و درب آنرا سفت می بندیم و بعد از 2 ماه سیر ترشی آماده خوردن می باشد اما سیر ترشی را هرچه دیرتر مصرف کنیم خوش طعم تر و خاصیت آن بیشتر است اما اهالی این روستا بعد از 2 ماه مصرف ترشی را شروع می کنند.

این ترشی را معمولا در فصل تیر و مرداد اهالی این روستا تهیه می کنند و علت آن اینست  که سیر را در این فصل خشک می کنند.

ترشیشلغم (سیبزمینیترشی)

موادلازم :

1- شلغم (سیب زمینی ترشی) خرد شده

2 ـ فلفل سبز خرد شده

3 ـ نمک ، فلفل، زردچوبه

4 ـ سبزیجات معطر: چوچاق، پونه، نعنا

5 ـ سرکه

6 ـ گل پر

طرزتهیه:

ابتدا تمام مواد ذکر شده را با هم مخلوط می کنیم و سپس در یک ظرف درب دار نظیر سطل و شیشه می ریزیم و درب آنرا محکم می بندیم. این ترشی معمولا بعد از 3 هفته آماده می شود و می توان در فصل پاییز این ترشی را تهیه نمود. باید ذکر کرد سیب زمینی ترشی در این روستا فراوان است و در ترشی های خود زیاد استفاده می کنند.

در این روستا علاوه بر ترشی های ذکر شده ترشی های دیگری نظیر ترشی فلفل، ترشی کلم، ترشی بادمجان، شکم پر بادمجان هم درست می کنند.

عنبپته(انگورپختهشده)

موادلازم:

1 ـ انگور یا کشمش            

2 ـ شکر                    

3 ـ آب

طرزتهیه:

ابتدا انگور یا کشمش را له می کنیم و با مقداری آب می گذاریم تا بپزد ودر حال پختن شکر را اضافه می نمائیم و وقتی که کاملا پخت و رنگ آن سیاه شد آماده خوردن می باشد و معمولا 1 الی 2 ساعت طول می کشد تا آماده شود. این خوراک نیز نوعی مربا می باشد و در صبحانه می توان با نان خورد و می توان آنرا سرخ کرد و به آن تخم مرغ اضافه نمود و همراه با نان خورد و همچنین به جای قند می توان با چای میل نمود.

مربایتمشک

موادلازم:

1 ـ تمشک           

2 ـ شکر

طرزتهیه:

ابتدا تمشک ها را می شوئیم و لا به لای تمشک ها را شکر اضافه می نمائیم وقتی تمشک آب انداخت می گذاریم تا بپزد و خیلی سریع هم آماده می شود. این مربا را همراه کره در صبحانه می توان خورد. اهالی این روستا این مربا را در فصل تابستان بدلیل وجود تمشک درست می کنند.

مربایانجیر

موادلازم:

1 ـ انجیر سفت                  

2 ـ شکر           

3 ـ آب

طرزتهیه:

ابتدا آب و شکر را می گذاریم تا بجوشد تا آب شربت درست شود سپس انجیرها را داخل آن اضافه می نمائیم و باید مراقب باشیم انجیر ها زیاد نپزد زیرا باعث له شدن انجیر می شود و مزه خوبی نمی گیرد. این مربا را می توان همراه کره در صبحانه خورد. اهالی این روستا این مربا را در فصل تابستان بخاطر وجود میوه درخت انجیر درست می کنند.

در این روستا مرباهای دیگری نظیر مربای آلبالو، به، بهار نارنج و ...هم درست می کنند و مربا هایی نظیر زرشک و بهار نارنج را هم از مغازه تهیه می کنند.

شیرینی جات، نان ها

شیرینیکاکا

موادلازم:

1 ـ شکر

2 ـ آرد برنج

3 ـ تخم مرغ

4 ـ کدوپخته شده

5 ـ آب

6 ـ روغن

7 ـ شیر

8 ـ دارچین

طرزتهیه:

ابتدا آرد برنج را با آب مخلوط می کنیم و آنرا ورز می دهیم و بعد شیر را به آن اضافه می کنیم و کاملا هم می زنیم و تخم مرغ ها را دانه دانه اضافه می کنیم و در انتها کدوی پخته شده را داخل مواد رنده می کنیم و شکر، دارچین و مقداری کم نمک را اضافه می کنیم، زمانیکه مایع آماده شد کم کم در روغن داغ سرخ می کنیم.

این شیرینی را باید داغ و تازه خورد و معمولا اهالی این روستا این شیرینی را موقع عصرانه برای خود و هنگام داشتن میهمان هنگام عصر درست می کنند.

نان برنجی

مواد لازم:

1.آرد برنج

2.آرد گندم

3. آب جوش

4. نمک

طرز تهیه :

آرد برنج را با آرد گندم مخلوط کرده و سپس یک مقدار نمک به آن اضافه می کنیم و سپس آب جوش را کم کم اضافه کرده و خمیر درست شده را داخل آبجوش گذاشته و سپس خمیر پخته را ورز می دهیم. ( حدود 20 دقیقه در آبجوش بجوشد) بعد خمیر را بصورت نان لواش درآورده یعنی با  نان چو (وردنه) باز می کنیم بصورت خیلی نازک  در آورده و بر روی ماهی تابه یا پشت گمج (قابلمه سفالی) گذاشته می شود و پخته می شود.

این نان در تمامی مراسم های این روستا مورد استفاده قرار می گیرد و استفاده از این نان برایشان خیلی حائز اهمیت است و باید گفت: خانم های میانسال و کهنسال خودشان این نان را تهیه می کنند و امروز خانواده ها اگر در مراسم هایشان فرصت تهیه این نان را نداشته باشند از بازار تهیه خواهند کرد.

نان خرفه

مواد لازم:

1 . آرد برنج

2.آرد گندم

3. آب جوش

4. تخم خرفه (گیاهی شبیه تخم گیاه شنبیله)

5. کدوی حلوایی پخته شده و کوبیده شده

طرز تهیه:

ابتدا آرد برنج را با آرد گندم را کاملاً مخلوط کرده و آب جوش را کم کم اضافه کرده و خمیر درست می کنیم بعد داخل آبجوش گذاشته خمیر پخته را کاملاً ورز می دهیم. سپس داخل خمیر تخم خرفه و کدو را اضافه می نماییم و مرتباً ورز می دهیم . زمانیکه خمیر نان کاملاً ورز داده شده به صورت چانه چانه می کنیم و چانه ها را بصورت نان لواش با  نان چو (وردنه) پهن می کنیم بصورت خیلی نازک  در آورده و بر روی ماهی تابه یا پشت گمج (قابلمه سفالی) گذاشته می شود و پخته می شود. در صورت دلخواه اگر نان مان در حال پختن یک مقدار پف کرد می توان داخل پخت آن یک تخم و مرغ اضافه نمود که خیلی مقوی و پر کالری می شود.

بابد توجه کرد که ابن نان می بایست به صورت نازک پخته شود در غیر این صورت خیلی کلفت می شود و مزه خوبی نمی گیرد.

اهالی این روستا گاهی اوقات این نان در مراسم های خود به جای نان برنجی مورد استفاده قرار می دهند و استفاده از این نان برای عصرانه خود و پذیرایی از میهمان های خود هنگام عصر جای دارد.

علاوه بر آن در بازارهای هفتگی شهرستان های گیلان خانم های میانسال به صورت تازه درست می کنند و می فروشند و خیلی پر طرفدار است.

اهالی روستا گاهی اوقات برای خرید، گردش و یا زیارت به بازارهای شهرستان لاهیجان، لنگرود، آستانه اشرفیه و... می روند، این نان برای خوردن تهیه می کنند. برخی از اهالی روستا که از نظر مالی وضع شان خوب است این نان را با کباب گوشت چنچه می خورند( مشاهدات و نقل از : مرحوم شهربانو حسن دوست و لیلا ابراهیمی ، زینب حسن دوست اربوکلایه و صمد حسن دوست اربوکلایه ).

 

طریقهنگهداریغذادرروستایامامده

این روستا قبل از دارا بودن امکانات برق و داشتن یخچال، غذا ها را بطور طبیعی نگهداری می کردند که از طروق مختلف این کار را می کردند.

روش هاینگهداری:

 1 ـ روشقرمهکردن:

در این روش تکه های گوشت گاو، مرغ، اردک، مرغابی و ... را با نمک فراوان مخلوط می کردند و در داخل کوزه سفالی می ریختند و روی آن را می پوشاندند. معمولا گوشت قرمه شده را 5 الی 6 ماه می توانستند نگهداری کنند، اما معمولا 2 الی 3 ماه اول گوشت های قرمه شده را مصرف می نمودند.

2- روشدودیکردنوشورکردن:

روش دودی کردن برای برنج، ماهی، پیاز بکار می رود. و روش شور کردن برای ماهی بکار می رود.

 

روشدودیکردنبرنج

مکان دودی کردن برنج دو نوع بوده است:

الف) اتاق های مجهز برای دودی کردن برنج

در بین اهالی روستا کسی که از نظر مالی وضع خوبی داشت و می توانست اتاق خاصی را برای دودی کردن برنج اختصاص دهد، اتاقی را درست می کردند و تمام امکانات را برای دودی کردن برنج فراهم می نمود.

ب) اتاق های زندگی اهالی روستا

در بین اهلی روستا کسی که از نظر مالی وضعیت خوبی نداشت و نمی توانست اتاق جداگانه ای را برای دودی کردن برنج اختصاص دهد، روش دیگری برایش وجود داشت، در زمستان اتاق های خود را با بخاری هیزمی گرم می کردند وقتی بخاری روشن می کردند، از سقف برنج ها را بوسیله چوب هایی به نام (خرک ) آویزان می کردند تا بتوانند برنج های خود را دودی کنند و برنج هایی که به زمین می ریخت ، جمع آوری می کردند و داخل یک گونی می ریختند و از جای دیگر آویزان می کردند، تا دودی شوند. امروزه اهالی این روستا برنج را دودی نمی کنند.

روشدودیکردنماهی

در این روش ابتدا ماهی را تمییز می کنند سپس ماهی را در یک اتاق تاریک و بخاری دار آویزان می کنند تا ماهی دودی شود. امروزه دودی کردن ماهی مثل سابق نیست و هر کس فقط بر حسب نیاز خود ماهی را دودی می کند .

روشدودیکردنپیاز

ابتدا پیاز کنده را دسته بندی می کنند سپس از سقف اتاق هایی که دارای بخاری می باشد آویزان می کنند که بعد از دودی شدن پیاز به آن پیاز سوخته گویند. امروزه نیز درخانه های روستا شاهد این هستیم که پیاز ها را از سقف آویزان می کنند تا دودی شود.

روششورکردنماهی

در این روستا روش شور کردن را برای ماهی بکار می برند. ابتدا ماهی های تمییز شده را با نمک و موادی به نام روناس مخلوط می کنند و در یک ظرف فلزی یا سفالی می ریزند و درب آنرا می بندند. مدت 30 الی 40 روز طول می کشد که ماهی شور درست شود. با این روش می توانستند ماهی را به مدت طولانی نگهداری کنند که معمولا در اواخر زمستان و تا اوایل بهار ماهی را شور می کنند و در بهار و تابستان از آن استفاده می نمایند. اهالی این روستا ماهی را بر حسب نیاز خود شور می کنند و خود استفاده می کنند.

3 ـ روشیخچالهایطبیعی

اهالی این روستا، این روش را در زمستان بکار می برند زمانیکه هوا خیلی سرد بود و برف فراوانی می بارید، این روش صورت می گرفت.

در این روش زمین را حفر می کردند و داخل آن کلش ( ساقه برنج ) قرار می دادند و سپس مواد غذایی را داخل آن قرار می دادند و روی آنرا ساقه برنج قرار می دادند و سپس خاک را روی ساقه برنج می ریختند و در موقع نیاز دوباره همانجا را حفر می کردند و مواد غذایی خود را بر می داشتند.

در زمستان ذخیره برف و یخ برای اواخر بهار و تا اوایل تابستان داشتند. برای ذخیره برف و یخ چاله هایی را حفر می کردند و داخل آن کلش (ساقه برنج) قرار می دادند و روی همان ساقه ها مقداری برف و یخ می ریختند و سپس روی آنرا می پوشاندند. امروزه دیگر این روش به چشم نمی خورد.

4 ـ روشخشککردن

این روش برای خشک کردن سبزیجات معطر محلی، لوبیا، باقالا، تخمه و ... بکار می رود و امروزه هم کم و بیش در این روستا رایج می باشد.

روش دیگری که برای نگهداری غذا استفاده می نمودند به این صورت بود که مواد غذایی را داخل زنبیل حصیری قرار می دادند و بیرون از خانه در جای خنک آویزان می کردند که هم از گزند حیوانات و حشرات در امان باشد و هم از فاسد و خراب شدن جلوگیری شود.

سفره آرایی

اهالی روستای امام ده همانند سایر نقاط دیگر ایران برای تزیین کردن سفره خود، دادن رنگ، عطر و بوی غذاهای خود از مواد خوراکی محیط طبیعی خود استفاده می نمایند. علاوه بر آن به خاطر ارتباط با سایر نقاط دیگر ایران علی الخصوص تهران ، مشهد دچار تغییراتی در سفره آرایی و تزیئنات بر سر سفره هایشان شده است که ما به برخی از آنها اشاره مینمایم:

ادویه جات

نمک و فلفل :اهالی روستای امام ده از نمک و فلفل سیاه و قرمز برای مزه دار کردن غذاهای خود استفاده می نمایند. به طوری که بر سر سفره هایشان مشاهده می نماییم در نمک دان های سفالی شان که دو قسمت است، یک سوی آن نمک خالص و سوی دیگر نمک و فلفل سیاه به صورت مخلوط شده، قرار دارد.

زرد چوبه: از جمله ادویه ای است که بعد از نمک و فلفل در تمام آشپزخانه های اهالی این روستا دیده می شود. این ادویه برای رنگ، عطر و بوی غذا به کار برده می شود.

دارچین: این ادویه گرم مزاج به دو صورت است :

ـ پودر دارچین: این گونه دارچین، اغلب برای خوش طعم و خوشبو کردن غذا مورد استفاده می نمایند.

ـ چوب دارچین و چرخ نشده: این گونه دارچین، اغلب هنگام دم کردن چای، داخل قوری اضافه می نمایند و اصطلاحاً چای دارچینی درست می کنند، تا چای خوش عطر، خوش طعم شود.

هل (هلک میخک): این گیاه گرم مزاج برای طعم، عطر و بوی برخی غذاهااز قبیل: حلوا، کاچی و برای درست کردن چای هل دار کاربرد دارد.

زیره سبز: این گیاه گرم مزاج، برای طعم، عطر و بوی برخی از غذاهای از قبیل: آب مرغ، ته دیگ برنج آب کش کاربرد دارد.

سبزیجات محلی

سبزیجات محلی برای طعم، عطر و بوی و تزیین غذا کاربرد دارد که ما به برخی از این سبزیجات اشاره می نماییم:

وار انبوه (پونه محلی )، چوچاق (نوعی سبزی محلی خوشبو): این گونه از سبزیجات برای طعم، عطر و بوی برخی از غذاها به کار برده می شود.

جعفری : این گونه از سبزیجات برای تزئین کردن دیس ماهی سرخ شده کاربرد دارد. همچنین برای عطرو بوی، طعم غذاهای مختلف مورد استفاده قرار می گیرد.

نعنا: این گونه از سبزیجات اکثر اوقات داخل دوغ ریخته می شود تا به دوغ رنگ، عطر و طعم خوبی بدهد.علاوه بر آن در برخی از غذاها از قبیل: سوپ، آش و... ریخته می شود.

رنگ غذا

شیره اربه دوشاب: همان طور که در قسمت غذاهای محلی گفته شد این شیره از میوه ای به نام اربه گرفته میشود. به عنوان رنگ و طعم دهنده غذا مورد استفاده می باشد. البته باید گفت: استفاده از این شیره همانند گذشته نیست و جایش رارنگ های غذای دیگری همانند: زردچوبه، زعفران گرفته است.

زردچوبه: این ادویه از جمله ادویه هایی است که علاوه بر این که طعم و بوی غذا را خوب می کند، باعث می شود رنگ خوبی به غذا بدهد.

زعفران: این گونه رنگ غذا، خیلی خوش طعم، خوشبو و معطر است، که از دهه 70 در بین اهالی روستا رایج شده است که در هنگام میهمانی های خود برای تزئین روی برنج به کار می برند. اما به خاطر گران بودن به طور کل در مواد غذایی خود کم به کار می برند.

مواد خوراکی ترش و شیرین، گرم و سرد برای تزئین کردن غذا

کشمش، گردو، آلو قیسی :گونه هایی از موادهای غذایی است که اهالی روستا در تمامی مراسم های خود، با آن برنج های خود را تزیین می کنند و هنگام مجمع دادن در ایام محرم به صورت جداگانه از قابلمه برنج در یک قابلمه جدا قرار می دهند.

زرشک: گونه ای از مواد غذایی است که از دهه 70 در بین اهالی محله رایج شده است و به همراه زعفران برای تزئین کردن برنج آبکش برای تهیه کردن زرشک پلو با مرغ به کار می رود.

چاشنی ها

آبغوره: این گونه از چاشنی برای ترش مزه کردن خورشت ها به کار برده می شود. همچنین در اواسط ماه خرداد و تیر که هنگام درست کردن آبغوره است، اهالی روستا، چای خود را به همراه آبغوره تازه صرف می کنند. اهالی این روستا چاشنی آبغوره از سایر دیگر چاشنی ها بیشتر به کار می برند.

آبلیمو: این گونه از چاشنی همانند آبغوره برای ترش مزه کردن خورشت هابه کار برده می شود اما مصرف آن نسبت به آبغوره کمتر می باشد.

دلار: همان طور که در قسمت نوع غذاهای محلی گفته شد: این چاشنی از سبزیجات محلی و نمک درست می شود و اهالی روستا به جای نمک زدن به میوه ها از این چاشنی ها استفاده می نمایند.

نارنج:

این میوه به دوصورت استفاده می شود:

ـ آب نارنج:این گونه از چاشنی همانند آبلیمو و آبغوره برای ترش مزه کردن خورشت ها و غذاها علی الخصوص مزه دار کردن ماهی سرخ شده کاربرد دارد و در فصل پاییز و زمستان به خاطر وجود این گونه مرکبات مورد استفاده قرار می گیرد.

ـ میوه نارنج: اهالی روستا هنگامی که می خواهند ماهی سرخ شده را برسر سفره بیاورند ، میوه نارنج از وسط به دو قسمت تقسیم می کنند و در کنار ماهی قرار می دهند. تاهنگام خوردن ماهی از این چاشنی استفاده نمایند و نیز یک تزئینی بر روی دیس ماهی بر سفره انجام داده باشند.

تزئینات مواد خوراکی بر روی سفره

گاهی اوقات با کوچکترین کار در سفره که از چشم ما غافل می ماند، به سفره های غذایی زیبایی می بخشد،خانم های این روستا برای تزئین کردن سفره های خود علی الخصوص در مراسم و میهمانی های خود، سعی بر این دارند که سفره های خود را با کمترین امکانات زیبا جلوه دهند، این کارها به شرح زیر می باشد:

ـ حلقه حلقه کردن پیازهای خام و قرار دادن آن بر روی پیش دستی های کوچک، بر سر سفره

ـ پوست کردن و حلقه حلقه کردن خیار و قرار دادن آن بر روی پیش دستی های کوچک، بر سر سفره

ـ خردخرد کردن گوجه و قرار دادن آن بر روی پیش دستی های کوچک، بر سر سفره

ـ با چاقو شیار دادن بر روی تربچه های قرمز و پیازچه ها و داخل سبد سبزی خوردن قرار دادن

ـ سیب زمینی خلال یک دست و سرخ شده و قرار دادن در کنار غذاهایی چون: مرغ سرخ شده، خورشت قیمه، کتلت، شامی و...

ـ گوجه فرنگی حلقه حلقه شده و سرخ شده و قرار دادن در کنار غذاهایی چون: مرغ سرخ شده، خورشت ترش و واش ، کتلت، شامی ، بادمجان و...

ـ سرخ کردن مرغ کامل (مرغ بریان) به همراه سیب زمینی، گوجه فرنگی و در وسط سفره قرار دادن هنگام میهمانی ها

ـ درست کردن برنج آبکش روغن دار در هنگام میهمانی ها و مراسم های مختلف که برای تهیه کردن ته دیگ، از نان لواش، مخلوط کردن برنج با زعفران در ته دیگ، مخلوط کردن برنج با زرد چوبه در ته دیگ، مخلوط کردن برنج با زیره سبزه در ته دیگ استفاده می کنند.

ـ کشیدن برنج در چند دیس و بر روی برنج ها با کشمش یا زرشک، زعفران، تزیین می کنند.

ـ اهالی روستا سعی براین دارند بر سر سفره خود در هنگام میهمانی ها از چند نوع غذا، چند نوع دسر، انواع ترشی جات، سبزیجات و... بچینند و این گونه سفره های خود را رنگین نمایند.

تقسیم کار در بین اعضای خانواده هنگام تهیه و خوردن غذا

تهیه کردن و درست کردن غذا به طور کل برعهده مادر خانواده است. از آنجائیکه زنان روستا پابه پای مردان خود و حتی بیشتر از مردان در شالیزار و باغ های خود مشغول به کار هستند، بین دختر یا عروس خانه و مادر خانواده تقسیم کار صورت می گیرد و اصطلاحی که در مورد این تقسیم کار اهالی روستا به کار می برند این است که یک نفر «کار جیر خانه» یعنی کار های خارج از خانه (کشاورزی) را انجام دهد و دیگر «کارهای جور خانه» یعنی کارهای داخل خانه (آشپزی کردن ـ جارو و تمیز کردن خانه ) را انجام دهد.

قبل از آنکه اعضای خانواده برای استراحت، خواندن نماز و صرف ناهار به خانه بیایند. مسئول درست کردن غذا را تهیه کرده و سفره توسط خانم های خانه پهن می شود. ظروف سفره ، مواد خوردنی بر سفره چیده می شود و هر کس بر سر جای خود می نشیند.

بعد از به اتمام رسیدن خوردن غذا، سفره توسط دختران خانه جمع و شسته می شود.

زمانیکه صاحب خانه میهمان داشته باشد، دختران میهمان در درست کردن غذا، چیدن سفره، جمع کردن و شستن ظروف به صاحبخانه کمک می کنند تا هر چه زودتر کار به اتمام برسد و سپس با یکدیگر در یک جمع زنانه به بحث و گفت و گو بپردازند.

هنگام میهمانی به خاطر اینکه جای هر کسی برای نشستن تعیین شده است و کسی نمی تواند ازجای خود برخیزد، پسر خانواده نقش میانجی گری بین مردان و زنان را دارد که نیاز مردان میهمان را برطرف می کند.

پدر و پسر خانواده بر سر سفره نیاز میهمانان مرد را برطرف می کنند و حواس آنها به این است که میهمان تعارف نکند و از آن پذیرایی می کنند.

مادر و دختر خانواده بر سر سفره نیاز میهمانان خانم را برطرف می کنند  و حواس حواس آنها به این است که میهمان تعارف نکند و از آن پذیرایی می کنند.

زمانیکه خانواده میخواهد برای تهیه کردن غذا، کباب تدارک ببیند، درست کردن برنج و پهن کردن سفره بر عهده زنان است و درست کردن کباب (خرد کردن گوشت، سیخ زدن گوشت، درست کردن آتش، کباب کردن گوشت ) برعهده مردان است . معمولاً 5 دقیقه قبل از آماده شدن کباب ها به خانم ها گفته می شود که برنج را بر سر سفره بیاورند که داغ صرف شود.

نحوه چیدمان ظروف بر روی سفره

اهالی روستا سعی بر این دارند در هنگام میهمانی ها و مراسم های مختلف از بهترین ظروف و یکدست خود برای پذیرایی استفاده نمایند.

معمولاً بر سر سفره بشقاب، پیش دستی ها، لیوان ها بر اساس تعداد افراد بر سر سفره در یک ردیف و روبروی هم به صورت منظم چیده می شود.

قاشق و چنگال های مورد استفاده یک دست و منظم در کنار یا بروی بشقاب و پیش دستی ها به صورت منظم چیده می شود. باید گفت: در گذشته قاشق و چنگال در هرخانه ای نبودو فقط در خانه های اربابی و کسانیکه از نظر مالی وضع خوبی داشت سرویس قاشق و چنگال استفاده می شد خانواده های معمولی و رعیتی  فقط در داخل خورشت های خود یک ملاقه و در داخل دیس برنج یک کفکیر قرار می دادند. از دهه 60 بود که سرویس قاشق و چنگال به طور رایج در تمامی خانه مورد استفاده قرار گرفته شده است.

معمولاً تعداد دیس های برنج، ظرف خورشت ، پارچ آب و... بستگی به تعداد میهمان ها دارد اما معمولاً به گونه ای چیده می شود که میهمان ها و اعضای خانواده بتوانند به راحتی از خود پذیرایی کنند.

آداب و رسوم غذا خوردن در روستای امام ده

عناصر فرهنگی آداب غذا خوردن در این روستا از گذشته تا به امروز مورد تغییراتی قرار گرفته است اما به طور کل به این صورت است:

در گذشته خانواده ها به خاطر داشتن کار معین در بین اعضای خانواده ، در یک ساعت معین اعضای خانواده برای صرف صبحانه، ناهار و شام دور هم جمع می شدند و بایکدیگر ناهار صرف می کردند. امروزه نیز خانواده هایی که سنتی هستند و شغل هریک از اعضای خانواده همانند سابق معین است،این سنت پا برجا است.

اما خانواده هایی که از نسل جوان و تحصیل کرده می باشند و برای انجام کارهای اداری داخل شهر می روند دیگر در ساعت معین هنگام ناهار در منزل نیستند و معمولاً هنگام شام دور هم هستند و باهم غذا می خورند.

مکان غذا خوردن هنگام میهمانی در تالار بزرگ خانه (تالار میهمانی) انجام می گیرد و در تابستان در تالارچه (ایوان خانه) انجام می گیرد و این رسم هم اکنون در خانه های با سبک ساخت قدیم پابرجاست اما در خانه های جدید معمولاً در اتاق پذیرایی که به آن سالن گویند و یا در حال خانه که از دیگر مکان خانه بزرگتر است، سفره غذا را پهن می کنند.

در گذشته به خاطر نبود آب لوله کشی و عدم دسترسی به آب، مرسوم بود که دست آفتابه لگن بر سر سفره بیاورند و ابتدا بزرگ خانواده و سپس دیگر اعضای خانواده در صورت تمایل ، دست خود را با آب بشوید. اما امروزه به خاطر تغییرات در امکانات رفاهی دیگر این رسم رایج نیست.

همان طور که در فصل 5 گفته شد : هنگام غذا خوردن اعضای خانواده بر سر یک سفره دورهم می نشینند. مادر خانواده معمولاً بر سر سفره نزدیک درب آشپزخانه می نشیند که اگر نیاز به رفتن آشپزخانه باشد، دست و پا گیر نباشد. پدر یا پدربزرگ خانواده بر سر دیگر سفره یعنی بالای اتاق می نشیند. معمولاً پسران و آقایان در یک ردیف می نشینند و دختران و خانم های روبروی مردان در ردیف  دیگر سفره می نشینند و تا پایان غذا خوردن جای کسی تغییر نمی کند.

هنگام میهمان داشتن پس از اندک زمانی که با تشریفات و تعارفات می گذرد، جو راحت تری برقرار می شود ولی تا پایان نشست هیچکس حق عبور از حدود نامرئی که فضای مردان را از فضای زنان و بچه های کوچکتر جدا میکند ، ندارد. گاهی سفره ای جداگانه برای هریک از دسته های میهمان پهن می کنند. در اغلب موارد، زنان و مردان برسر یک سفره غذا را صرف می کنند، ولی، با این حال، جایی را که برای آنان در نظر گرفته شده است را ترک نمی کنند. اگر اتفاقی دور از انتظار رخ دهد و عبور از این مرز ضرورت پیدا کند ، یکی از پسران جوان که هم پدر سری است و هم مادر سری نقش میانجی بین این دو را ایفا میکند. عدم تمایز اتاق ها بر حسب جنس به مثابه تداخل فضاهای مختص مردان و زنان نیست. هنگام دیدار خویشاوندان، مردان غالبا ته ایوان می نشینند و زنان هم در ابتدای ایوان می نشینند و دو جمع کوچک را تشکیل می دهند. (برومبرژه، کریستیان،1370 :125 ).

هنگام غذا خوردن ابتدا پدر یا پدربزرگ خانواده شروع می کند و سپس دیگر اعضای خانواده شروع به کشیدن و خوردن غذا می کنند. و زمانیکه میهمان در خانه حضور داشته باشد ابتدا از میهمان پذیرایی می کنند و سپس خود (صاحبخانه ) آغاز به خوردن غذا می کند.

در پایان غذا خوردن ابتدا پدر یا پدربزرگ خانواده از سفره فاصله می گیرد و سپس دیگر اعضای خانواده از سفره کنار می روند. زمانیکه میهمان در خانه حضور داشته باشد، صاحبخانه صبر می کند که میهمان غذای خود را کامل بخورد و یک مقدار از سفره فاصله بگیرد و سپس خود صاحبخانه از سفره فاصله می گیرد.

هنگام خوردن غذا افراد خانواده باهم صحبتی نمی کنند و به خوردن غذا مشغول هستند.

اعتقادات روستای امام ده هنگام تهیه و خوردن غذا

اهالی این روستا هنگام شروع خوردن غذا، با کلام خداوند (بسم الله الرحمن الرحیم )آغاز می کنند و لزومی ندارد که بلند نام خدا را بر زبان بیاورند. در انتهای غذای خود با صدای بلند شکر خدا را به جای می آورند و از مادر خانواده برای تهیه کردن غذا تشکر می کنند. زمانیکه میهمان می خواهد از صاحبخانه تشکر کند، ابتدا می گوید: الهی شکر، سپس از اصطلاحاتی که به نوعی دعا و تشکر برای صاحبخانه است می گویند، این اصطلاحات نظیر:

ـ ان شاء الله تی زَکانِِ عروسی

معنی: ان شاء الله عروسی بچه هایت

ـ ان شاء الله کربلا، خراسان و مکه خرج بکنی

معنی: ان شاء الله برای رفتن به کربلا، مشهد مقدس و مکه رفتنت میهمانی ات خرج بکنی.

ـ ان شاء الله تی برکت سفره زیاد بِِبِِی

معنی: ان شاء الله برکت سفره ات زیادتر بشود. و... می باشد.

هنگام نوشیدن آب، حتماً نام خدا (بسم الله الرحمن الرحیم )را بر زبان می آورند. بعداز نوشیدن آب، بر امام حسین (ع) درود می فرستند و می گویند: درود بر لب تشنه امام حسین (ع).

از ظروف تَرَک خورده استفاده نمی کنند و اعتقاد بر این دارد که در درون ظروف تَرَک خورده شیطان وجود دارد. این اعتقاد بر علم پزشکی ثابت شده است که درون تَرَک ظروف میکروب، باکتری و ویروس جمع می شود.

از استکان چای کف دار برای پذیرایی کردن، از بزرگتر و یا میهمان خود خوداری می کنند و این امر را بی احترامی به فرد مقابل می دانند.

زمانیکه فردی هنگام خوردن غذا، به خانه شان بیاید، هر طوری است آن را بر سر سفره می آورند و با یکدیگر مشغول به خوردن غذا می شوند.

هنگام خوردن غذا، اگر فرد مستحق و مستمندی سر برسد، مقداری از غذای خود را حتماً به او می دهند.

گاهی اوقات اهالی روستا غذایی که تهیه می کنند، یک ظرف از غذای خود را به همسایه خود می دهند.

 

ظروفووسایلغذاخوریرایجدرروستایامامده

ظروفی که اهالی روستا برای تهیه کردن و مصرف کردن غذا بکار می بردند به شرح زیر می باشد:

1 ـ ظروفسفالی

ظروف سفالی که در این روستا برای برای تهیه کردن غذا و مصرف غذا بکار می برند، گمج، نیره، نم کار، نمکدان و ... می باشد که هرکدام کاربرد خاص خود را دارد و کاربردشان به شرح زیر می باشد:

الف)گمج

دیگ و قابلمه ای سفالی است که معمولا به رنگ سبز می باشد و برای تهیه کردن انواع خورشت ها بکار می رود.و خاصیت این دیگ ها اینست که قابلیت جذب کنندگی دارد و آب های اضافی خورشت را به خود می گیرد. این قابلمه از گذشته تا به امروز در بین اهالی روستا برای پخت غذا رایج است.

ب) نیره (کوزهکرهگیری)

کوزه سفالی خمره ای شکل می باشد که دارای دو دستگیره است برای تهیه کردن کره و دوغ بکار می رود. کسانیکه دارای گاو شیرده باشند از نیره برای تهیه کردن دوغ و کره روزمره خود استفاده می نمایند.

ج)نمکار

این ظرف سفالی همراه یک سنگ می باشد و برای سائیدن مواد غذایی از قبیل گردو، سبزیجات، لوبیای تازه و ... بکار می رود. امروزه اهالی این روستا کمتر از این وسیله استفاده می کنند و جای آنرا مولینکس گرفته است.

د)نمکدان

نمکدان ها دوطرفه و سفالی می باشد و درپوش ندارد. بدلیل وجود نم و رطوبت و امکان از بین رفتن نمک اهالی روستا از نمکدان های سفالی بدون درپوش استفاده می نمایند.

در این روستا ظروف سفالی دیگری نظیر کوزه ،لیوان، کاسه، و... مورد استفاده اهالی روستا می باشد.

2 ـ ظروفچوبی

ظروف چوبی که اهالی روستا برای تهیه و مصرف کردن غذا استفاده می نمایند از قبیل: چوپاره، قندلاک، تخته ساتور، ملاقه، کفگیرو... می باشد، که کاربردشان به شرح زیر است:

الف)تختهساطور

این وسیله چوبی همراه با یک ساطور می باشد که برای خرد کردن گوشت، مرغ، سبزیجات و ... بکار می رود و امروزه هم کاربرد دارد و استفاده می شود.

ب)چوباره

سینی بزرگ و پهن و گرد می باشد که برای پاک کردن برنج ، خشک کردن سبزی و... بکار می رود. امروزه این سینی از جنس روحی، استیل است و چوبی آن دیده نمی شود.

ج)قندلاک

این وسیله چوبی برای خرد کردن قند کاربرد داشته است شکل آن گرد و دارای لبه است . دروسط ظرف پایه ای چوبی قرار دارد و دور پایه آن خالی می باشد، قند را روی پایه آن قرار می دهند و با سنگ قند ها را خرد می کنند. امروزه این ظرف چوبی دیگر کاربرد ندارد و روی قند شکن سنگی قند را خرد می کنند.

ظروف چوبی دیگر از قبیل ملاقه، کفگیر، قاشق و ... در این روستا به چشم  می خورد.

3 ـ ظروفنشکن(لعابی)

این ظروف از جنس فلز و دارای لعاب می باشد. معمولا سفید و نخودی رنگ است و بعضی از آنها دارای طرح می باشد. این ظروف شامل کتری، قوری، کاسه، بشقاب، دیس، سینی و ... می باشد. استفاده از این ظروف در گذشته، میان اهالی روستا خیلی رایج بوده اما امروزه استفاده از این ظروف رایج نیست و افرادی که از گذشته داشتند استفاده می نمایند. می توان گفت بعد از این ظروف: جایش را ظروف ملامین و چینی گل سرخ گرفته است.

4 ـ ظروفنقره، روحی، مسی

الف)مجمع

سینی بزرگ از جنس مس یا نقره است که برای حمل غذا بکار می رود. از این سینی در مجالس مختلف بعنوان برم استفاده می نمایند مثل: برم شادی (عروسی)، برم سیاه ( عزا )، برم ماه محرم، و.. .این سینی بزرگ را همه اهالی روستا بدون استثنا دارا هستند و جزء ظروف سنتی اهالی روستا محسوب می شود.

ب)آفتابهولگن

این ظروف مسی یا نقره را اهالی روستا برای شستن دست ها برسر سفره استفاده می کردند و امروزه هیچ کاربردی ندارد و این ظروف دیگر در این روستا به چشم نمی خورد.

ج ) ظروفروحی و مسی

ظروفی که امروزه در این روستا رایج است از جنس روحی می باشد که شامل قابلمه، ماهیتابه، کاسه، دیگ، لیوان، و... است.

5 ـ وسایلحصیری

این روستا بنا بر شرایط محیطی و اقلیمی در گذشته از حصیر برخوردار بود و اهالی استفاده ای که از حصیر برای وسایل غذا خوری می کردند سفره و زنبیل بوده است. امروزه این روستا مثل سابق دارای حصیر نمی باشد و عده ای محدود حصیربافی می کنند. اما از زنبیل و سفره هنوز اکثر افراد روستا استفاده می کنند.

6 ـ وسایلپختوگرمکردنغذا

در این روستا در گذشته برای پخت غذا از آتش هیزمی استفاده می کردند. در آشپزخانه یک شومینه هیزمی درست می کردند و غذا را روی آن می پختند  و معمولا آشپزخانه بیرون از خانه و داخل حیاط بود. داخل اتاق خانه هم یک شومینه هیزمی داشتند که در زمستان داخل اتاق هم آشپزی می کردند.

بعد از رایج شدن کپسول های گاز برای آشپزی از اجاق گاز معمولی و اجاق گاز فر دار، پکنیک، استفاده می کنند.

وسایل دیگر که برای پخت و پز استفاده می کنند چراغ نفتی  و گازهای تک شعله می باشد.

7 ـ ظروف و سایر وسایل آشپزخانهدیگررایجدرروستایامامده

در این روستا از ظروف ملامین و چینی گل سرخ استفاده زیادی می کنند . به تازه گی ظروف پیرکس و کریستال هم رواج پیدا کرده است.

 علاوه بر قابلمه های روحی از قابلمه های تفلون، نسوز، چودن و مسی هم استفاده می نمایند.

 وسایل برقی نظیر: چرخ گوشت، سبزی خرد کن، آبمیوه گیری، گاز فر دار، یخچال های با ساخت جدید همانند امرسان و مولینکس در بین اهالی روستا دیده می شود.