X
تبلیغات
مونوگرافی روستای امام ده

منابع

Ø     اداره کل آموزش و پرورش انتشارات تولیدات فرهنگی (( 1380 )) ، سیمای میراث فرهنگی گیلان ؛ (( تهران : سازمان میراث فرهنگی کشور ، چاپ اول )) .

Ø     بازن ، مارسل و برومبرژه ، کریستیان با همکاری اصغر عسگری خانقاء و اصغر کریمی (( 1365)) ، گیلان و آذربایجان شرقی ، ترجمه مظفر امین فرشچیان ، (( تهران : انتشارات توس ، چاپ اول ))

Ø     برومبرژه ، کریستیان (( 1370 )) ، مسکن و معماری در جامعه روستایی گیلان ، ترجمه علاء الدین گوشه گیر (( تهران : گروه علوم اجتماعی موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی با همکاری استانداری گیلان ، چاپ اول )) .

Ø     تقوی ، نعمت الله (( 1383 )) ، جامعه شناسی روستایی ، (( تهران : دانشگاه پیام نور چاپ سوم )) .

Ø     رنجبر ، محمود و ستوده ، هدایت الله ، ( 1383 ) مردم شناسی با تکیه فرهنگ مردم ایران (( تهران : انتشارات ندای آریانا ، چاپ دوم )) .

Ø     روح الامینی ، محمود ، (( 1381)) ، انسان شناسی فرهنگی و مردم شناسی (( تهران : انتشارات عطار ، چاپ ششم )) .

Ø     زنده دل ، حسن (( 1384 )) ، راهنمای ایرانگردی استان ها و شهرها در تهران : نشر کاروان ، چاپ اول )) .

Ø     زنده دل ، حسن (( 1379 )) راهنمای جامع ایرانگردی استان گیلان (( تهران : کاروان جهانگردان ، چاپ اول )) .

Ø     ذکا ء ، یحیی (( 1336 )) ، لباس زنان ایران از سره 13 هجری تا امروز (( تهران : اداره موزه ها و فرهنگ عامه ، چاپ اول )) .

Ø     ستوده ، هدایت الله (( 1381)) ، جامعه شناسی در ادبیات فارسی (( تهران )) : انتشارات آوای نور ، چاپ دوم )) .

Ø     سعیدیان ، عبدالحسین (( 1383 )) ، شناخت شهرهای ایران (( تهران ، انتشارات علم و زندگی ، چاپ دوم )) .

Ø     صفی نژاد ، جواد (( 1345)) مونوگرافی ده طالب آباد (( تهران : دانشگاه تهران )) .

Ø     مترائی مقدم ، امان الله (( 1381 )) مبانی جامعه شناسی (1) (( تهران : انتشارات ابجد ، چاپ سوم )) .

Ø     گروه پژوهشگران ایران به سرپرستی ابراهیم اصلاح عربانی (( 1374 )) کتاب گیلان جلد (1) ، (( تهران ، چاپ اول )) .

Ø     گروه پژوهشگران ایران به سرپرستی ابراهیم اصلاح عربانی (( 1374)) کتاب گیلان جلد (2) (( تهران ، چاپ اول ))

Ø     گروه پژوهشگران ایران به سرپرستی ابراهیم اصلاح عربانی ( 1374) کتاب گیلان جلد (3) (( تهران : چاپ اول )) .

Ø     وثوقی ، منصور ((1377)) جامعه شناسی روستایی (( تهران : انتشارات کیهان ، چاپ اول )) .

Ø     روزنامه جام جم ، سال هفتم ، پنج شنبه 18 آبان 1385 ، شماره 1859 )) .

Ø     سازمان جغرافیایی نیروی مسلح (( 1371)) ، فرهنگ آبادی های کشور جلد 16 رشت (( رشت : جمهوری اسلامی ایران )) .

Ø     ویژه نامه هفتگی خونه به خونه ، ضمیمه رایگان روزنامه ایران ، سال اول ، شماره 5 ، پنج شنبه 22/دی/ 1390 ، 18 صفر 1433 ، 12 ژانویه 2012

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1391ساعت 20:50  توسط مژگان حسن دوست  | 

فصل چهاردهم:

 

 

 

سوغات روستای امام ده

فصل چهاردهم: سوغات روستای امام ده

 

از سوغات این روستا می توان به مواردی نظیر : برنج ، سبزیجات محلی ((پونه محلی ، ترش واش، خال واش ، وار انبوه ، چوچاق و...))، صنایع دستی از قبیل : زنبیل و سفره حصیری، قلاب بافی  و...))مواد لبنی، تخم و مرغ ، تخم اردک ، تخم غاز ، انواع میوه جات و مرکبات از قبیل: خوج (( گلابی جنگلی )) ، ازگیل (( کونوس )) ، گوجه سبز ، انار ترش ،پرتغال، لیمو شیرین و...، رب گوجه سبز ، رب انار ترش ، ترشی های محلی ، نان برنجی، نان خرفه ، تر لوبیا ((لوبیا تازه )) ، باقلا کشاورزی ، باقالا ، بادمجان ، گوجه فرنگی، فلفل سبز ، کدو حلوایی ، و… اشاره کرد .

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1391ساعت 16:48  توسط مژگان حسن دوست  | 

 فصل سیزدهم :

 

 

 

 

 درمان سنتی

فصل سیزدهم : درمان سنتی

اهالی روستا برای درمان کردن بعضی از مریضی های خود از داروهای گیاهی استفاده می کنند . و گیاهان مورد نظر از محیط اطراف خود تهیه می نمایند و یا از طریق اعتقادات و باورهایی که دارند اقدام به درمان می کنند. ما به چند نمونه از آنها اشاره می کنیم:

Ø     برای درمان و پایین آوردن چربی خون از شیوید استفاده می نمایند .

Ø     برای پایین آوردن قند خون ، از سیب زمینی ترشی ((شلغم )) استفاده می نمایند .

Ø     برای دفع انگل ، از برگ سیر و سیر استفاده می نمایند .

Ø     برای رفع استخوان درد و پادرد و کمر درد ، سیر ترشی هفت ساله استفاده می نمایند .

Ø     برای رفع گوش درد ، سیر را داغ می کنند و داخل گوش قرار می دهند .

Ø     برای معالجه اسهال ، ماست و نعنا می خورند .

Ø     برای معالجه اسهال ، برنج کته و ماست می خورند.

Ø     برای معالجه اسهال، چای نبات و یا نبات داغ می خورند.

Ø     برای رفع از دل درد ، عرق نعنا می خورند .

Ø     برای رفع دل درد عرق گیاه کودکودو(گیاه خودرو و معطر همانندنعنا است ) می خورند .

Ø     برای رفع دل درد ، عرق گیاه خانش (گیاه خودرو و معطر همانندنعنا است )را می خورند.

Ø     برای رفع  یبوست و رودل شکم ، شربت خاکشیر که حاوی خاکشیر + شکر+ آبلیمو + گلاب است ، درست می کنند و می خورند.

Ø     برای رفع یبوست شیر می خورند.

Ø     برای رفع مسمومیت آب لیمو ترش، آبغوره می خورند.

Ø     برای رفع از مسمومیت مواد نفتی ، شیر می خورند تا حالت تهوع و استفراغ دست بدهد و مواد نفتی از این طریق از بدن خارج شود.

Ø     برای دفع سنگ کلیه ، گزنه دم کرده می خورند .

Ø     برای درمان سینه درد ، تخم بِه را خیس می کنند و می خورند .

Ø     برای پایین آوردن فشار خون دارابی می خورند .

Ø     برای رفع سرما خوردگی لیمو شیرین می خورند .

Ø     برای گلو درد شیر داغ می خورند .

Ø     برای عفونت چشم ، با چای پر رنگ خنک شده، چشم را شستشو می دهند .

Ø     برای سوختگی های جزئی بر روی پوست ، روغن نباتی یا کره می گذارند و امروزه از خمیر دندان استفاده می نمایند.

Ø     بچه های خردسال که دیربه حرف می آیند یا لکنت زبان دارند به آنها تخم کبوتر یا بلدرچین می دهند تا زودتر به حرف بیایند.

Ø     در گذشته برای درمان سِل ، گوشت حلزون را کباب می کردند و به مریض می دادند.

Ø     اهالی روستا برای بیماری هایی که طولانی می شود ، بیمار خود را پیش یک دعا نویس می برند و توسط آن برای بیمار یک دعایی که تهیه نموده است ، از این طریق راه درمان را در پیش می گیرند.

Ø     معمولا کسی که در گلویش چیزی گیر کرده باشد ، پیش فردی در محل می برند که از طریق روش ماساژی که بلد است آن را از گلوی فرد در می آورند یا آن را هضم می کنند . این فرد معمولا زن های میانسال یا کهنسال است که در بین اهالی محله شهرت به این دارند که دستشان سبک و خوش یمن است. معمولا بچه های 2 الی 10 ساله چیزی در گلویشان باقی می ماند، این در مان را انجام می دهند. (مشاهدات ).

Ø     سوراخ کردن گوش های دختران ، توسط زن های کهنسالی صورت می گیرد که در بین اهالی محله شهرت به این دارند که دستشان سبک و خوش یمن هستند و کارشان این گونه است یک سوزن خیاطی متوسط را در داخل آتش و شعله ضد عفونی می کنند و با الکل یا ادکلن حاوی الکل پاک سازی می کنند و داخل آن یک نخ که معمولاً سفید است می گذارند و در داخل لاله گوش فرو می کنند و دو طرف نخ را همانند حلقه گوشواره گره می زنند و کسی که این کار را انجام می دهد برای آن دختر آروزی خوشبختی می کند و می گوید: ان شاء الله هرچه زودتر بختش باز شود و گوشواره عروسی اش را بر گوش خود بیاندازد. (مشاهدات ).

Ø     زمانیکه دست کسی در می رفت یا می شکست، آن را پیش یک شکسته بند می بردند. تا آن را ببندد یا جا  بیااندازد و بعد از جا انداختن استخوان آن را با نخود، زردی تخم ومرغ کوبیده شده می بستند تا تکسینی برای درد آن باشد و هم استخوان آن خوب جوش بخورد.

Ø     زمانیکه دست یا پا کسی مو بردارد و یا فرد احساس استخوان درد داشته باشد، قسمت درد را با نخود کوبیده شده و زرده تخم و مرغ می بندند تا درد آن آرام گیرد.

Ø     برای از بین بردن زگیل و گوشت های اضافی پوست ، یک تکه گوشت قرمز (گاو ، گوساله یا گوسفند) خیلی کوچک را بر روی زگیل و گوشت های اضافی بدن می زنند و آن را داخل چاه مستراح و توالت می اندازند و نیت می کنند که ان شاء الله زمانیکه این یک تکه گوشت در چاه مستراح و توالت پوسید و از بین رفت ، زگیل و گوشت های اضافی پوست نیز از بین برود.

Ø     اهالی روستا برای تقویت مو و زیبایی مو خود از حنا، صدر و تخم و مرغ استفاده می کنند.

Ø     برای نازایی ، معمولاً برای فرد نازا (خانم) چله می بُرند. چله بریدن ، دارویی گیاهی است که از چهل گیاه محلی تشکیل شده است و معمولا این دارو گیاهی توسط زن های میانسال یا کهنسال است که در بین اهالی محله شهرت به این دارند که دستشان سبک و خوش یمن است، تهیه می شود (نقل از : مرحوم محترم نژاد قاسم، مرحوم شهربانو حسن دوست اربوکلایه).

Ø     برای پایین آوردن تب، پاشویه کردن و دستمال خیس توسط آب خنک بروی پیشانی می گذاشتند و این روند در حال حاضر رایج می باشد.

Ø     هنگامی که در خانه کسی بیمار می شود علی الخصوص برای سرماخوردگی ، اسپند دود می کنند.

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1391ساعت 16:46  توسط مژگان حسن دوست  | 

 

 

 

فصل دوازدهم :

 

 

 

ساختار جمعیت و رسومات آن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوازدهم : ساختار جمعیت و رسومات آن

 

زاد و ولد

موالید تعداد نوزادان به دنیا آمده در مقطعی از زمان و در یک محدوده جغرافیایی مورد نظر می باشد. و باروری به توان بالقوه یک جمعیت برای بچه دار شدن اطلاق می گردد.

این روستا در گذشته به علت عمومیت ازدواج ، سرعت ازدواج ، ازدواج های پیشرس و اعتقادات مذهبی تعداد موالید و میزان باروری بالا بوده است . اما امروزه به خاطر سطح تحصیلات ، دستیابی به وسایل جلوگیری از بارداری ، تعداد موالید نسبت به گذشته کمتر شده است .

در این روستا اگر کودکی تازه متولد شود جشن های متنوع مختلفی برای او خواهند گرفت که ما به چند نمونه از این جشن ها اشاره می کنیم:

گهواره گذاشتن

زمانیکه خانواده ای صاحب فرزند شد بعد از بدنیا آمدن آن را در گهواره می گذارنند تا بخوابد و موقعی که کودک نوپا شد و شروع به راه رفتن کرد آن را از گهواره بیرون خواهند کرد .

موقع قرار دادن کودک در گهواره اهالی روستا جشن می گیرند و جشن گهواره گذاشتن مختص به خانم ها می باشد، یک روز سعد را تعیین می کنند و عصر آن را روز را جشن می گیرند . زنان میهمان که از همسایه ها ، خویشان ، دوستان ، می باشند، به عنوان هدیه برنج، تخم مرغ، گردو  و شیرینی می دادند و امروزه دادن پول رایج است.

آش دندونی ((دندانک))

 زمانیکه کودک شروع به دندان درآوردن است خانواده کودک برایش آش دندونی درست می کنند و در این آش حبوبات ، نخود ، لوبیا ، عدس و باقالا و گندم و جو و … می ریزند .

برای کودک جشن می گیرند و این جشن هم مختص به خانم ها می باشد. یک روز خوب را تعیین می کنند و عصر آن روز را جشن می گیرند.

صاحبخانه برای جشن علاوه بر آش دندونی، میوه، شیرینی، نان برنجی، تدارک می بیند و از میهمانها پذیرایی می کند.

میهمانها در گذشته به عنوان هدیه تخم مرغ، برنج، شیرینی، گردو می دادند. امروزه دادن پول رایج است.

از رسم های دیگر جشن دندانک این است که مادر کودک داخل یک مجمع قرآن، قیچی، آینه، شانه و خودکار می چیند و جلوی کودک قرار دهد و کودک هر کدام از این وسیله ها را برداشت. نشان دهنده این است که بزرگ شود چه کاره خواهد شد :

قیچی: خیاط یا آرایشگر می شود.

شانه: آرایشگر می شود.

خودکار: دنبال تحصیل می رود.

قرآن: فردی با ایمان خواهد شد و آخوند می شود.

 

ختنه سوران:

از مراسم تاریخی ایران و گیلان ختنه سوران است. به خوبی می توان اهمیت چنین جشنی را به خصوص با توجه به ارج و قرب فرزند پسر در ایام گذشته درک کرد. اگر پسر را ده روز پس از تولد ختنه نمی کردند اینکار را چهار، پنج سال به تعویق می انداختند.

برای ختنه سوران روز و ساعت سعد و مناسب را انتخاب می کردند. آشنایان، دلاک، مطرب را برای همان روز خبر می کردند در این مهمانی از میهمانان با پلو و خورشت و شیرینی پذیرایی می شد تا  بچه از این عمل ترسناک دلداری یابد .

وسایل ختنه کردن یک نی به طول 10 تا 15 سانتی متر سوخته شده بود که برای ضد عفونی کردن و بند آوردن خون از آن استفاده می شد. پس از عمل ختنه کردن موسیقی و دست افشانی و پایکوبی ادامه می یافت . این عمل از آنجا که یکی از ، آداب اولیه اسلامی است، موجب احساس مسئولیت والدین می شد .معمولاً سعی بر این بود که تعداد ختنه شوندگان در یک روز فرد باشد، در غیر این صورت خروسی را نیز سر می بریدند.

معمولاً در این مراسم هریک از میهمانان در حد توان خود هدیه ای می آوردند گاه جشن تا 7 روز طول می کشید . پس از ده روز فرد ختنه شده را همراه همسالانش به حمام می بردند. ((اداره کل آموزش ، انتشارات تولیدات فرهنگی،1380: 78))

امروزه ختنه کردن پسران پس از 10 روز تا 30 روز تولد آن صورت می گیرد و جشن گرفتن دیگر مثل سابق رایج نیست .

مرگ و میر

از مهم ترین عوامل میزان مرگ و میر امروزه در این  روستا تأثیر گذاشته است عبارت است از :

o       تصادف با وسایل نقلیه علی الخصوص موتور سیکلت

o       سکته قلبی و سکته مغزی

o       مرگ طبیعی از قبیل کهنسال و پیر بودن .

و باید گفت طول عمر طبیعی اهالی روستا در گذشته 90-70 سال بوده است و بعضی از افراد بیش از 100 سال عمر کرده اند اما امروزه 75-60 سال رسیده است .

سوگ ها و عزاها

در این روستا  خبر مرگ یک نفر گرد غم بر کل روستا می پاشد و اهالی را به همدردی و همگامی با سوگ واران فرا می خواند و برای خاکسپاری مرده مراسم های خاصی را که بر پا می کنند با هم همکاری و همراهی می کنند.

مراسم تدفین و خاکسپاری

زمانیکه کسی از اهالی این محل فوت می کند بلافاصله تمام اهالی روستا خبردار می شوند . اولین کاری که صاحب عزا انجام می دهد مقداری برنج به عنوان صدقه و خیرات بیرون می گذارد و به کمک اهالی مرده را تشیع کرده و به کمک هم مرده را می شویند. اگر مرده مرد باشد هنگام شستن فقط آقایان حضور دارند. اگر مرده زن باشد هنگام شستن فقط خانم ها حضور دارند. بعد از آماده کردن مراسم خاکسپاری و خواندن نماز وحشت اول قبر، مرده را به خاک می سپارند. اهالی روستا، دوستان، خویشان همراه صاحب عزا به خانه فرد درگذشته می روند و ازآنان در خانه پذیرایی خواهد شد.

معمولاً برای پذیرایی میهمان چای خرما ، حلوا و نان برنجی تدارک داده می شود . درغروب یا شب خاکسپاری به عنوان خیرات صاحب عزا برنج و مرغ می پزد و روی آن کشمش می ریزد. بین همسایه های اطراف خود پخش می کند. و تعداد جاهایی که باید پخش کنند، فرد باشد، مثلاً 5 و 7 و 9و 11 خانواده است و غذای شب اول قبر می نامند .

از زمانیکه مرده را به خاک می سپارند تا شب سوم یک قرآن خوان در مسجد می نشیند و به ختم قرآن می پردازد. امروزه بعضی از خانواده ها نوار قرآنی می گذارنند. مردان برای خواندن فاتحه و عرض تسلیت  بر سر قبر و مسجد می روند.

مراسم ختم ( روز سوم )

این مراسم 12 ـ 8 صبح برگزار می شود. مجلس ختم معمولاً در مسجد برگزار می شود و زمان و محفل مجلس ختم را با پخش و چسباندن اعلامیه به اطلاع مردم می رسانند.

در مجلس ختم قرآن خوانی روضه خوانی  فاتحه خوانی و صحبت آخوند برگزار می شود.

در مسجد از میهمان ها با چای ، شربت ، حلوا ، خرما ، نان برنجی پذیرایی می کنند.

عده ای از میهمان ها خانواده عزادار تا خانه شان همراهی می کنند و در آنجا هم با چای خرما پذیرایی می شوند.

روز سوم خانواده عزادار خرج می دهند و میهمان های خود را برای ناهار نگه می دارند . رسم بر این است که اهالی روستا مجمع هایی عذا (( مرغ یا فسنجان، برنج وآب خوردن، سبزی خوردن )) تهیه کنند به عنوان همدردی کردن ، شریک دانستن خود با غم آنها و کمک کردن برای صاحب عزا به مسجد می فرستند و به نوعی همیاری محسوب می شود.

مراسم بَرَم سیاه

این مراسم بعدازظهر روز سوم برگزار می شود.

معمولاً صاحب عزا سه مجمع سیاه درست می کند و داخل مجمع گلاب ، شمع ، گل ، خرما ، حلوا ، نان برنجی ، میوه  می چیند . روی آن را پارچه مشکی می کشانند و سه خانم از خانواده صاحب عزا مجمع ها را بر سر خود می گذارنند و پیاده به مزار می برند و روی قبر فرد قرار می دهند.

همسایه ها نیز دو مجمع سیاه تدارک می بینند و با هم بر سر مزار می آیند و خود را در غم صاحب عزا شریک می دانند و ابزار همدردی می کنند.

در این مراسم فاتحه خوانی و روضه خوانی انجام می گیرد. خوردنی های داخل مجمع بین مردم پخش می کنند. شمع ها را بر سر مزار روشن می کنند. گل ها را پرپر می کنند، گلاب را بر روی سنگ قبر می ریزند و یک مقدار روی مردم می پاشند.

مراسم شب هفتم

این مراسم در عصر روز ششم در شب هفتم فرد برگزار می شود . و ساعت آن 6-2 بعدازظهر است.

در این روز صاحب عزا ناهار خرج می دهند و یک مقدار غذا بین همسایه های نزدیک خود خیر می کنند. سپس با دوستان، خویشان، همسایه های خود بر سر مزار می روند.

در این مجلس فاتحه خوانی، قرآن خوانی، روضه خوانی، صحبت آخوند برگزار می شود.

از میهمان ها با چای، شربت، حلوا، خرما،  نان برنجی، گاهی اوقات با میوه نیز پذیرایی می شوند.

مراسم چهلم

بعد از چهل روز صاحب عزا یک مجلس یادبود در بعدازظهر برگزار می کند که معمولا 6 ـ 2 بعداز ظهر می باشد. و زمان و محفل مجلس ختم را با پخش و چسباندن اعلامیه به اطلاع مردم می رسانند .

برای مراسم چهلم معمولاً ناهار و شام تدارک می بینند. و در مسجد باز میهمان ها با چای و خرما و شربت و نان برنجی و حلوا و گاهی اوقات میوه پذیرایی می کنند.

در این مجلس روضه خوانی، فاتحه خوانی، صحبت آخوند برگزار می شود. در انتها صاحب عزا اعلام می کند که دوستان و آشنایان و خویشان لباس مشکی خود را عوض کنند. هر کس مجلس عروسی یا جشنی دارد برگزار نماید.

و باید گفت مراسم سالگرد هم برگزار می شود که بعد از تعیین کردن سال اول مرحوم به تعداد فرزندان روز آن را کم می کنند و سالگرد را همان روز برگزار می کنند.

اهالی روستا کلاً برای احترام فرد در گذشته و خانواده اش لباس مشکی بر تن می کنند. از گرفتن مجالس عروسی و جشن خودداری می کنند. پارچه مشکی برای عرض تسلیت در خانه مرحوم و مرحومه نصب می نمایند. صاحب عزا را از مشکی در می آورند و برای گرفتن مجلس عروسی یا جشن از صاحب عزا کسب اجازه می کنند.

ازدواج

ازدواج پایه گزار زندگی خانوادگی است و آن را رابطه قانونی ، عرفی شرعی گفته می شود که مرد و زن را برای مدت موقت یا دائم به هم پیوند می دهد و جامعه آن را به رسمیت می شناسد (( تقوی ، نعمت الله ،64 : 1383 ). همچنین ازدواج پیوندی است بین زن و مرد که برپای روابط پایاپای جنسی شکل می گیرد تا بچه هایی که آن زن به دنیا می آورد ، فرزندان مشروع والدین شناخته شوند . ازدواج روابط اجتماعی و حقوق و وظایف تازه ای را میان همسران و خویشاوندشان برقرار می سازد و حقوق و پایگاه فرزندان را در هنگام تولد نیز تعیین می کنند ((  رنجبر ، محمود ؛ ستوده ، هدایت الله ؛ 1383 : 127 )) . از نظر هاریس ازدواج نهادی است که برای انجام وظایف خانواده به وجود آمده است یعنی تولید مثل ، پرورش کودکان و انتقال فرهنگ و همچنین وسیله ای است برای نظم در روابط افراد ( قرائی مقدم ، امان الله 255 : 1381 ).

ویژگی های ازدواج روستای امام ده در گذشته

سرعت ازدواج

در این روستا در گذشته سن ازدواج دختران بین 10 ـ 14 سال بوده است و سن ازدواج پسران بین 15 ـ 19 یا 20 ـ 24 سال بوده است .

عمومیت ازدواج

عمومیت ازدواج از روی درصد ازدواج کرده ها در گروه سنی 45 ـ 49 برای زن و مرد محاسبه می شود (( تقوی ، نعمت الله 1383 : 64)).

ازدوج پیشرس

ازدواج پیشرس یعنی ازدواج هایی که زودتر از سن قانونی ازدواج در هر جامعه صورت می گیرد، در میان زنان بیشتر از مردان ، برای روستانشینان بالاتر از شهرها و برای کشورهای توسعه نیافته بیشتر از کشورهای پیشرفته است . ازدواج در روستاهای ایران بیشتر از شهرهاست و از علل آن می توان به موارد زیر اشاره کرد:

وجود عرف و عادت کودک همسری و خام پسندی ، وجود و سلطه خانواده گسترده، اقتصاد مبنی بر کشاورزی سنتی ، عدم اشتغال دختران به تحصیل ، فقر خانواده ها ، ملاحظات اجتماعی و ... ((تقوی ، نعمت الله ؛ 1383 : 64)) .

در این روستا در گذشته ازدواج پیشرس علی الخصوص برای دختران عمومیت داشته است .

آداب و رسوم ایران که ظاهراً نهانه بازمانده مبادله ای است

وجود شیربها یا باشلق

خدمت دامادی

جهیزیه

گریزدادن زن و حتی خرید زنان و... ((تقوی ، نعمت الله ؛ 1383 : 65 )) .

در این روستا در گذشته شیربها مبلغی پول تعیین می کردند و خانواده داماد به خانواده عروس پرداخت می کرد.

در گذشته مهریه عروس مبلغی پول تعیین می کردند.

جهیزیه عروس توسط خانواده عروس تهیه می شده است .

ازدواج (( درون گروه )) و (( همخون )) و ((برون گرون ))، ((  بیگانه همسری ))

((ازدواج درون گروه ،  همخون )) : ازدواجی است که اجباراً در دردرون گروه که شخص به آن تعلق دارد انجام می گیرد مثلاً ازدواج دختر عمو و پسر عمو و دختر دایی و پسر دایی و پسر عمه و امثال هم از این گونه اند .

ازدواج برون گروه (( بیگانه همسری )) : ازدواجی است که اجباراً در خارج گروه خویشاوندی انجام گیرد (( قرائی مقدم ، امان الله 259 :1381)) .

در این روستا ازدواج ها در گذشته هم درون گروهی و هم برون گروهی رایج بوده است  و ازدواج دختران و پسران اگر برون گروهی بوده است صد در صد همسایه ، آشنا و یا از دوستان خانوادگی بوده است .

نحوه آشنایی دختران و پسران در گذشته

در گذشته به دلیل همپایی دختران و پسران در کارهای کشاورزی از قبیل آیش ، وجین ، نشاء درو و … باعث شده است که آشنایی و شناخت دختران و مراسم خواستگاری از قبل توسط خانم ها مشخص شود و آقایان (( پدر داماد و مردان بزرگ فامیل )) در زمان تعیین شده به خانه عروس می رفتند و بعد از مقدمه چینی و بله گرفتن از خانواده عروس ، شیربها و مهریه عروس را تعیین می کردند . همانطور که گفته شد مهریه و شیربهای عروس پول بوده است و هر چه قدر مهریه عروس تعیین می شد به نیت الله 1000 تومان تک به آن اضافه می شد مثلا اگر مهریه 50000 تومان تعیین می شد. 1000 تومان روی آن اضافه می کردند و می گفتند مهریه عروس 51000 تومان است و همراه آن یک جلد قرآن کریم، آینه و چراغ و چند شاخه نبات می گرفتند.

در این شب روز جشن شیرینی خوران را تعیین می کردند.

در این شب زنان و عروس و داماد هیچ دخالتی نمی کردند و فقط مردان بزرگ فامیل هر دو خانواده در این مراسم شرکت می کردند.

مراسم شیرینی خوران

یکی از مراسم باشکوه این روستا جشن شیرینی خوران بوده است در این روز داماد همراه خانواده اش به خانه عروس می روند و برای عروس یک انگشتر نشان یک دست لباس ، چند قواره پارچه، و یک قواره چادری به همراه میوه و شیرینی می برند.

در این روز به طور رسمی نامزدی عروس و داماد در بین دوستان، آشنایان و فامیل اعلام می شود.

در این روز خانواده عروس از خانواده داماد پذیرایی می کند و برای آن ها شام تدارک می بیند .

در این شب مجلس با رقص و پایکوبی به همراه است و نواختن ساز و نقاره می باشد. ((نقل از حرمت کاظم پور ، هادی حسن دوست اربوکلایه ، صمد حسن دوست اربوکلایه)).

خرید عروس و داماد

در دوره نامزدی خانواده های عروس و داماد روزی را برای خرید عروس و داماد تعیین می کردند و با هم به خرید می رفتند .

برای خرید عروس و داماد ، عروس به همراه دو نفر از خانواده خود و داماد نیز به همراه دو نفر از خانواده خود می رفتند .

هزینه خرید عروس به عهده خانواده داماد و هزینه خرید داماد به عهده خانواده عروس است .

وسایل خرید عروس و داماد

اولین خرید عروس و داماد هدیه قرآن مجید ، آینه و چراغ (شمعدان ) است .

خرید سرویس طلای عروس و حلقه های عروس و داماد

خرید لباس عقد عروس و کت و شلوار داماد

خرید چمدان بزرگ و کوچک

خرید لباس داخل چمدان برای عروس و داماد

خرید لوازم آرایش و پیرایش عروس و داماد

و …

خرید داماد در دست خانواده عروس و خرید عروس در دست خانواده داماد تا روز عقد به امانت می ماند.

در این روز داماد برای همراهان عروس و همراهان خود هدیه ای کوچک از قبیل روسری یا یک قواره پارچه پیراهنی یا چادری به عنوان تشکر می خرد و به آنان اهدا می کند و انها را برای صرف ناهار به رستوران یا خانه می برد  و به هنگام برگشتن به خانه یک جعبه شیرینی برای خانواده عروس و یک جعبه شیرینی برای خانواده خود می خرد و به آنها می دهد .

نحوه دعوت کردن میهمان ها برای مراسم عقد

دعوت میهمان ها در گذشته توسط دلاک زن   صورت می گرفت و معمولا در مراسم عقد و سایر جشن ها تمام اهالی روستا دعوت می شدند و همچنین میهمان هایی از شهرها و روستاهای دیگر هم داشتند که آنها هم دعوت می کردند .

نحوه دعوت کردن به این صورت بود که دلاک زن کارت عقد کنان را داخل یک زنبیل  می گذاشت و به خانه های اهالی روستا می رفت و بعد از تحویل کارت می گفت :

فردا به سلامتی عَقَد کُنی تشریف بَرین

دعا سلام از طرف عروس مَر و داماد مَر

معنی : فردا به سلامتی عقد کنان است تشریف بیاورید

از طرف مادر عروس و مادر داماد

مراسم عقد کنان

یکی از مراسم های مجلل و با شکوه این روستا عقد کنان بوده است و از اهمیت ویژه ای برخوردار است .

نحوه آماده کردن عروس برای عقد

صبح روز عقد دلاک زن به خانه عروس می رفت و آرایش و پیرایش صورت عروس را انجام می داد و آن را برای مراسم عقد آماده می کرد . دوستان و خویشان عروس در آن موقع به رقص و پایکوبی مشغول بودند .

نحوه آماده شدن داماد برای عقد

در روز عقد داماد تنها در خانه می ماند و خود را برای مراسم عقد آماده می کرد و سپس منتظر می شد که دوستان و خویشان به دنبالش بیایند و آن را تا خانه ی عروس همراهی کنند .

نحوه تحویل خرید عروس و داماد

یک روز قبل از مراسم عقد خانواده داماد هدایای عروس (( خرید عقد )) را داخل مجمع های تزئین شده قرار می دادند و به خانه ی عروس می رفتند . آن را به عروس اهدا می کردند . در عوض مادر عروس به کسانیکه این هدایا را تحویل می داد ، شاباش تقدیم می کرد . این مراسم با ساز و نقاره و رقص و پایکوبی همراه بود .

صبح روز عقد خانواده عروس هدایای داماد (( خرید عقد )) را داخل مجمع تزئین شده قرار می دادند و به خانه ی داماد می فرستادند آن را به داماد اهدا می کردند . در عوض داماد از هر کسی هدایا را تحویل می گرفت ، شاباش تقدیم می کرد .

نحوه پخت غذای روز عقد و پذیرایی کردن از میهمان ها

این روستا در گذشته روز عقد خانواده عروس از میهمان های خود و خانواده داماد از میهمان خود در موقع ناهار پذیرایی می کرد .

خانواده عروس از میهمان های خود و میهمان های خانواده داماد در موقع شام پذیرایی می کرد .

غذاهای روز عقد معمولاً چند نوع غذا تدارک داده می شد . این غذاها از قبیل مرغ و پلو ، خورشت فسنجان ، خورشت قورمه سبزی ، خورشت قیمه ، مرغابی پلو ، ماهی است .

در طول مراسم عقد از میهمان ها با میوه ، شیرینی ، چای ، پذیرایی می شدند .

مسئول تهیه کردن وسایل پخت و پختن غذا به عهده دلاک مرد بوده است .

مراسم عقد

مجلس عقد در خانه عروس برگزار می شد . اتاق عقد توسط خانم ها تزئین می شد و خنچه عقد را می چیدند . روز عقد را روز خوبی تعیین می کردند . هنگام جاری کردن خطبه عقد ، تعداد افرادی را که در اتاق عقد حضور دارند کم می باشد و فقط خانم ها حضور دارند . آقایان هنگام تقدیم کردن هدیه عروس حضور می یابند .

بعد از مراسم عقد میهمان ها به رقص و پایکوبی می پردازند و با ساز و نقاره همراه است .

معمولا مراسم عقد در فصل پاییز صورت می گرفت . زیرا برداشت محصول و فروش آن در این فصل بوده است و کشاورزان پولی در دست داشته اند و می توانند هزینه مجلس را پرداخت کنند .

فاصله زمان عقد تا عروسی . دوران نامزدی عروس و داماد طی می شود که معمولا یکسال طول می کشید . طی این دوران خانواده عروس جهیزیه عروس را تهیه می کرد .

طی دوران نامزدی خانواده داماد در عید نوروز ، عید قربان ، شب چله و افطاری ماه رمضان ، گیشه یاور و …  برای عروس هدیه می بردند .

مراسم عروسی

نحوه دعوت کردن میهمان ها

همانطور که گفته شد دعوت کردن میهمان ها توسط دلاک زن صورت می گرفت . در جشن ها و عروسی ها تمام اهالی دروستا دعوت می شدند و علاوه بر آن میهمان هایی هم از شهرها و روستاهای دیگر داشتند که دعوت می کردند .

نحوه دعوت کردن به این صورت بود که دلاک زن کارت عروسی ها را داخل یک زنبیل می گذاشت و به خانه های اهالی روستا می رفت و بعد از تحویل کارت می گفت :

امروز به سلامتی بَرَم شادی و فردا عروسی تشریف برین

دعا سلام از طرف عروس مَر داماد مَر

معنی :

امروز به سلامتی برم شادی عروس است و فردا مراسم عروسی تشریف بیارید . از طرف مادر عروس و مادر داماد .

برم شادی (( مجمع بران ))

مراسم برم شادی یک روز قبل از عروسی بر پا می شود و مجلس کاملا زنانه بود . این مراسم در خانه عروس صورت می گرفت .

این روز زنان همسایه ، خویشان ، آشنایان برای خانواده عروس و داماد برم شادی می آوردند این برم ها شامل شیرینی برنج ، قند و شکر ، چای خشک ، گوشت ، مرغ ، روغن ، پارچه ، روسری ، … بوده است .

و در این روز رقص و پایکوبی همراه بود .

روز عروسی

نحوه آماده کردن عروس

صبح روز عروسی دلاک زن به خانه عروس می رفت و عروس برای مراسم آرایش و پیرایش می کرد و دوستان و خویشان عروس به رقص و پایکوبی مشغول بودند .

نحوه آماده شدن داماد

در روز عقد داماد تنها در خانه می ماند خود را برای مراسم عروسی آماده می کند و سپس منتظر می ماند که دوستان و آشنایان به دنبالش بیایند و آن را تا خانه ی عروس همراهی کنند .

نحوه پخت غذای عروسی و پذیرایی کردن از میهمان ها

در گذشته روز عروسی خانواده عروس از میهمان های خود و خانواده داماد از میهمان های خود در موقع ناهار پذیرایی می کرد .

خانواده داماد از میهمان های خود و میهمان های خانواده عروس در موقع شام پذیرایی می کرد .

غذاهای روز عروسی معمولا چند نوع تدارک داده می شد این غذاها از قبیل مرغ و پلو ، ماهی است .

در طول مراسم عروسی میهمان ها با میوه و شیرینی و چای پذیرایی می شدند .

مسئول تهیه کردن وسایل پخت و پختن غذا به عهده دلاک مرد بوده است .

مراسم عروسی

ابتدا مراسم عروسی در خانه عروس برگزار می شود که با رقص و پایکوبی و ساز و نقاره است . پس مراسم رونمادهی (پول اندازون )و هدیه دادن فامیل است که هدایای از طرف داماد متعلق به خانواده داماد و هدایای از طرف عروس متعلق به خانواده عروس می باشد .

مراسم حنابندان

در شب عروسی قبل از بردن عروس به خانه داماد مراسم حنابندان برگزار می شد که یکی از مراسم های مهم عروسی محسوب می شد . در این روستا رسم بر این بود که یک خانم از طرف خانواده داماد و یک خانم از طرف خانواده عروس بروی دستان عروس و داماد حنا بگذارند و یک نفر هم شعر حنا سری را می خواند .

مراسم گیشه بری (( بردن عروس به خانه داماد ))

بردن عروس به خانه داماد و به اصطلاح  گیشه بری پر هیجان ترین بخش عروسی بوده است . هنگام بردن عروس به خانه شوی صدای ساز و نقاره ترانه های گیلکی ، کف زدن ، رقص و پایکوبی بوده است . و هنگام وارد شدن عروس به خانه داماد از داماد لگابت (( هدیه )) می گرفت . لگابت ها (( هدایا )) گاه یا قطعه ای زمین شالیکاری یا باغ بوده است .

اگر راه خانه داماد نزدیک بود، عروس را پیاده می بردند اگر راه خانه داماد دور بود ، مرکب او را اسب سفید نر بود .

مراسم نارنج زنی

از دیگر مراسم عروسی در گذشته مراسم نارنج زنی است . که داماد نارنج یا پرتقال به طرف او می اندازد و پس بر سر عروس نقل و سکه می پاشد . آنگاه عروس و داماد دور چاه خانه می گردند . عروس به نشانه خوشبختی و آوردن روزی خود در چاه سکه ای می اندازد .

از دیگر مراسم های شب عروسی کشتی گیله مردی ، لافند بازی (( بند بازی )) بوده است .

جهاز بران

جهاز عروس  عروس در گذشته اجناس زیر بوده  است :

آینه و چراغ گرسوز و قرآن مجید

صندوق عروس که بعدها جایش را کمد گرفت و داخل آن صندوق کوچک آقا و داماد ، وسایل شخصی عروس ، لباس ، روسری ، چند قواره پارچه ، کت مخمل و … قرار می دادند .

سرویس و رختخواب عروس

ظرف و ظروف

کلمن آب (( یخچال ))

چراغ نفتی و …

این نشان می دهد که جهاز عروس وسایل های ضروری زندگی بوده است و به فکر تجملی کردن زندگی نبودند .

در گذشته جهاز عروس را افرادی که از طرف خانواده عروس تعیین می شدند از خانه عروس تا خانه داماد می بردند و با ساز و نقاره و ترانه خوانی و کف زدن اهالی روستا و اطرافیان همراه بود . هنگامیکه داماد جهاز را از خانواده عروس تحویل گرفت به آورندگان جهاز شاپاش تقدیم می کرد .

ویژگی های ازدواج روستای امام ده در حال حاضر

سرعت ازدواج

امروزه سن ازدواج دختران بین 15 ـ 19 است و پسران 20 ـ 24 سال است .

عمومیت ازدواج

عمومیت ازدواج امروزه در این راستا تقریباً کامل و صد در صد است .

ازدواج پیشرس

امروز ازدواج های پیشرس مثل سابق وجود ندارد و عمومیت خود را از دست داده است . و یکی از دلایل آن بالا رفتن سطح ارتقا تحصیل است .

آداب و رسوم ایران که ظاهراً نشانه بازمانده ازدواج مبادله ای است .

تعیین شیربها امروزه خانواده عروس به جای تعیین کردن پول ، 3 تکه اساس بزرگ جهیزیه را از داماد می گیرند . این اجناس معمولاً سرویس کمد ، یخچال ، گاز است و بقیه جهیزیه عروس توسط خانواده عروس تهیه می شود .

امروزه مهریه (( سکه بهار آزادی )) تعیین می کنند و معمولاً 314 تا 350 سکه بهار آزادی است.

ازدواج (( درون گروه )) (( همخون )) و برون گروه ، (( بیگانه همسری ))

امروزه ازدواج ها بیشتر برون گروهی می باشد . در عین حال ازدواج های درون گروهی هم به چشم می خورد .

نحوه آشنایی دختران و پسران

آشنایی دختران و پسران از طریق همسایه بودن ، آشنا بودن ، دوستان خانوادگی و یا فامیل بودن

پادرمیانی خانواده ها و معرفی چند دختر به پسر

در یک دانشگاه با هم تحصیل کردن

دوست شدن دختر و پسر

مراسم آری گرفتن

امروزه ابتدا از طرف خانواده داماد چند خانم که بزرگ خانواده محسوب می شوند به خانه عروس می روند . و زمینه خواستگاری را آماده می کنند زمانیکه خانواده عروس و پسران به وجود آید و پس این شناخت منجر به انتخاب و بعد در صورت قبول کردن خانواده ها ، باعث ازدواج کردن آنها می شده است .

و گاهی اوقات ازدواج با پا درمیانی خانواده و معرفی چند دختر به پسر صورت می گرفت . ((نقل از حرمت کاظم پور ، هادی حسن دوست اربوکلایه، صمد حسن دوست اربوکلایه، زینب حسن دوست اربوکلایه، ابراهیم حسن دوست اربوکلایه)).

مراسم آری گرفتن (( بله گرفتن ))

در گذشته ابتدا از طرف خانواده داماد چند خانم که بزرگ خانواده محسوب می شدند به خانه عروس می رفتند و زمینه خواستگاری را آماده می کردند . زمانیکه خانواده عروس موافقت خود را برای خواستگاری بیان می کردند . قرار خواستگاری را تعیین می کردند .((نقل از حرمت کاظم پور ، هادی حسن دوست اربوکلایه، صمد حسن دوست اربوکلایه، زینب حسن دوست اربوکلایه، ابراهیم حسن دوست  اربوکلایه)).

مراسم خواستگاری

مراسم خواستگاری از قبل توسط خانم ها مشخص می شود . خانواده داماد و داماد همراه چند تن از بزرگان فامیل با گل و شیرینی به خانه عروس می روند .

در این شب بعد از مقدمه چینی و بله گرفتن از خانواده عروس شیربها و مهریه را تعیین می کنند . که همان طور گفته شد شیربهای عروس امروز سه تکه اساس بزرگ جهیزیه است که داماد باید بخرد . و مهریه عروس نیز سکه است که هر تعداد سکه بهار آزادی تعیین شد به نیت دالله یک عدد سکه اضافه می شود مثلا اگر 300 سکه بهار آزادی تعیین شود یک سکه روی آن می گذراند و می گویند 301 عدد سکه بهار آزادی مهریه عروس است و همراه آن یک جلد قرآن کریم ، آینه و شمعدان ، چند شاخه نبات می گیرند .

در این شب روز شیرینی خوران تعیین می شود .

مراسم شیرینی خوران

یکی از مراسم با شکوه و مجلل این روستا جشن شیرینی خوران است در این روز داماد همراه خانواده اش ، دوستان ، آشنایان خود به خانه عروس می رود و برای عروس یک انگشتر نشان ، یک دست لباس ، یک قواره چادر عروس ، روسری ، به همراه میوه و شیرینی می برند .

در این روز نامزدی عروس و داماد به طور رسمی در بین دوستان و آشنایان و فامیل اعلام می شود .

در این روز خانواده عروس از خانواده داماد پذیرایی می کند و برای آنها شام تدارک می بیند .

در این شب مجلس با رقص و پایکوبی و کف زدن به همراه است .

مراسم عقد

امروزه مراسم عقد و خواندن خطبه عقد در محضر انجام می گیرد و بعد از طی کردن دوره نامزدی یک عروسیس مفصل برگزار می کنند که مراسم و جشن عروسی معمولا در آخر شهریور و اوایل مهر به خاطر برداشت و فروش محصول است صورت می گیرد . در دوره نامزدی خانواده داماد در عید نوروز ، عید قربان ، شب چله افطاری ماه رمضان ، گیشه یاور و … برای عروس هدیه می آوردند .

خرید عروس و داماد در دوره نامزدی خریدی برای عروس و داماد صورت می گیرد که امروزه بر خلاف گذشته عروس و داماد به تنهایی برای خرید می روند .

هزینه خرید عروس به عهده خانواده داماد و هزینه خرید داماد به عهده خانواده عروس است .

وسایل خرید عروس و داماد

v    اولین خرید عروس داماد هدیه قرآن مجید ، آینه و شمعدان است.

v    خرید سرویس طلا عروس و حلقه عروس و داماد

v    خرید لباس عروس و کت و شلوار داماد

v    خرید چمدان بزرگ و کوچک

v    خرید لباس داخل چمدان برای عروس و داماد

v    لوازم آرایش و پیرایش عروس و داماد

v    خرید سه شوار ، ریش تراش ، برای داماد

v    خرید داماد در دست خانواده عروس و خرید عروس در دست خانواده داماد تا روز عروسی به امانت می ماند

v    بعد از اتمام خرید عروس را برای صرف ناهار به رستوران می برد و در هنگام برگشتن به خانه یک جعبه شیرینی برای خانواده عروس و یک جعبه شیرینی برای خانواده خود می خرد .

نحوه دعوت کردن میهمان ها

نحوه دعوت کردن میهمان ها برای مراسم عروسی عروس و داماد بعد از تهیه کردن کارت دعوت عروسی ، آنها را به پسرهای جوان فامیل یا خانواده خود می دهند که بین دوستان ، فامیل ، خویشان ، همسایگان پخش کنند و برای مراسم عروسی دعوت کنند . و میهمان هایی که دور از روستازندگی می کنند و رفتن به آنجا دشوار است از طریق تلفن دعوت می شوند .

مراسم عروسی

یکی از مراسم های مجلل و با شکوه و همچنین پر خرج این روستا جشن عروسی است و از اهمیت ویژه ای برخوردار است .

نحوه آماده کردن عروس برای جشن عروسی

صبح روز عروسی عروس را خانواده داماد به آرایشگاه می برند و آن را برای مراسم آماده می کنند .

نحوه آماده شدن داماد برای جشن عروسی

زمانیکه داماد می خواهد به دنبال عروس برود لباس دامادی خود را بر تن می کند و بعد از اجازه گرفتن از پدر خود با دوستانش به دنبال عروس می رود و در بین راه دسته گلی برای عروس می خرد .

نحوه پخت غذای عروسی

معمولا ناهار و شام عروسی بر عهده داماد است . که داماد هم از میهمان های خود و هم از میهمان های خانواده عروس پذیرایی می کند .

غذاهای روز عروسی امروزه چلو کباب ، زرشک پلو با مرغ ، چلو گوشت به همراه سالاد یا سبزی خوردن و نوشابه می باشد .

در طول مراسم عروسی از میهمان ها با میوه ، شیرینی ، چای ، شربت پذیرایی می شوند .

برای تهیه کردن وسایل پخت غذا و پختن غذا معمولا آشپز دعوت می کنند.

مراسم عروسی

مراسم عروسی در خانه ی عروس برگزار می شود که با رقص و پایکوبی و کف زدن ، و … است .

پس مراسم پول اندازون و هدیه دادن فامیل است . که هدایای از طرف داماد متعلق به خانواده داماد و هدایای از طرف عروس متعلق به خانواده عروس می باشد .

مراسم حنابندان

در شب عروسی قبل از بردن عروس به خانه داماد مراسم حنابندان برگزار می شود . و امروزه حناهای تزئین شده و همراه خرید عروس (( هدایای خریداری شده )) خانواده داماد برای عروس می آورند و عروس و داماد بعد از خواندن شعر حنا سری بر روی دست همدیگر حنا می گذارند و سپس حنای باقی مانده را بین مهمان ها پخش می کنند و اعتقاد دارند دختران و پسران مجرد با گذاشتن حنا بر دست خود بخت شان زودتر باز می شود و ازدواج می کنند.

و همچنین خانواده عروس خرید داماد (( هدایای خریداری شده )) تحویل داماد می دهند . و داماد نیز از هر کسی که هدایا را تحویل می گیرد شاباش می دهد و مراسم با رقص و پایکوبی و کف زدن ادامه دارد .

بعد از اتمام مجلس عروسی ، عروس از پدر و مادر خود خداحافظی کرده و همراه داماد به خانه بخت می رود .

مراسم گیشه بری (( بردن عروس به خانه داماد ))

زمانیکه بار اول عروس به خانه پدر شوهر یا داماد برود مراسم گیشه بری گویند که با رقص و پایکوبی و کف زدن همراه است و هنگام وارد شدن عروس به خانه پدر شوهر یا داماد لگابت (( هدیه )) می گیرد . لگابت ها  (( هدایا )) گاو یا قطعه زمین شالیکاری یا باغ یا طلا می باشد .

مراسم جهاز بران

امروزه جهاز عروس مثل سابق نیست خیلی تجملی تر شده است . سه تکه از اجناس جهیزیه که بر  عهده داماد می باشد، خریداری می شود و همراه جهیزیه که از جانب خانواده عروس تهیه می شود،  دو روز قبل از عروسی جهاز عروس چیده می شود . و فامیل عروس هدیه ای به عنوان سرجهازی به عروس هدیه می دهند .

این مراسم با رقص و پایکوبی و کف زدن همراه است .

طلاق

در این روستا به خاطر سنت های اجتماعی و اعتقادات مذهبی و شیوه زندگی میزان طلاق بسیار پایین است .

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1391ساعت 16:44  توسط مژگان حسن دوست  | 

 

 

 

فصل یازدهم :

 

 

اعیاد و جشن ها و رویداهای سال

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل یازدهم : اعیاد و جشن ها و رویداهای سال

عید نوروز

جشن نوروز یکی از آیین ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها کهن ایرانیان است که به زمان پادشاهای جمشید بر می گردد. که با آمدن نوروز، فصل بهار می آید که سال نو ایرانیان آغاز می شود. معمولا مدت جشن نوروزی 2 هفته است که بعد از اتمام روز 13 فروردین (13 بدر) به اتمام می رسد. تک تک جای ایران رسم و رسوم هایی دارند که ما در این جا به آداب و رسوم اهالی روستای امام ده می پردازیم:

خانه تکانی

اصطلاح خانه تکانی معمولاً در اواسط اسفند برای تمییز کردن محل سکونت و آماده کردن آن برای سال نو به کار برده می شود و می توان گفت: در تمام نقاط ایران انجام می پذیرد. اهالی روستای امام ده از این قائده مستثنی نیست و در این ایام به خانه تکانی مشغول هستند.

در ایام خانه تکانی شستن فرش ها، شستن پرده ها، تمییز کردن و گردگیری وسایل خانه ، تعمییر کردن ابزارها، خرید وسایل خانه نو و جایگزین کردن آن به جای وسایل کهنه می باشد.

کاشتن سبزه سفره هفت سین

یکی دیگر از مراسم هایی پیش از نوروز ایرانیان کاشتن سبزه سفره هت سین است که در بین اهالی این روستا نیز مرسوم است که معمولاً هر خانواده در گندم یا عدس را در اواخر ماه اسفند را خیس می دهند و بعد از جوانه زدن در یک ظرف تزیینی قرار می دهند تا سبز شود و یک مقدار که سبزه ها رشد کرد، دور آن را با روبان می بندند تا سبزه را زیبا جلو دهد و هنگام تحویل سال نو بر روی سفره هفت سین قرار می دهند. اگر کسی از درست کردن سبزه بنا بر هر دلیلی جا ماند و یا سبزه اش خراب شد، مقداری سبز (علف ) داخل حیاط به صورت بوته ای خواهد کند و داخل آب قرار می دهد و آن را هنگام تحویل سال نو بر سر سفره هفت سین قرار می دهد.

امروزه برخی از اهالی روستا سبزه را از بازار های رایج این ایام همراه با ماهی قرمز خریداری می کنند.

چهارشنبه سوری

چهارشنبه سوری ((گل گل چهارشنبه)) یکی از مراسم کهن ایرانیان که در گیلان هم با بعضی از تغییرات جزئی به آن می پردازند، چهارشنبه سوری است که در غروب آخرین سه شنبه سال و در شب چهارشنبه انجام می شود (( اداره کل آموزش ، انتشارات تولیدات فرهنگی 1380: 73 )) .

در این روستا نیز مراسم چهارشنبه سوری (گل گل چهارشنبه) برگزار می شود و به طور کل اهالی این روستا قبل از چهارشنبه سوری یعنی سه شنبه آخر سال خانه تکانی می کنند و ظروف شکسته را از خانه خارج می کنند. اگر ظروف همسایه ای در خانه شان باشد به آن برمی گردانند و سپس غروب سه شنبه آخرسال شاخه های خشک و کُلُش (سبوس برنج) و خارهای جمع آوری شده را می سوزانند و در این روز مراسم های متنوع دیگری دارند که به آن ها اشاره داریم:

مراسم درست کردن ((شیرینی ـ نان برنجی ))

در این روستا رسم بر این بود که خانم های چند خانواده با هم در صبح روز سه شنبه آخر سال شیرینی دست حلوا و نان برنجی درست کنند که در صبح چهارشنبه آخر سال و در ایام عید نوروز استفاده نمایند .

طریقه درست کردن شیرینی و نان برنجی به این صورت بود که خانم ها با هم وسایل های پخت را آماده کنند و در یکی از خانه های خودشان با هم کمک کنند و شیرینی درست کنند و در انتهای کار شیرینی و نان برنجی را با هم تقسیم می کردند و آن مکان را تمییز می کردند و به خانه هایشان بر می گشتند . بنابر گفته اطلاع رسان این رسم تا قبل از سال 1356 رایج بوده است که امروزه دیگر به چشم نمی خورد ((نقل از : مرحوم مرتضی حسن دوست اربوکلایه و زهرا حسن دوست اربوکلایه و زینب حسن دوست اربوکلایه )) .

 این کار که در گذشته توسط زنان این روستا صورت می گرفت، نوعی یاریگری بوده است که از دسته دگریاری مفروز محسوب می شود زیرا یاری دهنده، یاری گیرنده قابل تشخیص نیستند، زیرا در واقع این دو 1 ـ در این گونه یاوری یکی هستند؛ 2 ـ نیروی افراد یک کاسه و سازمان یافته می شود، کارایی لازم را برای پیشبرد هدف به دست می آورد و گذشته از این ها کارهای سخت، یکنواخت و خسته کننده بدنی را به کاری دل انگیز، پرهیجان و شادی آفرین تبدیل می کند؛ 3ـ همچنین نتایج کار غالباً همزمان به کل افراد گروه باز می گردد، 4 ـ و چون هر فرد برای خود و در یک گروه و در یک فضای گروهی انجام می دهد و از خواص و نیروی شگفت آور و لذت کار گروهی بهره بند می شود و موضوع کار به نوعی خصوصی است خودیاری مفروز محسوب می شود. متاسفانه با کمرنگ شدن این رسم، این گونه یاریگری هم کمرنگ شده و به نوعی از بین رفته است(( برگفته از کتاب فرهنگ یاری گری در ایران، فرهادی، مرتضی : 64و 65 )).

مراجعه به اماکن متبرکه

در این روستا در گذشته خانم ها قبل از غروب آفتاب سه شنبه آخر سال ، هر کدام یک بطری نفت بر می داشتند و به بقعه سید بی بی واقع در پایین محله گاویه و بقعه سیدامیر کیاء واقع در بالا محله شیرجو پشت می رفتند و بقعه ها را تمیز می کردند و فانوس ها را با نفت پر می کردند و آنها را روشن می نمودند و سپس زیارت می کردند و دعا و نیایش می کردند که سال خوبی داشته باشند و نذر می کردند تا حاجت خود را در سال جدید بگیرند. سپس بر سر مزار عزیزان خود می رفتند و فاتحه می خواندند و قبرهایشان را تمییز می کردند .

امروزه نیز در این موقع خانم های اهالی روستا به این مکان مذهبی رجوع می کنند و همچنان این رسم پابرجاست (( نقل از : زهرا حسن دوست اربوکلایه، زینب حسن دوست اربوکلایه، مشاهدات  )) .

مراسم آتش بازی

در مراسم آتش بازی هم خانم ها شرکت می کنند و هم آقایان .

در این روستا برای درست کردن آتش ، ابتدا خارها ، چوب های خشک ، کُلُش (( ساقه های برنج )) را جمع آوری می کنند و هفت کوپه کوچک و بزرگ و رو به قبله درست می کنند و آن ها را آتش می زنند و از روی آن می پرند و می گویند :

گل گل چهارشنبه به حق پنج شنبه

زردی بشه ، سرخی با یه ، نکبت بشه ، دولت بایه

معنی : ای شعله آتش شب چهارشنبه به حق روز پنج شنبه ، زرد و ضعف برود و جایش نشاط و شادابی بیاید. نکبت تمام شود و شانس و اقبال بیایید .

امروزه این مراسم با کمی تغییرات همچنان ادامه دارد و امروزه با شلیک تیرو ترکاندن انواع ترقه ها همراه است. و باید گفت از حالت سنتی درآمده است (( نقل از : زهرا حسن دوست اربوکلایه، مرحوم مرتضی حسن دوست  اربوکلایه))

رسم گزنه زنی

در این روستا رسم بر این است هنگام غروب سه شنبه آخر سال یکی از خانم های مسن و کهنسال  روستا با داس گزنه ها را قطع کند و اسم دختران دم بخت را بگوید و به این نیت که در سال جدید بخت هایشان باز شود و به خانه شوی بروند و همچنان این رسم به چشم می خورد (( نقل از : مرحومه شهربانو حسن دوست اربوکلایه ، زینب حسن دوست اربوکلایه ، زهرا حسن دوست اربوکلایه)) .

 

غذای چهارشنبه سوری

در این روستا رسم  است که سه شنبه آخر سال ، 7 نوع غذای سبزی دار تدارک ببینند و همراه با سبزی به استقبال بهار بروند .

این غذاها شامل سیرابیچ ، کوکو سبزی ، ترشی تره ، قرمه سبزی ، شیرین تره ، کاهو ، شاهی ، و … می باشد (  مرحوم شهربانو حسن دوست اربوکلایه، مرحوم مرتضی حسن دوست اربوکلایه و  نقل از  تمامی اهالی روستا) .

سیر و برگ سیر در این روز می خوردند که در سال جدید شکم سیری داشته باشند و منظورشان این است که درسال جدید به گرسنگی و قحطی بر نخورند (( نقل از : مرحوم مرتضی حسن دوست اربوکلایه )) .

فالگوش ایستادن

از دیگر مراسم های چهارشنبه سوری، فالگوش ایستادن بود. که در جایی می ایستادند و به طور پنهانی حرفی را گوش می دادند ، و مفهوم آن حرف را به عنوان خوش یمن و بدیمن بودن برای خود در سال جدید تلقی می کردند و به دیگران خبر می دادند (نقل از : مرحوم مرتضی حسن دوست اربوکلایه) .

مراسم شکار

در صبح روز چهارشنبه آخر سال آقایان اهالی روستا در گذشته به شکار می رفتند و حیوانات مختلفی را شکار می کردند و می کشتند و برای شکار تفنگ ، سگ پیشتبال یعنی نیزه آهنی به همراه خود می بردند که معمولاً خرس ها ، روباه و شغال ها و... را از بین می بردند و شادی می کردند . این رسم حدود 60 الی 70 سال پیش رایج بوده است و امروزه اصلاً چنین رسمی در این روستا وجود ندارد . امروزه با از بین رفتن جنگل ها و تبدیل شدن آن ها به زمین های زراعی نسل حیواناتی چون خرس منقرض شده است (( نقل از : مرحوم مرتضی حسن دوست اربوکلایه  و ابراهیم حسن دوست اربوکلایه )).

پنج شنبه آخر سال روز مردگان

یکی از مراسم هایی که پیش از نوروز در بین ایرانیان صورت می گیرد یاد کردن مردگان است .

اهالی این روستا معمولاً در این روز بر سر مزار عزیزان خود رفته ، مزار عزیز خود را تمییز کرده و با گلاب معطر کرده ، شمعی روشن می کنند و خوراکی هایی نظیر: حلوا، خرما، شیرینی و... به عنوان خیرات ، خیر می کنند و یاد عزیز از دست رفته خود را زنده می کنند. سپس به خانه رفته و قبل از غروب آفتاب و اذان مغرب غذایی تهیه می کنند و در بین همسایه ها و خویشان خود خیر می کنند.

مراسم نوروزخوانی

مراسم نوروزخوانی قبل از انقلاب به خاطر نبود رادیو ، تلویزیون و سایر رسانه های دیگر ، برای خبر دادن سال نو و بهار رایج بوده است .

قبل از سال نو معمولا نوروزخوانی ها ، شب ها به محله ها و کوچه های روستا های مختلف می رفتند و اشعاری را می خواندند که این اشعارها مدح دوازده امام و عروس گوله بوده است .

معمولاً نوروز خوان ها 3 نفر بوده اند . که یک نفر آن ها دوازده امام را می خواند و پس همراه دو نفر دیگر ترجیح بند را با هم تکرار می کردند . سپس سال نو را تبریک می گفتند و از صاحب خانه عیدی ، هدیه می گرفتند .

نوروزخوان ها همراه خود یک کیسه ، یک چوب دستی و فانوس به همراه داشته اند و استفاده هایی از آن می کرده اند .

کیسه برای جمع آوری هدایایی که صاحب خانه به آنها اهداء می کرد در داخل این کیسه ها قرار می دادند و این هدایا از قبیل: برنج، تخم و مرغ، گردو، نان ، … بوده است . و به ندرت هم پول عیدی می گرفتند و بیشتر هدایا از محصول خودشان بوده است .

چوب دستی را نوروزخوان ها برای دفاع خود در برابر حیوانات درنده و جلوی پای خود را درست نگاه کنند، استفاده می کردند.

 فانوس را برای روشنایی استفاده می کردند. (( نقل از : مرحوم مرتضی حسن دوست اربوکلایه ،مرحومه شهربانو حسن دوست اربوکلایه ، ابراهیم حسن دوست اربوکلایه و صمد حسن دوست اربوکلایه )) .

مراسم موقع تحویل سال نو

قبل از تحویل اهالی روستا سفره ای هفت سین درست می کنند و روی سفره ، سبزه ، سیر ، سرکه ، سنجد ، سیب، سماغ، سنجاق،  آب ، آینه ، ماهی قرمز داخل تنگ ، شمع ، گلاب ، برنج ، تخم مرغ ، قیچی ، قرآن کریم و عکس عزیزانی که مرحوم یا شهید شده اند، قرار می دهند .

خوراکی هایی نظیر: شکلات ، نقل ، آجیل حاوی فندق ، نخودچی ، کشمش ، تخمه ، بادام و پسته ، خرما و میوه هایی نظیر : پرتقال و سیب ، نان برنجی، نان خلفه ، انواع شیرینی ها نظیر: نخودچی ، … و شیرینی خانگی نظیر دست حلوا تدارک می بینند .

در گذشته خوراکی سفره هفت سین فقط نان برنجی ، و شیرینی دست حلوا ، و میوه (( پرتقال و سیب )) بوده است (مشاهدات ، تجربه و نقل از مرحوم مرتضی حسن دوست اربوکلایه و مرحومه شهربانو حسن دوست اربوکلایه و زینب حسن دوست اربوکلایه)).

پوشیدن لباس نو

پوشیدن لباس نو در عید نوروز، رسمی همگانی است و تقریباً در تمام نقاط کشور ایران صورت می گیرد. در این روستا برای تهیه لباس نو و پوشیدن لباس نو هنگام تحویل سال نو حائز اهمیت است و اگر لباس نو خریداری نشود ، حتماً بهترین لباس خود که تمییز می باشد، بر تن می کنند.

موقع تحویل سال نو

یکی از اهالی روستا تیر هوایی توسط تفنگ شکاری می زند و به تازگی جوانان ترقه هم می ترکانند .

قبل از تحویل سال پدر یا بزرگتر خانه با قرآن به حیاط می رود و وضو می گیرد و قرآن را می بوسد و سپس به عنوان قدم اول در خانه ، در سال جدید وارد خانه می شود و قرآن را به بقیه اهل خانواده می دهد تا آن ها هم قرآن را بوس کنند.

بعد از تحویل سال نو (( سیدی )) به خانه های مردم می رود که اولین قدم به عنوان میهمان ، وارد خانه های روستا می شود و برایشان سال خوبی را آرزو می کند و صاحب خانه هم به عنوان عیدی برنج یا تخم مرغ و به ندرت پول می دهد .

موقع تحویل سال اهالی روستا کسی که دارای فرزند 1 ساله یا 2 ساله هست . آن را به هوا پرتاب می کنند . و اعتقاد به این که زودتر این بچه ها بزرگ شوند .

در روز اول عید کسی که سبزه را قیچی بزند به عنوان عیدی بزرگ سبزی (( پول )) پول به روی سبزه قرار می دهد (( مشاهدات و تجربه و  نقل از تمامی اهالی روستا )).

بعضی از اهالی روستا موقع تحویل سال نو اگر ساعت مناسبی باشد که بتوانند بر سر مزار بروند ، موقع تحویل سال نو بر سر مزار عزیزان خود می روند و سال نو خود را همانجا آغاز می کنند (( مشاهدات و تجربه و نقل از : نرگس حسن دوست و سلیمان معصومی)).

عیدی بچه ها

در گذشته رسم بر این بود چند نفر از بچه های روستا با هم یک گروه را تشکیل می دادند سپس با هم به خانه های اهالی روستا می رفتند و می گفتند : عیدی عیدی عیدی، و صاحب خانه نیز به آنها پول نظیر 10 تومان ، 20 تومان ، 50 تومان ، و یا گردو ، تخم مرغ می داد و آخر سر بچه ها هر چقدر که جمع می کردند با هم تقسیم می کردند و این رسم دیگر مثل سابق نیست و کم تر به چشم می خورد .

نوع دیگر عیدی دادن همان است که در جاهای دیگر رایج می باشد یعنی زمانیکه خانواده ای برای دید و بازدید و عید دیدنی به خانه دوستان و آشنایان و خویشان خود می رود و صاحبخانه به بچه ها عیدی می دهد که در گذشته عیدی بچه ها تخم مرغ ،  گردو و به ندرت پول بوده است اما امروزه عیدی بچه ها پول می باشد و همچنین شاهد این هستیم که بعضی از اهالی روستا تخم ومرغ هم به عنوان عیدی ، هدیه می دهند(( مشاهدات، تجربه و  نقل از تمامی اهالی روستا )) .

عیدی عروس  در عید نوروز

یکی از رسم های مهم اهالی روستا در عید نوروز این است که اگر خانواده ای عروس عقد کرده داشته باشد برای آن عیدی ببرند . معمولاً هدیه عروس یک قطعه طلا همانند: انگشتر، النگو، گردبند و ساعت، یا اسکناس های نو، به همراه یک دست لباس (روسری، مانتو، پارچه، بلوذ و دامن و... ) می باشد.

دید و بازدید نوروزی یا عید دیدنی

از جمله آیین های نوروزی دید و بازدید یا عید دیدنی است اهالی این روستا در ایام عید نوروز دید و بازدید با اقوام، خویشان و همسایه های خود دارند . معمولاً رسم بر این است که در روزهای نوروز نخست کوچکترها به دیدن بزرگتر ها می روند و سپس در روزهای دیگر دید و بازدید های دیگر انجام می پذیرد. و با روبوسی کردن و تبریک سال نو همراه است و همچنان همانند گذشته رایج است و از آن کاسته نشده اشت.

تبریک گفتن سال نو از طریق مختلف به راه دور

از تغییرات اساسی ایام نوروز نحوه تبریک اهالی روستا به عزیزانی که راه دور زندگی می کنند و نمی توانند با آن ها از نزدیک ارتباط برقرار کنند و عید را به یکدیگر تبریک بگویند. باید گفت: نحوه تبریک گفتن در طی چند سال تغییرکرده است.

ابتدا اهالی روستا از طریق نامه که داخل پاکت نامه ،کارت تبریک، مقداری پول و نامه قرار داشت، برای عزیزان خود پست می کردند و عید را تبریک می گفتند و این روند دیگر رایج نیست و خیلی به ندرت صورت می گیرد.

دوره دوم با آمدن مخابرات ، تلفن در خانه ها با یک تماس با عزیزان خود صحبت کرده و عید را به عزیزان خود تبریک می گویند و در حال حاضر نیز رایج می باشد.

دوره سوم با رایج شدن تلفن همراه در میان نسل جوان این روستا با ارسال یک پیامک ( sms ) به عزیزان خود ، عید را تبریک گفته و از حال دوستان خود جویا می شوند.

عید نو (نوروز اول )

اهالی این روستا از دیگر رسم هایی که در ایام نوروز دارند این است که ابتدا به خانه کسی بروند که در گذشت یکی از اعضای آن خانواده تازه صورت گرفته باشد و اولین عید بزرگ سال بعد از در گذشت آن فرد خانواده می باشد. که در این روز خویشان لباس مشکی صاحب عزا را از تن در می آورند و برای شان آروزی سلامتی، شادمانی و داشتن سال خوب می کنند.

غذاهای ایام عید

در این روستا معمولا برای غذای شب عید ، ماهی و فسنجان تدارک می بینند .

در طول ایام عید برای خود و میهمانان معمولا پلو و ماهی ، فسنجان ، خورشت قورمه سبزی ، قیمه ، زرشک پلو با مرغ ، تدارک می بینند (( مشاهدات ، تجربه و نقل از تمامی اهالی روستا )).

سیزده بدر

آخرین مراسم نوروز روز 13 فروردین می باشد . که اهالی این روستا و سایر نقاط ایران این روز را نحس می دانند .

اهالی روستا سعی بر این دارند که این روز را در خانه نباشند و به بیرون بروند . در گذشته مردم به صحراهای نزدیک محل خود می رفتند و در این صحراها فروشنده هایی نظیر: بقالی ها ، کبابی ها ، بستنی و آب آلبالو فروش ها و نان برنجی درست می کردند ، بساط می زدند و کاسبی می کردند و مردمی که به این صحراها برای گردش می رفتند از آنها خرید می کردند و غذای این روز هم معمولا در صحراها نان و کباب بوده است .

در این صحراها لافبند بازی . کشتی گیله مردی ، ساز و نقاره ، اجرا می شود امروزه هم ما شاهد این مراسم ها در روز 13 فروردین می باشیم (( نقل از : مرحوم مرتضی حسن دوست اربوکلایه و صمد حسن دوست اربوکلایه )).

دیگر جاهایی که اهالی روستا می رفتند این بود که دخترها با هم جمع می شدند و به باغ های اطراف خانه خود موقع عصر می رفتند و با هم وسطی بازی می کردند و بحث و گفتگو می کردند و تخمه و میوه می خوردند و تا غروب خود را سرگرم می کردند .

در این روز دخترها سبزه گره می زنند تا بخت شان زودتر باز شود و به خانه شوی بروند . سبزه های سفره هفت سین داخل نهر آب می اندازند . از کارهای دیگر این روز این است که سفره هفت سین را جمع می کنند و تخم و مرغ و برنج روی سفره را به یک فرد مستحق می دهند (( نقل از : زهرا حسن دوست اربوکلایه و زینب حسن دوست اربوکلایه و مشاهدات)) .

امروزه نیز مکان هایی که اهالی روستا برای گردش در این روز به کنار دریا و کنار رودخانه ، و شیطان کوه واقع در لاهیجان می باشد، می روند ((مشاهدات و تجربه ).

شب یلدا (( شب چله ))

شب یلدا یادگاری از نیاکان است که فرهنگ و تمدن ایران زمین گنجینه ای از آدب و سنت های پسندیده و غرور انگیزی دارد که نسل به نسل و سینه به سینه به ما رسیده است . شب یلدا به عنوان بلندترین شب سال و پر اهمیت نزد ما ایرانیان آئین ویژه ای دارد که از نیکان خود به ارث برده ایم . و برماست که با حفظ آداب و رسوم و سنن نیک پیشینیان و انتقال صحیح آن به نسل امروز و آینده ، گامی مهم در جهت حفظ و اعتلای فرهنگ غنی ایرانی ، اسلامی این مرز و بوم و معرفی به جهانیان برداریم.

شب یلدا یکی از مراسم های مهم سال ایرانیان است که در نخستین شب زمستان و بلندترین شب سال برپا می شود. سابقه شب یلدا ، که اصطلاحاً شب چله یاد می کنند چندین هزار سال در ایران سابقه داشته و اولین روز زمستان یا نخستین شب زمستان بوده که زایش خورشید یا جشن تولد مهر ـ خورشید شکست ناپذیر بوده است .

شب مظهر تاریکی و تباهی و وحشت بوده و شب یلدا طولانی ترین شب ها است ، یعنی تسلط تاریکی بر زمین از تسلط نور خورشید و روشنایی می کاهد و چون فردای این شب ، روشنایی بر ظلمت غالب و روز طولانی می شود، ایران تولد دوباره خورشید را که مظهر روشنایی است ، جشن می گیرند. یلدا لغت سریانی است به معنی میلاد و چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می کرده اند ، از این رو بدین نام نامیده اند. باید توجه داشت که میلاد مسیح که در 25 دسامبر تثبیت شده است و طبق تحقیق محققان در اصل، جشن میترا (مهر) بوده که مسیحیان در قرن چهارم میلادی آن را تولد مسیح قرار می دادند.

با توجه به این که طولانی ترین شب سال ، نخستین شب زمستان است و تاریکی اهریمنی بیشتر می یابد ، این شب در نظر ایرانیان نحس بوده است. در گذشته برای رخنه در تاریکی و زایل ساختن اهریمنی ، آتش می افروختند و خانواده ها با خویشان و دوستان گرد آتش جمع می شد و آن را با خوردن و نوشیدن و شادی و گفت و گو به سر می آوردند و این شب ها را آتشان نام داشت و لازم بود که آتش افروخته و شعله ور نگاه داشته شود تا دیوان و عمله اهریمن نتوانند زیان کاری کنند . در  گذشته همه جشن ها و مراسم آداب دینی که شب ها برگزار می شد، با آتش افروزی همراه بود.

در برهان قاطع آمده است : یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جدی و آخر قوس باشد و در آن دراز ترین شب هاست و در تمام سال و در ان شب یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می کند و می گویند آن شب به غایت شوم و نحس و نامبارک می باشد. بیرونی در آثار الباقیه گوید: و نام این روز میلاد اکبر است و مقصود آن انقلاب است. گویند در این روز نور از حد نقصان به حد زیارت خارج می شود و آدمیان نشو و نما آغاز می کنند.

سفره شب یلدا،سفره میزد (myazd  ) و میزد عبارت از میوه هایی تر و خشک نیز اجیل یا به اصطلاح زردتشتیان لُرک (lork) که از لوازم این جشن ولیمه بود که به افتخار و ویژگی اورمزد و مهر یا خورشید برگزار می شد . به مناسبت آغاز غلبه خورشید و ازدیاد تدریجی طول روز و لاجرم شکست اهریمن و ولادت مجدد مهر جهانتاب ، تیرگی اهریمنی دیرپای یلدا را به صبح روشن اورمزد روز از دی ماه رساندند. ماهی متبرک و روزی مقدس، که نام ماه و روز به نام دادار اورمزد بود.

این شب را ، شب چله می نامند. چله بزرگ از یکمین روز دی ماه که اورمزد نام دارد تا دهم بهمن که جشن سده است به طول می انجامد بدان شبب که شدت سرما در این روز ها شب ها بیشتر است آن را چله بزرگ می نامند. پس از ا« چله چله کوچک فرا می رشد که از دهم بهمن تا بیستم اسفند به طول می انجامد و سرما کم کم کاسته می شود. همان طور که گفته شد اجداد ما این شب را تا صبح گرد آتش به جشن و پایکوبی می پرداختند . برخوانی الوان از میوه هایی چون هندوانه، خربزه ، انار ، شیب، خرمالو، به می نشستند . این میوه ها هرکدام نماد و معنایی با خود دارد . هندواننه که قاچ های مدور همچون خورشید می خورد ، یاد آور گرمای تابستان و فرونشاندن عطش است. انار صندوقچه دانه های مروارید سرخ ، که خود تناسل و زایش است و شب چره هایی که با شکستن آن شادی را با خود به همراه می آورد و دمی، همه را از حرف زدن بازمی دارد. ایرانیان پایان فصل خزان و رسیدن سرما و دگرگونی رنگ زمین از زردی خزان به سفیدی عشق و محبت را از دیرباز در شبی بلند و زیبا گرامی میم دارند . جای جای ایران زمین به آجیل مشکل گشا ، شیرینی محلی به دست پخت مادربزرگ ها، میوه هایی چون انار ، سیب و هندوانه سفره های خود را رنگین می کنند. (کلانتری ، 1386 : 2 ـ 8 ).

در سراسر کشور ، هر استان و شهری مراسم و آداب خاصی دارند که ما در این جا به آداب و رسوم روستای امام ده اشاره می کنیم:

مهمتربن رسمی که در گذشته وجود داشته و امروزه به خاطر مشکلات زندگی کم رنگ تر شده است ، دید و بازدید خویشان و اقوام با یکدیگر است که در سابق همه فامیل و خویشان در این شب های دورهم جمع می شدند و با شادی این روز را می گذارندند. امروز ه این روابط به خاطر مشکلات کمرنگ تر شده است اما در میان اهالی روستا رایج است که در این شب با دوستان و خویشان خود دور هم جمع می شوند و تا این شب طولانی را با هم بگذرانند .

در این شب قصه و نقل تعریف می شود . استخاره با قرآن صورت می گیرد که بعد از نیت با قرآن استخاره می کنند (( نقل از : حرمت کاظم پور)) .

معمولاً برای مراسم شب چله خوردنی های نظیر هندوانه ، کونوس (ازگیل) آب کونوس (آب ازگیل) ، پرتقال ، لیمو ، سیب ، برنج برشته ، تخمه  و گلابی جنگلی تهیه می شود(( نقل از  تمامی اهالی روستا)).

باید گفت هندوانه در این شب برای اهالی روستا حائز اهمیت است اعتقاد دارند اگر در این شب هندوانه بخورند در تابستان احساس تشنگی نمی کنند و گرمی نخواهند کرد (( نقل از : مرحوم مرتضی حسن دوست اربوکلایه ، صمد حسن دوست اربوکلایه )).

یکی از ترانه هایی که در این شب شب زمزمه می شود این است:

اِمشو شب چله، خانم جیر پله،      چاقو بزنیم هندوانه کله

امشب شب چله است، خانم خانه روی راه پله نشسته است، چاقو بر سر هندوانه بزرگ بزنیم. (نقل از: صمد حسن دوست اربوکلایه، مرحومه شهربانو حسن دوست اربوکلایه و مرحومه محترم نژاد قاسم)

غذای این شب در گذشته تا به امروز سبزی پلو با ماهی  بوده است زیرا اعتقاد دارند که رنگ سبز، نشانه نشاط و شادابی است و ماهی نشانه زندگی و حیاط می باشد. ( نقل از مرحوم مرتضی حسن دوست اربوکلایه).

عید سعید قربان

10 ذی الحجه را عید سعید قربان گویند و یکی از عیدهای بزرگ مسلمانان محسوب می شود.

اهالی روستای امام ده رسم دارند که در این روز قربانی کنند و معمولاً گوسفند یا گاو قربانی می کنند . و گوشت قربانی شده را بین دوستان و آشنایان علی الخصوص کسانیکه قربانی نکرده اند و همچنین کسانیکه از نظر مالی وضعیت خوبی ندارند، تقسیم می کنند (( مشاهدات ، تجربه و  نقل از تمامی اهالی روستا )).

شرایطی که اهالی روستا در مواقع قربانی کردن رعایت می کنند این است :

گوسفند یا گاو نر باشد .

سن گوسفند یا گاو کمتر از یک سال نباشد .

گوسفند یا گاو مریض نباشد و نواقصی جسمانی نداشته باشد .

معمولاً بعد از اذان صبح قربانی می کنند .

نذر باید کامل باشد . یعنی اگر دو خانواده با هم قربانی می کنند، سال بعد هم باید باهم قربانی کنند تا نذرشان کامل ادا شود (( نقل از : مرحوم مرتضی حسن دوست، صمد حسن دوست، سلیمان معصومی)).

در این روز اهالی روستا برای تهیه غذا از گوشت قربانی استفاده می نمایند و نیز غذاهایی چون کباب ، واویشکا ، کباب جگر و دل و قلوه ، تدارک می بینند و می توان گفت: سه وعده صبحانه، ناهار و شام را از غذاهای حاوی گوشت استفاده می نمایند ( مشاهدات، تجربه و  نقل از: تمامی اهالی روستا )) .

عیدی عروس

یکی از رسم های مهم اهالی روستا در عید قربان این است که اگر خانواده ای عروس عقد کرده داشته باشد برای آن عیدی ببرند . عیدی بردن به این صورت است که خانواده داماد گوسفند یا گاوی تهیه کنند که حتماً شاخ داشته باشد و روی شاخ های آن نارنج می زنند و بر سر آن حنا می گذارند و داخل چشم آن سرمه می کشند . و سپس همراه یک قواره پارچه ، روسری ، شیرینی به خانه عروس می روند و آنها را به عنوان عیدی هدیه می دهند . (( نقل از: زهرا حسن دوست اربوکلایه، صمد حسن دوست اربوکلایه ، رقیه حسن دوست اربوکلایه و زینب حسن دوست اربوکلایه)) .

 

عید سعید غدیر خم

18 ذی الحجه را عید سعید غدیر خم گویند و یکی از عیدهای بزرگ مسلمانان محسوب می شود و این عید را مختص سیدان می دانند.

در این روز اهالی روستا به دیدن سیدان محل می روند و سیدها هم به میهمان های خود عیدی می دهند و دیگر این که بر سر مزار سیدهای مرحوم شده می روند و زیارت می کنند( مشاهدات و تجربه ).

 

ماه رمضان

ماه رمضان را ماه نزول قرآن ، ماه میهمانی خدا گویند ، که مسلمانان در این ماه که 29 یا 30 روز است، روزه می گیرند.

پیشواز رفتن

اهالی روستا همانند سایر جاهای دیگر روز قبل از ماه رمضان یعنی روز آخر ماه شعبان روزه می گیرند .

نحوه بیدار شدن سحری

در گذشته رسم بر این بود هر خانواده های که هنگام سحر بیدار می شد همسایه های اطراف خود را بیدار می کرد که هنگام سحر خواب نمانند . اما امروزه هنگام سحر هر خانواده خود با صدای ساعت ، خروس و... بیدار می شود .

تغذیه و خوراک هنگام سحر

معمولا خانم خانه قبل از سحر یا شب قبل از سحر غذای سحری را آماده می کند و معمولا غذای هنگام سحر گوشتی می باشد . این غذاها از قبیل: واویشکا ، کباب خورشت قرمه سبزی ، و خورشت قیمه و غذاهای دیگر نظیر: مرغ ، فسنجان ، ماهی است و در کنار غذا معمولا خیار و گوجه فرنگی دیده می شود .

چای و خرما هم بعد از خورن سحری ، صرف می شود .

خانم خانه بعد از آماده کردن سفره سحری خانواده خود  را بیدار می کند و اهالی خانه دور هم بر سر سفره سحری جمع می شوند و بعد از  نیت کردن و دعا خواندن سحری خود را می خوردند .

بعد از خوردن سحری ، و بعد از نماز صبح اهالی روستا به کارهای روزانه خود می پردازند .

هنگام نماز ظهر

هنگام نماز ظهر اهالی روستا به مسجد محل خود می روند و با هم نماز جماعت برگزار می کنند و قرآن می خوانند و روضه خوانی پیش نماز را گوش می دهند .

افطار

هنگام افطار خانم یا دختر خانه سفره افطاری را آماده می کند و معمولا بر سر سفره افطاری نان و پنیر و سبزی ، چای ، آب جوش ، خرما ، زولبیا ، بامیه ، آب خوردن ، فرنی ، شیر برنج ، آش برنج ، حلوا ارده ، کره و … مشاهده می شود .

هنگام افطاری قبل از اذان کل اعضای خانواده دور هم جمع می شوند و با هم دعا می کنند و بعد از اتمام اذان با هم روزه خود را باز کرده و افطار خواهند کرد .

بعد از افطار معمولا بعضی از اهالی خانه به مسجد می روند و داخل مسجد قرآن می خوانند و روضه خوانی را گوش می دهند .

شب های قدر

شب های قدر در شب 19 و 21 و 23 ماه رمضان است که اهالی روستا از ساعت 9 شب به بعد به مسجد می روند و تا هنگام سحر در مسجد مشغول به دعاها و نیایش های این شب ها می شوند .

عید فطر

زمانیکه روز عید فطرمشخص می شود اهالی روستا صبح روز عید در مسجد محل خود جمع می شوند و نماز عید فطر را با هم می خوانند و زکات و فطریه خود را پرداخت می کنند .

آقایان بعد از نماز عید فطر در مسجد با هم به بحث و گفتگو می پردازند و در مورد مشکلات و نیازهای روستا صحبت می کنند . تا راه حلی برای رفع نیازهای خود پیدا کنند .

خانم ها بعد از خواندن نماز عید فطر به خانه بر می گردند و ناهار روز عید فطر مسجد را آماده کنند و غذاهایی که معمولا درست می کنند خورشت فسنجان، کوکو، برنج ، کشمش، آلو، گردو و سیب زمینی سرخ کرده می باشد .

خانم ها غذاهای درست شده را داخل یک مجمع می چینند و هنگام اذان ظهر بر سر خود می گذارنند و به صورت دسته جمعی به مسجد می روند و نماز خود را ادا می کنند و غذاهای تهیه شده را به آقایان می دهند تا صرف کنند و خانم ها در خانه غذای خود را خواهند خورد .

از رسم های دیگر عید فطر این است که هنگام آماده کردن غذا ، اگر همسایه ای نیاز به کمک داشت و اگر مواد اولیه ای نظیر تخم و مرغ ، نمک ، گردو و برنج … کم داشت به آن بدهند و کمک کنند . تا آن هم غذای عید فطر خود را تهیه کند.

گاهی اوقات بعضی از خانواده ها مجمع روز عید فطر را تهیه نمی کنند به همین دلیل خانواده هایی که مجمع درست می کنند یک پرس غذا به خانه آنها خواهند داد .

افطاری عروس

یکی از رسم های مهم اهالی روستا در ماه رمضان این است که اگر خانواده ای عروس عقد کرده داشته باشد برای عروس افطاری ببرند . افطاری بردن به این صورت است خانواده داماد در داخل یک مجمع میوه ، شیرینی (( زولبیا و بامیه )) و یک دست لباس ، چادری و چادر شب قرار می دهند و هنگام افطار به خانه ی عروس می روند و به عروس اهداء می کنند .

 

ماه محرم و صفر

 مردم این روستا نیز همچون مردم سایر مناطق ایران ، آداب و رسوم ویژه ای برای سوگواری حسین بن علی (ع) دارند . که ما به چند نمونه آن ها اشاره خواهیم کرد .

مراسم علم بندی

شب اول محرم مردان در مسجد محل خود گردهم می آیند علم ماه محرم خود را می بندند . نحوه علم بستن به این صورت است که یک چوب بلند را بر می دارند و یک پنجه دست فلزی به آن وصل می کنند پس یک پارچه سبز و یک پارچه مشکی زیر پنجه دست فلزی گره می زنند .

این علم را زمانیکه هیئت ها و دسته های زنجیر زنی و سینه زنی از محله های دیگر می آیند ، بزرگ محل یا مسئول هیئت با استفاده از این علم خوش آمد گویی می کنند .

بعد از مراسم علم بندی هنگام نماز مغرب و عشاء است که مردان با هم نماز جماعت می خوانند ، عزاداری می کنند ، آخوند صحبت می کند .

مجمع ماه محرم

یکی از رسومات ایام محرم تهیه کردن مجمع غذا است که توسط زن ها صورت می گیرد . خانم ها معمولا برای مجمع غذا ، غذاهایی نظیر برنج آبکش ، خورشت فسنجان ، مرغ سرخ کرده و در کنار آن سیب زمینی و گوجه سرخ شده ، آلو قیصی و کشمش سرخ شده ، مغز گردو ، ترب یا سبزی خوردن ، خیار پوست شده تهیه می کنند و داخل مجمع می چینند و هنگام اذان مغرب همه خانم ها مجمع ها را بر سر خود می گذارنند و به طرف مسجد می روند و بعد از تحویل مجمع ها به آقایان ، با آنها نماز جماعت می خوانند و صحبت های آخوند را گوش می دهند و عزا داری می کنند .

آقایان بعد از عزاداری و روضه خوانی هر کس بر سر مجمع غذای خانواده خود می نشیند و میهمان هایی که از راه دور یا محل های دیگر آمده است در کنار خود می نشانند و از آن پذیرایی می کنند . هنگام شروع کردن به خوردن غذا بزرگ محل دعا و ذکری می گوید و سپس شروع به خوردن غذا می کنند و بعد از اتمام غذا دوباره بزرگ محل دعا و ذکر شکر را به جای می آورند و آقایان مجمع ها را جمع می کنند و به خانم ها تحویل می دهند و خانم ها دسته جمعی به خانه های خود بر می گردند .

مجمع دادن معمولا از روز علم بندان آغاز می شود و تا شب غریبان ادامه دارد .

در گذشته علاوه بر ده روز اول محرم ، تا چهلم امام یعنی اربعین حسینی فقط در شب های جمعه اهالی روستا مراسم مجمع دادن به مسجد و عزاداری و سوگواری را انجام می دادند اما امروزه فقط مراسم عزاداری و سوگواری را انجام می دهند .

مراسم سینه زنی ، زنجیر زنی

از شب 7 محرم تا شب عاشورا هر محل به وسیله مردان دسته ای درست می کنند و به مسجد محل ها و روستاهای دیگر می روند، سینه و زنجیر می زنند . هنگام ورود به مسجد روستاها ، بزرگ محل یا مسول مسجد روستا علم مسجد را برای ادای احترام بدست خود می گیرد . بعد از آن سینه زنی و زنجیر زنی و روضه خوانی دسته تمام شد میزبان از آنها با شربت ، چای ، شیر ، میوه ، پذیرایی می کنند. سپس هیئت عزاداران از میزبان مسجد خداحافظی کرده و می گویند : به سلامت بروید هیئت عزا برای پسر شیر خدا و … و پس از آنجا به محل دیگر می روند .

روز عاشورا

روز عاشورا مسجد پایین محله که بقعه سید بی بی در آنجا واقع است میزبان می باشد.

و هیئت های روستا و محله های دیگر به این مسجد می آیند و عزاداری می کنند. در این روز مسجد بسیار شلوغ می باشد.

در صبح عاشورا این مسجد فرنی یا شیر برنج نذری می دهند. و شربت آبلیمو و آب خنک پخش می کنند. و ناهار ظهر عاشورا قیمه پلو تدارک می بینند . قبل از ناهار در این مسجد نماز ظهر عاشورا را به صورت دسته جمعی می خوانند.

شام غریبان

هنگام غروب روز دهم و شب یازدهم ماه محرم بعد از نماز مغرب و عشاء اهالی روستا کلش (( ساقه برنج )) را آتش می زنند و مقداری کلش (( ساقه برنج )) را بر سر خود می زنند و با هم عزاداری می کنند . در این شب دسته های سینه زنی از محلی به محل دیگر می روند و عزاداری می کنند .

اربعین حسینی

20 صفر که چهلم امام حسین بن علی می باشد و روز آخر عزاداری سیدالشهداء است که اهالی روستا برای عزاداری به مسجد می روند و در این شب مجمع غذا داده می شود.

28 صفر

28 صفر شهادت حضرت رسول اکرم و شهادت امام حسن مجتبی می باشد که اهالی روستا به مسجد می روند و عزاداری می کنند و در این شب مجمع غذا داده می شود.

علم واچینی

یک روز بعد از 28 صفر روز  مردان اهالی روستا در مسجد دور هم جمع می شوند و علم را بوسه می زنند و صلوات می فرستند و سپس قطعات علم را باز می کنند.

جشن عمرکشان

بعد از 28 صفر روز عمر کشان است به همین خاطر زنان روستا در یک خانه دور هم جمع می شوند و جشن می گیرند . در این روز زنان لباس هایی با رنگ شاد علی الخصوص رنگ قرمز بر تن می کنند و با هم مولودی های محلی می خوانند و رقص و پایکوبی دارند . میوه و شیرینی پخش می کنند .

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1391ساعت 16:37  توسط مژگان حسن دوست  | 

 

 

 

فصل دهم:

 

 

 

 

بازیهای سنتی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دهم: بازیهای سنتی

بعضی بازیهای سنتی  گیلان در این روستا به مرور از بین رفته است و برخی دیگر کمرنگ شده است. در اینجا به شرح مختصری از این بازیها خواهیم پرداخت.

بند بازی(لافند بازی)

بندی بازی یکی از بازی های سنتی در استان گیلان است که در این روستا نیز در گذشته رایج بوده است . این بازی سنتی معمولا در جشن های عروسی ، عید نوروز، بازارهای هفتگی اجرا می شد(نقل از هادی حسن دوست اربوکلایه ،صمد حسن دوست اربوکلایه ، مرحوم مرتضی حسن دوست اربوکلایه ).

لافند بازی(بند بازی، ریسمان بازی، طناب بازی)، نمایش بر روی طنابی که از روی دو میله فلزی و چوبی محکم و ضربدری شکل گذشته در دو طرف مهار شده ، انجام می شود، اصلی ترین فرد نمایش پهلوان نام دارد که  بر روی طناب با پای برهنه راه می رود و برای حفظ تعادل خود چوب بزرگی به نام لنگر در دست می گیرد. پهلوان با ایستادن داخل تشت و یا قابلمه بروی طناب راه می رود.گاه با دوچرخه ای که لاستیک آن را برداشته اند فواصل دو تیر را می پیماید.قرار دادن یک صندلی داخل یک سینی و نشستن روی صندلی و حفظ تعادل در همان حالت ، از جمله عملیات دشوار این افراد است. در پایین طناب شخصی  که لباس مسخره ای پوشیده و به یالانچی پهلوان مشهور است با لودگی و مسخرگی به تقلید از پهلوان می پردازد نقاره چی و سرناچی با نواختن آهنگ، تماشاگران را در فضای شاد این نمایش سهیم می سازند.(اداره کل آموزش، انتشارات و تولیدات فرهنگی،1380: 67).

 

کشتی گیله مردی

سنت کشتی گرفتن و پهلوانی پیشینه ای کهن دارد و در هر جا با نام و شیوه ای خاص اجرا می شود کشتی گیله مردی از دیرباز در شمار تفریحات ، سنت ها و سرگرمی های مردم شمال بوده و یاد گار مردمان گیلم و دیلم است.

این کشتی که امروزه همچنان در بعضی از نقاط استان گیلان پا بر جاست، یاد گار صلابت و دلاوری مردم این خطه است. کشتی گیله مردی ریشه در تاریخ دارد. (مقدسی) در قرن 4 هجری از این کشتی یاد کرده است. (ظهیرالدین مرعشی) در مورد آن می گوید: رسم مردم دیلم است که جوانان روغن بر خود بمالند و پس از استراحت و خوراک کافی و لذیذ از گوشت، روغن، عسل و ... زور آنها زیاد شده و قدرت می یابند با فرد دیگری کشتی بگیرند.

 

این کشتی سنتی دربین اهالی روستای امام ده نیز در گذشته در جشن های عروسی ، عید نوروز، بازارهای هفتگی خوداجرا می شده است(نقل از هادی حسن دوست  اربوکلایه، صمد حسن دوست اربوکلایه، مرتضی حسن دوست  اربوکلایه).

این کشتی همانند سایر انواع کشتی ها دارای فنون خاص و قوانین خاص و آداب و رسوم هایی است.

صدای ساز و سرنا و نقاره همه اهالی را دور میدان کشتی گرد هم می آورد. کشتی گیران کنار هم قرار می گیرند و پهلوانان میزبان با حرکت دور میدان، جلوی میهمان ها بنابر رسم محلی روی زانو چپ خم شده و سر انگشتان دست راست را به خاک می سایند و می بوسند و بر پیشانی می نهند، با این کار ادای احترام می کنند. پس از آن پهلوانان میهمان، دسته دسته این کار را تکرار می کنند و نبرد کشتی گیران آغاز می شود.

هر کشتی گیر با حرکاتی که چالاکی و نیرومندی او را نشان می دهد در مقابل حریف عرض اندام می کند و با قرار گرفتن در مقابل کشتی گیران دیگر و برهم زدن دو کف دست ، هم آورد می طلبد و هر کس که در خود توان مقابله را با او می بیند متقابلاً دو کف دست را برهم می کوبد و به این ترتیب آمادگی خود را برای زور آزمایی اعلام می دارد. این حرکات نمایش (فوزوما) یا (فزومما)خوانده می شود.

دو کشتی گیر قبل از شروع کشتی در مقابل یکدیگر چرخ می زنند، سپس در مقابل هم می ایستند و سرانجام کشتی را پس از رجز خوانی، حریف با کف زدن به پاسخ می دهد. نبرد ابتدا با حواله کردن مشت ها آغاز می شود. این بخش در موارد بسیار منجر به مجروح شدن و شکستگی استخوان یکی از طرفین می شود.

کشتی گیران در انتخاب طرف مقابل خود آزاد هستند و مبارزه دو کشتی گیر زمان محدودی ندارد و اگر زیاد طول بکشد، یکی از کشتی گیران بزرگتر میانجی می شود و آنها را از هم جدا می کند تا پس از استراحت، دوباره به کشتی بپردازند.

پایان کشتی زمانی است که یکی از دو طرف جز کف پا، نقطه دیگری از بدنش با زمین تماس پیدا کند که در این صورت شکست خورده و می گویند حریف (بَکتِه) یعنی زمین خورده است.

داور کشتی که اغلب از میان پهلوانان قدیمی انتخاب می شود دست فرد پیروز میدان را بالا می برد.

پهلوانان پیروز ، میدان را طی می کند و گاهی در میان جمعیت دور می زند و پول جمع می کند. البته برای گرفتن پول یا دوران کردن جست می زند و بالا می پرد و جلوی کسی که می خواهد به او پول بدهد پایین می آید که در لهجه محلی به این عمل پرید (واز) می گویند.

ماندن پهلوان برنده در میدان به معنی طلبیدن حریف دیگری است. کشتی گیر بازمانده  نیز پس از پوشیدن لباس خود به تماشاچیان ملحق شده یا گرداگرد میدان بر زمین می نشیند. در هر روز از مسابقه کشتی کسی که بر همه پیروز شده باشد، پهلوان آن روز می شود و در آخرین روز مسابقه قویترین پهلوانان وارد میدان می شوند.

لباس مخصوص کشتی گیران

لابس مخصوص کشتی گیران گیله مردی شلوار پارچه ای، تنگ و چسبان است که نقش های روی آن قلاب دوزی شده است. که به آن لاسپار گویند و بالا تنه آنان لخت است.

مقام سر پهلوانی و جوایز

در مسابقات کشتی گیله مردی، کسی که همه رقبا را شکست می دهد به مقام سرپهلوانی می رسد و جایزه می گیرد.این جایزه در گذشته گاو، اسب و یا گوسفند بوده است و هم اکنون لوازم خانگی و حتی ماشین نیز از جمله جوایزی است که آن را بَرم  نامیده می شود.

زمان برگزاری کشتی گیله مردی

زمان برگزاری کشتی گیله مردی، هنوز متناشب با زمان کم کاری زارعان و اغلب در پایان برداشت محصول کشاورزی (برنج) است. در سال های اخیر کشتی گیله مردی در فضاهای بزرگ یا مکان های سر پوشیده برگزار می شود و به جای سرنا، از ساز و دهل موسیقی سنتی که اغلب آهنگ زرد ملیجه و کوشتی نُما است می نوازند.

در گذشته اهالی روستا اجرای این کشتی سنتی را در مراسم های عروسی ،در بین بازارهای هفتگی و عید نوروز اجرا می کردند اما دیگر متاسفانه این کشتی سنتی در این روستا دیده می شود و اهالی روستا برای تماشای این کشتی سنتی به خارج از روستا در بازارهای هفتگی و در ایام عید نوروز اجرا می شود، برای تماشا می روند.(بر گرفته از کتاب اداره کل آموزش،انتشارات و تولیدات فرهنگی ،1380:68 و ویژه نامه هفتگی خونه به خونه ضمیمه رایگان روزنامه ایران ، سال اول ، شماره 5 ، 22/10/1390 :14)

ورزا جنگ

از نمایش ها و ررسوم قدیم استان گیلان از جمله این روستا جنگ بین گاوهای نر است که به آن ورزاجنگ گفته می شود.

گاوهای جنگی معمولا مختص به ملاکین یا روستائیهای پولدار بوده است و نگهداری می شده است و این گاوها فقط برای مبارزه و جفت گیری مورد استفاده است. این گاوها دارای شاخهای بزرگ و محکم هستند که وسیله دفاع آن ها است. در این روستا ورزا جنگ دیگر وجود ندارد، اما در گیلان به ندرت (ورزا جنگ) به چشم می خورد. (نقل از : هادی حسن دوست  اربوکلایه،صمد حسن دوست اربوکلایه)

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1391ساعت 10:4  توسط مژگان حسن دوست  | 


 
 
 
فصل نهم:
 
 
فرهنگ عامه یا فولکلور
 
 
 
 
 
 
 
 
فصل نهم: فرهنگ عامه یا فولکلور
فرهنگ عامه یا فولکلور
هر جامعه ای معمولا ادبیات نانوشته ای دارد که جزء فرهنگ آنها محسوب می شود. این ادبیات که از نسلی به نسل دیگر، سینه به سینه و بیشتر بصورت شفاهی انتقال داده می شود، فولکلور یا فرهنگ عامه نامیده می شود. فرهنگ عامه میراث فرهنگی گذشتگان و حکایت گر نشیب و فرازهای زندگی، شادی ها، اندوه ها، دانسته ها، عشق ها، نفرت ها، باورها، خواست هایی است که از قید های ثبت و نگارش رها بوده و به صورت سینه به سینه از پیشینیان به آیندگان می رسد و از طریق آنها استمرار می یابد.
پژوهش در فرهنگ عامه از نظر مردم شناسی دارای اهمییت است؛ زیرا فرهنگ و ادب هر ملت چندین برابر بیش از آنچه در کتاب ها و رساله ها نقل و ضبط شده است، در سینه مردم عامی وجود دارد . در زبان و قلب توده مردم بس حکایت ها، مثل ها، ترانه ها و ... وجود دارد که هر یک از آنها پندی بزرگ در بر دارد یا سند معتبری است که ویژگیهای اخلاقی، روانی، اجتماعی و سیاسی زندگی پیشینیان ما را بیان می کند  (رنجبر، ستوده؛ 1383 :110 ).
 
تعریف و ویژگیهای فولکلور
فولکلور در لغت به معنی دانش عوام  )کلمهFolklore  در زبان انگلیسی از دو جزءFolk  به معنی توده مردم. عوام و lore به معنی  و معلومات و دانش ترکیب یافته است . بکار می رود این اصطلاح در زبان فارسی به فرهنگ توده ، فرهنگ عامه، فرهنگ مردم و ادبیات عامیانه ترجمه شده و در عین حال واژه فولکلورهمزمان با رواجش در مطالعات مردم شناسی، به زبان فارسی نیز راه یافت (روح الامین، 1381 : 80 ).
فولکلور به مجموعه ای از دانستنیها ، باورها، رفتارهای مراسمی اطلاق می شود که در بین توده مردم بدون در نظر گرفتن فایده های علمی و منطقی، سینه به سینه و نسل به نسل به صورت تجربه های زندگی به ارث رسیده باشد و یا به علمی گفته می شود که در آداب و رسوم ، سنت ها، ادب و فرهنگ عامه بحث می کند. در واقع، مجموعه آداب و رسوم، عقاید، عادات، افسانه ها، حکایت ها،  مثل ها، ترانه ها و اشعار عامیانه و رفتارهایی چون شیوه غذا خوردن ، لباس دوختن و لباس پوشیدن، آداب و رسوم کفن و دفن ، مراسم عروسی و ... در شمار فولکلور به شمار می رود.
وان ژنب مردم شناس فرانسوی پنج ویژگی برای فولکلور بر می شمارد:
1 ـ فولکلور به مجموعه آداب و رسوم، باورها، و رفتارهای مراسمی و گروهی گفته می شود که در بین توده مردم رواج دارد.
2- این عمل ها بر حسب عادت و رسوم ، تکرار می شود و استمرار می یابد.
3- نقش مهمی در مجموعه فعالیت ها و روند زندگی اجتماعی بر عهده دارد.
4- پدید آورنده و زمان شروع آن معلوم نیست.
5 ـ برخی از رفتارها و عمل های فولکلوری دور از ادب و نزاکت است و معمولا در محافل رسمی، اشرافی و روشنفکری بیان نمی شود و یا به عمل در نمی آید. ( رنجبر، ستوده؛  1383 : 111 ).
 
فولکلور و مردم شناسی
ترانه ها ، مثل ها، چیستان ها، لالایی ها، خرافه ها و افسانه های محلی بخش مهمی از فرهنگ عامه یا فولکلور است و منبع گرانبهایی برای پژوهشگران مردم شناس. مردم شناسان با استفاده از آثار فولکلوریک که از کهن ترین میراث فرهنگی انسان است و خاستگاهی جز زندگی ساده و فعال او ندارد، می توانند به ژرفای زندگی مردم راه یابند و به شیوه اندیشه ها، باورها، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی و بطور کلی به تطور و دگرگونی فرهنگ مردم آگاهی پیدا کنند ( رنجبر، ستوده؛ 1383 :112).
 
ترانه ها
ترانه ها یکی از جلوه های زیبا و گنجینه های ارزشمند فرهنگ مردم (فولکلور) هستند، آنها از نخستین ثمره های ذوقی و ذهنی نژاد آریایی است که سرشار از احساس اند که گاه رنگ و بوی تقدس آمیز به خود می گیرند . ترانه ها در ایران کهن جای ویژه ای داشته اند . در بیان احساس و نیز مدح کسانیکه مورد توجه یا تنفر مردم بوده اند آنها سند معتبری هستند برای بررسی سیاسی و اجتماعی، مسایلی که به کلی در تاریخ ها، نیامده است ( رنجبر، ستوده؛ 1383 : 114 ).
ترانه ها، احساسات تجسم یافته روستائیان ساده دل و کوه نشینان پاک نهادی را می نمایاند که آدمی را در برابر این همه صفا و پاکی تحت تاثیر قرار می دهد. ترانه های محلی هر ناحیه مظهری از زیبایی و طرز اندیشه مردم همان ناحیه، سمبل روح های آزاد و بدون قید و بند ، ترجمان دل های پرسوز و گداز و نماینده آرزوها و خواست ها و ... آنان می باشند.
در مردم شناسی ترانه ها را می توان از دو نگاه - مادی و فرهنگ غیر مادی ( معنوی ) - بررسی و پژوهش کرد. شاید ضرورت علمی کار، ایجاب می کند که بررسی فرهنگ مادی اساس کار در روی ترانه ها باشد ( ستوده، 1381 :51).
در این روستا ترانه های بسیاری رایج است و افراد میانسال و کهنسال برای خود زمزمه می کنند که ما به چند نمونه از آنها اشاره می کنیم:
چهارفصل سال
بهار آلاله زاره  من نمیرم.
تابستان وقت کار من نمیرم.
پاییز جمع کنم ، قوتی زمستان.
زمستان بی محال من نمیرم.
معنی:
بهار وقت رویش گل آلاله است من نمیرم.
تابستان موقع کار و تلاش است من نمیرم.
پاییز موقع جمع آوری محصول است من نمیرم.
زمستان موقع مصرف و خوردن است من نمیرم (نقل از: خدیجه خانی ، حلیمه حسین پور).
 
 بهار
بهار آمد سه غم آمد به یکبار
بیجار کار و بی بی تاو غمه یار
بجار کار و بی بی تاوه بتاوم
مرِه دانم آخر کوشه غمِ یار
معنی:
با آمدن بهار سه غم برایم از راه رسید
کار بیجار ( شالیکاری )، نوغان داری ( پرورش پیله کرم ابریشم )، غم یار
اگر از شالیکاری، پرورش پیله کرم ابریشم جان سالم بدر ببرم
بی گمان غم یارم مرا خواهد کشت.
منظور:
کشاورزان (شالیکاران) با آمدن بهار که فصل زیبایی و شادی و شکوفایی و سرسبزی است، دلش افسرده است، زیرا با دست خالی باید شکم گرسنه خود را سیر کند، و باید شالیزارهای خود را آباد کند، پرورش پیله کرم ابریشم که جزئی از کارهای کشاورزی آن است انجام دهد و نهایتا غم یار که از او دور است ،دستش خالی است و نتوانسته عروسی بگیرد و آنرا به خانه  خود بیاورد (نقل از: خدیجه خانی ).
بهار و نوغان داری( پرورش پیله کرم ابریشم )
مسلمان، بهار آمد، سه غم آمد به یکبار
نوغان تاب، ژگربار، غم یار
غم یار من را کرده رنجور و بیمار
نوغان تاب من را کرده گرفتار
معنی:
مسلمان، بهار آمد، سه غم هم یکباره آمد
کارهای پرورش پیله کرم ابریشم، شاخه های تهی درخت توت، غم یار
غم یار من را رنجور و بیمار کرده است.
کارهای پرورش پیله کرم ابریشم هم من را گرفتار خود کرده است ( نقل از خدیجه خانی ).
شالیزار
بیجارون، بیجارون، بیجارون
سبز و تی تی بده مرز کنارن
ایلاهی بمیرن جفت تی بَرارون
نومزد بازی بکنیم گوشه کنارون
معنی:
شالیزار، شالیزار، شالیزار
در کنار مرزهای شالیزار گل های زرد روئیده است
الهی هر دو برادرانت بمیرند که با ما مخالفند
تا ما براحتی بتوانیم در کنار شالیزارها با هم نامزد بازی کنیم
منظور:
معمولا دختران به برادر های خوئ احترام می گذارند و زمانیکه نامزد می کنند به خاطر شرم و حیا در کنار برادر های خود راحت نیستند، و موقع شالیکاری که همه مشغول کار هستند ، فرصت خوبی برایشان است که با نامزد خود براحتی صحبت کنند ( نقل از: خدیجه خانی ).
 
شالیکاری
هوا گرم، می یار در بیجار
پوشتا آفتاو خوره دیل بی قراره
بشو یارا بوگو شربت بیاره
سرخه گول ناخوش احوال
معنی:
هوا گرم است و یارم در شالیزار است
آفتاب به پشتش می تابد و دل او بی تاب است
برو به یار بگو شربت بیاورد
گل سرخ مریض است و حالی ندارد
منظور:
گل سرخ ( زنان شالیکار ) از کار در شالیزار و آفتاب و گرمای طاقت فرسا هراسی ندارند و از صبح که آفتاب طلوع کرده و تا غروب که آفتاب غروب می کند ، کار می کنند (نقل از: صفری فتحی پور ).
 
وجین ( آیش کردن زمین)
وجینی خوب بکن ،ودباره دنکه
تی بی گفته یارا، آواره نوکون
آواره گر، خوبا آواره ببو
کوه بو کوه بخورد صد پاره ببو
معنی:
وجین را خوب انجام بده دوباره وجین نکن
یار انتخابی خود را آواره مکن
آواره گر بهتر است خودش آواره بشود
به کوه ها بخورد و صد پاره بشود
منظور:
وجین در شالیزار دو بار صورت می گیرد و کار زنان می باشد و وجین ها در فاصله دو هفته صورت می گیرد که زنان پس از وجین اول استراحتی می نمایند و دوباره زمین خود را وجین می کنند؛ که می گویند اگر وجین اول را درست انجام دهند، وجین دوباره راحت تر خواهد شد ( نقل از خدیجه خانی ).
 
 درو کردن محصول
بزن داره، راست برنج
بنیش مرز کنارون، مرز کنارون گنجه
تی دستمال را ویگیر ، پاکن تی عرق
حلال جان ببی، تی دست رنجه
معنی:
با داس برنج های رسیده را درو کن
در کنار مرزها بنشین، کنار مرزها گنج می باشد
دستمالت را بردار و عرق صورتت را پاک کن
حلال جانت باشد ، دست رنجی که بدست آوردی ( نقل از خدیجه خانی ).
 
شالیزار و مراسم گیشه یاور
یِک شو بُشوم کونوس کَلِه        اِ شاله
کونوس بِچِم یک وَر وَرِ         اِ شاله
مِ دامن آو دَکته                   اِ شاله
ان شاله تی مَرِه بمیره            اِ شاله
مِن دل قراره  بگیره              اِ شاله
معنی:
یک شب رفتم باغ ازگیل                                        ان شاء الله
ازگیل ها را چیدم اندازه یک زنبیل بزرگ                    ان شاء الله
دامن من داخل آب افتاد                                         ان شاء الله
الهی مادرت بمیرد                                               ان شاء الله
دل من آرام بگیرد                                                ان شاء الله  ( نقل از: خدیجه خانی )
 
 مراسم حنابندان
ابتدا از کوری چشم عزازیل لعین می گشایم لب به بسم الله
اول از حمد خدا آیه بسم الله است
دوم از نام محمد (ص ) که رسول الله است
سوم از حیدر سفتر که ولی الله است
هر که شد ابلیس لعین گمراه است
چهار دفتر همه جا اسم علی کردم یار
علی هست وصی و داماد
آن کریمی که علی را به ابوطالب داد مادرش فاطمه بود بنت اسد او را زاد. ( دم به دم بر گل رخسار محمد ( ص ) صلوات.
کنم ز دل سر افراز تازه آغاز بسم الله
هر کس تو را بیند شادی می کند.
در متن نبی رواست گویم همه جا
من هرچه فرق نمودم آمدم هزار و یک منزل
چه خوش دیدم حنا را درمیان مجمع زرین
ز دل گویم حنابندان تان سیمین تر است به دامادش مبارک بادا
خیلی با صفاست امشب
یا رب که تو را تاج مبارک بادا
همراه تو یس مبارک بادا
هر کس تو را بیند شادی نکند در عرش برین فرشته ها می گویند ایام عروسیتان مبارک بادا (نقل از بهاره معصوم زاده ).
 
مراسم عروس بران
خانواده داماد : بشکسته انبار
خانواده عروس: بله
خانواده داماد : کهنه تلمبار
خانواده عروس : بله
خانواده داماد : مِ عروس بردِه دَرم
خانواده عروس: هندِنمُ، هندِنم ، هندِنم
خانواده داماد: بر سر چی هندِنی
خانواده عروس : بر سر طلا هَندِنم
خانواده داماد: طلا برای سال ، مهلت بدی امسال بهار، برنج ببینم عروسی دنم؛ برنج ببینم، لوتی برم؛ برنج ببینم، سازنچی برم؛ سازنچی، ساز زنی، لوتی نقاره.
خدا خَنِ دشمن ببی آواره
معنی:
ـ خانه انبار شکسته
بله
ـ تلمبار کهنه
بله
ـ آمدم عروس خود را ببرم
نمی دهم، نمی دهم، نمی دهم
ـ بر سرچی نمی دهی
بر سر طلا نمی دهم
ـ طلا برای سال است،مهلت بده تا امسال بهار،برنج خود را برداشت کنم،عروسی بگیرم.برنج خود را برداشت کنم،لوتی بیاورم، برنج خود را برداشت کنم ،سازنچی بیاورم؛سازنچی ساز می زند؛لوتی نقاره می زند.
خدا می خواهد چشم دشمنان کور شود (نقل از: رقیه حسن دوست اربوکلایه و مشاهدات ).
 
چهارشنبه سوری
گل گل چهارشنبه، به حق پنج شنبه
زردی بشه، سرخی بایه ، نکبت بشه، دولت بایه
معنی:
ای شعله آتش چهارشنبه، به حق پنج شنبه
زردی و بیماری برود و سرخی و نشاط و خرمی فرا رسد ( نقل از تمامی اهالی روستا ).
 
عروس گوله (مراسم نوروز خوانی)
غول را نیه کن بابا
غول را نیه کن بابا
سلام گویم آقا
کاس خانم بیا بیا
ناز خانم بیا بیا
بشکفته گل و گیاه
نوروز مبارک بادا
سال نو مبارک بادا
معنی:
غول را نگاه کن بابا
غول را نگاه کن بابا
سلام گویم آقا
کاس خانم بیا
ناز خانم بیا
گل و گیاه شکفته است
عید نوروز مبارک
سال نو مبارک( نقل از خدیجه خانی ).
 
مراسم نوروز خوانی( مدح دوازده امام )
همی خوانم امام اولین را
شه کشور امیرالمومنین را
وصی و جانشین یعنی علی را
 
به یاسین و الف و لام به فیروز
دهید مژده که آمد عید نوروز
 
امام دومین هم دسته گل
شفاعت می کند او بر سر پل
حسن بابش سوار است او بدلدل
 
به یاسین و الف و لام به فیروز
دهید مژده که آمد عید نوروز
 
امام سومین شاه جهان است
بود نامش حسین شاه یگانه است
محمد ( ص )را به محراب می رساند
 
به یاسین و الف و لام به فیروز
دهید مژده که آمد عید نوروز
 
امام چهارمین زین العابدین است
گل باغ حسین است
 
به یاسین و الف و لام به فیروز
دهید مژده که آمد عید نوروز
 
امام پنجمین دفع کند پنجاه بلا را
بگردان دور از این دولت سرا
خصوصا هم از این دولت سرا
 
به یاسین و الف و لام به فیروز
دهید مژده که آمد عید نوروز
 
امام ششمین شاه مدینه
الهی نوجوانت بد نبینه
الهی نوجوانت خیر ببینه
گل عشرت به کام دل بچینه
 
به یاسین و الف و لام به فیروز
دهید مژده که آمد عید نوروز
 
امام هفتمین موسی کاظم
ز نور او منور گشته عالم
چو بلبل در قفس تا کی بنالم
 
به یاسین و الف و لام به فیروز
دهید مژده که آمد عید نوروز
 
امام هشتمین شاه خراسان
بِکن تلخی  جان کندن تو آسان
بهار آمد همه جا شد گلستان
 
به یاسین و الف و لام به فیروز
دهید مژده که آمد عید نوروز
 
امام نهم، نه قدم آید به میدان
ملائک برسرش خوانند قرآن
یقین دین محمد( ص ) برقرار است
علی در خدمت پروردگار است
به حق حرمت آیات قرآن
تو صاحبخانه را خوشحال گردان
 
به یاسین و الف و لام به فیروز
دهید مژده که آمد عید نوروز
 
امام دهم در این دنیای فانی
نگهدار زمین و آسمانی
بده بر صاحبخانه زندگانی
الهی صاحبخانه در نمانی
 
به یاسین و الف و لام به فیروز
دهید مژده که آمد عید نوروز
 
امام یازدهم در روز محشر
شفاعت می کند او با پیمبر
به حکم خالق و خلاق داور
 
به یاسین و الف و لام به فیروز
دهید مژده که آمد عید نوروز
 
امام دوازدهم مهدیش نام است
تمام کل عالم را امام است
بدانید حضرت صاحب الزمان است
 
به یاسین و الف و لام به فیروز
دهید مژده که آمد عید نوروز
 
خدایا صاحبخانه را خوشحال گردان
جوانان را داماد گردان
عروسش را صاحب اولاد گردان
 
به یاسین و الف و لام به فیروز
دهید مژده که آمد عید نوروز (پژوهشگران ایران، 1374 : 379).
 
گذر از قبرستان
به قبرستان گذر کردم صبحگاهی
بدیدم ناله افغان آیی
از آن روزی که ما را آفریدی
به غیر از مصیبت چیزی ندیدم
خداوندا به حق هشت و چهار
زما بگذر، شتر دیدی و ندیدی
معنی:
صبح بود ، از قبرستان گذشتم
دیدم صدای گریه و زاری می آید
از وقتی که ما را آفریدی
غیر از بدبختی و مصیبت چیزی ندیدم
خداوندا به حق 4 و 8 ( منظور 12 امام است )
از ما بگذر ، انگار که شتر دیده باشی که بگویی ندیدی.
منظور: نادیده گرفتن گناهان ( نقل از ابوطالب حسین پور ).
 
مرگ و قبر
خوشا روزی که بر من می کنند ، قبر تنگ
به بالینم خشت و گل و سنگ
نه پا دارم گریزم از کوچه تنگ
نه دست دارم که با مُران کنم جنگ
معنی:
روزی خواهد رسید که برای من قبر تنگ می کنند
جایم خشت و گل و سنگ خواهد شد
نه پایی خواهم داشت که از این کوچه تنگ فرار کنم
نه دستی خواهم داشت که خود را از مورچه ها رها کنم ( نقل از: ابوطالب حسین پور).
 
 نماز
سحر گاهی که آهو می کشد هو
وقت نماز است
هرکس که کالی نماز است
وای بر او
هر کس که صبح سحر بیدار باشد
محمد ( ص ) با علی ( ع ) همراه آن است
معنی:
موقع سحر که آهو هو می کشد
موقع نماز است
هر کس که نماز را سبک بشمارد و اهمیت ندهد
وای بر او
هر کس که موقع سحر برای نماز بیدار باشد
محمد ( ص ) با علی( ع )همراه آن می باشد ( نقل از: رقیه حسن دوست  اربوکلایه).
 
 خواب خوش
شب جمعه است
عزیزم خُویی بیدم
علی و مسجد و معراج بیدم
همچین خوی خوشی هرگز نیدم
معنی:
شب جمعه بود
عزیزم خوابی دیدم
علی و مسجد و معراج را دیدم
چنین خواب خوشی را هرگز ندیدم( نقل از رضا نوروزی ) .
 
چاووشی مشهد
شکر الله
شد نصیب مرقد شاه رضا
یافتم بوی بهشت از مرقد شاه رضا
پا نهادم در حرم
رفتن به نزدیک زری
قفل را بوسه دادم
دادم دل و جان را صفا
ای وطن بوی بهشت آن مرقد شاه رضا ( ع )
در گذشته در این روستا رسم بر این بود کسی که به مشهد برود برایش چاووشی بخوانند و او را بدرقه کنند اما متاسفانه امروزه دیگر چاووشی نمی خوانند. ( نقل از ابوطالب حسین پور، صمد حسن دوست اربوکلایه ).
 
 شام غریبان ماه محرم
عمه جان بی پدرم کرد فلک
خاک عالم بر سرم کرد فلک
چرا ننالم عمه
پدر ندارم عمه
بی کس و کارم عمه  و...( نقل از زهرا حسن دوست ، صمد حسن دوست ).
 
جشن عمر کشان
این ماه عمر کشان
لاکو تو غمزه مرا کشانه
معنی:
این ماه عمر کشان است
ای دخترعشوه و ناز تو من را می کشد ( نقل از: خدیجه خانی).
 
برگشت عقیده
خوام بشوم رشت
خوام بشوم رشت
بشوم تا لنگرود
م طالع برگشت
معنی:
می خواهم به رشت بروم
می خواهم به رشت بروم
رفتم تا لنگرود
عقیده و نظرم عوض شد (نقل از : حلیمه حسین پور )
 
در خانه کسی را زدن
خانه خوا بیا بیرون
تی سگ مرا گینه
اگر نیا، تی سگ زنم میره
معنی:
صاحب خانه بیا بیرون
سگ تو مرا می گیرد
اگر نیایی ، سگ تو را خواهم زد تا فرار کند
منظور:
در این روستا از سگ برای نگهداری خانه ها بعنوان نگهبان استفاده می نمایند. در گذشته زمانیکه به خانه کسی می رفتند این ترانه را می خواندند تا صاحبخانه سریع درب خانه را باز کند ( نقل از مرحوم مرتضی حسن دوست اربوکلایه).
 
از دست دادن یار و نفرین کردن
آسمان دنه زرد و ستاره
باغان دنه بیشتر سرخ گل
کمتر دنه آلاله
هر کس من یار بیته دوباره
جگر پرخون ببی ، این دل پاره
معنی:
آسمان پر از ستاره می باشد
در باغ ها بیشتر گل سرخ دارند
گل آلاله کمتر روئیده است
هر کس یار من را از من دوباره گرفت
جگر آن پر خون شود و دل آن پاره شود (منظور : رنگ خوشی را نبیند)( نقل از رقیه حسن دوست ).
 
بی وفائی  خانواده
نفس در قالب است
خون می زند جوش
زن و فرزند، همه تقسیم مِ مالند
یقین دنم که من را کردند فراموش
معنی:
نفس در تنم در حال زدن است
خون از ناراحتی در حال جوش است
زن و فرزندانم همه به فکر تقسیم ارث و میراث هستند
مطمئن هستم که من را فراموش کرده اند ( نقل از رضا نوروزی ).
 
غم و بدبختی
سر کوهان بشم کو خانه مو
فلک تیر هَکِش بر شانه مو
که هر جا می زنی درمان ندنه
معنی:
سر کوه ها رفتم ، خانه و آشیانه ای پیدا نکردم
زمانه دردی بر شانه من گذاشت
که هر جا می روم درمانی برای آن پیدا نمی کنم ( نقل از صغری فتحی پور).
 
دوری از پدر و مادر و مشکلات آن
سر کوهی بلند شد خانه من
فلک تیری زد بر شانه من
گفتم فلک، نزن تیری بر من
من مردی جوانم
بمانم یادگار پدر و مادرم
معنی:
خانه من سر کوهی بلند قرار گرفت
زمانه دردی برشانه من گذاشت
گفتم ای زمانه ، دردی برای من نگذار
من پسری جوان هستم
تا بتوانم برای پدر و مادرم باقی بمانم
منظور:
پسران این روستا در گذشته ، زمانیکه به سن جوانی می رسیدند به شهرها مهاجرت می کردند و به کاری مشغول می شدند ، این مهاجرت مشکلاتی به همراه داشت و همیشه دلتنگ پدر و مادر خود می شدند ( نقل از خدیجه خانی).
 
وصف برادر خود
این راه را کی شودره م بَرر جونِ
این دست ساعت دَنِه مثل گلستان
الهی من ببوم تی ساعت دست
مِ برر را ببینم هزار بار
معنی:
کسی که در این راه دارد می رود برادر من است
دست او یک ساعت مچی بسته است مانند گلستان
الهی که من ساعت مچی ات بشوم
که روزی هزار بار برادر خود را ببینم ( نقل از: لیلا ابراهیمی ).
 
فلفل فروش
سر کوهی من فلفل فروشم
صدای مادرم آید به گوشم
الهی مادرم تو را زنده ببینم
تو را جارو کش معصومه بینم
معنی:
سر کوهی من فلفل فروش هستم
صدای مادرم را می شنوم
ان شاء الله مادرم تو را زنده ببینم
تو را مادر شوهر خوبی برای معصومه ببینم( نقل از: رقیه حسن دوست ).
چوپان عاشق
سر کوهی کمن من چوپانم
گوسفند نعره کن، من سرچوپانم
سلام من را برسان عمه جانم
تی دختر مِ بده من بی خانمانم
معنی:
من در میان کوهها چوپانی می کنم
گوسفند ها نعره می کنند و من سو چوپان گوسفند ها هستم
سلام من را به عمه جانم برسانید
و بگوئید دخترش را به من بدهد که من بی همسر و مجرد هستم ( نقل از : رقیه حسن دوست).
 
غریبی و غم غربت
مسلمانان غریبم این ولایت
دردی بر من رسد بی نهایت
سلام من را به مَارجون رسانید
مِ دل پر کشند روی ولایت
معنی:
ای مسلمانان در این شهر من غریب هستم
غصه های بی نهایتی به من می رسد
سلام من را به مادرم برسانید
دل من تنگ شده برای ولایتمان( نقل از :خدیجه خانی).
 
 مسافر کشی با موتور
موتور کاری نکن بد اَنِ
تی دست لُر گینه مِ دل درد دَنه
برو شرکت بکن چایکاری
هرچه ضرر بُدی من وَر دَرنِه
معنی:
با موتور کار نکن ، بدم می آید
وقتی دستت به فرمان موتور می خورد دل من درد می آید
برو در چایکاری کار کن
اگر سود خوبی نداشت و ضرر کردی ، از کنار کار من این ضرر جبران خواهد شد ( نقل از خدیجه خانی ).
 
ساحل دریا و خواب
لب دریا بُشم
آبی بنوشم
همانجا مِن بیته خواب
صدای کَج بون آید به گوشم
الهی کج بون، کر بشی و لال
من را از خواب کردی بیدار
معنی:
لب دریا و کنار ساحل رفتم
آبی بخورم
همانجا خوابم گرفت
صدای نی زن رسید به گوشم
الهی نی زن ،هم کر بشی هم لال
که من را از خواب بیدار کردی )نقل از: مرحوم مرتضی حسن دوست اربوکلایه).
 
باریدن برف و باران و رفتن پیش گاو
ببارد برف و باران
مُ نشم نم
همه خشکی ایسند
مِ مال وَر
چه کار کنم این چهار مال را
لب رودخانه بیم بگیرم تی بال را
معنی:
برف و باران می بارد
به من باران نخورد که خیس شوم
همه در خانه هستند و از باران در امان هستند
من پیش گاو خود هستم
این چهار گاو را چکار کنم
بیایم لب رودخانه دست تو را بگیرم ( نقل از: خدیجه خانی).
 
وقت نیره زدن ( کره گیری ) و ( دوغ )
دو، دو، دو
بشکن دو
هی زودتر نیره ببو
ای دو تندتر ببو
اَمِ مژگان مِ میهمان
هَچی پَله را نخونه
معنی:
دوغ، دوغ، دوغ
زودتر دوغ شو
زودتر روغن پس بده
ای دوغ تندتر درست شو
مژگان من ، میهمان من است
برنج خالی را نمی خورد ( نقل از : خدیجه خانی، صمد حسن دوست اربوکلایه، حرمت کاظم پور ).
 اِمشو شب چله، خانم جیر پله،         چاقو بزنیم هندوانه کله
امشب شب چله است، خانم خانه روی راه پله نشسته است، چاقو بر سر هندوانه بزرگ بزنیم. (نقل از: صمد حسن دوست اربوکلایه)
 
 
ضرب المثل ها
مثل بخشی از ادبیات شفاهی است که برخی آنرا کهن ترین اثر ادبی می دانند که از فکر انسان تراویده است. آنها بر این باورند که انسان پیش از آنکه خط بنویسد، مثل را اختراع کرده و در محاورات خود بکار برده است . خاستگاه مثل ها به کلی مجهول و پدید آورندگان آنها نامعلوم اند و نمی توان زمان و مکان پیدایی آنها را مشخص کرد (ستوده، 1381 : 53).
ـ آب، روشنائی است.
زمانیکه آب بر روی حصیر یا قالی اتاق می ریزد گفته می شود.
 
- آب دریا - گل گود؟
معنی: آب دریا با یک مشت گل؟
منظور: معمولا در ترکیبی که موادی از مواد دیگر بیشتر باشد و نتوان کمی مواد را جبران نمود این اصطلاح بکار می رود.
 
ـ آدم بنه دریا لب  ـ تشنه وگرد بنه
معنی: آدم را می برد لب دریا تشنه بر می گرداند.
منظور: زرنگ و موزی بودن فرد
 
ـ آو دریا بَری کم اَنه
معنی: آب دریا را بیاوری کم می آید
منظور:حرص و طمع زیاد
 
ـ زیر آب زدن
منظور: خیانت کردن
 
ـ زیر آبی رفتن
منظور: کسی که کار خود را با زیرکی انجام دهد.
 
ـ مثل آب خوردن راحتِ
منظور: راحت و آسان بودن
 
- باران پیش بذرگر گم نمی شود.
منظور: از کسی توقع داشتن اما فرد بی اعتنا باشد.
 
ـ چاه کن همیشه ته چاه
منظور: هرکس برای کسی مشکل ایجاد می کند، خودش دچار همان مشکل خواهد شد.
 
ـ چاه باید ازخودش چشمه داشته باشد.
منظور: کاری را زورکی نمی توان به کسی تحمیل کرد، خود فرد باید همت و پشتکار داشته باشد.
 
ـ از چاله در بَردیم، بَکتِه تو چاه
معنی: ازچاه در آوردیم بعد افتاد توی چاه
منظور: مشکل را حل کردن و پیش آمدن مشکلی بزرگتر (( بدتر شدن موقعیت )).
 
ـ همانجا چاهش را کند
منظور: زیر آبش را زد.
 
ـ مستراح را هم نزن که بویش بیشتر دَرَنِه
معنی: مستراح را به هم نزن که بوی گندش بیشتر در می آید.
منظور: حرفی که موجب عصبانیت و اختلاف بیشتر می شود. به طور مداوم تکرار می شود.
 
ـ همه که بلبل نمی شوند یکی کولکافیس درانه
معنی: همه که بلبل نمی شوند یکی کولکافیس می شود
زمانیکه بلبل  تخم می گذارد، 7 تا است 6 تخم بلبل می شوند و 1 تخم کولکافیس می شود که پرنده ایست کوچک و بد آواز که گوشتش را نمی خورند.
منظور: در میان همه خوبی ها یک بدی وجود دارد.
 
ـ آن زمان می خواستم بلبل برایم بنالد، ننالید
 حالا بلبل بنالد، ننالد، چه فرقی می کند.
منظور از نالیدن: خواندن و آواز بلبل است.
 منظور: کاری یا اتفاقی که موقع خودش رخ نداده است و زمانی رخ داده است که فایده ندارد.
 
ـ زحمت گل را بلبل کشد ، فیض گل را باد برد.
منظور: زحمت کاری را یک نفر بکشد و سود و منفعت آن را شامل فرد دیگری شود.
 
- آش می رود تا دراسون- پلا می رود تا خراسون
معنی: آش می رود تا نزدیک در خانه - برنج می رود تا خراسان
منظور:اگر آش بخوری حد اکثر می توانی خود را به درب خانه برسانی، اما اگر برنج بخوری می توانی تا خراسان بروی .
کنایه از:  مقوی بودن برنج
 
ـ آش نخورده ، دهان سوخته
منظور: کاری را نکرده باشیم و به خاطر آن بی دلیل تنبیه شویم.
 
ـ کاچی بعد از هیچی
معنی: ارزش پیدا کردن چیزی بی ارزش در زمان قحطی
 
ـ سرکه که بشو، اما اون بو که نشو
معنی: سرکه دیگر نداریم اما بوی آن که هنوز نرفته است
منظور: اصل کار نیست اما جانشین و اطرافیان آن که هستند.
 
ـ نان و نمک هم را خوردیم.
منظور: حرمت نگهداشتن، قدر دانی کردن از لطف کسی.
 
ـ فلانی نمک بخورده و نمکدان را بشکنه.
معنی: فلانی نمک خورده و نمکدان را شکست.
منظور: حرمت کسی را شکاندن و قدر نشانس بودن.
 
ـ نان کسی را آجر نکن
منظور: مشکل در کار کسی ایجاد نکن.
 
ـ نان کسی را نبُر
منظور: مشکل در کار کسی ایجاد نکن.
 
- برنج تو انباره- پلا پوتَن چکاره
معنی: اگر برنج داخل انبار باشد، پختن پلو کاری ندارد.
منظور: اگر وسایل کاری فراهم باشد انجام آن آسان است.
 
- سگ را زورازور شکار بردن، صاحب لگ را گینه
معنی: سگ را به زور شکار ببری ، پای صاحبش را گاز می گیرد.
منظور: کسی که با اجبار می خواهد کاری را انجام دهد حتما آن کار را خراب می کند.
 
ـ سگ زرد برادر شغال است.
منظور:همانند هم بودن و هیچ فرقی با هم نداشتن است.
 
ـ سگ کله پاچه برده
معنی: سگ کله پاچه آورده است.
منظور: کسی چیزی را با چنگ و دندان پیش خود نگهدارد و همه جا ببرد.
 
- آیا سگ سوا، سگ کوته سوا؟
معنی: آیا سگ جدا از بچه سگ است؟
منظور: کاری گروهی انجام شود و از یکی تعریف و از دیگری انتقاد شود.
 
- سگ را یورو دَبَسته بودند به یاد استخوان شنبه بازار شیخعلی کلایه بکته و همانجا بشو.
معنی: سگ را با یک غلاف با ارزش بسته بودند به یاد استخوان شنبه بازار شیخعلی کلایه افتاد و به همانجا رفت.
منظور: ذات و صفت افراد را نمی توان عوض کرد.
 
ـ سگ آدم وفا دَنِه ، اما زاک آدم وفا نَدَنه
معنی: سگ آدم وفا دارد اما بچه آدم وفا ندارد
منظور: بی توجهی اولاد به والدین خود
 
ـ شما را سگ بیته
معنی: شما را سگ گرفته
منظور: سریع رفتن،
 
ـ سگِ از ناتوانی مهربونِ
معنی: سگ از روی ناچار مهربان است.
منظور: از روی اجبار، کار یا چیزی را تحمل کردن.
 
ـ سگِ خوشی کولی بِه غیرت نشون دنه
معنی: سگ برای کولی خود غیرت نشان می دهد.
منظور از کولی: یک چیز بی ارزش
منظور: دفاع کردن از کسی که ارزشش را ندارد.
 
ـ مثل سگ پشیمان است
منظور: کاری را بیهوده انجام دادن و پشیمان شدن
 
ـ سگ لیلی مرسون کار کرده دَرِه
معنی: مثل سگ لیلی کار می کند
منظور: بیش از حد کار کردن و زحمت فراوان کشیدن
 
ـ مثل سگ پاچه گینه
معنی: مثل سگ پاچه می گیرد
منظور: به طور مدام دعوا می کند.
اشاره به عصبانی و خشمگین بودن فرد دارد.
 
ـ سگ را موقع پله خور گینم
معنی: سگ را موقع غذا خوردن می گیرم
منظور: برخورد کرن موقع خوش
 
- گربه یراق بُده
معنی: گربه هجوم برده (یراق: فرد سلاح دار و آماده برای جنگ)
منظور:خانواده و فردی که هر روز جایی می روند.
 
ـ فلانی گربه صفت است.
منظور: فقط از دیگر توقع دارد و در قبال خدمت دیگران هیچ جبرانی نمی کند.
 
ـ دیوار موش دَنِه، موش هم گوش دَنِه
معنی: دیوار موش دارد و موش هم گوش دارد.
منظور: زمان صحبت کردن، احتیاط کن
 
موش را داخل کندوج نکن
منظور: مشکل برای خودت درست نکن
کندوج، نوعی انبار برنج است که حیوانات به داخل آن نمی توانند بروند و فقط توسط خود انسان می تواند وارد آن می توان شد
 
- ماری که نیش نزند کوروف است.
کوروف نوعی مار است که نیش نمی زند.
منظور: فردی بی آزار است.
 
ـ تو آستینش مار پرورش داده است.
منظور: به فردی کمک نمودن، در عوض جبران،خیانت کردن
 
ـ فلانی مهره مار دَنِه
معنی: فلانی مهره مار دارد.
منظور: جذابیت داشتن، خوشانس بودن، فرد است که پیش از اطرافیانش به او توجه می کنند.
 
ـ آن قدر مار بخورده که افعی بِِبِو
معنی: آن قدر مار خورده است که افعی شده است.
منظور: زرنگ شدن و خطرناک شدن فرد را اشاره دارد.
 
ـ فلانی عین چوچار موندِنِه
معنی: فلانی مثل مارمولک می ماند
منظور: لاغر بودن و زیرک بودن فرد
 
ـ فلانی عین شوبوک موندِنِه
معنی: فلانی مثل قورباقه می ماند
منظور: قد کوتاه بودن
 
- موقع جنگ اَمِ وَرزِا شاخ ندََنِه
معنی: موقع جنگ ، گاومان شاخ ندارد.
منظور: شانه خالی کردن و تنبل بودن یار و اطرافیان موقع کاری مهم.
 
ـ گاو پیشانی سفید است.
منظور: مشهور و سرشناس بودن
 
ـ گُو گیجه بِیتَم
معنی: مثل گاو گیجی گرفتم
منظور: سرگردان و حیران شدن
 
ـ اَمِ گُو بِچِ
معنی: گاومان زائید.
منظور: بدبیاری آوردن.
 
ـ مثل گو موندِنه
معنی: مثل گاو می ماند
منظور: مراقب رفتار خود نبودن و رعایت نکردن اصول و قواعد رایج
 
ـ مثل گو خونه
معنی: مثل گاو می خورد
منظور: حریص بودن و زیاده روی کردن در خوردن
 
ـ فلانی لال گُو
معنی: فلانی مثل گاو لال هست.
منظور: آرام و بی زبان است.
 
- خروس همسایه روی میخ تخم کُنه، نشکنه
اما اَمِ مرغ روی کُُلُش تخم کُنه، شکَنه
معنی: خروس همسایه روی میخ تخم می گذارد، نمی شکند اما مرغ ما روی ساقه های  برنج تخم می گذارد، می شکند.
منظور: به شانس و بخت و اقبال اشاره دارد.
ـ مُِرغانه بُدِه
معنی: تخم (تخم مرغ )گذاشته
منظور: خرابکاری کرده است.
ـ حالا مُرغانِه نکن
معنی: حالا تخم (تخم مرغ )نگذار
منظور: احتیاط کردن و جلوگیری از اشتباه و خرابکاری کردن
 
- مرغ همسایه غاز است
معنی: حسرت و افسوس خوردن دیگران
 
ـ انگار تخم کَفتَر بُخورده
معنی: انگار تخم کبوتر خورده است.
منظور: زیاد حرف زدن
 
ـ عین قرقی موندِنِه
معنی: مثل قرقی است.
منظور: تنو و سریع کار می کند.
 
ـ مثل پاپوی موندِنه
معنی: مثل پاپوی (پروانه ) است
منظور: قشنگ و زیبا است.
 
ـ عین کفتال موندِنِه
معنی: فلانی مثل کفتال است.
منظور: بدجنس بودن.
 
ـ انگار صبحانه کله پاچه بُخوردِه
معنی: انگار صبحانه کله پاچه خورده است.
منظور: زیاد حرف زدن
 
ـ مگس پراندن
منظور: بیکار بودن
 
- خدا خر خود را شِناسِنِه که شاخ نَدَه
معنی: خدا خر خود را می شناسد که شاخ برایش نگذاشته است.
منظور: جنبه طرف را بیان می کند.
 
- روخرنیشته، دنبال خر گردَنِه
معنی: روی خرش نشسته دنبال خرش می گردد.
منظور: توجه نکردن به اطراف خود، در دسترس بودن چیزی و دنبال آن گشتن.
 
ـ خر همان خر است فقط این پالون عوضَ بو
معنی: خر همان خر است فقط پالون آن عوض شده است.
منظور: ظاهر فرد تغییر کرده اما باطن و خصلت آن تغییر نکرده است.
 
ـ خر خودتی، کره خر هم تی زاک
معنی: خر خودتی، کره خر هم بچه ات هست.
منظور: موقع دعوا و کشمش این ناسزا را می گویند.
 
ـ خر همیشه خرما هَندِنِه ، یکدفع پشکل رینه
معنی: خر همیشه خرما نمی دهد، یکدفع پِهِن می ریند.
منظور: شانس و اقبال آدمی
 
ـ فکر کرده که مُ خرم، فقط بِمونسه که یک پالون بذاره اَمِ سوارَ بو
معنی: فکر کرده من خرم، فقط مانده یک پالون روی ما بگذارد و سوارمان بشود.
منظور: سوء استفاده کردن
 
ـ خر را از پل ردَ کُنه ، کسی را نَدِه و نشناخته
معنی: خر خود را از پل رد کند کسی را ندیده و نشناخته
منظور: زمانیکه کارش انجام شد دیگر کسی را به یاد نخواهد آورد.
 
ـ تو قهر، مُ قهر، الاغکم را بکنیم بار
معنی: تو با من قهر، من با تو قهر الاغک من را بار بزنیم.
منظور: در موقع کار اختلافات خود را کنار گذاریم.
 
ـ فلانی خر پول است
منظور: پولدار بودن
 
ـ مگر مغز خر بخوردی
معنی: مگر مغز خر خوردی
منظور: انجام دادن کاری که عواقب خوبی ندارد.
 
ـ خری ات نکن
منظور: اشتباه نکن
 
ـ اون خرِ بُمرده
معنی: آن خر سابق مرده است.
منظور: دیگر آدم ساده سابق نیستم.
 
- گدا خر بیِه
معنی : گدا خر خریده است
منظور: تازه به دوران رسیده است.
 
ـ اسب با بارش فرو شَنِه
معنی: اسب با بار خود فرو می رود.
منظور: نامرتب و شلوغ بودن مکانی.
 
ـ همیشه اسب یک پا لنگ است
منظور: اختلال در کارش همیشه وجود دارد.
 
ـ مثل اسب خونه
معنی: مثل اسب می خورد
منظور: حریص بودن و زیاده روی کردن هنگام خوردن غذا
 
ـ گدا لحاف بیه
معنی: گدا لحاف خریده است.
منظور: تازه به دوران رسیده است.
 
ـ امِ30 سالِ که گدائیم هنوز ندونیم که شب جمعه کی بُبو ؟ حالا چه انتظار از تازه کار دَنید؟
معنی: ما 30 سال هست گدا هستیم هنوز نمی دانیم شب جمعه چه روزی است؟ حالا چه انتظار از این تازه کار دارید؟
منظور: بعد از سال ها تجربه در کار بازهم اشتباه می کنیم. باید به تازه کارها و انسان های کم تجربه فرصت داد.
 
- گدا که معتبر شود - از خدا بی خبر شود.
منظور: کسی که مقام و منزلتی کسب کند و اطرافیان و گذشته خود را فراموش کند.
 
ـ خواهر امام بس بنیشم
بقعه ای است که در محله خواهر امام رشت واقع است (زنده دل، 1379 :90 ).
منظور: گدایی کردن
 
- فلانی لحاف پاره است
منظور: به دست و جیب خالی فرد اشاره دارد.
 
- هم ماهی نر خَنی که خاویار دَبی؟
معنی: آیا ماهی نر می خواهی که خاویار داشته باشد؟
منظور:همه چیز را با هم خواستن؛ توقع زیاد داشتن
 
ـ فلانی خَش ماهی موندنه
معنی: فلانی مثل استخوان ماهی می باشد.
منظور: لاغر بودن فرد اشاره دارد.
 
- کورَک دیکون موندِنِه
معنی: شبیه مغازه آقای کور است.
منظور: نا مرتب بودن
 
ـ تلمبار نکن
تلمبار مکانی است که در فصول مختلف استفاده های مختلفی از آن می شود و تقریبا نامرتب است.
منظور: مرتب بودن؛ کار را روی هم انباشته نکردن
 
ـ آغوز دار
معنی: درخت گردو
منظور: این اصطلاح را زمان قطع کردن حرفی که می خواهیم طرف دیگر متوجه نشود بکار می بریم، تا موضوع حرف نیز عوض شود.
 
ـ ترش خالی به دار نَمون دِنِه
معنی: گوجه سبز ترش روی درخت نمی ماند.
منظور: نوبت تو هم خواهد رسید . به ضرب المثل دیر و زود دارد اما سوخت وسوز ندارد بر می گردد.
 
ـ فلانی گل انار موندنه
معنی: فلانی مثل گل انار است.
منظور:  زیبا و خوشگل بودن فرد
 
ـ فلانی موس بوده آشتالو موندنه
معنی: فلانی مثل هلو پژمرده و یخ زده می ماند.
منظور: اخمو و بداخلاق بودن فرد اشاره دارد.
 
ـ سر حاصل کونوس
معنی: سر برداشت میوه ازگیل
منظور: قرض دادن به فردی که پس دادن آن مشخص نیست.
 
ـ 10 تا کال انجیر بخوردم تا به یک بُبتِه انجیر برسم
معنی: 10 تا انجیر نارس خوردم تا به یک انجیر پخته رسیدم
منظور: تحمل سختی کاری تا به یک نتیجه مطلوب رسیدن
 
ـ چوب کار خود را خُنِه
معنی: چوب کار خود را خواهد خورد
منظور: مکافات عمل خودش را می بیند.(خطاب به اشخاص ظالم است).
 
ـ مراقبَ بُو اَمِ بشکسته دار نیشتیم
معنی: مراقب باش ما روی درخت شکسته نشسته ایم
منظور: احتیاط کردن و مراقب بودن است.( اشاره به بداقبال و بدشانس بودن )
 
ـ تیشه به ریشه زدن
منظور: خیانت کردن
 
ـ تو اگر بیل زنی، باغچه خود را بیل بزن
منظور: تو اگر می خواهی مشکل فردی را حل کنی، ابتدا مشکل خود را حل کن.
 
- دار بگو - بار بگو
معنی: به درخت بگو ، به بار درخت بگو
منظور: توجه نکردن طرف به حرف کسی
 
ـ به جای برنج بَنه، سوروف بَنه آب بخورده
معنی: به جای ساقه های برنج، ساقه گیاه سوروف آبیاری شده است.
منظور: سود منفعتی شامل فرد دیگری هم شود.
سوروف گیاهی هرز و خودرو، است که شبیه ساقه های برنج است. بعد از نشاء کردن، زمین های شالیکاری را آبیاری می کنند تا ساقه های برنج آبیاری شوند و همز مان با سیراب شدن برنج ، گیاه سوروف هم آبیاری می شود و رشد آن از ساقه های برنج سریع تر است که که می بایست در در مرحله وجین (آیش کردن ) از بین بروند. در این مرحله هم گیاه برنج سیراب می شود و هم گیاه سوروف، اما اگر گیاه سوروف از بین نرود آفت بزرگی برای کشاورزان به وجود می آورد.
 
ـ  دود از کُنده بلند می شود.
منظور: به انسان های کهنسال و میانسال که دارای تجربیات و پشتکار فراوانی هستند، اشاره دارد.
 
- شب نشینی را لا کردری
معنی: شب نشینی را داری خراب می کنی
منظور: وقتی میهمان ها از صاحب خانه موقع رفتن خداحافظی می کنند، صاحبخانه بکار می برد و یک نوع تعارف می باشد.
 
- روغن ما را خورد شاخ در آورد
منظور: اگر ما وسیله ای را به کسی بدهیم و موقع خواستن طلب خود، فرد بهانه بیاورد و روی وسیله هم ایراد بگذارد، بکار میرود. علاوه بر ندادن طلب عیب جویی کند.
 
- کر را بگو - کور برقص
منظور: توجه نکردن به حرف طرف مقابل
 
ـ دست ، دست را شونه، و دستان صورت را شونه
معنی: دست ، دست دیگر را می شوید، دست ها هم صورت را می شوید.
منظور: کار دست جمعی و همیاری داشتن
 
ـ دست به دست هم دادن
منظور: همیاری داشتن
 
ـ فلانی دست بگیر دارد.
منظور: توقع یک طرفه داشتن و در قبال کار کسی قدردانی نکردن
 
ـ از هر دست که هَدی، از آن دست گینی
معنی: از هر دست که بدهی، از آن دست خواهی گرفت
منظور: هر کاری که انجام دهی، نتایج آن را خواهی دید.
 
ـ دستش نمک نَدنِه
معنی: دستش نمک ندارد.
منظور: کسی که محبت فراوان به دیگران می کند اما در عوض از او قدر دانی نمی شود.
 
ـ دست و دل باز است.
منظور: راحت خرج می کند و خسیس نمی باشد.
 
ـ فلانی دستش کج است.
یا
این دست کجِ
منظور: طرف دزد است.
 
ـ دست خر کوتاه
منظور: به اموال من دست نزن (نوعی اهانت و ناسزا است ).
 
ـ پاتو را تو کفش ما دَنکون
معنی: پایت را تو کفش ما نکن
منظور: در کار من دخالت نکن
 
ـ پاتو را اندازه تی گلیم درازَ کن.
معنی: پایت را اندازه گلیم خود دراز کن.
منظور: حد و مرز خود را بشناس و زیاده روی نکن.
 
ـ پیاده شو باهم بریم
منظور: تند نرو
 
ـ پا به پای من بُمومَ
معنی: پا به پای من آمد
منظور: همراه من درهمه جا بود.
 
ـ دست و پای خود را گمُ بُده
معنی: دست و پای خود را گم کرده است.
منظور: هل شده است.
 
ـ از این گوش بده و از گوش دروازه
منظور: ازاین گوش می شنوم، از آن گوش خارج می کنم، ( اهمیت نداشتن حرف های اطرافیان).
 
ـ  اینو گوش مالی هَدَم
معنی: طرف را گوش مالی دادم
منظور: تنبیه کردن یا ادب کردن فردی
 
ـ هرکس که گوشُ دوست دَنِه باید گوشواره را دوست بِدَنِه
معنی: هرکس گوش را دوست دارد باید گوشواره را دوست داشته باشد.
منظور: قبول کردن خوب و بد باهم
 
ـ اینو به اندازه مُِ چشمام اعتماد دَنَم
معنی: آن را به اندازه چشم هایم اعتماد دارم
منظور: اعتماد داشتن بیش از حد به فردی
 
ـ دندونی که درد کنه، بکن، فَدی دور
معنی: دندانی که درد می کند، بکن، دور بینداز
منظور: فردی که موجب درد سراست و یا کاری که به فایده است، می بایست رها کرد.
 
ـ نگاه به قدش کن، نصف قد او زیر زمین است.
منظور: بر خلاف ظاهرش فردی زیرک و باهوش است.
 
ـ دم دَنِه
معنی: دم داره
منظور: کسی که حسادت دارد، این اصلاح را برایش به کار می برند.
 
ـ دم دَر بَردِه
معنی: دم درآورده
منظور: کسی که حسادتش تحریک شده است و در قبل حسادتش سرکوب شده است و جددا شروع شده است.
 
ـ نق نق نکن
منظور: به افراد غرغرو، گریه کن و به طور مدام بهانه می گیرند گفته می شود.
 
ـ مِسُ مِس کردن
منظور: در پی بهانه است درحرف زدن و یا کاری را انجام دهد.
 
ـ فِسُ فِس کردن
منظور: در طی کار کردن آهسته و آرام باشد.
 
- هر کجا که شبنم دَنِه ما رئیسم
معنی:هر جا که آب و رطوبت وجود دارد مارئیسیم
منظور: درمشکلات و کارهای سخت کسی پیش قدم شدن.
 
- دورازگر خانه گالی ندنه
معنی: کسی که گالی خانه ها را درست می کند خانه خودش گالی ندارد.
منظور: بی نصیب بودن از حرفه خود.
 
ـ چهار دیواری، اختیاری
منظور: اختیار مال خود را دارم.
 
ـ خانه خراب کن، خودش بیل و کلنگ بر می دارد ، خانه را خراب می کند.
منظور: بد آوردن در کاری
 
- گالش نگونه مِ ماست ترش
معنی: گالش ( مردم کوهپایه گیلان که زبان چوپانی دارند )نمی گوید ماست من ترش است.
منظور: کسی عیب خود را نمی بیند.
 
- ماست گوله موقع روغن تراز حساب ننه
معنی: موقع تقسیم روغن،ماست به حساب نمی آید
منظور: اصل مطلب همان قرار داد و شرایطی است که تنظیم نموده ایم
در این روستا رسم بر این است که کسی گوساله 1 ساله بخرد و نتواند از آن مراقبت کند به یکی از اهالی روستا می سپارد تا از آن مراقبت کند و آن را بزرگ کند . سپس آن را بزرگ کند و پس آن را شریک خود خواهد کرد و زمانیکه گوساله گاو شد و زایمان کرد و گوساله دار شد ، گاو شیرده خواهد شد . شخصی مراقبت کننده وظیفه دارد از شیر آن ماست و کره تهیه نماید و باید کره آن را با شریک خود نصف نماید و در کنار آن هم شخصی مراقبت کننده  شریک خود ماست هم خواهد داد. حال، زمانیکه سهم روغن شریک خود را کمتر از سهم آن بدهد و از او بپرسد چرا روغن و کره را کم داده ای؟ و او در جواب بگوید  من به تو ماست داده ام . شریک در جواب خواهد گفت (موقع تقسیم کره، ماست به حساب نمی آید) و زمانیکه که صاحب گاو می گویید سهم خود را از گاو می گوید سهم خود را از گاو و گوساله می خواهم ، مراقبت کننده وظیفه دارد سهم صاحب گاو را پس بدهد ( نقل از صمد حسن دوست اربوکلایه و مرحومه محترم نژاد قاسم).
 
- آن قدر طرف دَنِه نیره با دوغ
معنی: طرف اندازه یک نیره با دوغ مشکل دارد.
منظور: نداشتن توقع از فردی که خود مشکل دارد.
 
ـ باقالی میان گَمَجِِ، باقالاخوران دورِ گَمَج اند.
معنی: باقالی پخته داخل گمج (قابلمه سفالی ) و افرادی که باقالی دوست دارند دور گمج جمع شده اند.
منظور: اشاره به موقع آماده بودن و حاضر بودن چیزی همه جمع هستند. و همانند ضرب المثل مگس دور شیرینی می باشد.
 
ـ مِ کله بُبو ، آستانه گَمَج
معنی: کله ام شده آستانه گَمَج
منظور: از زیاده گویی طرف مقابل به کار می رود.
گمج قابلمه سفالی است که ساخت آن در شهرستان آستانه اشرفیه رایج می باشد و چون از سفال است و اگر بیش از حد استفاده شود، ترک می خورد، به همین خاطر این اصطلاح را زمانیکه فردی زیاده گویی کند و به اعصاب و روان فرد فشار بیاورد، آن را به کار می برند.
 
- شیطان از گردن خَهی به جهنم شَنِه
معنی: شیطان از رودرواسی و زور به جهنم می رود و خود را راضی نشان می دهد.
منظور: فرد شکست خورده از روی غرور شکست خود را به تن می خرد.
 
ـ گوش شیطان کر
منظور: در زمان تعریف کردن از خود به کار می رود که اعتقاد به دفع بلا و چشم زخم است.
 
- رفتم خانه بابو دلو وابو- دیدم بابو بدتر از ما بود.
معنی: رفتم خانه با بو دلم از ناراحتی خالی بشود، دیدم دل بابو بدتر از دل من پر بود.
منظور: درد و دل کردن با کسی که مشکلاتش بیشتر از خود فرد باشد.
 
- هرجا رشته باریک تر همانجا وسونه
معنی: هر جا رشته طناب باریکتر باشد همانجا پاره می شود.
منظور: کسی که گرفتاری بیشتری داشته باشد مشکلات بیشتری برایش است.
 
- به حسنِ بگو ، حسینِ گوش بکن
منظور: به کس دیگری بگو طرف حرفت را گوش کند.
 
- زمستان شنه، سیاهی برای زغال موندنه
معنی: زمستان به پایان می رسد ،رو سیاهی برای زغال می ماند.
منظور: کسی که فتنه انداز باشد در انتها خجالت برایش خواهد ماند.
 
- نزن در کسی را- خدا می کوبد درت را
منظور: در صورت بدی کردن به کسب جزای آنرا خواهی دید.
 
- امروز تو برای من بیا نشا – فردا تی هَنَم وجین
معنی: امروز تو برای من نشا کاری بیا – من هم فردا برایت وجین می آیم.
منظور: به همیاری در شالیکاری اشاره دارد.
 
- تو برای من مجمع بُران بیه – فردا تی هنم عروسی
معنی: امروز تو در مراسم مجمع بران شرکت کن – فردا من در مراسم عروسی شما شرکت خواهم کرد.
منظور: به همیاری در عروسی اشاره دارد.
 
عروس رقص بلد نیه، گونه زمین کجِ
معنی: عروس رقص بلد نیست می گوید زمین کج است.
منظور: بهانه تراشی کردن موقعی که کاری را از عهده مان بر نمی آید.
 
ـ لقمه اندازه تی دهن وگیر
معنی: لقمه اندازه دهانت بردار
منظور: کاری که در حد و شان خودت هست انجام بده و زیاده روی نکن.
 
ـ فلفل نبین چه ریز، بشکن ببین چه تیزه
منظور: به ظاهر آن توجه نکن، باطن آن چیز دیگری است.
 
ـ تا سیر نخوری ،  دهانت بو ندنه
معنی: تا سیر نخوری ، دهانت بو نمی دهد
منظور: تا کاری نکنی مردم چیزی نمی گویند.
 
ـ درد، درد سیر نیست، درد، درد پیاز است
منظور: بهانه آوردن برای چیزی
 
ـ می گویم ندارم بخورم – می گوید پیاز بخور اشتهات باز شود
منظور: گرفتار بودن و نظر دادن اطرافیان
 
ـ مگه تو سر پیازی، یا ته پیاز؟
منظور: اشاره به فردی دارد که کاری به آن مربوط نیست مداخله می کند.
 
ـ از سر پیاز تا ته پیاز را گفت
منظور: موضوع را کامل تعریف کرد.
 
ـ مثل پوست پیاز موندِنِه
معنی: مثل پوست پیاز است.
منظور: نازک بودن
 
ـ پیاز ریز بیج یا درشت
معنی: پیاز را ریز  خرد و سرخ کرده اند یا درشت؟
منظور: اوضاع و احوال خوب یا بد بودن
 
 
- مُردم از درد بینوایی گونه عموی زردک نخفی
معنی: مُردم از درد بینوایی می گویند عمو هویج نمی خواهی
منظور: گرفتاری داشتن و حوصله نداشتن، در همان موقع کسی از شما تقاضایی کند.
 
- قیصر، تومون، پیراهن یکسر
منظور: یکدست و یک رنگ لباس پوشیدن
 
ـ به قول احمد دولگه مِ سر در نَشَنِه که چقدر شلوار خود را بیاَم
معنی: به قول احمد دو لنگه سر در نمیارم که شلوار خود را خریدم.
منظور: یعنی نمی دانم این گونه قیمت آن چه قدر شده است ؟ کلا قیمت آن ... شده است.
فردی بوده است که شلواری خریده بود و مردم مرتبا از او سوال می کردند شلوارت را چند خریدی؟ چگونه خریدی؟ نقد یا قسطی خریدی؟ جنس آن چیست؟ و...
او در جواب گفت: این طوری من سر درنمیارم که شلوار را چند خریدم؟ دو لنگه شلوار روی هم شد 10 تومان و خشتک آن هم 5 تومان شده است، که روی هم 15 تو مان شده است.
 
ـ تو اگر می خواهی نماز بخوانی؟  قبله راست تست.
منظور: اگر کاری می خواهی انجام دهی؟ ، بهانه ای نخواهی آورد و هر طوری که شده انجام خواهی داد.
 
ـ نماز صبح سبحان الله ندارد       زن بیوه مبارک باد ندارد
منظور: در مورد زن بیوه نباید سخنی گفت
 
ـ بازار وَگَرد تی زنبیل را نیَه کُنم
معنی: موقع برگشتن از بازار زنبیلت را خواهم دید.
منظور: آن قدر تعریف نکن ، آخر و نتیجه کار معلوم است.
 
ـ دل پیِر و مَر به زاک وصل است
اما دل زاک به سنگ بند است
معنی: دل پدر و مادر به فرزند وصل است اما دل فرزند به سنگ بند است.
منظور: بی وفایی فرزندان
 
- یک سنگ هم تی لگ نخورد ویگیری
معنی: یک سنگ هم به پایت نخورد، با خودت بیاوری
منظور: نیاوردن سوغاتی
 
ـ سنگ بزرگ علامت نزدن است.
منظور: زدن حرف های قشنگ و زیبا نشانه انجام ندادن است.
 
ـ هرچه تکه سنگ است برای آدم لنگِ
منظور: به طور مداوم بدبیاری آوردن.
 
ـ تیرش به سنگ خوردن
منظور: موفق نشدن.
 
ـ سنگ برای خُشِ سنگینی دَنِه
معنی: سنگ برای خودش سنگینی دارد.
منظور: سبک بازی درنیاوردن و سنگین تا کردن.
 
- یک ترش کشمش هم نشون نده
معنی: یک کشمش ترش هم نیاورد
منظور: پذیرایی نکردن و سوغاتی نیاوردن
 
ـ انگار از ییلاق عروس بَردَن
معنی: انگار از ییلاق عروس آوردند
منظور: به رخ کشیدن و نمایاندن چیزی
 
ـ آقا وخانم از خانه چی دراَنه
معنی: آقا خانم از خانه بیرون می آید.
منظور: تربیت و خانواده فرد موثر است.
 
ـ مَرغانِه دزد، شترمرغ دزد دَراَنِه
معنی: تخم و مرغ دزد، شترمرغ دزد می شود.
منظور: دزدی کوچک باعث می شود که طرف دل و جرات پیدا کند و به دزدی های بزرگ دست بزند.
 
ـ دزد، دزد را زِنِه، شاه دزد همه را زِنِه
معنی: دزد، دزد را می زند و شاه دزد همه را می زند.
منظور: دزد به دزد زدن.
 
ـ اگر پول را در صندوق امام رضا دَکونی، کسی خَنه دزدی کُنِه، کار خود را کُنِه
معنی: اگر پول را صندوق امام رضا (ع) را قرار بدهی، کسی که بخواهد دزدی کند، کار خود را انجام می دهد.
منظور: ترس و واهمه نداشتن فرد هنگام دزدی
 
ـ الهی یک روز بکاری، هزارسال بخودی
منظور: نوعی دعا در برابر لطف و کار کسی
 
ـ ان شا الله کربلا و خراسان خرج بکنی
منظور: نوعی دعا بعد از برداشت محصول به صاحب زمین می کنند.
 
ـ الهی که پیر شی
یا
پیر شوی
منظور: نوعی دعا است و کنایه از : زیاد عمر کنی.
 
ـ ان شاء الله هزار سال عمر کنی
منظور: نوعی دعا است و کنایه از: زیاد عمر کنی.
 
ـ ان شاء الله تی زَکان عروسی
معنی: ان شاء الله عروسی بچه هایت
منظور: نوعی دعا است.
 
ـ بعد از 120 سال طرف
منظور: بعد از مرگش
 
ـ کفن مفت بِبی همه می نند.
معنی: کفن مفت باشد همه می میرند.
منظور: هرچیزی که مفت باشد مردم به دنبال آن هستند، حتی اگر به ضررشان باشد.
 
ـ فلانی مرده خور
معنی: مفت خور بودن فرد اشاره دارد.
 
- مرگ هم می خواهی برو گر باسده
منظور:همه چیز برایت مهیا است . اگر می خواهی بمیری می توانی به کر باسده بروی.
کر باسده نام روستایی است در شهرستان رشت  که رودخانه ی پر عمقی دارد که در این رود خانه بسیاری از مردم غرق شده اند و فوت نموده اند.
 
ـ کچلام رفته بود دنبال کفن
کچلام نام محلی در شهرستان لاهیجان است.
منظور: دنبال چیزی خیلی گشتن و بد پیدا کردن
 
ـ وطن بلا ، غربت بلا، قربته الله
منظور: مشکلات همه جا می باشد
در یک روستایی مرده شوری زندگی می کرد که از شغلش به تنگ آمده بود و تصمیم گرفت به روستای دیگری برود که کسی او را نشناسد و تغییر شغل بدهد . از قضا زمانیکه به روستای دیگری می رود ، مرده شور آن روستا می میرد، اهالی روستا می گویند چه کسی این میت را می خواهد بشوید؟ یکدفعه یکی از اهالی روستا می گوید: غریبه ای وارد ده شده است که شغل و حرفه ای ندارد، به او می گوییم که میت را بشوید.
زمانیکه مردم به مرده شور می گویند می توانی این میت را بشویی و غسل دهی؟
مرده شور جواب داد: بله
در موقع شستن و غسل دادن میت می گوید: وطن بلا ، غربت بلا، غسل می دهم میت را قربته الله
 
ـ مرگ حق است.
منظور: مرگ برای همه هست و زمانی که متولد می شویم، همانند سایه به دنبال مان هست.
این اصطلاح را برای تسلی خاطر داغدار بیان می کنند.
 
ـ مرگ پیر و جوان نَشنَسِنِه
معنی: مرگ پیر و جوان نمی شناسد.
منظور: اجل آدمی
 
ـ یک پایش لب گورِ
منظور: کهنسال و پیر بودن
 
ـ مرگ یک بار، شیون هم یک بار
منظور: راحت و خلاص کردن خود از یک مشکل
 
ـ یکی مینِه دلیل نشَنِه که همه بمیرند.
معنی: یکی می میرد دلیل نمی شود که همه بمیرند.
منظور: بعد از فوت کردن فردی ، بازماندگان و اطرافیان را مورد عذاب قرار دادن
 
ـ خاکِ تی سر
یا
خاک تی سر
معنی: خاک بر سرت
منظور: مردن و دفن کردن است و موقع سرزنش کردن در مقابل خطا یا اشتباهی کردن فرد گفته می شود.
 
ـ فلانی عین مرده قبرستان موندِنِه
معنی: فلانی مثل مرده قبرستان می ماند.
منظور: لاغر و ضعیف بودن بیش از حد فرد اشاره دارد.
 
ـ فلانی عین میت اَبو
معنی: فلانی مثل میت است.
منظور: رنگ پریدگی و زرد شدن فرد
 
ـ الهی تی سیاه بَرَم دار کول گیرم
معنی: الهی برم سیاهت را بلند کنم
منظور: نوعی نفرین است. یعنی الهی که بمیری.
 
ـ تخت تیسِ بَنه
معنی: الهی روی تخت مرده شور خانه بگذارمت
منظور: نوعی نفرین است یعنی الهی که بمیری
 
ـ تی گِل کنم
معنی: تو را خاک کنم
منظور: نوعی نفرین است یعنی الهی که بمیری.
 
ـ کفن زده
منظور: نوعی نفرین است یعنی الهی که بمیری و کفن رویت بکشم.
 
لالایی ها
لالایی آوازی است که مادران و دایگان برای خواباندن کودک شیر خواره می خوانند.لالایی نخستین ارتباط کلامی، رابطه ی هم سخنی و آشنایی نو باوه آدمی است با مادر کودک صدای گرم و گیرا ، رو حپر و نوازشگر مادر را که آرام بخش است می شنود و با آن انس می گیرد و همان طور که گرمی جان بخش تن و بوی جان پرور بدن مادر و ضربان قلب او را حس می کند صدای او را در میان همه صدا ها تمیز میدهد موسیقی زبان مادر و موزونی و آهنگین بودن آن که در گوش کودک زمزمه میشود در زهن و حافظه ی پاک او جای می گرید این کلمات ساده و بی پیرایه که بیان کننده ی عادی ترین موضوع های خودمانی و ذوقی زندگی است چون بر زبان مادر جاری می شود با جوهری از عشق و احساس همراه می گردد و گوش کودک را می نوازد و در جان او اثر می کند و او را آرام آرام  در خواب راحت و عمیق غرقه ی می سازد.
آهنگ این لالایی ها مهربانی، نرم احساسات است و مضمون آنها ساده روشن و بی پیرایه که هر گاه با حرکت منظم گهواره یا ننو همراه گردد و با شنیدن آوای محزون گوش نواز و عاشقانه ی مادر که از تمام وجودش مایه می گیرد توام می شود چنان به کودک آرامشی می بخشد که وصف نا شدنی است ((رنجبر،ستوده 1383 : 119))
لالایی که در این روستا رایج می باشد و مادر ها برای فرزندان خود و همچنین مادر بزرگ ها برای نوه های خود زمزمه می کنند به شرح زیر می باشد :
لالالا...........
عزیز جانم بستم به گهواره
م گهواره قلمکاره
عزیز جانم بخوس در گهواره
معنی:
لالالا..........
فرزند عزیزم را دا خل گهواره گذاشتم
گهواره اش چوبی و کنده کاری است
فرزند عزیزم بخواب در گهواره ((نقل از خدیجه خانی))
 
قصه های رایج
بوجود آمدن لاک پشت
زنی بود که می خواست حمام کند به همین دلیل داخل اتاق تشت پر از آبی گذاشت ولباس خود را در آورد که خود را بشوید ناگهان در اتاق باز شد دید مردی نا محرم جلویش ایستاده  است زن از ناراحتی و شرم حیایش تشت آب را برگرداند و زیر آن رفت و خود را پنهان نمود و از خدا خواست کاری کند دیگر چشم آن به هیچ مرد نا محرمی نیفتد و بتواند خود را از مردم پنهان کند و خدا همان جا تشت آب را لاک زن قرار داد و پشت کمر آن قرار گرفت. از همان جا شد که حیوان لاک پشت به وجود آمد ((نقل از مرحوم محترم نژاد قاسم و صمد حسن دوست اربوکلایه))
 
پرنده (پاپویی)(papoy)
پاپویی پرنده ای زیبا و خوش صدایی است.
نقل کرده اند دختری بود که مادر نداشت و همراه پدرش و نا مادری بی رحمش زندگی می کرد و نا مادری اش با آن خوب نبود و مداوم آن را اذیت می کرد در فصل زمستان یک روز که برف سنگینی باریده بود نا مادری به دخترک می گوید یک تکه یخ برف را لای لباست قرار بده و داخل صندوق بگزار تا در بهار یخ برای خوردن داشته باشی دخترک به حرف نا مادری خود گوش می دهد و این کار را انجام می دهد و زمستان به پایان می رسد و فصل بهار آمد و هوا گرم شد و دختر به طرف صندوق می رود می بیند یک لباس پوسیده و خراب داخل صندوق است و دیگر یخ و لباس نو خود وجود ندارد همان جا می فهمد که چگونه از نا مادری خود فریب خورده است و همان لحظه دخترک دعا می کند خدایا من مانند ((پاپوی)) شوم بروم روی درختان و از دست نا مادری خود راحت شوم و همیشه افسوس و حسرت من را بخورد و پرنده پاپوی در فصل بهار همیشه می خواند و می گوید؛ پاپوی، پاپوی، پاپوی و... (نقل از مرحوم محترم نژاد قاسم، زینب حسن دوست اربوکلایه و صمد حسن دوست اربوکلایه)
 
دخترک و خرس
نقل کرده اند که گروه سیرکی برای اجرای برنامه به محل های مختلف می رفتند و این سیرک دارای یک خرس بود که برنامه  ی اصلی گروه سیرک همان خرس بود زمانی که گروه سیرک در یک محله توقف کرده بودند و بعد از اجرای برنامه به خرس غذا داده بودند که بخورد در همان حال بود یک دختر از همان روستا روبروی خرس نشسته بود و آن را تماشا می کرد همان جا خرس عاشق دخترک می شود و به دختر اشاره کرد اما دخترک به آن محل نگذاشت و روی خود را بر گرداند خلاصه دخترک از خرس گول می خورد و به سمت آن رفت در همان حال بود که خرس دخترک را بر روی پشت خود گذاشت و به سمت جنگل گریخت چند سال گذشت و خانواده ی دختر خیلی دنبال آن گشتند اما دخترک را پیدا نکردند و حتی اثری و نشانه ی از دخترک پیدا نکردند یک روز برادر دخترک تصمیم می گیرد برای پیدا کردن خواهر خود به داخل جنگل برود به همین دلیل مقداری آذوقه و آب و تفنگ خود را بر می دارد و به جنگل می رود یک روز برادر دخترک در حال گشتن خود در جنگل به خرسی بر می خورد که از غاری بیرون آمده است و وقتی خرس از آن محل دور شد به سمت غار می رود و وارد غار شد نا گهان دید دو موجود در غار است که نیمی از آنها شبیه انسان و نیمی دیگران ها شبیه به خرس است و خواهر خود را می بیند در یک گوشه دیگر غار نشسته و نمی تواند حرکت کند و به راحتی نمی توانست صحبت کند و دخترک با دیدن برادر خود شروع به گریه کردن کرد و تمام قضیه چند سال سپری شده را برای برادر خود تعریف می کند و برادر به خواهرش می گوید من میروم بالای غار می ایستم زمانی که خرس آمد آن را خواهم کشت و پس تورا به روستا خواهم بر گرداند . دخترک می ترسد و می گوید: غیر ممکن است خرس تو را خواهد کشت . اما برادر توجه نمی کند و به بالای غار می رود و درعین حال بچه ها از نقشه دایی و مادرشان با خبر می شوند و زمانی که خرس به غار بر می گردد برادر در بالای غار مخفی می شود و بچه ها به بابای خود ((خرس)) می گویند :
بابا  نه نه  بر تی زن بر ایسه ، تفنگ و یته بام
معنی: بابا برادر مامان ، برادر زن تو اینجاست و با تفنگ روی بام ایستاده است.
خرس متوجه نشد فرزندانش چه می گویند ودر عین حال گفتن بچه ها برادر دخترک به پایین می آید و با نفنگ خرس را می کشد و خواهر خود را کول می کند و به روستا بر می گردد و بچه ها را همان جا رها می کند ((نقل از: لیلا ابراهیمی))
 
اعتقادات، باورها ، خرافه ها
o       اگر دست راست کسی خارش بگیرد ، پول به دست آن خواهد رسد.
o       اگر دست چپ کسی خارش بگیرد ، پول آن خواهد خرج شد.
o       اگر گوش راست کسی یک دفعه سوت بکشد غیبت خوبی آن را خواهند کرد.
o       اگر گوش چپ کسی یک دفعه سوت بکشد غیبت بدی آن را خواهند کرد.
o       خانم ها و دختر ها مو های خود را داخل خانه شانه نمی کنند و موهای ریخته شده را جلوی پا نمی ریزند اعتقاد به این که مو از اعضای بدن محصوب می شود و نباید پا بخورد.
o       اهالی این روستا نا خن های خود را بیرون از خانه می گیرند و ناخن های خود را در مکانی می ریزند تا پا نخورند و مرغ هایشان ناخن های گرفته شده را نخورند و یا ناخن های گرفته شده را خاک می کنند. اعتقاد به این که مو از اعضای بدن محسوب می شود و نباید پا بخورد.
o       زمانی که چشم فردی در زمان خواب نیمه باز باشد اعتقاد دارند که مادرش موقع باردار بودن آن دلش چیزی می خواست بخورد اما نتوانسته است آن را موقع باردار بودن بخورد و چشمش در آن خوراکی مانده است.
o       زمانی که زنی بار دار باشد، سیب و به بخورد فرزندش زیبا خواهد شد.
o       زمانی که زن باردار موقع بار داریش زرنگ باشد فرزندش پسر خواهد بود.
o       زمانی که زن بار دار موقع بار داریش تنبل باشد فرزندش دختر خواهد بود.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-language:FA;}
o       زمانی که فردی نمک را بر روی سر زن باردار بدون اینکه خودش بفهمد، بریزد و زن باردار دست روی سرش بکشد فرزندش دختر خواهد بود و اگر پشت لب خود را دست بکشد پسر خواهد بود.
o       زمانی زنی بار دار نشود برایش چله می برند یعنی تخم چهل گیاه را جمع آوری می کنند و جو شانده تهیه می کنند و به آن می دهند تا بخورد.
o       کسی که ته دیگ زیاد بخورد روز عروسی اش باران خواهد آمد.
o       اگر کسی سیبیل ان خارش بگیرد برایش میهمان خواهد آمد.
o       اگر مرغ های صاحب خانه با هم پچ پچ کنند میهمان خواهد آمد.
o       اگر ظرف ها ردیف بیاید مهمان خواهد آمد.
o       اگر دختری کم سن حیاط را جارو کند مهمان خواهد آمد.
o       اگرتفاله چای داخل استکان روی چای بیاید مهمان خواهد آمد.
o       اگر گاو تازه زایمان کند شیر دوشیده شده ی آن را تا چهل روز به کسی نمی دهند اعتقاد به این که شیر گاو کم خواهد شد.
o       اگر گاو تازه زایمان کند و از شیر آن ماست تهیه کنند تا چهل روز نباید به ماست تهیه شده نمک بزنند اعتقاد به این که سینه گاو درد خواهد گرفت.
o       اگر موقع مایع زدن ماست فرد عصبانی باشد ماست آن ترش خواهد شد.
o       اگر موقع مایع زدن ماست فرد مایع ماست را ناز کند ماست شیرین خواهد شد.
o       اهالی روستا مرغ زنده را به کسی نمی دهند اعتقاد به  این که نسل انها کم می شود.
o       اهالی روستا تخم انواع گیا هان خود را به کسی نمی دهند اعتقاد به این که نسل آنها کم خواهد شد.
o       اعتقاد به جن و پری و بی وقتی دارند.
o       به فرزندان تازه متولد شده سنجاق قفلی بر روی لباسش نصب می کنند تا جن زده نشوند.
o       موقع تحویل سال نو معمولا سیدی به عنوان قدم اول پا به خانه اهالی روستا می گذارد.
o       روزهای شنبه، دوشنبه، چهارشنبه را سعد می دانند.
o       روزهای یکشنبه،سه شنبه،پنج شنبه را روز معمولی می دانند.
o       روز جمعه را نحس می دانند.
o       روز 13 فروردین را نحس میدانند.
o       روز چهارشنبه سوری را سعد می دانند.
o       موقع برش پارچه و دوختن لباس ابتدا به یک خانم سید یا کسی که دستش خوب است می دهند.
o       اگر سگ روی خاک غلط بزند برای صاحبش بد شگون است.
o       اگر سگ به طرفی زوزه بکشد در آن طرف کسی خواهد مرد.
o       زمانی کلاغ صبح غار غار کند، خبر خوشی خواهید شنید.
o       زمانی که کلاغ بعدازظهر و عصر غار غار کند، خبر بدی خواهید شنید.
o       گیاه نعنا را نباید از غروب آفتاب به بعد چید، زیرا نسل آن کم خواهد شد.
o       اسپند سیه او که یک نوع گیاه خودرو است برای دود کردن و از بین بردن چشم بد دود می کنند.
o       اسپند سیه او را نباید بعد از غروب آفتاب چید.
o        اسپند سیه او را نباید بدون اجازه صاحب آن چید.
o       اسپند سیه او را نباید بگذاریم پا بخورد.
o       اگر تخم مرغ و نمک از کسی قرض گرفتیم ، باید قرضمان را پس بدهیم.
o       اگر می خواهیم کاری انجام دهیم، کسی عطسه کرد، باید کمی صبر کنیم و بعد از چند دقیقه کار خود را انجام دهیم.
o       اگر موقع انجام کاری کسی دو بار عطسه کرد، انجام آن کار خوب است.
o       اگر موقع انجام کاری جند بار عطسه کرد نباید به عطسه اهمیت داد و به کار خود ادامه دهیم.
o       در روز پنجک بهار یعنی 50 روز از بهار گذشته  یعنی در 19 اردیبهشت در روز اصلا نمی خوابند و می گویند وقت کار است و  خواب برای انسان مضر است.
o       شب جمعه حتما برنج می خورند ،می گویند برنج خوردن در شب جمعه ثواب دارد.
o       به جادوگر و دعاگر و دعانویس اعتقاد دارند.
o       اگر در فصل بهار گل تی تی (گل زرد)را کسی بچیند ، باران می آید.
o       هرکس که ته دیگ زیاد بخورد،روز عروسی اش باران خواهد آمد.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 18:22  توسط مژگان حسن دوست  | 

 

 

 

فصل هشتم:

 

خوراک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خوراک

وعده های غذایی

اهالی روستای امام ده به طور کل دارای 3 وعده غذایی اصلی یعنی: صبحانه،ناهار، شام می باشند.

علاوه بر آن دارای دو میان وعده در روز یعنی بین صبحانه ـ ناهار و بین ناهار ـ شام می باشند.

نوع تغذیه

اهالی این روستا به خاطر داشتن آب و هوایی معتدل و مرطوب، داشتن پوشش گیاهی متنوع در محیط طبیعی خود و  نگهداری از دام و طیور باعث شده که دارای غذاهای متنوعی باشند و برنج که هسته ی اصلی از تولیدات کشاورزی آنها می باشد، در وعده های اصلی و میان وعده غذایی شان نقش به سزایی دارد . و ما در اینجا به برخی از غذاهای محلی این روستا که اکثریت از همین منابع تهیه می شود، اشاره می نماییم:

مواد لبنی در روستای امام ده

همانطور که گفته شد اکثر اهالی روستا دارای گاو ماده (شیرده) می باشند و با دوشیدن شیر گاوهای خود مواد لبنی روزانه خود را تهیه می کنند. این روستا علاوه بر استفاده از شیر معمولی، از آن ماست، کره، پنیر، روغن و دوغ تهیه می کنند.

ماست

مهمترین و اصلی ترین مواد لبنی بعد از شیر، ماست می باشد؛ اهالی روستا ماست برای مصرف روزانه خود تهیه می کنند.

طرز تهیه ماست:

 ابتدا شیر را بعد از دوشیدن کاملاً صاف می کنند و آنرا از یک صافی رد می کنند تا کاملاً تمییز شود، و سپس آنرا می جوشانند و بعد از جوشاندن، آنرا با مایع ماست، مایع می زنند. معمولاً برای تهیه کردن ماست، آنرا در ظرف سفالی مایع می زنند. زیرا ظروف سفالی آب اضافی ماست را می گیرد و ماست شل نمی شود و علاوه بر ظروف سفالی، از ظرف های پلاستیکی و شیشه ای هم برای مایع زدن ماست استفاده می نمایند.

دوغ و کره

بعد از ماست، ماده لبنی دیگری که اهالی روستا درست می کنند، کره می باشد که مقداری ماست در طول هفته جمع آوری می کنند و آنرا داخل نیره ( ظروف سفالی و خمره ای شکل است که برای کره گیری مورد استفاده است) می ریزند و نیره را آن قدر تکان می دهند که چربی ماست گرفته شود، چربی از ماست جدا شده را کره می گویند و بقیه ماست که آبکی و ترش است دوغ می باشد.

پنیر

برای تهیه کردن پنیر ابتدا شیر جوشانده شده را مایع پنیر یا قرص پنیر می زنند و بعد از مدتی که یک مقدار پنیر خودش را گرفت آن را داخل پارچه ای سفید و تمییز پهن می کنند و روی آن را کاملاً می پوشانند و تکه سنگی روی آن قرار می دهند تا خود را کاملاً بگیرد.

موقع تهیه کردن پنیر نکاتی که لازم است رعایت شود اینست که:

1 ـ شیر کاملاً جوشانده شود.

2 ـ پنیر تازه درست شده را مصرف نشود و هرچه پنیر کهنه تر خورده شود برای سلامتی مفید تر است.

و در آخر باید گفت: پنیر کمتر و ماست بیشتر از مواد لبنی دیگر تهیه می شود.

پنیرابیچ

یک نوع غذای محلی است که منبع اصلی این غذا پنیر و تخم و مرغ است که ما در اینجا به طرز تهیه در ست کردن آن اشاره می کنیم.

مواد لازم:

1 ـ پنیر سیاه مزگی (پنیر از مشک گرفته شده)  

2 ـ کره

3 ـ شیوید تازه یا خشک 

4 ـ تخم مرغ

طرز تهیه:

ابتدا پنیر سیاه مزگی را همراه کره تفت می دهیم و بعد از تفت دادن مقداری شیوید اضافه می کنیم سپس تخم مرغ را اضافه می کنیم و وقتی کاملا پخت می توان آنرا میل نمود.

این خوراک را اهالی روستا موقع صبحانه تدارک می بینند و همراه با برنج یا نان می خورند.

 

برنج کته (بدون روغن)

هسته اصلی غذای اهالی روستای امام ده برنج می باشد و می توان گفت: در سه وعده اصلی غذای خود (صبحانه، ناهار، شام) و گاهی اوقات در میان وعده به صورت کته تهیه کرده و می خورند و طرز تهیه کردن آن به شرح زیر می باشد:

مواد لازم:

1 ـ برنج           

2- آب           

3 ـ نمک

طرز تهیه:

ابتدا برنج را نیم ساعت قبل از پخت خیس می کنیم و به ازای هر یک پیمانه برنج، یک پیمانه آب اضافه می کنیم و در انتها یک پیمانه آب بیشتر از پیمانه برنج اضافه می کنیم و یک مقدار نمک به آن اضافه می کنیم، و آنرا روی شعله زیاد می گذاریم تا آب برنج کاملاً گرفته شود و بعد از گرفته شدن آب شعله را کم می کنیم وآنرا دم می گذاریم تا کاملاً پخته شود . وقتی دور برنج زرد شد نشانه پخت برنج می باشد.

آش برنج

آش غذایی است که اهالی روستا معمولا در مواقع سرماخوردگی و در فصل پاییز و زمستان در هنگام شام مصرف می کنند  و طریقه درست کردن این غذا به شرح زیر می باشد:

مواد لازم:

1 ـ برنج

2 ـ آب  

3 ـ آبغوره

4 ـ گوشت یا مرغ خرد شده                                      

5 ـ نمک ، فلفل، زردچوبه

6 ـ سبزیجات معطر: گشنیز + جعفری + اسفناج (در فصل آن) + نعنا

طرز تهیه:

ابتدا برنج را با آب می گذاریم بپزد و آب آن باید به مقداری باشد که آش رقیق شود و در حال پختن برنج گوشت یا مرغ پخته شده را اضافه می کنیم. بعد از مدتی که آش جا افتاد سبزیجات خرد شده و نمک و فلفل و زردچوبه و آبغوره را اضافه می نمائیم و قتی تمام مواد آش کاملا پخت غذا آماده می باشد.

شیر برنج

شیر برنج از جمله غذایی است که اهالی روستا معمولا در ماه رمضان ، صبح عاشورا ، موقع صبحانه یا شام تدارک می بینند  و طریقه درست کردن آن به شرح زیر می باشد:

مواد لازم:

1 ـ شیر      

2 ـ برنج       

3 ـ شکر          

4 ـ گلاب         

5 ـ آب

طرز تهیه:

ابتدا برنج را به مدت 2 ساعت خیس می نمائیم سپس آن را می گذاریم تا با آب بپزد زمانیکه یک مقدار برنج شل شد، شیر را به آن اضافه می نمائیم و وقتی برنج در شیر یک مقدار لعاب پس داد شکر و گلاب را اضافه می نمائیم و می گذاریم تا کاملا بپزد.

 

سبزیجات

سبریجات از جمله محصولات اهالی روستا است که موقع برداشت آن در تمام فصول می باشد. با این گونه محصولات انواع غذای محلی متنوعی تهیه می کنند و در وعده های غذایی آنان نقش بسزایی دارد. این غذاها به شرح زیر می باشد:

 

خورشت ترش واش

مواد لازم:

1 ـ سبزی معطر محلی: ترش واش + خال واش + چوچاق + نعنا + چغندر

2 ـ سیر سرخ شده  

3 ـ پیاز سرخ شده  

4 ـ گوجه فرنگی سرخ شده                       

5 ـ بادمجان کباب شده یا سرخ شده 

6 ـ مرغ یا گوشت 

7 ـ آب

8 ـ نمک و فلفل و ادویه 

9 ـ آبغوره  

10 ـ روغن

طرز تهیه:

ابتدا سبزی های خرد شده را کاملا سرخ می کنیم تا آب اضافی آن هم گرفته شود سپس پیاز سرخ شده و سیر سرخ شده و تکه های مرغ یا گوشت و مقداری آب اضافه می کنیم تا کم کم و آرام آرام خورشت بپزد و آب خورشت باید طوری باشد که خورشت شل یا سفت نشود . وقتی خورشت کمی پخت مقداری نمک و فلفل و ادویه و آبغوره را اضافه می کنیم و در انتهای کار گوجه فرنگی سرخ شده و بادمجان سرخ شده یا کباب شده را داخل آن اضافه می کنیم.

این خورشت را معمولا با برنج مصرف می شود. در کنار آن هم ماهی شور یا دودی و پیاز خام، سیرخام، دیده می شود و در فصل بهار و تابستان به علت وجود سبزی ترش واش می توان تهیه نمود و در فصل های دیگر به صورت سبزی فریز شده می توان این خورشت را تهیه نمود.

اهالی روستا این غذا را در مجالس و میهمانی ها ی خود تهیه و تدارک می بینند و یکی از غذاهای اصلی آن ها محسوب می شود.

ترشی تره

مواد لازم:

1 ـ سبزیجات محلی : جعفری+ گشنیز + اسفناج + چوچاق + پونه محلی +  اشکنه   (چغندر)خرد شده

2ـ لوبیا         

3 ـ آرد برنج   

4 ـ رب انار ترش 

 5 ـ سیر سائیده شده 

6 ـگوشت ماهیچه (برحسب سلیقه)  

 7 ـ نمک، فلفل، ادویه  

8 ـ آب

طرز تهیه:

ابتدا لوبیا را می گذاریم تا بپزد وقتی پخت، سبزی های خرد شده را به آن اضافه می کنیم به طوریکه خورشت شل یا سفت نشود. بعد از مدت زمانیکه که سبزی ها پخت. سیر سائیده شده ، رب انار ترش، نمک، فلفل، ادویه را به آن اضافه می کنیم . سپس ماهیچه پخته را به خورشت اضافه می کنیم.  در انتها آرد برنج را اضافه می کنیم تا خورشت لعاب دار شود. بعد از نیم ساعت خورشت آماده است.

این غذا را معمولا با برنج کته و ماهی شور یا دودی می خورند و در کنار آن پیاز، سبزی خوردن، سیر خام و ماست مصرف می شود.

در این روستا این غذا را در همه فصول سال درست می کنند و یکی از غذا های اصلی آنها محسوب می شود.

سیرا بیچ

مواد لازم:

1 ـ برگ سیر تازه خرد شده  

2 ـ تخم مرغ                                                  

3 ـ روغن یا کره محلی                    

4 ـ نمک ، فلفل، زردچوبه

طرز تهیه:

ابتدا برگ های سیر تازه خرد شده ( برگ های سیر شبیه به تره )را با روغن یا کره محلی تفت می دهیم وقتی کاملاً سرخ شد به آن تخم مرغ را اضافه می کنیم و روی آن نمک، فلفل، زردچوبه را اضافه می کنیم. وقتی تخم مرغ آن پخت غذا آماده است.

این غذا را با برنج کته می خورند و در کنار آن تربچه، ماست، سبزی خوردن، و ماست مصرف می شود. در فصل پاییز و زمستان به علت وجود برگ سیر تازه می توان تهیه نمود. و جزئی از غذاهای اصلی اهالی این روستا محسوب می شود.

بادمجان

بادمجان از جمله محصول صیفیجاتی اهالی روستا است که موقع برداشت آن از اواخر بهار تااوایل پاییز می باشد. با این محصول انواع غذای محلی متنوعی تهیه می کنند و در وعده های غذایی آنان نقش بسزایی دارد. این غذاها به شرح زیر می باشد:

میرزا قاسمی

مواد لازم:

1 ـ بادمجان کباب شده

2 ـ پیاز سرخ شده

3 ـ سیر سرخ شده

4 ـ تخم مرغ

5 ـ روغن

6 ـ نمک، فلفل ، زرد چوبه، ادویه

7 ـ گوجه فرنگی خرد شده یا رنده شده

8 ـ رب گوجه فرنگی

طرز تهیه:

ابتدا پوست بادمجان کباب شده را از آن جدا می کنیم و سپس آنرا خرد می کنیم. بادمجان های خرد شده را با سیر سرخ شده و پیاز سرخ شده تفت می دهیم و بعد نمک، فلفل ، زرد چوبه، ادویه و گوجه فرنگی رنده شده و رب گوجه فرنگی را اضافه می کنیم و کاملا همه ی مواد ها را با هم مخلوط می کنیم و در انتهای کار تخم مرغ را اضافه می کنیم و درب قابلمه را می گذاریم تا کاملاً پخته شود.

این غذا را معمولا با برنج کته و ماهی شور یا دودی مصرف می کنند و در کنار آن سیر خام یا پیاز خام یا سبزی خوردن یا ماست دیده می شود.

ورقه

این غذا به این علت که بادمجان ها را ورق ورق و نازک برش می خورد، به آن ورقه گویند.

مواد لازم:

1 ـ بادمجان   

 2 ـ گوجه فرنگی    

 3 ـتخم مرغ         

 4 ـ روغن                      

 5 ـ نمک و فلفل

طرز تهیه:

ابتدا بادمجان ها را پوست کنده و آنها را حلقه حلقه می کنیم و  سپس به آن نمک می زنیم و بعد از 10 دقیقه بادمجان ها را فشار می دهیم تا آب و تلخی بادمجان گرفته شود و سپس بادمجان ها را در روغن داغ سرخ می کنیم و سپس گوجه فرنگی ها را حلقه حلقه شده را سرخ کرده و در کنار بادمجان ها قرار می دهیم، در انتهای کار تخم مرغ را به آن اضافه کرده و به آن نمک و فلفل می زنیم . زمانیکه تخم مرغ ها کاملاً پخت، خوراک آماده است.

این غذا را معمولا با برنج کته می خورند و در کنار آن سبزی خوردن، پیاز خام، سیر خام و ماست مصرف می شود.

کل کباب

مواد لازم:

1 ـ بادمجان کباب شده

2 ـ سیر سائیده شده

3 ـ گردو سائیده شده                             

4 ـ گل پر، نمک، فلفل

5 ـ آب انار ترش

6 ـ رب انار ترش                                

7 ـ سبزیجات معطر محلی: چوچاق + پونه محلی + جعفری + گشنیز

طرز تهیه:

ابتدا پوست بادمجان های کباب شده را از آن جدا می نمائیم و بادمجان ها را له می کنیم و سپس سیر سائیده شده ، گردو سائیده شده، گل پر، نمک، فلفل، آب انار ترش، رب انار ترش و سبزیجات معطرمحلی را اضافه می نمائیم و کاملا با هم مخلوط می کنیم و سپس آن را در یخچال می گذاریم تا خنک شود و بعد می توان آن را میل کرد.

این خوراک را می توان به عنوان دسر غذا خورد . اهالی این روستا این خوراک را بیشتر در مجالس و میهمانی های خود تدارک می بینند و بیشتر در فصل تابستان بخاطر برداشت بادمجان تهیه می نمایند.

شکم پر بادمجان:

مواد لازم:

1 ـ بادمجان های متوسط

2 ـ گردو سائیده شده

3 ـ گوجه فرنگی متوسط

4 ـ رب انار ترش

5 ـ روغن

6 ـ نمک ، فلفل، ادویه

7 ـ سبزیجات معطر محلی: چوچاق + نعنا + جعفری + گشنیز

طرز تهیه:

ابتدا بادمجان ها را از وسط برش می دهیم و به آنها نمک می زنیم سپس تک تک بادمجان ها را فشار می دهیم تا آب بادمجان ها گرفته شود، سپس آنها را سرخ می نمائیم. گردو سائیده شده و رب انار ترش و سبزیجات معطر محلی و نمک ، فلفل، زردچوبه را با هم سرخ می نمائیم و مواد آماده شده را داخل شکم بادمجان ها می ریزیم و چند گوجه فرنگی را چهار قاچ کرده و آغشته به مواد می کنیم و داخل یک قابلمه قرار می دهیم و یک مقدار آب اضافه می کنیم تا با بخار بپزد.

این غذا را همراه با برنج می خورند و در کنار آن ماست، سبزی خوردن، زیتون دیده می شود و اهالی روستا برای میهمانی ها و مجالس خود این غذا را تدارک می بینند. این خوراک را در فصل تابستان به دلیل برداشت بادمجان تهیه می نمایند.

لوبیا و باقالی

لوبیا و باقالی از جمله محصولات اهالی این روستا است که موقع برداشت آن از اواخر بهار تااوایل پاییز می باشد. با این محصول انواع غذای محلی متنوعی تهیه می کنند و در وعده های غذایی آنان نقش بسزایی دارد. این غذاها به شرح زیر می باشد:

 

باقلا قاتوق

مواد لازم:

1ـ لوبیای تازه یا خشک

2 ـ شیوید          

3 ـ سیر سائیده شده

4 ـ تخم مرغ                

5- آب                      

6 ـ روغن

7 ـ نمک، فلفل، زردچوبه

طرز تهیه:

ابتدا پوست لوبیا ها را از آن جدا می کنیم و اگر لوبیا خشک بود 24 ساعت قبل از پوست کندن آنرا خیس می کنیم تا پوست آن را بتوان جدا نمود و آنرا در یک قابلمه می ریزیم و به آن شیوید، سیر سائیده شده و نمک، فلفل، زردچوبه را به آن اضافه می کنیم و با روغن یک مقدارتفت می دهیم و بعد از تفت دادن یک مقدار آب به آن اضافه می کنیم ، آب خورشت به مقداری باشد که خورشت شل یاسفت نشود و می گذاریم کاملاً بپزد. وقتی لوبیا ها کاملاً پخت به آن تخم مرغ اضافه می کنیم. وقتی تخم مرغ آن پخت خورشت آماده است.

این غذا را معمولاً با برنج کته و ماهی شور یا دودی می خورند و در کنار آن سبزی خوردن، سیر خام و ماست مصرف می شود.

در این روستا این غذا را در همه فصول سال مصرف می کنند. در تابستان به علت برداشت لوبیای تازه، خورشت را با لوبیای تازه و در زمستان از لوبیای خشک شده برای تهیه این غذا استفاده می نمایند.

این غذا جزء غذاهای اصلی و روزانه اهالی روستا محسوب می شود.

لوبیا پخته

مواد لازم

1 ـ لوبیا تازه یا خشک شده(خیس شده)

2 ـ فلفل سبز یا فلفل سیاه و یا قرمز

3 ـ نمک

4 ـ زرد چوبه

5ـ گوجه رنده شده

طرز تهیه:

ابتدا لوبیای تازه دانه دانه شده و یا خشک شده را باآب بر روی شعله گاز می گذاریم تا پخته شود، معمولا مدت زمان پخت لوبیا 3 ساعت می باشد. و ما زمانیکه یک مقدار لوبیای مان پخته شد؛ نمک، فلفل (سبز یا قرمز یا سیاه) و زرد چوبه و گوجه فرنگی رنده شده را اضافه می کنیم تا لوبیای مان مزه دار شود. زمانیکه لوبیای ما کاملاً پخته شد، آماده خوردن می باشد.

این غذا را معمولاً با برنج کته می خورند و در کنار آن سبزی خوردن، سیر خام و پیاز مصرف می شود.

در این روستا این غذا را در همه فصول سال مصرف می کنند. در تابستان به علت برداشت لوبیای تازه، خورشت را با لوبیای تازه و در زمستان از لوبیای خشک شده برای تهیه این غذا استفاده می نمایند.

این غذا جزء غذاهای اصلی و روزانه اهالی روستا محسوب می شود.

 

باقالی پخته

مواد لازم:

1 ـ باقالی تازه یا خشک شده

2 ـ گل پر

طرز تهیه:

ابتدا باقالی دانه دانه شده را با آب ولرم بروی شعله گاز می گذاریم تا کاملاً پخته شود، سپس در حال پخته شدن یک مقدار نمک اضافه می کنیم تا مزه دار شود. زمانیکه باقالی ها کاملاً پخته شد، آن را با گل پر صرف می کنند.

این نوع خوراک را اهالی روستا معمولاً هنگام عصرانه صرف می کنند و در فصل پاییز و زمستان طرفدار زیادی دارد.

باقالا پلو

مواد لازم:

1 ـ باقالا

2 ـ برنج به اندازه هر نفر یک پیمانه

3ـشوید ، نعنا خشک شده

4 ـ روغن نباتی یا کره محلی

5 ـ مرغ یا گوشت پخته شده

طرز تهیه :

ابتدا پوست باقالا ها را کاملاً گرفته می شود سپس در آب ولرم بر روی شعله آتش قرار داده می شود تا یک جوش بزند و نرم شود، زمانیکه پخت باقالایی هاآماده شده آب آن را کاملاً می گیرند. سپس برنج خیس شده همانند پخت برنج کته بر روی شعله گاز قرار داده می شود زمانیکه جوش برنج آماده شد، شوید و باقالی و یک مقدار روغن را داخل آن اضافه می کنیم و کاملاً با یکدیگر همزده شود و زمانیکه آب برنج کاملاً گرفته شد. شعله گاز را کم می کنیم. بعد از نیم ساعت که برنج مان کاملاً پخته شد. آماده خوردن می باشد.

معمولا با قالا پلو را اهالی روستا با مرغ و گوشت و یا ماهی دودی صرف می کنند و در کنار این غذا ماست و خیار گذاشته می شود.

کوکو چشم بلبلی

مواد لازم :

1 ـ لوبیا چشم بلبلی تازه (چرخ کرده)

2 ـ تخم مرغ

3 ـ آرد

4 ـ نمک ، فلفل ، ادویه و زرد چوبه

5 ـ پیازه رنده شده

6 ـ سیر رنده شده

طرز تهیه:

ابتدا چشم بلبلی چرخ شده و پیاز، سیر رنده شده و تخم مرغ را با هم مخلوط می کنیم و نمک، فلفل، ادویه و زرد چوبه و مقداری آرد را اضافه می کنیم و در انتها کم کم مایع کو کو را برمی داریم و در روغن داغ سرخ می کنیم.

این کوکو را معمولا با برنج خورده می شود و در کنار غذای دیگر برای خود و برای پذیرایی از میهمان های خود تدارک میبینند و فقط در تا بستان به خاطر برداشت لوبیای تازه می توان تهیه کرد.

گوجه فرنگی (پامادور)

گوجه فرنگی (پامادور ) از جمله محصول صیفیجاتی اهالی روستا است که موقع برداشت آن از اواخر بهار تااوایل پاییز می باشد. با این محصول در انواع غذای محلی متنوع و چاشنی غذا نظیر رب گوجه فرنگی نقش بسزایی دارد. این غذاها به شرح زیر می باشد:

پامادور خورشت (همانند املت):

مواد لازم:

1 ـ گوجه فرنگی خرد شده

2 ـ پیاز خرد شده

3 ـ روغن یا کره محلی

4 ـ تخم و مرغ

5 ـ نمک، فلفل، زردچوبه

طرز تهیه:

ابتدا پیاز خرد شده را داخل روغن داغ شده تفت می دهیم و در بین تفت دادن زردچوبه را اضافه می کنیم تا پیازمان رنگ به خود بگیرد و کاملاً سرخ شود سپس گوجه فرنگی (پامادور) خرد شده را داخل آن اضافه می کنیم و با یکدیگر هم می زنیم تا کاملاً با یکدیگر مخلو ط شود و سپس درب پوشی بر روی آن می گذاریم تا کاملاً پخته شود زمانیکه آب گوجه کاملاً گرفته شد و حالت برشتگی به خود گرفت، به آن نمک و فلفل اضافه می کنیم و کاملاً آن را هم می زنیم سپس تخم و مرغ را به آن اضافه می کنیم . در انتها زمانیکه تخم و مرغ ها کاملاً پخته شد. خورشت مان آماده است.

این خورشت را معمولاً اهالی روستا با برنج کته بدون روغن صرف می کنند و در کنار آن ماهی شور یا دودی، خیار ، پیاز خام و ماست و دوغ دیده می شود.

گوجه فرنگی (پامادور ) علاوه بر این غذا، غذاهایی نظیر املت، املت جنگی (خرد کردن گوجه های به صورت بزرگ) تهیه می شود و در سایر غذاها نقش عمده ای دارد.

علاوه بر آن با گوجه فرنگی اهالی روستا رب گوجه فرنگی تهیه می نمایند و رب گوجه فرنگی نقش بسزایی در غذاهای روزمره خود دارد.

خورشت ها و غذاهای تهیه شده با گوشت سفید و گوشت قرمز

 

ترش فسنجان

مواد لازم:

1 ـ گردو چرخ کرده (سائیده شده)    

2 ـ آب  

3 ـ رب انار ترش 

4 ـ رب گوجه فرنگی 

5 ـ گوشت مرغ یا اردک   

6 ـ نمک و فلفل و ادویه

7 ـ سبزی محلی (پونه محلی+چوچاق) سائیده شده

طرز تهیه:

ابتدا گردو چرخ شده را با آب مخلوط می کنیم تا گردو ها از هم جدا شوند و روی شعله گاز قرار می دهیم و سپس گوشت مرغ یا اردک تکه شده را داخل قابلمه می ریزیم تا با گردو ها پخته شود و می گذاریم آرام آرام بپزد و بعد رب انار ترش و  نمک و فلفل و ادویه و یک مقدار رب گوجه فرنگی و سبزی های معطر محلی را اضافه می کنیم .وقتی گردو ها کاملا روغن انداخت و مرغ یا اردک آن کاملا پخت، خورشت آماده است و نباید خورشت شل یا سفت شود و به قول اهالی این روستا خورشت را باید تکه ای در بیاوریم.

این خورشت را معمولا با برنج آبکش شده و روغن دار می خورند و در کنار آن زیتون، سبزی خوردن، سیرو ... مصرف می شود. در همه فصول سال می توان تهیه نمود.

این غذا جزء اصلی ترین غذاهای اهالی روستا محسوب می شود و در تمام میهمانی ها، عروسی ها، عزا و مصیبت ها و ...تدارک می بینند.

این خورشت در گذشته نعل گردو و سیاه قاتوق (خورشت سیاه رنگ) می گفتند. زیرا در گذشته بعد از آماده شدن خورشت فسنجان نعل اسب تمییز شده را داغ می کردند و وقتی کاملاً ذوب می شد، داخل خورشت قرار می دادند تا تمامی روغن خورشت گرفته شود و خورشت رنگ سیاهی پیدا می کرد. اما امروزه چنین کاری را نمی کنند و حدوداً  25 الی 30 سال پیش رواج داشته است.

ماهی سرخ شده

مواد لازم:

1 ـ ماهی سفید تازه     

2 ـ نمک و فلفل      

3 ـ آرد          

4 ـ آب نارنج یا آب لیمو                  

5 ـ  روغن

طرز تهیه:

ابتدا ماهی تمییز شده را تکه تکه می کنیم و به آن نمک و فلفل اضافه می کنیم و سپس تکه ماهی را به آرد آغشته می نمائیم تا به ماهیتابه نچسبد، سپس آنها را در روغن داغ سرخ می نمائیم و در انتهای کار یک مقدار آب نارنج یا آب لیمو به ماهی ها اضافه می کنیم تا بوی ماهی کاملا گرفته شود. این غذا را معمولا با برنج آب کش روغن دار می خورند و در کنار آن زیتون، تربچه، سبزی خوردن و  کاهو دیده می شود.

این غذا از خوراک اصلی اهالی این روستا محسوب می شود و در فصل پاییز و زمستان و اوایل بهار بخاطر صید ماهی ، مورد مصرف اهالی این روستا می باشد. بیشتر در مجالس و میهمانی های خود این غذا را تدارک می بینند.

ملاویچ(شکم پر ماهی)

موادلازم:

1 ـ ماهی تازه

2- رب انار ترش یا رب گوجه سبز

3- گردو سائیده شده                  

4 ـ نمک ، فلفل، ادویه، زردچوبه

5 ـ روغن

6 ـ آب لیمو یا آب نارنج                   

7- چوب انجیر

8 ـ سبزیجات معطر : گشنیز + چوچاق + پونه محلی

طرز تهیه:

ابتدا ماهی را تمییز می کنیم و داخل شکم آن را خالی می کنیم و وقتی کاملا ماهی را تمییز کردیم ،می گذاریم تا آب آن کاملا گرفته شود . سپس رب انار ترش یارب گوجه سبز همراه با گردو نمک، فلفل، زردچوبه، ادویه و سبزیجات معطرخرد شده را با هم مخلوط می کنیم و تفت می دهیم و وقتی مواد آماده شد، داخل شکم ماهی را با آن پر می کنیم و دو طرف آنرا به هم می چسبانیم . اگر شکم ماهی در حال باز شدن بود آنرا می دوزیم و یا خلال دندان می زنیم که باز نشود. روی ماهی هم مقداری مواد می زنیم و یک مقدار آب نارنج با آب لیمو میزنیم و سپس ماهی آماده شده داخل ماهی تابه روی چوب انجیر قرار می دهیم تا به ماهی تابه نچسبد و آن را روی چراغ نفتی یا گاز در شعله کم قرار می دهیم و روی قابلمه یک در پوش می گزاریم تا با بخار پخته شود و حدود 3 الی 4 ساعت طول می کشد تا پخته شود .

این غذا را معمولا با برنج آب کش شده و روغن دار می خورند اهالی این روستا این خوراک را در مجالس و میهمانی های خود تدارک می بینند و بیشتر در فصل پاییز و زمستان و اوایل بهار به خاطر صید ماهی درست می کنند .

کباب گوشت

مواد لازم:

1ـ گوشت گاو یا گوساله تکه تکه شده       

2 ـ انجیر نارس رنده شده 

3 ـ نمک و فلفل 

4 ـ پیاز خرد شده

طرز تهیه:

ابتدا گوشت گوساله یا گاو خرد شده ونمک و فلفل و پیاز خرد شده را با هم مخلوط می کنیم و بعد به سیخ می کشیم و بعد روی هیزم و آتش کباب می کنیم .

این غذا را معمولا با برنج کته و کره می خورند و همراه آن پیاز خام، ماست، سبزی خوردن، زیتون استفاده می شود.

این غذا بهترین غذای اهالی روستا محسوب می شود اما بخاطر گران بودن گوشت، کمتر این غذا را تهیه می کنند و هنگام گردش رفتن و سور دادن این غذا را تهیه می کنند و می خورند.

قیمه رشتی

این خورشت به خاطر داشتن پیاز فراوان و چاشنی آبغوره ، قیمه رشتی نام نهاده اند.

مواد لازم:

1 ـ لپه

2 ـ پیاز سرخ شده 

3 ـ گوشت سرخ شده                                             

4 ـ سیب زمینی خلال شده (سرخ کرده)

5 ـ آبغوره

6 ـ روغن

7 ـ رب گوجه فرنگی

8 ـ آب

9- نمک و فلفل و زردچوبه

طرز تهیه:

ابتدا لپه را از روز قبل خیس می کنیم و سپس لپه های خیس شده را همراه با پیاز سرخ شده و گوشت خرد شده در یک قابلمه با هم تفت می دهیم و بعد از آن آب را به آن اضافه می کنیم تا کاملا بپزد و سپس رب گوجه فرنگی را اضافه می کنیم و می گذاریم خورشت آرام آرام بپزد و در انتهای کار سیب زمینی سرخ شده ، نمک و فلفل و زردچوبه و آبغوره را اضافه می کنیم.

این خورشت را معمولا با برنج می خورند و در کنار آن پیاز، سبزی خوردن، ماست، تربچه مصرف می شود. اهالی روستا این غذا را در همه فصول سال و در مجالس و میهمانی های خود تدارک می بینند.

 

واویشکا

مواد لازم:

1 ـ گوشت گوساله یا گوسفندی خرد شده

2 ـ پیاز خرد شده

3 ـ گوجه فرنگی رنده شده

4 ـ روغن

5 ـ تخم مرغ

6 ـ نمک ، فلفل، زردچوبه

طرز تهیه:

ابتدا گوشت های خرد شده همراه با پیاز خرد شده تفت میدهیم و بعد از آن یک مقدار آب اضافه می کنیم، تا با آب پخته شود و سپس رب گوجه فرنگی و گوجه رنده شده و نمک، فلفل ، زردچوبه و ادویه را اضافه می کنیم و می گذاریم تا کاملا پخته شود وقتی آب آن گرفته شد روغن را به آن اضافه می کنیم تا یک مقدار سرخ شود و در انتها تخم مرغ را به آن اضافه می کنیم و می گذاریم تا بپزد.

این خوراک را معمولا با برنج کته می خورند و در کنار آن ماست، سبزی خوردن، پیاز مصرف می شود.

و از غذاهای اصلی اهالی این روستا  محسوب می شود  این خوراک را در مجالس و میهمانی های خود تدارک می بینند. همچنین این غذا در ماه رمضان هنگام سحری تهیه می کنند . و در همه فصول سال می توان تهیه کرد .

چنگر واویشکا

چنگر نام پرنده ای شکاری است که در فصل پاییز و زمستان شکار می شود و در مرداب و زمین های شالیکاری دیده می شود و از لحاظ خوراک خیلی حائز اهمیت است.

مواد لازم:

1 ـ گوشت چنگر خرد شده

2 ـ پیاز سرخ شده

3 ـ گوجه فرنگی رنده شده

4 ـ رب گوجه فرنگی

5 ـ آب

6 ـ نمک، فلفل، زردچوبه

طرز تهیه:

ابتدا گوشت چنگر خرد شده را با پیاز تفت می دهیم و سپس با یک مقدار آب می گذاریم تا بپزد وبعد از مدتی که پخت رب گوجه فرنگی و گوجه رنده شده و سپس نمک، فلفل وادویه را اضافه می کنیم و می گذاریم که کاملا بپزد. این غذا را همراه با برنج مصرف می کنند و در کنار آن تربچه، پیاز، سبزی خوردن، ماست، زیتون استفاده می شود. درفصل زمستان و پاییز بخاطر شکار این پرنده، می توان این غذا را تهیه نمود و بخاطر گران و کمیاب بودن پرنده ، اهالی این روستا، این غذا را به ندرت تدارک می بینند.

 

زیتون پرورده

مواد لازم:

1 ـ زیتون هسته جدا شده

2 ـ رب انار ترش + آب انار ترش                                

3 ـ نعنا و چوچاق سائیده شده

4 ـ مغز گردو سائیده شده 

5 ـ گل پر، نمک، فلفل

6 ـ سیر سائیده شده 

7 ـ روغن زیتون

طرز تهیه:

ابتدا تمام موادهای ذکر شده را با هم مخلوط می کنیم و وقتی کاملا موادها را با هم مخلوط کردیم آنرا در یخچال قرار می دهیم تا خنک شود و بعد از خنک شدن می توان آنرا مصرف کرد.

این خوراک را می توان بعنوان دسر غذا خورد و اهالی روستا برای مجالس و میهمانی های خود تهیه می نمایند و در تمام فصول سال می توان تهیه نمود.

 

سایر غذاهای رایج در روستای امام ده

در این روستا علاوه بر غذاهایی که ذکر شد، غذاهای دیگری نظیر: یتیمچه (شش انداز)،کباب مرغابی، کباب خوتکا، کوکوسبزی، کوکوسیب زمینی، کوکوی مرغ، انواع پخت مرغ، سیب زمینی سرخ شده، اُملت، باقالا پلو، قرمه سبزی، تخم مرغ سرخ شده، کاچی، به همراه برنج کته بدون روغن، کاچی، فرنی و ... تهیه می شود.

همچنین در این روستا به تازگی غذاهایی چون ماکارونی، آش رشته، شله زرد، عدس پلو، لوبیا پلو، استامبولی، ساندویچ و انواع نوشیدنی ها نظیر نوشابه رایج شده است.

انواع ترشیجات ، شیرینی جات و چاشنی ها

شیره اربه دوشاب

از میوه ای به نام اربه گرفته میشود. این میوه ی فصل پائیز است. این شیره به عنوان رنگ و طعم دهنده غذا مورد استفاده می باشد. رنگ آن قهوه ای تیره است و گرم می باشد. شیره ی اربه را با خاک تمییز و مخصوص مخلوط می کنند که از حالت چسبندگی خارج شود و تلخی آن از بین برود.

کاربرد این شیره، به عنوان رنگ غذا می باشد و برای تهیه ته دیگ برنج آبکش، استفاده می نمایند که ته دیگ یک مقدار روغن ، برنج و شیره اربه را مخلوط کرده و سپس بقیه برنج آب کش شده را اضافه می نمایند.

رب انارترش

مواد لازم:

1 ـ انار ترش دانه دانه شده               

2 ـ نمک                 

3 ـ  آب

طرز تهیه:

ابتدا انارهای ترش دانه دانه شده را له می کنیم و سپس با یک مقدار آب می جوشانیم و بعد از یک مقدار جوشاندن آن را صاف می کنیم تا هسته ها و  تفاله های انار گرفته شود و سپس آب انار را می جوشانیم و در حین جوشاندن نمک را اضافه می کنیم. وقتی رب سفت شد و رنگ سیاهی پیدا کرد، آماده می باشد و معمولا تهیه کردن این رب 24 ساعت طول می کشد.

این رب را اهالی روستا به عنوان چاشنی غذا ، در خوراک های خود بکار می برند.

اواخر شهریور و در پاییز که فصل انار ترش می باشد اهالی این روستا رب انار ترش را درست می کنند.

رب گوجه سبز

مواد لازم:

1 ـ گوجه سبز هسته جدا شده ترش            

2 ـ  نمک                    

3 ـ  آب

طرز تهیه:

ابتدا گوجه سبزهای ترش و هسته جدا شده را با مقداری آب می جوشانیم و بعد از جوشاندن آنرا از صافی رد می کنیم تا تفاله های گوجه سبز گرفته شود و سپس آب گوجه سبز را همراه مقداری نمک آن قدر می جوشانیم تا سفت شود و رنگ سیاهی پیدا کند که معمولا 12 ساعت طول می کشد تا رب آماده شود.

این رب را اهالی روستا به عنوان چاشنی غذا، در خوراک های خود به کار می برند. در اواخر خرداد تا اوایل شهریور که فصل گوجه سبز می باشد اهالی این روستا رب گوجه سبز ترش را درست می کنند.

دلار (دلال)

مواد لازم:

1 ـ سبزیجات معطر محلی: کودکودو + گشنیز + نعنا + چوچاق + پونه محلی خرد شده 

2 ـ نمک

طرز تهیه:

ابتدا سبزی های معطر خرد شده را با نم کار می سائیم و نمک را کم کم موقع سائیدن اضافه می نمائیم وقتی سبزی ها کاملا سائیده شد دلار آماده می باشد.

دلار را می توان در تمام فصول سال در این روستا تهیه نمود و اهالی این روستا دلار را به جای نمک با میوه جاتی از قبیل: گوجه سبز، خیار، پرتغال و...، همچنین با ماست و دوغ  و در برخی از غذاها به عنوان چاشنی استفاده می نمایند.

آب کونوس(آب ازگیل)

مواد لازم:

1 ـ آب               

2 ـ کونوس ( ازگیل ) سفت( نارس )                 

3 ـ نمک

ابتدا کونوس های تمییز شده و خشک را با آب نمک در یک ظرف سفالی یا پلاستیکی می ریزیم و درب های آنرا سفت می بندیم و به مدت 40 روز می گذاریم تا کونوس ها کاملا پخته شود . وقتی ازگیل ها پخت، آماده خوردن می باشد. معمولا اواسط پاییز اهالی روستا آب کونوس را درست می کنند و در شب های بلند زمستان علی الخصوص شب یلدا که دور هم هستند با هم می خورند.

ترشی هفت بیجار

مواد لازم:

1 ـ بادمجان خرد شده

2 ـ سیر خرد شده

3 ـ گوجه فرنگی خام خرد شده                       

4- سبزیجات معطر: پونه محلی + چوچاق

5 ـ سرکه                                         

6 ـ نمک و فلفل و زردچوبه

7 ـ فلفل سبز خرد شده

8 ـ سیب زمینی ترشی خرد شده

طرز تهیه:

ابتدا تمامی مواد ذکر شده را با هم مخلوط می کنیم و داخل شیشه می ریزیم و درب آنرا می بندیم و بعد از ی کماه که ترشی جا افتاد آماده خوردن می باشد. این ترشی را اهالی روستا معمولا در فصل تابستان درست می کنند زیرا تمامی مواد ذکر شده ، موقع برداشت شان تابستان می باشد.

سیر ترشی

مواد لازم:

1 ـ بوته های سیر سالم و تمییز شده               

2 ـ سرکه

3 ـ نمک

طرز تهیه:

ابتدا بوته های سیر را در یک ظرف می ریزیم و نمک وسرکه را به آن اضافه می کنیم و درب آنرا سفت می بندیم و بعد از 2 ماه سیر ترشی آماده خوردن می باشد اما سیر ترشی را هرچه دیرتر مصرف کنیم خوش طعم تر و خاصیت آن بیشتر است اما اهالی این روستا بعد از 2 ماه مصرف ترشی را شروع می کنند.

این ترشی را معمولا در فصل تیر و مرداد اهالی این روستا تهیه می کنند و علت آن اینست  که سیر را در این فصل خشک می کنند.

ترشی شلغم (سیب زمینی ترشی)

مواد لازم :

1- شلغم (سیب زمینی ترشی) خرد شده

2 ـ فلفل سبز خرد شده

3 ـ نمک ، فلفل، زردچوبه

4 ـ سبزیجات معطر: چوچاق، پونه، نعنا

5 ـ سرکه

6 ـ گل پر

طرز تهیه:

ابتدا تمام مواد ذکر شده را با هم مخلوط می کنیم و سپس در یک ظرف درب دار نظیر سطل و شیشه می ریزیم و درب آنرا محکم می بندیم. این ترشی معمولا بعد از 3 هفته آماده می شود و می توان در فصل پاییز این ترشی را تهیه نمود. باید ذکر کرد سیب زمینی ترشی در این روستا فراوان است و در ترشی های خود زیاد استفاده می کنند.

در این روستا علاوه بر ترشی های ذکر شده ترشی های دیگری نظیر ترشی فلفل، ترشی کلم، ترشی بادمجان، شکم پر بادمجان هم درست می کنند.

عنب پته (انگور پخته شده)

مواد لازم:

1 ـ انگور یا کشمش            

2 ـ شکر                    

3 ـ آب

طرز تهیه:

ابتدا انگور یا کشمش را له می کنیم و با مقداری آب می گذاریم تا بپزد ودر حال پختن شکر را اضافه می نمائیم و وقتی که کاملا پخت و رنگ آن سیاه شد آماده خوردن می باشد و معمولا 1 الی 2 ساعت طول می کشد تا آماده شود. این خوراک نیز نوعی مربا می باشد و در صبحانه می توان با نان خورد و می توان آنرا سرخ کرد و به آن تخم مرغ اضافه نمود و همراه با نان خورد و همچنین به جای قند می توان با چای میل نمود.

مربای تمشک

مواد لازم:

1 ـ تمشک           

2 ـ شکر

طرز تهیه:

ابتدا تمشک ها را می شوئیم و لا به لای تمشک ها را شکر اضافه می نمائیم وقتی تمشک آب انداخت می گذاریم تا بپزد و خیلی سریع هم آماده می شود. این مربا را همراه کره در صبحانه می توان خورد. اهالی این روستا این مربا را در فصل تابستان بدلیل وجود تمشک درست می کنند.

مربای انجیر

مواد لازم:

1 ـ انجیر سفت                  

2 ـ شکر           

3 ـ آب

طرز تهیه:

ابتدا آب و شکر را می گذاریم تا بجوشد تا آب شربت درست شود سپس انجیرها را داخل آن اضافه می نمائیم و باید مراقب باشیم انجیر ها زیاد نپزد زیرا باعث له شدن انجیر می شود و مزه خوبی نمی گیرد. این مربا را می توان همراه کره در صبحانه خورد. اهالی این روستا این مربا را در فصل تابستان بخاطر وجود میوه درخت انجیر درست می کنند.

در این روستا مرباهای دیگری نظیر مربای آلبالو، به، بهار نارنج و ...هم درست می کنند و مربا هایی نظیر زرشک و بهار نارنج را هم از مغازه تهیه می کنند.

شیرینی جات، نان ها

شیرینی کاکا

مواد لازم:

1 ـ شکر

2 ـ آرد برنج

3 ـ تخم مرغ

4 ـ کدوپخته شده

5 ـ آب

6 ـ روغن

7 ـ شیر

8 ـ دارچین

طرز تهیه:

ابتدا آرد برنج را با آب مخلوط می کنیم و آنرا ورز می دهیم و بعد شیر را به آن اضافه می کنیم و کاملا هم می زنیم و تخم مرغ ها را دانه دانه اضافه می کنیم و در انتها کدوی پخته شده را داخل مواد رنده می کنیم و شکر، دارچین و مقداری کم نمک را اضافه می کنیم، زمانیکه مایع آماده شد کم کم در روغن داغ سرخ می کنیم.

این شیرینی را باید داغ و تازه خورد و معمولا اهالی این روستا این شیرینی را موقع عصرانه برای خود و هنگام داشتن میهمان هنگام عصر درست می کنند.

نان برنجی

مواد لازم:

1.آرد برنج

2.آرد گندم

3. آب جوش

4. نمک

طرز تهیه :

آرد برنج را با آرد گندم مخلوط کرده و سپس یک مقدار نمک به آن اضافه می کنیم و سپس آب جوش را کم کم اضافه کرده و خمیر درست شده را داخل آبجوش گذاشته و سپس خمیر پخته را ورز می دهیم. ( حدود 20 دقیقه در آبجوش بجوشد) بعد خمیر را بصورت نان لواش درآورده یعنی با  نان چو (وردنه) باز می کنیم بصورت خیلی نازک  در آورده و بر روی ماهی تابه یا پشت گمج (قابلمه سفالی) گذاشته می شود و پخته می شود.

این نان در تمامی مراسم های این روستا مورد استفاده قرار می گیرد و استفاده از این نان برایشان خیلی حائز اهمیت است و باید گفت: خانم های میانسال و کهنسال خودشان این نان را تهیه می کنند و امروز خانواده ها اگر در مراسم هایشان فرصت تهیه این نان را نداشته باشند از بازار تهیه خواهند کرد.

نان خرفه

مواد لازم:

1 . آرد برنج

2.آرد گندم

3. آب جوش

4. تخم خرفه (گیاهی شبیه تخم گیاه شنبیله)

5. کدوی حلوایی پخته شده و کوبیده شده

طرز تهیه:

ابتدا آرد برنج را با آرد گندم را کاملاً مخلوط کرده و آب جوش را کم کم اضافه کرده و خمیر درست می کنیم بعد داخل آبجوش گذاشته خمیر پخته را کاملاً ورز می دهیم. سپس داخل خمیر تخم خرفه و کدو را اضافه می نماییم و مرتباً ورز می دهیم . زمانیکه خمیر نان کاملاً ورز داده شده به صورت چانه چانه می کنیم و چانه ها را بصورت نان لواش با  نان چو (وردنه) پهن می کنیم بصورت خیلی نازک  در آورده و بر روی ماهی تابه یا پشت گمج (قابلمه سفالی) گذاشته می شود و پخته می شود. در صورت دلخواه اگر نان مان در حال پختن یک مقدار پف کرد می توان داخل پخت آن یک تخم و مرغ اضافه نمود که خیلی مقوی و پر کالری می شود.

بابد توجه کرد که ابن نان می بایست به صورت نازک پخته شود در غیر این صورت خیلی کلفت می شود و مزه خوبی نمی گیرد.

اهالی این روستا گاهی اوقات این نان در مراسم های خود به جای نان برنجی مورد استفاده قرار می دهند و استفاده از این نان برای عصرانه خود و پذیرایی از میهمان های خود هنگام عصر جای دارد.

علاوه بر آن در بازارهای هفتگی شهرستان های گیلان خانم های میانسال به صورت تازه درست می کنند و می فروشند و خیلی پر طرفدار است.

اهالی روستا گاهی اوقات برای خرید، گردش و یا زیارت به بازارهای شهرستان لاهیجان، لنگرود، آستانه اشرفیه و... می روند، این نان برای خوردن تهیه می کنند. برخی از اهالی روستا که از نظر مالی وضع شان خوب است این نان را با کباب گوشت چنچه می خورند( مشاهدات و نقل از : مرحوم شهربانو حسن دوست و لیلا ابراهیمی ، زینب حسن دوست اربوکلایه و صمد حسن دوست اربوکلایه ).

 

طریقه نگهداری غذا در روستای امام ده

این روستا قبل از دارا بودن امکانات برق و داشتن یخچال، غذا ها را بطور طبیعی نگهداری می کردند که از طروق مختلف این کار را می کردند.

روش های نگهداری:

 1 ـ روش قرمه کردن:

در این روش تکه های گوشت گاو، مرغ، اردک، مرغابی و ... را با نمک فراوان مخلوط می کردند و در داخل کوزه سفالی می ریختند و روی آن را می پوشاندند. معمولا گوشت قرمه شده را 5 الی 6 ماه می توانستند نگهداری کنند، اما معمولا 2 الی 3 ماه اول گوشت های قرمه شده را مصرف می نمودند.

2- روش دودی کردن و شور کردن:

روش دودی کردن برای برنج، ماهی، پیاز بکار می رود. و روش شور کردن برای ماهی بکار می رود.

 

روش دودی کردن برنج

مکان دودی کردن برنج دو نوع بوده است:

الف) اتاق های مجهز برای دودی کردن برنج

در بین اهالی روستا کسی که از نظر مالی وضع خوبی داشت و می توانست اتاق خاصی را برای دودی کردن برنج اختصاص دهد، اتاقی را درست می کردند و تمام امکانات را برای دودی کردن برنج فراهم می نمود.

ب) اتاق های زندگی اهالی روستا

در بین اهلی روستا کسی که از نظر مالی وضعیت خوبی نداشت و نمی توانست اتاق جداگانه ای را برای دودی کردن برنج اختصاص دهد، روش دیگری برایش وجود داشت، در زمستان اتاق های خود را با بخاری هیزمی گرم می کردند وقتی بخاری روشن می کردند، از سقف برنج ها را بوسیله چوب هایی به نام (خرک ) آویزان می کردند تا بتوانند برنج های خود را دودی کنند و برنج هایی که به زمین می ریخت ، جمع آوری می کردند و داخل یک گونی می ریختند و از جای دیگر آویزان می کردند، تا دودی شوند. امروزه اهالی این روستا برنج را دودی نمی کنند.

روش دودی کردن ماهی

در این روش ابتدا ماهی را تمییز می کنند سپس ماهی را در یک اتاق تاریک و بخاری دار آویزان می کنند تا ماهی دودی شود. امروزه دودی کردن ماهی مثل سابق نیست و هر کس فقط بر حسب نیاز خود ماهی را دودی می کند .

روش دودی کردن پیاز

ابتدا پیاز کنده را دسته بندی می کنند سپس از سقف اتاق هایی که دارای بخاری می باشد آویزان می کنند که بعد از دودی شدن پیاز به آن پیاز سوخته گویند. امروزه نیز درخانه های روستا شاهد این هستیم که پیاز ها را از سقف آویزان می کنند تا دودی شود.

روش شور کردن ماهی

در این روستا روش شور کردن را برای ماهی بکار می برند. ابتدا ماهی های تمییز شده را با نمک و موادی به نام روناس مخلوط می کنند و در یک ظرف فلزی یا سفالی می ریزند و درب آنرا می بندند. مدت 30 الی 40 روز طول می کشد که ماهی شور درست شود. با این روش می توانستند ماهی را به مدت طولانی نگهداری کنند که معمولا در اواخر زمستان و تا اوایل بهار ماهی را شور می کنند و در بهار و تابستان از آن استفاده می نمایند. اهالی این روستا ماهی را بر حسب نیاز خود شور می کنند و خود استفاده می کنند.

3 ـ روش یخچالهای طبیعی

اهالی این روستا، این روش را در زمستان بکار می برند زمانیکه هوا خیلی سرد بود و برف فراوانی می بارید، این روش صورت می گرفت.

در این روش زمین را حفر می کردند و داخل آن کلش ( ساقه برنج ) قرار می دادند و سپس مواد غذایی را داخل آن قرار می دادند و روی آنرا ساقه برنج قرار می دادند و سپس خاک را روی ساقه برنج می ریختند و در موقع نیاز دوباره همانجا را حفر می کردند و مواد غذایی خود را بر می داشتند.

در زمستان ذخیره برف و یخ برای اواخر بهار و تا اوایل تابستان داشتند. برای ذخیره برف و یخ چاله هایی را حفر می کردند و داخل آن کلش (ساقه برنج) قرار می دادند و روی همان ساقه ها مقداری برف و یخ می ریختند و سپس روی آنرا می پوشاندند. امروزه دیگر این روش به چشم نمی خورد.

4 ـ روش خشک کردن

این روش برای خشک کردن سبزیجات معطر محلی، لوبیا، باقالا، تخمه و ... بکار می رود و امروزه هم کم و بیش در این روستا رایج می باشد.

روش دیگری که برای نگهداری غذا استفاده می نمودند به این صورت بود که مواد غذایی را داخل زنبیل حصیری قرار می دادند و بیرون از خانه در جای خنک آویزان می کردند که هم از گزند حیوانات و حشرات در امان باشد و هم از فاسد و خراب شدن جلوگیری شود.

سفره آرایی

اهالی روستای امام ده همانند سایر نقاط دیگر ایران برای تزیین کردن سفره خود، دادن رنگ، عطر و بوی غذاهای خود از مواد خوراکی محیط طبیعی خود استفاده می نمایند. علاوه بر آن به خاطر ارتباط با سایر نقاط دیگر ایران علی الخصوص تهران ، مشهد دچار تغییراتی در سفره آرایی و تزیئنات بر سر سفره هایشان شده است که ما به برخی از آنها اشاره مینمایم:

ادویه جات

نمک و فلفل :اهالی روستای امام ده از نمک و فلفل سیاه و قرمز برای مزه دار کردن غذاهای خود استفاده می نمایند. به طوری که بر سر سفره هایشان مشاهده می نماییم در نمک دان های سفالی شان که دو قسمت است، یک سوی آن نمک خالص و سوی دیگر نمک و فلفل سیاه به صورت مخلوط شده، قرار دارد.

زرد چوبه: از جمله ادویه ای است که بعد از نمک و فلفل در تمام آشپزخانه های اهالی این روستا دیده می شود. این ادویه برای رنگ، عطر و بوی غذا به کار برده می شود.

دارچین: این ادویه گرم مزاج به دو صورت است :

ـ پودر دارچین: این گونه دارچین، اغلب برای خوش طعم و خوشبو کردن غذا مورد استفاده می نمایند.

ـ چوب دارچین و چرخ نشده: این گونه دارچین، اغلب هنگام دم کردن چای، داخل قوری اضافه می نمایند و اصطلاحاً چای دارچینی درست می کنند، تا چای خوش عطر، خوش طعم شود.

هل (هلک میخک): این گیاه گرم مزاج برای طعم، عطر و بوی برخی غذاهااز قبیل: حلوا، کاچی و برای درست کردن چای هل دار کاربرد دارد.

زیره سبز: این گیاه گرم مزاج، برای طعم، عطر و بوی برخی از غذاهای از قبیل: آب مرغ، ته دیگ برنج آب کش کاربرد دارد.

سبزیجات محلی

سبزیجات محلی برای طعم، عطر و بوی و تزیین غذا کاربرد دارد که ما به برخی از این سبزیجات اشاره می نماییم:

وار انبوه (پونه محلی )، چوچاق (نوعی سبزی محلی خوشبو): این گونه از سبزیجات برای طعم، عطر و بوی برخی از غذاها به کار برده می شود.

جعفری : این گونه از سبزیجات برای تزئین کردن دیس ماهی سرخ شده کاربرد دارد. همچنین برای عطرو بوی، طعم غذاهای مختلف مورد استفاده قرار می گیرد.

نعنا: این گونه از سبزیجات اکثر اوقات داخل دوغ ریخته می شود تا به دوغ رنگ، عطر و طعم خوبی بدهد.علاوه بر آن در برخی از غذاها از قبیل: سوپ، آش و... ریخته می شود.

رنگ غذا

شیره اربه دوشاب: همان طور که در قسمت غذاهای محلی گفته شد این شیره از میوه ای به نام اربه گرفته میشود. به عنوان رنگ و طعم دهنده غذا مورد استفاده می باشد. البته باید گفت: استفاده از این شیره همانند گذشته نیست و جایش رارنگ های غذای دیگری همانند: زردچوبه، زعفران گرفته است.

زردچوبه: این ادویه از جمله ادویه هایی است که علاوه بر این که طعم و بوی غذا را خوب می کند، باعث می شود رنگ خوبی به غذا بدهد.

زعفران: این گونه رنگ غذا، خیلی خوش طعم، خوشبو و معطر است، که از دهه 70 در بین اهالی روستا رایج شده است که در هنگام میهمانی های خود برای تزئین روی برنج به کار می برند. اما به خاطر گران بودن به طور کل در مواد غذایی خود کم به کار می برند.

مواد خوراکی ترش و شیرین، گرم و سرد برای تزئین کردن غذا

کشمش، گردو، آلو قیسی :گونه هایی از موادهای غذایی است که اهالی روستا در تمامی مراسم های خود، با آن برنج های خود را تزیین می کنند و هنگام مجمع دادن در ایام محرم به صورت جداگانه از قابلمه برنج در یک قابلمه جدا قرار می دهند.

زرشک: گونه ای از مواد غذایی است که از دهه 70 در بین اهالی محله رایج شده است و به همراه زعفران برای تزئین کردن برنج آبکش برای تهیه کردن زرشک پلو با مرغ به کار می رود.

چاشنی ها

آبغوره: این گونه از چاشنی برای ترش مزه کردن خورشت ها به کار برده می شود. همچنین در اواسط ماه خرداد و تیر که هنگام درست کردن آبغوره است، اهالی روستا، چای خود را به همراه آبغوره تازه صرف می کنند. اهالی این روستا چاشنی آبغوره از سایر دیگر چاشنی ها بیشتر به کار می برند.

آبلیمو: این گونه از چاشنی همانند آبغوره برای ترش مزه کردن خورشت هابه کار برده می شود اما مصرف آن نسبت به آبغوره کمتر می باشد.

دلار: همان طور که در قسمت نوع غذاهای محلی گفته شد: این چاشنی از سبزیجات محلی و نمک درست می شود و اهالی روستا به جای نمک زدن به میوه ها از این چاشنی ها استفاده می نمایند.

نارنج:

این میوه به دوصورت استفاده می شود:

ـ آب نارنج:این گونه از چاشنی همانند آبلیمو و آبغوره برای ترش مزه کردن خورشت ها و غذاها علی الخصوص مزه دار کردن ماهی سرخ شده کاربرد دارد و در فصل پاییز و زمستان به خاطر وجود این گونه مرکبات مورد استفاده قرار می گیرد.

ـ میوه نارنج: اهالی روستا هنگامی که می خواهند ماهی سرخ شده را برسر سفره بیاورند ، میوه نارنج از وسط به دو قسمت تقسیم می کنند و در کنار ماهی قرار می دهند. تاهنگام خوردن ماهی از این چاشنی استفاده نمایند و نیز یک تزئینی بر روی دیس ماهی بر سفره انجام داده باشند.

تزئینات مواد خوراکی بر روی سفره

گاهی اوقات با کوچکترین کار در سفره که از چشم ما غافل می ماند، به سفره های غذایی زیبایی می بخشد،خانم های این روستا برای تزئین کردن سفره های خود علی الخصوص در مراسم و میهمانی های خود، سعی بر این دارند که سفره های خود را با کمترین امکانات زیبا جلوه دهند، این کارها به شرح زیر می باشد:

ـ حلقه حلقه کردن پیازهای خام و قرار دادن آن بر روی پیش دستی های کوچک، بر سر سفره

ـ پوست کردن و حلقه حلقه کردن خیار و قرار دادن آن بر روی پیش دستی های کوچک، بر سر سفره

ـ خردخرد کردن گوجه و قرار دادن آن بر روی پیش دستی های کوچک، بر سر سفره

ـ با چاقو شیار دادن بر روی تربچه های قرمز و پیازچه ها و داخل سبد سبزی خوردن قرار دادن

ـ سیب زمینی خلال یک دست و سرخ شده و قرار دادن در کنار غذاهایی چون: مرغ سرخ شده، خورشت قیمه، کتلت، شامی و...

ـ گوجه فرنگی حلقه حلقه شده و سرخ شده و قرار دادن در کنار غذاهایی چون: مرغ سرخ شده، خورشت ترش و واش ، کتلت، شامی ، بادمجان و...

ـ سرخ کردن مرغ کامل (مرغ بریان) به همراه سیب زمینی، گوجه فرنگی و در وسط سفره قرار دادن هنگام میهمانی ها

ـ درست کردن برنج آبکش روغن دار در هنگام میهمانی ها و مراسم های مختلف که برای تهیه کردن ته دیگ، از نان لواش، مخلوط کردن برنج با زعفران در ته دیگ، مخلوط کردن برنج با زرد چوبه در ته دیگ، مخلوط کردن برنج با زیره سبزه در ته دیگ استفاده می کنند.

ـ کشیدن برنج در چند دیس و بر روی برنج ها با کشمش یا زرشک، زعفران، تزیین می کنند.

ـ اهالی روستا سعی براین دارند بر سر سفره خود در هنگام میهمانی ها از چند نوع غذا، چند نوع دسر، انواع ترشی جات، سبزیجات و... بچینند و این گونه سفره های خود را رنگین نمایند.

تقسیم کار در بین اعضای خانواده هنگام تهیه و خوردن غذا

تهیه کردن و درست کردن غذا به طور کل برعهده مادر خانواده است. از آنجائیکه زنان روستا پابه پای مردان خود و حتی بیشتر از مردان در شالیزار و باغ های خود مشغول به کار هستند، بین دختر یا عروس خانه و مادر خانواده تقسیم کار صورت می گیرد و اصطلاحی که در مورد این تقسیم کار اهالی روستا به کار می برند این است که یک نفر «کار جیر خانه» یعنی کار های خارج از خانه (کشاورزی) را انجام دهد و دیگر «کارهای جور خانه» یعنی کارهای داخل خانه (آشپزی کردن ـ جارو و تمیز کردن خانه ) را انجام دهد.

قبل از آنکه اعضای خانواده برای استراحت، خواندن نماز و صرف ناهار به خانه بیایند. مسئول درست کردن غذا را تهیه کرده و سفره توسط خانم های خانه پهن می شود. ظروف سفره ، مواد خوردنی بر سفره چیده می شود و هر کس بر سر جای خود می نشیند.

بعد از به اتمام رسیدن خوردن غذا، سفره توسط دختران خانه جمع و شسته می شود.

زمانیکه صاحب خانه میهمان داشته باشد، دختران میهمان در درست کردن غذا، چیدن سفره، جمع کردن و شستن ظروف به صاحبخانه کمک می کنند تا هر چه زودتر کار به اتمام برسد و سپس با یکدیگر در یک جمع زنانه به بحث و گفت و گو بپردازند.

هنگام میهمانی به خاطر اینکه جای هر کسی برای نشستن تعیین شده است و کسی نمی تواند ازجای خود برخیزد، پسر خانواده نقش میانجی گری بین مردان و زنان را دارد که نیاز مردان میهمان را برطرف می کند.

پدر و پسر خانواده بر سر سفره نیاز میهمانان مرد را برطرف می کنند و حواس آنها به این است که میهمان تعارف نکند و از آن پذیرایی می کنند.

مادر و دختر خانواده بر سر سفره نیاز میهمانان خانم را برطرف می کنند  و حواس حواس آنها به این است که میهمان تعارف نکند و از آن پذیرایی می کنند.

زمانیکه خانواده میخواهد برای تهیه کردن غذا، کباب تدارک ببیند، درست کردن برنج و پهن کردن سفره بر عهده زنان است و درست کردن کباب (خرد کردن گوشت، سیخ زدن گوشت، درست کردن آتش، کباب کردن گوشت ) برعهده مردان است . معمولاً 5 دقیقه قبل از آماده شدن کباب ها به خانم ها گفته می شود که برنج را بر سر سفره بیاورند که داغ صرف شود.

نحوه چیدمان ظروف بر روی سفره

اهالی روستا سعی بر این دارند در هنگام میهمانی ها و مراسم های مختلف از بهترین ظروف و یکدست خود برای پذیرایی استفاده نمایند.

معمولاً بر سر سفره بشقاب، پیش دستی ها، لیوان ها بر اساس تعداد افراد بر سر سفره در یک ردیف و روبروی هم به صورت منظم چیده می شود.

قاشق و چنگال های مورد استفاده یک دست و منظم در کنار یا بروی بشقاب و پیش دستی ها به صورت منظم چیده می شود. باید گفت: در گذشته قاشق و چنگال در هرخانه ای نبودو فقط در خانه های اربابی و کسانیکه از نظر مالی وضع خوبی داشت سرویس قاشق و چنگال استفاده می شد خانواده های معمولی و رعیتی  فقط در داخل خورشت های خود یک ملاقه و در داخل دیس برنج یک کفکیر قرار می دادند. از دهه 60 بود که سرویس قاشق و چنگال به طور رایج در تمامی خانه مورد استفاده قرار گرفته شده است.

معمولاً تعداد دیس های برنج، ظرف خورشت ، پارچ آب و... بستگی به تعداد میهمان ها دارد اما معمولاً به گونه ای چیده می شود که میهمان ها و اعضای خانواده بتوانند به راحتی از خود پذیرایی کنند.

آداب و رسوم غذا خوردن در روستای امام ده

عناصر فرهنگی آداب غذا خوردن در این روستا از گذشته تا به امروز مورد تغییراتی قرار گرفته است اما به طور کل به این صورت است:

در گذشته خانواده ها به خاطر داشتن کار معین در بین اعضای خانواده ، در یک ساعت معین اعضای خانواده برای صرف صبحانه، ناهار و شام دور هم جمع می شدند و بایکدیگر ناهار صرف می کردند. امروزه نیز خانواده هایی که سنتی هستند و شغل هریک از اعضای خانواده همانند سابق معین است،این سنت پا برجا است.

اما خانواده هایی که از نسل جوان و تحصیل کرده می باشند و برای انجام کارهای اداری داخل شهر می روند دیگر در ساعت معین هنگام ناهار در منزل نیستند و معمولاً هنگام شام دور هم هستند و باهم غذا می خورند.

مکان غذا خوردن هنگام میهمانی در تالار بزرگ خانه (تالار میهمانی) انجام می گیرد و در تابستان در تالارچه (ایوان خانه) انجام می گیرد و این رسم هم اکنون در خانه های با سبک ساخت قدیم پابرجاست اما در خانه های جدید معمولاً در اتاق پذیرایی که به آن سالن گویند و یا در حال خانه که از دیگر مکان خانه بزرگتر است، سفره غذا را پهن می کنند.

در گذشته به خاطر نبود آب لوله کشی و عدم دسترسی به آب، مرسوم بود که دست آفتابه لگن بر سر سفره بیاورند و ابتدا بزرگ خانواده و سپس دیگر اعضای خانواده در صورت تمایل ، دست خود را با آب بشوید. اما امروزه به خاطر تغییرات در امکانات رفاهی دیگر این رسم رایج نیست.

همان طور که در فصل 5 گفته شد : هنگام غذا خوردن اعضای خانواده بر سر یک سفره دورهم می نشینند. مادر خانواده معمولاً بر سر سفره نزدیک درب آشپزخانه می نشیند که اگر نیاز به رفتن آشپزخانه باشد، دست و پا گیر نباشد. پدر یا پدربزرگ خانواده بر سر دیگر سفره یعنی بالای اتاق می نشیند. معمولاً پسران و آقایان در یک ردیف می نشینند و دختران و خانم های روبروی مردان در ردیف  دیگر سفره می نشینند و تا پایان غذا خوردن جای کسی تغییر نمی کند.

هنگام میهمان داشتن پس از اندک زمانی که با تشریفات و تعارفات می گذرد، جو راحت تری برقرار می شود ولی تا پایان نشست هیچکس حق عبور از حدود نامرئی که فضای مردان را از فضای زنان و بچه های کوچکتر جدا میکند ، ندارد. گاهی سفره ای جداگانه برای هریک از دسته های میهمان پهن می کنند. در اغلب موارد، زنان و مردان برسر یک سفره غذا را صرف می کنند، ولی، با این حال، جایی را که برای آنان در نظر گرفته شده است را ترک نمی کنند. اگر اتفاقی دور از انتظار رخ دهد و عبور از این مرز ضرورت پیدا کند ، یکی از پسران جوان که هم پدر سری است و هم مادر سری نقش میانجی بین این دو را ایفا میکند. عدم تمایز اتاق ها بر حسب جنس به مثابه تداخل فضاهای مختص مردان و زنان نیست. هنگام دیدار خویشاوندان، مردان غالبا ته ایوان می نشینند و زنان هم در ابتدای ایوان می نشینند و دو جمع کوچک را تشکیل می دهند. (برومبرژه، کریستیان،1370 :125 ).

هنگام غذا خوردن ابتدا پدر یا پدربزرگ خانواده شروع می کند و سپس دیگر اعضای خانواده شروع به کشیدن و خوردن غذا می کنند. و زمانیکه میهمان در خانه حضور داشته باشد ابتدا از میهمان پذیرایی می کنند و سپس خود (صاحبخانه ) آغاز به خوردن غذا می کند.

در پایان غذا خوردن ابتدا پدر یا پدربزرگ خانواده از سفره فاصله می گیرد و سپس دیگر اعضای خانواده از سفره کنار می روند. زمانیکه میهمان در خانه حضور داشته باشد، صاحبخانه صبر می کند که میهمان غذای خود را کامل بخورد و یک مقدار از سفره فاصله بگیرد و سپس خود صاحبخانه از سفره فاصله می گیرد.

هنگام خوردن غذا افراد خانواده باهم صحبتی نمی کنند و به خوردن غذا مشغول هستند.

اعتقادات روستای امام ده هنگام تهیه و خوردن غذا

اهالی این روستا هنگام شروع خوردن غذا، با کلام خداوند (بسم الله الرحمن الرحیم )آغاز می کنند و لزومی ندارد که بلند نام خدا را بر زبان بیاورند. در انتهای غذای خود با صدای بلند شکر خدا را به جای می آورند و از مادر خانواده برای تهیه کردن غذا تشکر می کنند. زمانیکه میهمان می خواهد از صاحبخانه تشکر کند، ابتدا می گوید: الهی شکر، سپس از اصطلاحاتی که به نوعی دعا و تشکر برای صاحبخانه است می گویند، این اصطلاحات نظیر:

ـ ان شاء الله تی زَکانِِ عروسی

معنی: ان شاء الله عروسی بچه هایت

ـ ان شاء الله کربلا، خراسان و مکه خرج بکنی

معنی: ان شاء الله برای رفتن به کربلا، مشهد مقدس و مکه رفتنت میهمانی ات خرج بکنی.

ـ ان شاء الله تی برکت سفره زیاد بِِبِِی

معنی: ان شاء الله برکت سفره ات زیادتر بشود. و... می باشد.

هنگام نوشیدن آب، حتماً نام خدا (بسم الله الرحمن الرحیم )را بر زبان می آورند. بعداز نوشیدن آب، بر امام حسین (ع) درود می فرستند و می گویند: درود بر لب تشنه امام حسین (ع).

از ظروف تَرَک خورده استفاده نمی کنند و اعتقاد بر این دارد که در درون ظروف تَرَک خورده شیطان وجود دارد. این اعتقاد بر علم پزشکی ثابت شده است که درون تَرَک ظروف میکروب، باکتری و ویروس جمع می شود.

از استکان چای کف دار برای پذیرایی کردن، از بزرگتر و یا میهمان خود خوداری می کنند و این امر را بی احترامی به فرد مقابل می دانند.

زمانیکه فردی هنگام خوردن غذا، به خانه شان بیاید، هر طوری است آن را بر سر سفره می آورند و با یکدیگر مشغول به خوردن غذا می شوند.

هنگام خوردن غذا، اگر فرد مستحق و مستمندی سر برسد، مقداری از غذای خود را حتماً به او می دهند.

گاهی اوقات اهالی روستا غذایی که تهیه می کنند، یک ظرف از غذای خود را به همسایه خود می دهند.

 

ظروف و وسایل غذاخوری رایج در روستای امام ده

ظروفی که اهالی روستا برای تهیه کردن و مصرف کردن غذا بکار می بردند به شرح زیر می باشد:

1 ـ ظروف سفالی

ظروف سفالی که در این روستا برای برای تهیه کردن غذا و مصرف غذا بکار می برند، گمج، نیره، نم کار، نمکدان و ... می باشد که هرکدام کاربرد خاص خود را دارد و کاربردشان به شرح زیر می باشد:

الف)گمج

دیگ و قابلمه ای سفالی است که معمولا به رنگ سبز می باشد و برای تهیه کردن انواع خورشت ها بکار می رود.و خاصیت این دیگ ها اینست که قابلیت جذب کنندگی دارد و آب های اضافی خورشت را به خود می گیرد. این قابلمه از گذشته تا به امروز در بین اهالی روستا برای پخت غذا رایج است.

ب) نیره (کوزه کره گیری)

کوزه سفالی خمره ای شکل می باشد که دارای دو دستگیره است برای تهیه کردن کره و دوغ بکار می رود. کسانیکه دارای گاو شیرده باشند از نیره برای تهیه کردن دوغ و کره روزمره خود استفاده می نمایند.

ج) نم کار

این ظرف سفالی همراه یک سنگ می باشد و برای سائیدن مواد غذایی از قبیل گردو، سبزیجات، لوبیای تازه و ... بکار می رود. امروزه اهالی این روستا کمتر از این وسیله استفاده می کنند و جای آنرا مولینکس گرفته است.

د) نمکدان

نمکدان ها دوطرفه و سفالی می باشد و درپوش ندارد. بدلیل وجود نم و رطوبت و امکان از بین رفتن نمک اهالی روستا از نمکدان های سفالی بدون درپوش استفاده می نمایند.

در این روستا ظروف سفالی دیگری نظیر کوزه ،لیوان، کاسه، و... مورد استفاده اهالی روستا می باشد.

2 ـ ظروف چوبی

ظروف چوبی که اهالی روستا برای تهیه و مصرف کردن غذا استفاده می نمایند از قبیل: چوپاره، قندلاک، تخته ساتور، ملاقه، کفگیرو... می باشد، که کاربردشان به شرح زیر است:

الف)تخته ساطور

این وسیله چوبی همراه با یک ساطور می باشد که برای خرد کردن گوشت، مرغ، سبزیجات و ... بکار می رود و امروزه هم کاربرد دارد و استفاده می شود.

ب)چوباره

سینی بزرگ و پهن و گرد می باشد که برای پاک کردن برنج ، خشک کردن سبزی و... بکار می رود. امروزه این سینی از جنس روحی، استیل است و چوبی آن دیده نمی شود.

ج)قندلاک

این وسیله چوبی برای خرد کردن قند کاربرد داشته است شکل آن گرد و دارای لبه است . دروسط ظرف پایه ای چوبی قرار دارد و دور پایه آن خالی می باشد، قند را روی پایه آن قرار می دهند و با سنگ قند ها را خرد می کنند. امروزه این ظرف چوبی دیگر کاربرد ندارد و روی قند شکن سنگی قند را خرد می کنند.

ظروف چوبی دیگر از قبیل ملاقه، کفگیر، قاشق و ... در این روستا به چشم  می خورد.

3 ـ ظروف نشکن ( لعابی )

این ظروف از جنس فلز و دارای لعاب می باشد. معمولا سفید و نخودی رنگ است و بعضی از آنها دارای طرح می باشد. این ظروف شامل کتری، قوری، کاسه، بشقاب، دیس، سینی و ... می باشد. استفاده از این ظروف در گذشته، میان اهالی روستا خیلی رایج بوده اما امروزه استفاده از این ظروف رایج نیست و افرادی که از گذشته داشتند استفاده می نمایند. می توان گفت بعد از این ظروف: جایش را ظروف ملامین و چینی گل سرخ گرفته است.

4 ـ ظروف نقره، روحی، مسی

الف) مجمع

سینی بزرگ از جنس مس یا نقره است که برای حمل غذا بکار می رود. از این سینی در مجالس مختلف بعنوان برم استفاده می نمایند مثل: برم شادی (عروسی)، برم سیاه ( عزا )، برم ماه محرم، و.. .این سینی بزرگ را همه اهالی روستا بدون استثنا دارا هستند و جزء ظروف سنتی اهالی روستا محسوب می شود.

ب)آفتابه و لگن

این ظروف مسی یا نقره را اهالی روستا برای شستن دست ها برسر سفره استفاده می کردند و امروزه هیچ کاربردی ندارد و این ظروف دیگر در این روستا به چشم نمی خورد.

ج ) ظروف روحی  و مسی

ظروفی که امروزه در این روستا رایج است از جنس روحی می باشد که شامل قابلمه، ماهیتابه، کاسه، دیگ، لیوان، و... است.

5 ـ وسایل حصیری

این روستا بنا بر شرایط محیطی و اقلیمی در گذشته از حصیر برخوردار بود و اهالی استفاده ای که از حصیر برای وسایل غذا خوری می کردند سفره و زنبیل بوده است. امروزه این روستا مثل سابق دارای حصیر نمی باشد و عده ای محدود حصیربافی می کنند. اما از زنبیل و سفره هنوز اکثر افراد روستا استفاده می کنند.

6 ـ وسایل پخت و گرم کردن غذا

در این روستا در گذشته برای پخت غذا از آتش هیزمی استفاده می کردند. در آشپزخانه یک شومینه هیزمی درست می کردند و غذا را روی آن می پختند  و معمولا آشپزخانه بیرون از خانه و داخل حیاط بود. داخل اتاق خانه هم یک شومینه هیزمی داشتند که در زمستان داخل اتاق هم آشپزی می کردند.

بعد از رایج شدن کپسول های گاز برای آشپزی از اجاق گاز معمولی و اجاق گاز فر دار، پکنیک، استفاده می کنند.

وسایل دیگر که برای پخت و پز استفاده می کنند چراغ نفتی  و گازهای تک شعله می باشد.

7 ـ ظروف و سایر وسایل آشپزخانه دیگر رایج در روستای امام ده

در این روستا از ظروف ملامین و چینی گل سرخ استفاده زیادی می کنند . به تازه گی ظروف پیرکس و کریستال هم رواج پیدا کرده است.

 علاوه بر قابلمه های روحی از قابلمه های تفلون، نسوز، چودن و مسی هم استفاده می نمایند.

 وسایل برقی نظیر: چرخ گوشت، سبزی خرد کن، آبمیوه گیری، گاز فر دار، یخچال های با ساخت جدید همانند امرسان و مولینکس در بین اهالی روستا دیده می شود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 18:6  توسط مژگان حسن دوست  | 

 

 

 

فصل هفتم :

 

پوشاک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل هفتم: پوشاک

پوشاک

ایجاد لباس ناشی از احتیاج انسان به دفاع از عوارض طبیعی بخصوص در مقابل سرما بوده است. لیکن لباس نیز مثل هر گونه وسیله زندگی که پا از دایره رفع احتیاج ابتدائی بیرون می گذارد حالت تفننی به خود می گیرد و در طول زمان از صورت ابتدائی خود بیرون آمده، اقوام مختلف روی زمین هر یک بنا به مقتضیات اقلیمی و آداب و رسوم و درجه فرهنگ و تمدن خود، به ایجاد لباس های گوناگون پرداخته و در دوخت و شکل و تزئین آن ابتکارات گوناگون بوجود آوردند. بطوریکه لباس نیز مثل تمام وسایل زندگی جلوه گاه ذوق و هنر بشری گردیده و مظهر لطافت وذوق و تکامل سلیقه اقوام ملل شده است (ذکاء، یحیی1336 :6).

پوشاک زنان در روستای امام ده:

آنچه بیش ازهمه در نوع لباس زنان دراین منطقه تاثیر گذاشته است، عبارت است از :

1 ـ آب و هوای معتدل و مرطوب که باعث شده است، تنوع لباس در فصول مختلف بوجود آید.

2 ـ محیط روستا

3 ـ نوع ساخت خانه ها

4 ـ فعالیت و مشارکت زنان در کار شالیکاری

 

ویژگی و نوع پوشاک زنان میانسال و کهنسال:

Ø     در فصل تابستان که هوا گرم است لباس زنان از جنس نخ، چیت، تترون می باشد.

Ø     نوع پارچه های انتخابی زنان معمولا پرگل است و پارچه دارای رنگ آمیزی زیاد است.

Ø     معمولا زنان پیراهن های بلند و چین دار بر تن می کنند.

Ø     شلوار زنان گشاد و آزاد و نخی می باشد.

Ø     معمولا زنان روسری های نخی که بصورت X در پشت سر گره می خورد، بر سر می کنند، همچنین روسری بعد از عبور از چانه در بالای سر به هم می رسد؛ و نیز روسری لچک (سه گوش) بر سر خود می نهند و در بسیاری از مواقع دو گوشه جلوی لچک را از دوطرف به زیر گوشه سوم آن در پشت گردن می برند و یا با عبور از روی هم آن را روی سر گره می زنند.

Ø     زنان میانسال و کهنسال این روستا هنگامی که در محل می خواهند، جاهایی همانند: بر سر شالیزار ها، باغ ها و خانه همسایه خود بروند. با همان لباس خانگی و نهایتاً یک چادر رنگی یا چادرشب بر کمر خود می بندند

Ø     زنان میانسال و کهنسال این روستا  به هنگام بیرون رفتن از محل چادر سفید یا رنگی و یا چادر شب بر روی کمر خود می بندند و گاهی اوقات در بعضی از جاها چادر بر سر خود می گذارند.

Ø     در تابستان به هنگام بیرون رفتن جوراب های ضخیم مشکی برروی شلوارهای خود به پا می کنند و در زمستان جوراب های پشمی به پا می کنند.

Ø     در زمستان زنان بر روی لباس های خود ژاکت ،کت مخمل و لباس های گرم بر تن می کنند.

Ø     کفش زنان معمولا کفش های راحتی مشکی، گالش، دمپایی های مشکی  می باشد و در مواقع باران و برف چکمه به پا می کنند.

باید گفت: لباس زنان میانسال و کهنسال این روستا تغییری نکرده است و از گذشته تا امروز به همین شکل بوده است.

 

ویژگی و نوع پوشاک دختران جوان:

Ø     معمولا دختران و زنان جوان در تابستان بلوز آستین بلند و دامن بلند بر تن می کنند و یا سارافون همراه با بلوذ و شلوار برتن می کنند.

Ø     شلوارهای دختران از جنس نخ می باشد.

Ø     معمولا روسری نخی بر سر می گذارند و از جلو به صورت معمولی گره می زنند و همیشه روسری بر سر می گذارند.

Ø     دختران به هنگام بیرون رفتن ،در محل خود بصورت معمولی ، همانطور که در خانه لباس می پوشند به بیرون می روند اما هنگام رفتن به محل دیگر یا شهر مانتو و شلوار به تن می کنند  و نوع پوشش بیرونی آنها همانند سایر نقاط دیگر کشور می باشد.

Ø     در زمستان دختران ژاکت ، کت و لباس های گرم برتن می کنند . به هنگام بیرون رفتن کاپشن یا  پالتو برتن می کنند.

Ø     کفش های دختران امروزه با جاهای دیگر تفاوتی ندارد.

Ø     در گذشته دختران جلیزقه های تزئینی بر روی لباس های خود بر تن می کردند اما امروزه اینطور نیست.

Ø     در گذشته دختران لباس هایی با رنگ شاد بر تن می کردند اما امروزه رنگهای ساده را انتخاب می کنند . (مشاهدات و نقل از: زینب حسن دوست اربوکلایه، رقیه حسن دوست اربوکلایه ، زهرا حسن دوست اربوکلایه ).

 

پوشاک مردان در روستای امام ده:

ویژگی و نوع پوشاک مردان میانسال و کهنسال:

Ø     لباس مردان در تابستان از جنس نخ می باشد.

Ø     معمولا مردان پیراهن و شلوار پارچه ای بر تن می کنند.

Ø     مردان مسن کت و شلوار بر تن می کنند و رنگ آن هم تیره می باشد.

Ø     در گذشته مردان علاوه بر کت و شلوار و جلیغه هم بر تن می کردند.

Ø     در گذشته مردان کلاه شاپو بر سر می گذاشتند.

Ø     در گذشته مردان عادی کفش شان گالش بوده است اما آنهایی که از نظر مالی مرفه بودند کفش هایی از جنس چرم استفاده می کردند.

Ø     در پاییز و زمستان مردان از لباس های پشمی و بافتنی از قبیل کلاه، جوراب، شال گردن، ژاکت، دستکش، کت و شلوار بر تن می کنند.

 

پوشاک پسران جوان:

Ø     معمولا پسران و مردان جوان در تابستان پیراهن آستین کوتاه و تی شرت و شلوار پارچه ای یا جین بر تن می کنند.

Ø     کفش پسران و مردان جوان اسپرت یا کتانی می باشد.

Ø     پسران معمولا در زمستان از ژاکت، کاپشن، شال گردن و کلاه استفاده می نمایند.

Ø     در گذشته کفش پسران و مردان جوان گالش بوده است (نقل ازمرحوم مرتضی حسن دوست اربوکلایه ، ابراهیم حسن دوست اربوکلایه ، صمد حسن دوست اربوکلایه).

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 18:1  توسط مژگان حسن دوست  | 

 

 

فصل ششم :

 

ساختار اقتصادی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل ششم: ساختار اقتصادی

اقتصاد

اقتصاد وسیله ای است برای بررسی برخی از جنبه های مادی تطبیق انسان با محیط . اقتصاد بر حسب ساده ترین تعریف آن، بررسی نحوه کاربرد وسایل معین برای دستیابی به منابع دلخواه است، این وسایل می تواند پول، زمان و حتی مهارت های اجتماعی باشد. بنابراین معنای وسیع ، هر جامعه ای اقتصاد دارد و تقریبا هر فعالیت انسانی از جنبه های اقتصادی برخوردار است (رنجبر ، محمود، ستوده، هدایت الله1383 :  162).

مردم شناسی اقتصادی به بررسی و مطالعه شرایط تولید مادی انسان می پردازد  و از همین رو به مسائل زیست محیطی و فناوری تکنولوژی نیز علاقمند است. موضوع دیگر، داد و ستد و مبادلات و نیز مسائل حقوقی مربوط به مالکیت و  بهره برداری از اشیا و اشکال گوناگون استفاده از تولید ، توزیع و مصرف خدمات است (ریویر، 1379 : 124).

مردم شناسان با کمک و بهره جویی از علم اقتصاد، جامعه ابتدائی و در حال رشد را مورد مطالعه قرار می دهند. آنها نظریه ها و مفاهیم را از علم اقتصاد گرفته و از آن برای فهم تولید، توزیع و مصرف استفاده می نمایند (رنجبر، محمود ، ستوده، هدایت الله  1383 : 163).

مشاغل کشاورزی

شالیکاری

1 ـ برنج

گیاهی است یکساله علفی چمنی با ساقه ای راست و بدون کرک به بلندی حد اکثر 1 تا 1.5متر و برگ های سبز تیره خطی سر نیزه ، با لبه ای زبر و بدون کرک و گل آذین . منشعب و بر شانه ای سنبله ای پانیکول و راست یا سر به زیر و واژگون با سنبلچه های بدون میخک یا سیخکی کوتاه.

برنج یکی از محصولات مهم زراعی ایران است که در قسمتهای شمالی ایران و بخش هایی از استان فارس، بلوچ، خوزستان ، اصفهان و آذربایجان کاشت می شود.

برنج ابتدا در کشورهای آسیایی شناخته شد سپس آفریقائی ها برنج را بعنوان غذا مورد استفاده قرار دادند و بعد آمریکائیها و اروپائیها با آن آشنا شدند.

گیلان بعلت رطوبت زیاد از مناسبترین مناطق کشت برنج است . در مازندران، گرگان ، خوزستان و نواحی گرمسیر فارس و اصفهان نیز کشت برنج مرسوم است، اما برنج گیلان از نظر کیفیت نه تنها نسبت به محصولی که در سایر نقاط کشور تولید می شود برتری دارد بلکه در دنیا نیز بی رقیب می باشد.

اکنون در بسیاری از کشورهای جهان نظیر ممالک خاور دور خاورمیانه و کشورهای خاورمیانه، برنج غذایی دائمی مردم می باشد. دانه های برنج دارا ی مواد مغذی مختلفی از قبیل پروتئین، چربی و قند است. همچنین انواع ویتامین A، D ،E ، ب کمپلکس در برنج یافت می شود. در خاکستر گیاه برنج و نیز دانه های آن مواد معدنی و شیمیایی فراوانی نظیر: کلسیم ، منیزیم، پتاسیم ، فسفر، آهن، سدیم ، یتامین ، ریبوفلاوین و نیاسین یافت می شود. هر صد گرم برنج معمولی بطور متوسط دارای 360 کالری انرژی است.

برنج در مرور زمان ویتامین خود را از دست می دهد، بدین جهت برنج تازه مقدار بیشتری ویتامین را در خود ذخیره دارد، همچنین در پوست دانه های برنج مقدار قابل توجهی ویتامین های مختلف یافت می شود که در جریان سفید کردن برنج از دست می رود. (گروه پژوهشگران ایران ، 1374 :412 ).

2 ـ انواع برنج در گیلان

از نظر مشخصات گیاه شناسی و زراعی سه نوع برنج در گیلان کشت می شود که عبارتند از:

1 ـ انواع برنج های صدری که طول دانه های آن بیش از 7 میلیمتر و به دانه های دراز معروف هستند.

2 ـ انواع برنج های چمپا و چمپای رسمی و بی نام با طول دانه 7 ، 6 میلیمتر که بعنوان دانه متوسط شناخته می شود.

3- انواع برنج های دانه کوتاه یا گرده با طول دانه 5 ، 6 میلیمتر کشت برنج های گروههای 1 ، 2 در گیلان بیش از گروه 3 عمومیت دارد. مهمترین انواع برنج صدری که در گیلان کشت می شوند عبارتست از صدری، دم سیاه، حسن سرایی، میرزا عنبربو، موسی طارم، صدری دم زرد، صدری دم سفید، صدری امیری و معمولی است؛ وانواع برنج بی نام ، حسنی، مولایی، رسمی و قریب نام برد .(گروه پژوهشگران ایران،1374 : 129).

3 ـ انواع برنج زیر کشت روستای امام ده

در این روستا برنج های صدری ، دم سیاه، حسن سرایی، علی موسی کاظمی، حسنی، خزر، طارم و... می کارند و برداشت می کنند.(نقل از تمامی اهالی روستا).

4 ـ برنجکاری

کارهای برنجکاری در بهار شروع می شود و در پاییز پایان می پذیرد. اگرچه فنون کشت در مجموع یکسان است ولی زمان عملیات مختلف می تواند از یک ناحیه کوچک به ناحیه دیگری تغییر نماید، بدین ترتیب در نقاطی که آب رودخانه بطور دائم جریان ندارد شخم زنی از فصل زمستان شروع می شود تا بتوان از آب باران در این فصل استفاده کرد ولی معمولا این شخم ها از اوایل فصل بهار انجام می گیرد. این تفاوت زمانی ناشی از شرایط محلی آب و هوا، شرایط آبیاری و همچنین مدت زمان لازم برای انواع بذرهای برنج است. (بازن ،مارسل؛برومبرژه ،کریستیان 1365 :40 ).

5 ـ مراحل کاشت برنج

مرحله اول:شخم زدن

ابتدا زمین کشت برنج را آبگیری می کنند و آنرا کاملا سیراب می کنند، در این روستا آب رودخانه بطور دائم جریان ندارد، از اواخر زمستان به دلیل بارندگی زیاد آبگیری را آغاز می کنند و بعد از سیراب کردن زمین ها، آنرا سه باردر زمان های مختلف شخم می زنند .

شخم اول در اواخر زمستان صورت می گیرد و بعد از ده روز شخم دوم را می زنند و شخم سوم را قبل از نشاء کاری انجام می دهند.

زمانیکه شخم دوم را انجام می دهند (مرزبندی) هم صورت می گیرد. مرزبندی ( یعنی تمییز کردن مرزها )؛ در این مرحله مرزهای بین دو زمین و گوشه های زمین که مشخص کننده حدود زمین فردی با فرد دیگر است و برای رفت و آمد می باشد درست می کنند. بعد از درو محصول تا شروع کار جدید در این مرزها علفهای هرز بالا می آید و به زمین های کشاورزی تجاوز می کند که کشاورزان باید این علف های هرز را از بین ببرند و مرزها را تمییز کنند، و اندازه مرزها به همان اندازه قبل در بیاید و نباید حدود مرزها را تغییر بدهند. برای مرزبندی کردن زمین های زراعی از بیل های دسته بلند به نام (گرباز) استفاده می کنند.  امروزه به خاطر استفاده از علف کش های قوی شخم زدن راحت تر از گذشته انجام می گیرد و برای شخم زدن در گذشته از گاو آهن استفاده می کردند و امروز بوسیله تیلر صورت می گیرد.

مرحله دوم: جو افشاندن

در زمان شخم زدن دوم، مرحله جو افشاندن برنج در این روستا آغاز می شود . در این مرحله اهالی روستا بعد از 14 فروردین استخاره می کنند و روز سعد را انتخاب می نمایند و باید ذکر کرد که روز 13 فروردین را نحس می دانند و مرحله جو افشاندن را به هیچ وجه در این روز انجام نمی دهند.

ابتدا جو ( شلتوک برنج ) را 24 ساعت داخل آب قرار می دهند و بعد از 24 ساعت لای ساقه های برنج یا پلخوم ( نوعی گیاه خود رو می باشد ) قرار می دهند تا جوانه بزند. به این دلیل جو را لای  ساقه های برنج یا پلخوم قرار می دهند که این دو گیاه خاصیت گرما دارد و باعث می شود که جو های برنج (شلتوک های برنج) زودتر جوانه بزند.

بعد از سه روز جوانه های برنج را در تکه ای از زمین کشاورزی که کاملا صاف و هموار و آبگیری شده ،می پاشند و به آن سوته (خاکستر کاه سوخته) اضافه می کنند و معمولا یک ماه طول می کشد که توم بیجار(همان سبزه برنج ) تهیه شود و خیلی مراقبت لازم است تا آفت نزند و باید مواظب باشند تا آب کافی به زمین برسد. باران بی موقع باعث خراب شدن توم بیجار (همان سبزه برنج ) می شود (نقل از: ابراهیم حسن دوست اربوکلایه ، نرگس حسندوست اربوکلایه و مرحومه شهربانو حسن دوست اربوکلایه).

امروزه  در این روستا برای بدست آوردن توم بیجار از روش گلخانه ای استفاده می کنند یعنی بعد از خیس کردن جو (شلتوک های برنج) آن را در ساقه های برنج یا پلخوم قرار می دهند تا جوانه بزند و بعد از جوانه زدن آنها را در یک تکه زمین صاف و هموار و آب گیری شده می پاشند که طول زمین 10 الی 12 متر و عرض آن 3 متر می باشد. روی زمین بذر پاشیده شده پلاستیک می کشند و در مدت کم به آن سر می زنند و رسیدگی می کنند تا به آن آب کافی برسد. ( نقل از : ابراهیم حسندوست اربوکلایه ، نرگس حسن دوست اربوکلایه و مرحومه شهربانو حسن دوست اربوکلایه).

روش گلخانه ای چند مزیت دارد:

1- آب به اندازه کافی به بذرها می رسد.

2- توم بیجار (سبزه برنج)زودتر بدست می آید.

3- از آفات هایی نظیر باران بی موقع در امان است (نقل از: نرگس حسن دوست اربوکلایه).

مرحله سوم: نشاء کردن

موقع نشاء کاری سابقا در پنجک بهار (50 روز از بهار گذشته) آغاز می شده است اما امروزه 40 تا 45 روز از بهار گذشته ، آغازمی شود.

نشاء کاری کار بسیار سخت و طاقت فرسایی است و مختص خانم ها می باشد.

در این مرحله گاهی اوقات آقایان توم بیجار (جوانه های سبز) را از زمین می کنند و داخل تشت یا سینی قرار می دهند و در اختیار خانم ها می گذارند تا آنها عمل نشاء را انجام دهند.در این مرحله خانم ها در یک ردیف می ایستند و جوانه های سبز شده را با هم می کارند واز جلو به عقب حرکت می کنند . به این علت اینگونه حرکت می کنند تا به نشاء های کاشته شده برخورد نکنند و آنها خراب نشوند. زنها در حال نشاء کردن با هم ترانه های محلی می خوانند تا سختی کار را کمتر حس کنند. در انتهای کار که به زمین های نشاء شده نگاه کنیم تصور خواهیم کرد که جای نشاء های کاشته شده از قبل تعیین شده است اما اینطور نیست این هنر کشاورزان خانم است که با زحمت فراوان عمل نشاء را انجام می دهند.

بعد از نشاء کاری یک مقدارکود شیمیایی و مواد آلی در شالیزار می ریزند تا برنج ها تقویت شوند و برنج ها ضعیف نشوند.از این مواد زیاد استفاده نمی کنند زیرا در صورت مصرف زیاد مزه و بوی برنج از بین خواهد رفت. یک مقدار به زمین ها سم علف کش و داروی ضد کرم ساقه خوار برنج می زنند تا رشد علف های هرز خنثی شود. زیاد از سم استفاده نمی کنند زیرا برنج سمی می شود .و علف های هرز را  در مرحله وجین کاملا از بین می برند. در گذشته به جای کود شیمیایی و مواد آلی از کود حیوانی نظیر گاو، پرندگان، کود نوغان ( پیله کرم ابریشم ) برای تقویت زمین استفاده می کردند.

بعد از نشاء دوباره مرزها را تمییز می کنند که معمولا علف های هرز سرسخت که سگ واش گویند، رشد می کنند و کشاورز باید این علف ها را از بین ببرد و این کار مختص آقایان است. یکی از علف های هرز به نام سورف بعد از نشاء در میان ساقه های برنج رشد می کند که شبیه خود ساقه های برنج است که کشاورز باید آنها را در مرحله وجین از بین ببرد و مانع رشد آنها شود.

درمورد این علف هرز یک ضرب المثل قدیمی رایج است:

به جای برنج بنه ، سوروف بنه آب بخورده

معنی: به جای ساقه های برنج ، ساقه های سوروف آبیاری شده است.

منظور: موقعی که شالیزار را آبیاری می کنند تا ساقه های برنج آبیاری شوند ، علف سروف هم آبیاری می شود و آن هم رشد می کند و چون رشد این علف سریع تر از ساقه های برنج است، این ضرب المثل را به کار  می برند ( نقل از نرگس حسن دوست اربوکلایه ،  مرحومه محترم نژاد قاسم).

مرحله چهارم:وجین کاری

وجین کاری یعنی دفع و از بین بردن علف های هرز در زمینهای شالیکاری .

دانه های علفهای هرز به دلیل آنکه در آب زمین های شالیکاری قرار دارد به سرعت رشد می کند. از این رو برای جلوگیری از رشد این علف های هرز طی مراحل مختلف کشاورزان وجین کاری می کنند.

در این روستا دو هفته پس از نشاء کاری وجین اول آغاز می شود و وجین دوم وقتی گیاه برنج بلندتر شد ،صورت می گیرد. وجین سوم اگر دوباره علف هرز وجود داشت ، انجام می شود.

امروزه به دلیل استفاده از سم و علف کش ها مرحله دوم وجین راحتتر صورت می گیرد و مرحله سوم به ندرت انجام می شود.

کار وجین به اینصورت است که کشاورزان بین برنج ها می روند و علف های هرز را از بین می برند و زمین را تمییز می کنند و هرچه زمین های شالیکاری تمییز تر باشد ،رشد برنج بهتر خواهد بود .وجین کاری توسط خانم ها انجام می شود و به اینصورت است که خانم ها در یک ردیف می ایستند و به طرف جلو حرکت می کنند و علف های هرز را از بین می برند و با هم ترانه هایی  می خوانند  تا سختی کار را کمتر حس کنند  ( نقل از نرگس حسن دوست اربوکلایه ، مرحومه شهربانو حسن دوست اربوکلایه).

مرحله پنجم : برداشت و درو کردن برنج

بعد از رسیدن برنج و زرد شدن خوشه های برنج و سنگین شدن خوشه ها عملیات درو آغاز می شود که زمان درو در این روستا معمولا 15 مرداد آغاز می شود . معمولا درو کردن برنج به عهده آقایان است اما زنها نیز برای درو کردن شرکت می کنند.

در این مرحله آب مزارع را قطع می کنند و کار درو را آغاز می کنند و درو کردن بوسیله داس هایی صورت می گیرد که به شکل خاصی توسط آهنگران ساخته می شود که به آن ( داره) گویند و این داس سبکتر از داس های معمول نقاط دیگر است. کشاورزان بخاطر گرمای زیاد بر سر خود کلاه های حصیری می گذارند.

طریقه درو کردن:

ابتدا کشاورزان ساقه های برنج را مشت مشت می گیرند و با دره می برند و با یکی از ساقه های برنج گره می زنند و روی بوته های ساقه های برنج قرار  می دهند و مشته های برنج را به مدت 24 ساعت می گذارند تا در مقابل نور خورشید خشک شود و بعد از 24 ساعت ، 10 یا 12 مشت را با هم با پیچک ( پیچ چند ساقه برنج )بسته بندی می کنند و سپس دسته های برنج را جمع آوری کرده و به انبار برنج انتقال می دهند. ( نقل از: ابراهیم حسن دوست، صمد جسن دوست، نرگس حسن دوست )

6 ـ خرمن کوبی

بعد از انتقال برنج به انبارها ،بعد از مدتی آن را به وسیله ماشین های خرمن کوبی که نیروی محرکه آن تیلر است، برنج ها را خرمن می کنند که بوسیله یک تسمه لاستیکی تیلر را به خرمن کوب وصل می کنند و دانه های برنج در این مرحله از ساقه و خوشه جدا می شود . ساقه های برنج را برای خوراک دام و پیچک ( طناب دور برنج ) و در گذشته برای سقف خانه ها بکار می بردند. امروزه ماشین های خرمن کوبی جدیدتری آمده که نیازی به آوردن محصول به خانه نیست و در همان مزرعه برنج را خرمن می کنند و کسانیکه در مزرعه خرمن کردن برایشان دشوار است و مکانی برای ماشین های خرمن کوبی ندارند در خانه های خود خرمن می کنند.( نقل از : ابراهیم حسن دوست اربوکلایه، نرگس حسن دوست اربوکلایه).

7- شالیکوبی و سفید کردن برنج

در این مرحله برنج های خرمن شده را به کارخانه های برنج کوبی (شالیکوبی) می برند تا محصول خود را سفید کنند. در این مرحله ابتدا به مدت 24 ساعت برنج های خرمن شده را خشک می کنند و سپس دوباره برنج را می تراشند تا برنج سفید شود. بعد از سفید کردن برنج کار شالیکاری به اتمام می رسد.

8 - روش آبیاری شالیکاری

آبیاری زمینهای شالیکاری، هسته اصلی کار است. برای کشاورزان آب از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. آب برای آبیاری زمین های شالیکاری این روستا از سد منجیل تهیه می شود . ابتدا آب از سد منجیل به رودخانه رود بنه و سپس در نهرهای جاری شالیزار انتقال می یابد. (نقل از اهالی روستا).

میراب

میراب کسی است که به شالیزارها نظارت دارد که آب به اندازه کافی به همه جای زمین ها برسد؛و تقسیم کننده آب می باشد و نوبت آب هر کس را در هفته مشخص می کند.

وظایف میراب

1ـ تقسیم عادلانه آب برای زمین های شالیکاری.

2 ـ بازرسی دقیق زمینها .اگر گاهی آب به زمینی نرسد ، سریعا اقدام کند و مانع را از میان بردارد ؛ یا اگر زمینی بیش از حد آبیاری شد جلوی آب را بگیرد و آب را مهار کند.

نحوه انتخاب میراب

انتخاب میراب بر عهده اهالی روستا می باشد و اهالی روستا میراب را بر حسب نحوه کار کردن ،اخلاق خوب فرد،کسی که از نظر مالی ضعیف است انتخاب می کنند و رای می دهند .هرکس که رای بیشتری در بین اهالی روستا آورد به عنوان میراب انتخاب می شود.

مزد میراب

مزد میراب معمولا بعد از درو کردن برنج به ازای هر یک هکتار زمین از صاحب زمین 4 الی 5 دسته برنج می گیرد؛ که هر 4 الی 5 دسته برنج معمولا 10 کیلو برنج بعد از سفید کردن می شود ( نقل از ابراهیم حسن دوست اربوکلایه، طاهر حسن دوست اربوکلایه، نرگس حسن دوست اربوکلایه).

9 ـ رسم مناصبه ( نصف شده )

در این روستا رسم بر این است هر کس که دارای زمین کشاورزی است و خود کشاورز نیست و یا دیگر قادر به کشاورزی نمی باشد ، زمین کشاورزی خود را به یک کشاورز واگذار می کند و قراردادی تنظیم می کنند که کشاورز بر روی زمین کار کند و تمام مسئولیت زمین را کشاورز بر عهده بگیرد. در انتهای کار یعنی برداشت محصول و سفید کردن برنج نصف محصول کشاورز را بردارد و نصف دیگر به صاحب زمین تعلق می گیرد.

امروزه به خاطر بالا بودن هزینه ها، کشاورز مقداری پول برای خرید کود شیمیایی و سم از صاحب زمین می گیرد.

متاسفانه باید گفت به خاطر دلیلی که در پارگراف ذکر شد اکثر کشاورزان زمین کشاورزی فرد را برای کاشت قبول نمی کنند و به همین خاطر خیلی از صاحبان زمین ، زمین های خود را رها کرده اند. و ضربه سنگینی به صاحبان زمین و اقتصاد کشور وارد شده است.

 

10 ـ رسم بیا شرط

زمانی پیش می آید که صاحب زمین به پول احتیاج دارد به همین دلیل زمین خود را به یک کشاورز واگذار می کند و در عوض مقداری پول از کشاورز دریافت می کند و قرارداد تنظیم می کنند زمانیکه صاحب زمین پول را در زمان تعیین شده به کشاورز برگرداند کشاورز وظیفه دارد زمین را به صاحبش تحویل دهد. در طول مدت قرارداد کشاورز می تواند از محصول زمین استفاده نماید ( نقل از : حجت ابراهیمی ، صمد حسن دوست اربوکلایه).

11- رسم گیشه یاور( بیجار سری، گیشه عروس)

در این روستا کسی که نو عروس دارد ،در فصل شالیکاری رسم بر این است که نوعروس دوستان و آشنایان خود را بعنوان یاور ( کمک کننده )جمع کند و بر سر زمین خانواده داماد ( پدر شوهر و مادر شوهر ) ببرد و به آنها کمک کند تا نشاء کاری یا وجین کاری آنها تمام شود . در عوض خانواده داماد به عروس یک قواره پارچه یا چادر شب بعنوان لگلابت ( هدیه ) تقدیم می کنند و از دوستان و آشنایان عروس با میوه و شیرنی پذیرایی می کنند . در این روز ترانه های شاد محلی هم خوانده می شود.

این رسم نوعی همیاری محسوب می شود. ( نقل از: آسیه ابراهیمی، نرگس حسن دوست اربوکلایه، خدیجه خانی ).

12- برنج دوباره(خوشه چینی)

بعد از درو کردن برنج ، ساقه های برنج نارس رشد می کند و به ساقه می نشیند و نیز فصل درو کردن به پایان رسیده است . بعضی از اهالی محل که خوشه چین هستند بر سر زمین ها می روند و خوشه های برنج را درو می کنند و فرقی نمی کند که از کدام زمین  می باشد.و معمولا کسانیکه از زمین کمی برخوردار هستند مشغول به جمع آوری این ساقه های برنج می شوند .

این رسم نوعی دگریاری ناهمتراز از نوع فرادست به فرو دست می باشد. ( نقل از خدیجه خانی، زینب حسن دوست اربوکلایه، صمد حسن دوست اربوکلایه).

جمع آوری خوشه ها :

در مرحله انتقال برنج های درو شده از شالیزار به انبار های برنج،در مسیر راه مقداری از خوشه های برنج خواهد ریخت . این خوشه های برنج توسط خوشه چین جمع آوری می شود و برای خود بر می دارد. معمولا کسانیکه این خوشه ها را جمع آوری می کنند از زمین کمی بر خوردار هستند.

این رسم نوعی دگریاری ناهمتراز از نوع فرادست به فرو دست می باشد. ( نقل از خدیجه خانی، رینب حسن دوست اربوکلایه، صمد حسن دوست اربوکلایه).

رسم هاشو- واشو (رفتن - آمدن)

در مراحل (نشاء، وجین، برداشت) همیاری وجود دارد که به آن هاشو ـ واشو گویند. این همیاری بدین صورت است که اگر کسی در یکی از مراحل کشاورزی بعنوان نیروی انسانی به کمک دوستان،  خویشان و همسایه خود برود در عوض آنها در مرحله بعدی به آن کمک  خواهد کرد.

در مورد این رسم در میان افراد روستا یک ضرب المثل قدیمی رایج است:

امروز تی هَنَم نشاء     فردا تی بیا اَمِ وجین

معنی: امروز من برای تو می آیم نشاء، فردا تو بیا برای ما وجین

منظور: این ضرب المثل نشانه همیاری در کار شالیکاری است.

 

 

نوغان داری (پرورش پیله کرم ابریشم)

پرورش کرم ابریشم می تواند بعنوان فعالیت بهاره به راحتی در تقویم فعالیت های کشاورزی جای داده شود هنگامی که زنان در برنجزارها مشغول نشاء برنج و سپس وجین علف های هرز هستند ، مردان خانواده که اغلب توسط بچه ها و یا زنان سالخورده یاری می شوند، به پرورش کرم ابریشم می پردازند. در ساختن تلمبارها، چیدن برگ توت، تغذیه کرم ها و ... فقط در کارهایی که باید به سرعت انجام گیرد و بخصوص موقع جمع کردن پیله ها، زنان و مردان گرد هم می آیند. (بازن، مارسل؛ برومبرژه، کریستیان 1365 : 111).

 

مراحل اصلی دوره پرورش کرم ابریشم

مدت زمان هر دوره کامل پرورش نوغان ( پیله کرم ابریشم ) در حدود 45 روز است که مراحل آن بوسیله پوست اندازی های مختلف کرم ابریشم مشخص می شود . (بازن ، مارسل؛ برومبرژه ، کریستیان  1365 : 113).

اهالی این روستا زمانیکه این شغل رایج بود، معمولا در 15 اردیبهشت که زمان رویش برگ های توت است، این کار را انجام می دادند . قوطی های محتوی تخم نوغان ( تخم کرم ابریشم ) را از اداره نوغان داری ( پرورش کرم ابریشم ) تهیه می کنند و هر کشاورز بر حسب توتستان خود سهمیه ای از تخم نوغان (تخم کرم ابریشم ) دارد.

آنها را برای رشد سریع در خانه و در محلی که دمای معتدل دارد قرار می دهند . بعد از 12 روز کرم های کوچک از تخم خود خارج می شوند بعد کرم ها را به ظرف و جعبه های مخصوص که از مخلوط گل ، کود گاو له شده درست شده است ، منتقل می کنند و برای خوراک آنها ، روی جعبه ها را از برگ توت خرد شده می پوشانند تا کرم ها از آن تغذیه کنند. کرم ها بعد از، تخم در آمدن به صورت سفید رنگ در می آیند ، در این هنگام در روز سه نوبت با برگ های توت کامل تغذیه آنها را تامین می کنند.و کرم ها داخل این جعبه دوباره به خواب می روند و در فاصله 3 الی 5  روز کرم ها بزرگ می شوند، آنها را در این زمان به ساختمان تلمبار انتقال می دهند. صاحب تلمبار در روز 2 بار با شاخه های توت تازه کرم ها را تغذیه می کند و بعد از تغذیه کرم ها ، شاخه های توت خالی از برگ (ژگر) را جمع آوری می کنند و جایش شاخه های برگ تازه قرار می دهند . بعد از پوست اندازی آخر کرم ها تغذیه آنها بیشتر می شود که ابتدا روزی سه بار و در پایان بطور شبانه روز باید تغذیه شوند. ابتدا کرم ها اشتهایشان برای خوردن زیاد است بعد از مدتی اشتهای خود را کم کم از دست می دهند و به رنگ زرد تبدیل می شوند و حالت شیشه و براق پیدا می کنند. صاحب تلمبار در این موقع شاخه های بید یا شمشاد در داخل تلمبار قرار     می دهد که کرم ها برای تبدیل به پیله خود از روی این شاخه ها بالا می رود .

وقتی کرم ها تبدیل به پیله ابریشم شد باید سریعا جمع آوری شود تا تبدیل به پروانه نشود زیرا که آفات بزرگی به بار می آورد.

پرورش کرم ابریشم یکی از کارهای اصلی اهالی این روستا محسوب می شد و تا قبل از سال 1376 این کار رایج بوده است اما متاسفانه بخاطر از بین رفتن توتستانها و گسترش یافتن شالیکاری، این شغل از بین رفته است و بنا بر گفته اهلی روستا این شغل منفعتی برایشان نداشته است و در شالیکاری منفعت بیشتر است به خاطر همین توتستانهای خود را تبدیل به زمین های زراعی نموده اند و دیگر کسی نوغان داری ( پرورش پیله کرم ابریشم ) ندارد .(نقل از سلیمان معصوم زاده معروف به کربلایی علی معصوم زاده ،  لیلا ابراهیمی ، طاهر حسن دوست اربوکلایه،  زبیده ترابی).

پیله های جمع آوری شده دو نوع است که از لحاظ قیمت کاملا با هم فرق می کند و از هم تفکیک می شوند :

1- پیله های سفت و سالم

2- پیله های نا مرغوب که بر اثر فضولات کرم لکه دار شده و یا پیله های نرم و مرطوب است.

 

برای فروش پیله ها دو راه وجود دارد:

1- آن ها را به دفاتر محلی ( اداره نوغان و پرورش کرم ابریشم )تحویل می دهند که در آنجا پیله ها را با هوای گرم و یا بخار آب خفه کرده ، دوباره دسته بندی می کنند و به کارخانه های ریسندگی دولتی رشت می فرستند که اکثریت ابریشم تولید شده در گیلان در آنجا کشیده می شود .

2- پیله ها را در بازار به فروش می رسانند و تجار آنها را خریداری و به ریسندگی های مهم خارج از منطقه ( بخصوص مشهد )می فرستند. (بازن، مارسل؛ برومبرژه، کریستیان 1365 : 116 ).

در این روستا برای فروش پیله های خود از هر دو روش استفاده می کردند (نقل از سلیمان معصوم زاده، طاهر حسن دوست اربوکلایه، زبیده ترابی ).

 

خبر کردن همسایه ها برای جمع آوری پیله های کرم ابریشم

جمع آوری کردن پیله های ابریشم باید سریع انجام گیرد و صاحب پیله های کرم ابریشم نمی تواند به تنهایی این کار را انجام بدهد در این حالت موقع جمع آوری کردن، همسایه های خود را قبل از نهار خبر می کند . بعد از جمع آوری کردن پیله های کرم ابریشم ، صاحبخانه به میهمان ها نهار می دهد . به بچه ها پولی به نام (واجیمی) می دهد و بعد از ظهر نشینی دارند. این کار نوعی همیاری است که مرسوم بوده است (نقل از سلیمان معصوم زاده، طاهر حسن دوست اربوکلایه، زبیده ترابی، لیلا ابراهیمی ).

 

مشاغل تولیدی

مشاغل تولیدی خانگی توسط بانوان

صنایع دستی:

شرایط خاص جغرافیایی گیلان، هوای مرطوب، کوههای پوشیده از جنگل و مناظر زیبا و رنگارنگ از یک سو و سوابق طولانی چند هزار ساله مردم این سرزمین در هنر و صنعت از سوی دیگر موجب گردیده است که گیلان از دوران های کهن تا امروز صنایع و دست ساخته های زیبا و متنوع، گوناگون و پر محتوا داشته باشد، شکی نیست که صنایع دستی با سنت و آداب رسوم جامعه و تفکر و بینش هنرمندان و سازندگان و نیز محیط جغرافیائی و طبیعی رابطه مستقیم و بسیار نزدیک دارد به همین جهت از صنایع ماشینی متمایز می باشد.

قبل از تولد ماشین کلیه مصنوعات توسط دست یا ابزار دستی ساخته می شد اما هر اثری که مصنوع دست باشد نمی توان جزء صنایع دستی بشمار آورد. بطور کلی منظور از صنایع دستی آن گروه از ساخته های دست انسان است که در خلق و ایجاد آنها ذوق و هنر بکار رفته باشد، چنانکه برخی از صاحبنظران در تعریف و توجیه آن گفته اند:

صنایع دستی به آن گروه از صنایع اطلاق می شود که نمام یا قسمت اعظم مراحل ساخت فرآورده آن با دست انجام گرفته و در چارچوب فرهنگ و بینش های و ذوق و هنر انسان های هر منطقه با توجه به دیدگاه های قومی آنتن ساخته و پرداخته می شود. (گروه پژوهشگران ایران به سرپرستی ابراهیم اصلاح عربانی،1374 : 29 ).

در این روستا صنایع های دستی متعددی وجود دارد که بعضی از آنها در گذشته رایج بوده است و امروزه کمرنگ شده است و بعضی از آنها دیگر بچشم نمی خورد. معمولا صنایع دستی توسط زنان روستا از گذشته تا به امروز تولید می شده است.

1 ـ حصیر بافی:

یکی از محصولات و صنایع دستی مهم گیلان در گذشته نه چندان دور به دلیل تناسب با شرایط زیستی و اقلیمی این خطه از اقبال عمومی برخوردار بود حصیر یا بوریا است ( اداره کل آموزش، انتشارات تولیدات فرهنگی  1380 : 100 ).

در این روستا از حصیر برای بافت زیر انداز، پوشاندن دیوار، کلاه، زنبیل، سفره استفاده می کنند و معمولا بصورت ساده می بافند و روی آنرا با کاموا و نخ رنگی نقش هایی مانند گل می دوزند.

امروزه حصیر بافی در این روستا به ندرت بچشم می خورد و تعداد محدودی از افراد به حصیر بافی مشغول هستند که تعداد آنها به شمارش انگشتان دست و یا کمتر می رسد . برای فروش به شهر ها می برند و یا سفارش کار از اطرافیان خود می گیرند و می بافند (نقل از تمامی اهالی روستا و مشاهدات و تجربه).

2 ـ دست بافت ها :

دست بافت هایی که زنان این روستا می بافند معمولا از جنس نخ ابریشم یا کاموا می باشد . معمولا دست بافت های این روستا لباس، شال، جوراب، کلاه، دستکش است که زنان در فصول گرم سال در شب به عنوان سرگرمی می بافند. دست بافت های ابریشمی از قبیل روپشتی، رومیزی، روتلوزیونی و ... را زنان و علی الخصوص دختران جوان می بافند و برای تزئین منازل خود بکار می برند. (نقل از زینب حسن دوست اربوکلایه ، نرگس حسن دوست  اربوکلایه و مشاهدات).

3 ـ جارو دستی:

زنان روستا در تابستان معمولا در اواسط مرداد شاخه های گروز (گیاهی که از آن جارو دستی درست می کنند) با داس می برند و سپس با شانه ی مو روی این شاخه ها می کشند و تمام دانه های آنرا می گیرند وسپس شاخه های تمییز شده را در آفتاب قرار می دهند تا خشک شود و در انتها دسته بندی می کنند و به هم وصل می کنند و جارو را درست می کنند. ساختن جارو دستی امروزه هم کم و بیش رایج است. (نقل از: زینب حسن دوست اربوکلایه ، مرحومه شهربانو حسن دوست اربوکلایه ، مرحومه محترم نژاد قاسم  و مشاهدات).

 

مشاغل خدماتی

صنایع ماشینی

1- کارخانه های برنجکوبی

همانطور که گفته شد هسته اصلی اقتصاد این منطقه بر کشاورزی استوار است و کشت اصلی این روستا برنج است.این امر باعث ایجاد کارخانه های برنجکوبی در این روستا شده است. در این روستا 5 کارخانه برنجکوبی وجود دارد، که 3 کارخانه در پایین محله گاویه و 2 کارخانه در بالا محله گاویه واقع است. 3 کارخانه برنجکوبی این روستا مدرن است و از دستگاههای مجهز و جدید استفاده می نمایند و دو کارخانه هم از دستگاههای قدیمی وسنتی گازوئیلی استفاده می نمایند. صاحبان این کارخانه ها خود کشاورز هستند و فقط زمان برداشت برنج و فروش برنج در کارخانه ها فعال هستند و در بقیه فصول سال کارخانه تعطیل است و هیچ استفاده ای نمی شود.

در کارخانه های برنج کوبی، برنج ها را خشک می کنند ، برنج ها را سفید می کنند و همچنین اهالی روستا برای فروش محصول خود، از این کارخانه ها استفاده می نمایند (نقل از سلیمان معصوم زاده ، صمد حسن دوست اربوکلایه).

نحوه فروش برنج در کارخانه های برنجکوبی:

در این روستا مرسوم است ، اگر برنج ها را برای فروش در کارخانه ها بگذارند، خریداری که برنج را برای نمونه در دست خود می گیرد تا عطر و بو و نوع برنج را امتحان کند ، آنرا به گونی برنج بر نمی گرداند بلکه آنرا در ظرفی می ریزند؛ بعد از زیاد شدن برنج های نمونه ، آنرا برای کمک به یک فقیر می دهند. این کار نوعی دگریاری ناهمتراز انوع فرادست به فرودست می باشد. ( نقل از صمد حسن دوست ).

2 ـ کارخانه های چوب بری

یکی از صنایع طبیعی استان گیلان چوب درختان است، در این روستا به خاطر استفاده فراوان از چوب باعث شده است که کارخانه های چوب بری به وجود آید.در این روستا 3 کارخانه چوب بری وجود دارد که یک کارخانه بالا محله گاویه واقع است و دیگری در محله اربوکلایه واقع است. و نیز یک کارخانه چوب بری در پائین محله گاویه واقع است. محصولاتی که از چوب در این کارخانه ها تهیه میشود برای ساخت خانه ها، پنجره سازی، تهیه نئوپان، گهواره، چهارپایه، نردبان و... استفاده می شود.

 

شکار و صید ماهی

ماهیگیری معمولا ماهیگیری از پائیز تا اوایل بهار آغاز می شود و توسط مردان جوان و پسران روستا صورت می گیرد. و در نهر ها و رودخانه اطراف روستا ماهیگیری می کنند و زمینهای شالیکاری بعد از برداشت محصول خالی می ماند و به خاطر بارندگی زیاد آب جمع می شود به همین دلیل در این زمینها ماهی دیده می شود. ماهیگیری بوسیله قلاب ماهیگیری ( میکال )صورت می گیرد و طعمه روی قلاب، کرم خاکی می باشد. ماهی هایی که در این روستا صید می شود ماهی بینو، کولی وکپور است.

این ماهی ها معمولا برای مصرف روزانه خود استفاده می شود.

 

شکار با تله زمینی(رادم تنی):

این نوع شکار برای به دام انداختن پرندگانی چون بلبل، گنجشک، جیمجیرک  و ... است.

طرز درست کردن تله زمینی:

ابتدا یک چوب بلند را که سر آن تراشیده شده بر روی زمین فشار می دهیم. سپس سر تراشیده شده آن را با سیخ داغ سوراخ می نمائیم و چوب دیگر را حالت شتاب که سر آن نخ وصل است به چوب اول رد می کنیم و سر چوب تراشیده را کرم خاکی یا پلخوم قوشه ( گیاهی شبیه تمشک ) می زنیم تا دام و تله ای برای پرندگان باشد. زمانیکه پرنده می خواهد آن را بخورد داخل تله می افتد و پا یا گردن آن به تله گیر می کند. ( نقل از هادی حسن دوست اربوکلایه، فریدون حسن دوست اربوکلایه).

 

شکار با تله هوایی(دام تنی):

این شکار برای به دام انداختن پرندگانی چون خودتکا، چنگر، مرغابی و...است و در اواخر پائیز و زمستان صورت می گیرد.

این تله توسط تور و چوب ساخته می شود و این شکار معمولا در غروب در زمین های شالیکاری انجام می گیرد (نقل از هادی حسن دوست اربوکلایه، فریدون حسن دوست  اربوکلایه، سلیمان معصوم زاده معروف به کربلایی علی معصوم زاده).

 

از دیگر منابع اقتصادی این روستا کاشت سبزیجات و سیفیجات ، میوه جات از قبیل : خُوج (گلابی جنگلی)، پرتغال، نارنج، گوجه سبز و ...و نگهداری دام از قبیل گاو، پرورش طیور، کاشت انواع درختان می باشد.

اهالی روستا محصولات خود را به بازارهای هفتگی می برند و به فروش  می رسانند.

مشاغل خدماتی

این روستا دارای مشاغل خدماتی مختلف می باشد که این مشاغل به شرح زیر می باشد:

v    کپی و پرینت، کلوپ و سی دی فروشی

v    قهوه خانه

v    آرایشگری

v    خیاطی

v    سوپرمارکت و بقالی

v    قصابی

v    مغازه های سوپر مارکت و بقالی با فروش چند منظوره

 

مشاغل اداری

این روستا دارای مشاغل اداری به شرح زیر می باشد:

v    شورایاری روستای امام ده

v    پایگاه بسیج بالا محله امام ده

v    پایگاه بسیج پایین محله امام ده

 

مشاغل اداری همراه با خدمات و درمان

این روستا دارای مشاغل اداری همراه با خدمات و یا درمان به شرح زیر می باشد:

v    پست بانک واقع در بالا محله امام ده و مخابرات

v    درمانگاه

v    خانه بهداشت

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 18:0  توسط مژگان حسن دوست  |